مجری: بیش از دو ماه که از شروع جنگ تحمیلی سوم می گذرد. الان در زمان سکوت عملیات نظامی شاهد رخدادهای سیاسی، امنیتی و همچنین اقتصادی هستیم. اتفاقاتی در حال رخ دادن است که در دوره های قبل تصور آن هم شاید دشوار بود. روز گذشته رئیس جمهور آمریکا کمتر از چهل و هشت ساعت بعد از شروع طرح آزادی برای کشتی ها در تنگه هرمز پایان آن را اعلام کرد و برخورد قدرتمندانه ارتش و سپاه پاسداران علت این موضوع اعلام شده است.
همزمان با این اتفاق رسانه های اصلی آمریکا دو محور خبری را در دستور کار قرار دادند. یکی افشای حجم سنگین و بی نظیر تخریب پایگاه های آمریکا در منطقه که عملا این پایگاه ها را نابود کرده و دیگری افشای دروغین بندهای توافق در حال مذاکره در رسانه هایی مثل اکسیوس و رویترز بود. این اخبار در رسانه های ایرانی و البته مقامات مسئول مثل آقای دکتر قالیباف تکذیب شد.
سوال: موضوع مهمی که الان در آن فضا قرار داریم، جنگ روانی است که خیلی شدت گرفته و اظهارات متناقض و تهدید آمیزی که مقامات آمریکایی ابراز می کنند. شما اهداف پشت پرده این جنگ روانی را چه می دانید؟
جمشیدی: واقعیت این است که چند تحول مهم در حال اتفاق است. اولا اینکه جنگ های جدید و جنگ های مدرن دیگر تک ساحتی نیستند و فقط در عرصه نظامی تعریف نمی شوند، بلکه عرصه های شناختی، رسانه ای و جنگ روانی، همچنین عرصه اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی عرصه های جنگ هستند و یکی از ویژگی های خوب جنگ ایران در پاسخ ایران به جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه خودش این بود که اجازه نداد جنگ فقط در یک ساحت فقط رقم بخورد و آن را در عرصه های مختلف گسترش داد.
ما توانستیم برنامه جنگ را از عرصه صرفا زد و خورد نظامی به سمت عرصه خلیج فارس، حوزه انرژی و اقتصاد بین الملل تغییر جهت دهیم، اما یک عرصه مهم، عرصه شناختی است که از آن به جنگ روایت ها تلقی می شود.
تئوری سین های جنگ ها رو که از گذشته نگاه کنید هیچ وقت قائل به این نیستند که جنگ در عرصه نظامی تعریف می شود بلکه می گویند: جنگ با پیامدهایش تعریف می شود. یکی از عرصه های مهم پیامدها روایتی است که از جنگ ساخته می شود که چه کسی پیروز است و چه کسی شکست خورده.
جمهوری اسلامی ایران در عرصه نبرد میدانی توانست پیروز شود. دشمن نمی خواهد اجازه دهد به روایت غالب در جهان تبدیل شود. به همین علت وقتی عملیات آزادسازی که بعد از اسکورت کشتی ها تلقی می شد و بعد خود ترامپ توییت زد و به دروغ گفت: این عملیات صرفا بشردوستانه است و اقدام نظامی نداریم در حالی که واقعیتش اسکورت نظامی بود و تلاش کردند ناوچه جنگی شان را وارد منطقه و با درگیری در منطقه نیروها و برخی کشتی هایشان را آزاد کنند و از آن طرف می آید و روایت سنگینی را ارائه می دهد. یعنی آنجا یک شکست متحمل شد و به سرعت متوقفش کرد و در رسانه ها مطرح شد و شروع کردند به روایت سازی که چه کسی پیروز است و چه کسی شکست خورده.
واقعیت دوم این است که الان به لحاظ تقویم سیاسی داخل آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی داریم وارد فضای انتخاباتی می شویم و کمپین بین دموکرات ها روی بحث جنگ ایران بسته شده و ترامپ نمی خواهد اجازه دهد این روایت پیروزی که همه دارند الان در داخل آمریکا درباره آن می گویند که به لحاظ استراتژی ایران پیروز شده و توانسته نظم جدیدی ایجاد کند، جلوی آمریکا مقاومت کرده، با دروغ هایی که آنها گفته اند برملا می شود. از جمله واشنگتن پست می گفت: دویست و بیست و هشت ضربه نقطه ای دقیق به زیرساخت های نظامی و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه زده شده و یا امروز واشنگتن پست گفته: بر اساس ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا ایران در برابر محاصره، بیش از آن چیزی که آنها می گویند می تواند مقاومت کند و یا باز هم می گفتند توان ذخیره سازی نفت ایران بیش از آن چیزی است که آمریکایی ها مطرح می کنند.
این ها چیزهایی است که در داخل آمریکا دارد گفته می شود. یعنی از طرف جمهوری اسلامی گفته نمی شود. خود آمریکایی ها دارند می گویند. حتی جریان هایی که لزوما هم همسو با خودشان نیستند در جریان هم اتفاقاتی افتاده. لذا حرف ترامپ که خودش یک بازیگر اصلی در این عرصه است که آن روایت پیروزی خودش را بتواند غالب باشد یک بخشی دروغ است و بخشی دستکار و یک بخش برای مدیریت بازار انرژی است. لذا مسئله این است که شما در این جنگ جدید و در جنگ های جدید که دنیا دنیای جنگ های جدید است نمی توانید صرفا به بعد نظامی اتکا کنید. بعد نظامی بسیار مهم، ستون فقرات است اما باید بتوانید توان ارائه روایت های موثر و گسترده خودتان را داشته باشید به طوری که اگر این عرصه را ببازید ...
الان جنگ روانی که آمریکا می کند برای این است که در داخل کشور مردم ناامید و متاثر شوند و انسجام داخلی به هم بریزد. محور صحبت هایی که آمریکایی ها می کنند چیست؟ یکی این است که ایران به هم ریخته است مسئولان با هم اختلاف دارند. دوم این که همه اینها دنبال توافق هستند. اینها راهی به جز توافق ندارند. اینها دروغ است چه کسی گفته راه نجات کشور جمهوری اسلامی این است که حتما با آمریکا توافق کند؟ توافقی که مثلا در آن رفع تحریم نباشد به درد کشور نمی خورد، اما می آید این را تصویرسازی می کند. یک تصویر هم به کشورهای دیگر نشان می دهد که مثلا آقای ترامپ می خواهد برود با رئیس جمهور چین دیدار کند. باید خودش را پیروز نشان دهد. در مقابل هم رفتار دیگری می کند. دستور کاری دارد. مثلا دستور کار ایران را می خواهد آنجا پیش ببرد. اگر با شکست همراه باشد و روایت سازی هایی که خلاف منافعشان است غلبه کند، طبیعتا استراتژی اش به هم می خورد.
سوال: الان شرایط واقعی آمریکا چیست. الان برخی رسانه ها نه رسانه های داخلی، رسانه های خارجی در تحلیل هایشان صحبت از سردرگمی و نداشتن راه پیش و پس، قفل شدن می کنند. اینکه نمی دانند چه استراتژی را باید در قبال ایران در پیش بگیرند؟
جمشیدی: یکی از مشکلات اصلی که آمریکا در رابطه با ایران داشت بر اساس نگاه جاه طلبانه به اضافه عدم وجود استراتژی کاملا مشهود بود. اخیرا هم صدراعظم آلمان گفت: آمریکا با توهم و بدون برنامه وارد معرکه ایران شده است. این مشکلات را داشت که ترامپ هم او را تنبیه اقتصادی کرد. از آن روز وزیر خارجه شان دارد صحبت می کند که درست صحبت ما را نفهمیدند. مسئله این است که آمریکا با نگاه حداکثری و جاه طلبانه با تشویق رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو وارد معرکه شد . هدفش تغییر رژیم بود.
این جنگ جنگ تغییر رژیم است. مذاکرات هم هدفش فریب بود. هدفش این بود که پوشش دیپلماتیک ایجاد کند برای اینکه ایران، عملیات نظامی را متوجه نشود و آمادگی و توانمندی ایران، به صورت موثر استفاده نشود. این برنامه اصلی آمریکا بود. در مسیری که آمد دید آن هدف گذاری اشتباه بوده و از آن طرف با پاسخ قاطع جمهوری اسلامی مواجه شد. علیرغم شهادت رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی و فرماندهان و حمله گسترده دو ابرقدرت نظامی، در حالی که آنها یکی از چیزهایی که همیشه تبلیغ می کردند که ایران در ضعیف ترین وضعیتش هست نتوانستند موفق شوند. حالا دنبال چه چیزی گشتند؟ به قول خودشان دنبال راه گریز و راه فرار. در اینجا مشخص می شود که اینها انتظارشان این بود که در روزهای اولیه به هدفی برسند و تغییر رژیم و به آشوب داخلی و به مداخله عناصر تجزیه طلب و گروهک های ضد انقلاب خارج از کشور، این ها هیچ کدام محقق نشد. یعنی جمهوری اسلامی و ملت ایران آن قدر ریشه دار بود که در مقابل همه این تکانه ها توانست ایستادگی کند. در مقابل همه ی این طوفان ها توانست خودش را نگه دارد و الان ترامپ هم می گوید که ایرانی ها تحمل دردشان زیاد است. یعنی نمی تواند جور دیگری بگوید.
حالا مسئله این است که این ها در میدان شکست خوردند. شکست از این جهت که به هدفشان نرسیدند. دوم اینکه ارزیابی راهبردیشان غلط بوده. این افت بزرگتری است برای آنها ارزیابیشان کلا غلط بوده و در داخلشان اختلاف پیش آمده. برای مدیریت این صحنه وارد فازهای جدید دارند می شوند. آتش بس را پذیرفتند که بتوانند تنفسی داشته باشند، اما نکته مهم این است هدف آن ها تغییر نکرده. یعنی این ها وارد فاز مذاکره، دیپلماسی، گفتگو و این مباحث شده اند اما اشتباه بزرگ این است که ما تصور کنیم هدفشان تغییر کرده. هدف آمریکا همچنان براندازی است. هدف آمریکا همچنان تسلیم جمهوری اسلامی اسلامی است. تغییری نکرده ولی این رفت و آمدهای دیپلماتیک نباید ما را به خطا بیندازد که شاید آمریکا مثلا تنبیه شده.
یعنی در گفتگوهای دیپلماتیک، در رفت و آمدها و کاغذهایی که با هم رد و بدل می کنند، باید بسیار مراقب باشیم فریب نخوریم. یعنی یک دوره هایی آمد به اسم دیپلماسی، کاوری برای فریب مهیا و جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرد. نه یک بار بلکه دو دور.
وظیفه دیپلماسی چیست؟ وظیفه دیپلماسی این است که اول از همه همین این سوال را جواب دهد که برنامه شما چیست؟ با دیپلماسی ماهیت و هدف دشمن تغییر نمی کند. اگر خاطرتان باشد پیت هگست وزیر جنگ آمریکا گفت: ما با بمب و بمباران مذاکره می کنیم. یعنی مذاکره هم بخشی از آن جنگ است. ابزار تغییر کرده است کما اینکه از قدیم الایام هم می گفتند جنگ ادامه سیاست است ولی با ابزار دیگر این سیاست هم همان ادامه جنگ است، با روش دیگر. لذا در عین اینکه آمریکا در رسیدن به اهدافش اشتباه کرده اما هنوز دست برنداشته است.
موقعیتی که الان در آن هستیم را باید درست متوجه شویم. الان ما در وضعیت جنگی هستیم. اشتباه هست فکر کنیم جنگ تمام شده، آتش بس است. سکوت آتش و عدم تبادل آتش بین دو طرف است اما آمریکا می بینید در روزی که مذاکرات اسلام آباد بود توئیت زد و گفت: مذاکرات موفقیت آمیز بوده. جمله بعدش در همان توئیت گفت: محاصره دریایی را اعمال می کنم. محاصره، اقدام جنگی است. یعنی به لحاظ حقوق بین الملل، اقدام جنگی تلقی می شود. اساسا می توانیم آن را نقض آتش بس تعریفش کنیم. در همین زمان این کار رو انجام داد در حالی که آمریکایی ها ادعا می کنند داریم پیام و کاغذ رد و بدل و مذاکره می کنیم و می بینید که عملیات ورود به تنگه را می خواهد انجام دهد. همزمان دارد نیروهایش را تقویت می کند. همزمان خیلی صریح دارد می گوید که نه تنها باید به عناصر ضد انقلاب خارج از کشور سلاح داد و کمک کرد، باید به داخل کشور ایران هم به مردم سلاح دهیم. یعنی آن چیزی که او به عنوان مردم تعریف می کند. آن خائنینی که مد نظر او است به آنها هم سلاح داده شود که در داخل کشور کشت و کشتار شود. همه این ها نشان می دهد که برنامه دشمن تغییر نکرده.
سوال و اتفاقا می گفت یکی از دلایل زمانی که انتخاب شد برای عملیات آزاد که آن ها اسمش را گذاشتند برای اسکورت نفتکش ها این بود که چون در زمان رد و بدل پیام ها دارد اتفاق می افتد فکر نمی کردند که ایران در این زمان هم جواب دهد؟
جمشیدی: نکته مهم این است که در برابر هر نقضی، باید واکنش نشان دهیم. رفتاری که در دوره آتش بس داریم باید امتداد رفتاری باشد که در دوره جنگ داشتیم. چون اساسا جنگ تغییر نکرده. جنگ متوقف نشده. ما قرارداد صلحی نبستیم که آمریکا دست از خصومت برداشته باشد. همچنان دارد تسلیحاتش را می آورد، اما ما در جنگ موفق شدیم، برآورد آمریکا را تغییر دهیم هم در رابطه با بقای نظام و ملت ایران و هم در مورد توان نظامی ایران.
آنها می گفتند ایران ضعیف است، پس بهش حمله می کنیم. امام شهیدمان اواخر سال هزار و چهارصد و سه فرمودند: این ها برآورد ضعف دارند از ملت ایران ولی قبلی هایشان هم با تصور ضعف به ایران حمله کردند. منظور صدام بود.
یعنی اول انقلاب به ایران حمله کردند و دیدید که چه سیلی خوردند و آنها هم با این وضعیت مواجه می شوند. یعنی از همان موقع مقام معظم رهبری il برآورد نیات دشمن را داشت و هم برآورد قوت و قدرت و انسجام داخلی را. حالا اگر آنجا رهبری فرمودند که توافق با آمریکا خسارت محض است آن هم براساس برآورد یعنی گفتگو با آمریکا و مذاکراتی که مذاکرات تیپ آمریکایی دنبال می کنند.
سوال: با توجه به اینکه به فضای دیپلماسی پایان جنگ ظاهرا نزدیک می شویم با شرایطی که جمهوری اسلامی ایران دارد چه الزاماتی در این دیپلماسی باید رعایت شود؟
جمشیدی: نکته مهم این است که ما این تصور رو نداشته باشیم که دیپلماسی و توافق به معنی دست برداشتن آمریکا از نیات خصمانه خودش است. برآوردم از رفتار آمریکا طی دو دهه گذشته این است که اساسا دنبال توافق با ایران نیست، اگر توافقی هم انجام دهدT دنبال رفع تحریم و کاهش فشار بر ملت ایران نیست. اوج رفع تحریم را در دوره اوباما مشاهده کردید. اوج توافقی که گسترده و خیلی جزئی بود، در آن دوره بود ولی ملت ما کاملا این را حس کردند و دیدند که رفع تحریم واقعی انجام نمی شود. آمریکایی ها با بهانه های مختلف زیر آن حرف های اولیه زدند.
سوال: یعنی منظورتان این است که رفع تحریم اتفاق نخواهد افتاد؟
مشیدی: می گویم بر اساس استراتژی آمریکا، آمریکا به دنبال رفع تحریم ایران نیست حتی اگر با ایران توافق کند ممکن است، گشایش های موردی باشد به قولی اسقاطیه بدهد. این یعنی اهرم را در اختیارش نگه داشتن. استراتژی آمریکا را باید منطقه ای تحلیل کرد. نمی توان آمریکا را بر اساس روابط دوجانبه تحلیل کرد/ آمریکا برای خودش منافع و تهدیدهای منطقه ای و جهانی قائل است و با مدیریت هر کدام از این ابزارها به دنبال هدف نهایی خودش در هر منطقه ای از جهان است. آمریکا در منطقه ما دنبال قدرت گرفتن ایران است؟ کدام از دولت های آمریکایی در 50 سال گذشته دنبال تقویت ایران بودند؟ هیچ کدام. خود ترامپ از همه واضح تر می گوید. توافق را می گوید تسلیم. نه برای بار اول، برای بار دهم، بار بیستم.
سوال: این دفعه فرقی کرده است تنگه هرمز ابزار قدرتمندی در دست ماست. با این می شود رفع تحریم شود؟
جمشیدی: اگر درست استفاده شود و اگر باز نشود می تواند ابزار مهم و موثری باشد. این ها محاصره را برای چه گذاشتند؟ محاصره را در عوض بحث تنگه، اما اساسا محاصره که از ابتدا در دستور کار نبود، ولی وسط مذاکره آوردند و یک روز گفتند در برابر تنگه ما محاصره را برمی داریم ولی بعدا در مواضع آمریکایی ها می شنویم که در مقابل تنگه هم نیست، در مقابل توافق نهایی است. در توافق نهایی صحبت کنیم. در مقابل مذاکرات جدیدست. اگر آمریکایی ها به ابزاری برسند و آن ابزار شکست نخورد، قطعا آن را حفظ می کنند و آن را تکان نمی دهند.
سوال: این ظرفیت را دارد؟
جمشیدی: این قدرت را داریم که او را شکست دهیم، ولی باید در دوره آتش بس در مقابل هر نقض آتش بسی، مقاومت کنیم و پاسخ دهیم. کما این که این عملیات توجیه آزادی را شروع کنند، ایران زد. تعارف ندارد که می خواهد یک فاز دیگر را شروع کنیم. همان محاصره را ببینید. محاصره اول گفتند ما کنار ایستاده و ملاحظه می کنیم و بعد گفتند کشتی را برمی گردانیم بعد گفتند کشتی ها را متوقف می کنیم. بعد گفتند کشتی ها را با خودمان می بریم. پله پله جلو می آید اگر مقابلش نایستید. بعد منطقه پرواز ممنوع را اعلام می کند.
سوال: این صحبت بعد از این که قرار بود اسلام آباد دو برگزار شود، آمریکایی ها دنبال این هستند که از کارت محاصره در مقابل تنگه هرمز در مذاکره استفاده کنند، ولی جمهوری اسلامی با نرفتن به اسلام آباد برای مذاکره عملا این بازی را بهم زد و عملا گفت: در مقابل تنگه نخواهم مذاکره نمی کنم و نمی گذارم این با آن زده شود و این بازی بهم خورد.
جمشیدی: می گویم آن کاری که ما در آتش بس می کنیم باید امتداد کاری باشد که در جنگ است. اگر در زمان جنگ دست کشور بازست، او اقدام کند، شما می زنید. در آتش بس او کاری می کند ولی ما ملاحظه آتش بس می کنیم. این اشتباه است.
سوال: اگر الزامات را دسته بندی کنیم، یکی این است که تنگه هرمز را در بحث مذاکراتی پیش نبریم.
جمشیدی: قرن هاست که این تنگه مال ایران است. اسمش هرمزست. همه می شناسند. جمهوری اسلامی در 50 سال اخیر هیچ وقت اقدامی در برابر تنگه نکرده است. چرا الان این کار را انجام داده؟ منطق راهبردی و امنیتی دارد.
تنگه هرمز تبدیل شد به منشاء تهدید جمهوری اسلام. یعنی از مسیر تنگه به دنبال تجهیز نظامی و عملیاتی علیه ایران به کار گرفته شد و تنگه در آب های سرزمینی ایران است و ربطی به آب های آزاد ندارد. طبیعتا برای حفظ امنیت خودش با همان منطق امنیت ورود کرد، نه زیاده خواهانه یا توسعه طلبانه. برای این که امنیت خودش را حفظ کند، همچنان باید بر تنگه مسلط باشد. عبور و مرور از آن جا، به ضرر جمهوری اسلامی شده، به ضرر حاکمیت ارضی ایران شده. دشمن از آن جا می خواهد عملیات و تجهیز کند و همه پایگاه هاش را آن جا ساخته. آن کسی که میلگرد، یا سیمان یا سلاح می آورد، بیشتر حجم که می آورند با کشتی است. هواپیما که آن قدر ظرفیت ندارد بیاد آن جا. تنگه منشاء تهدید بوده است برای ما، به خصوص کشورهایی که متخاصم بودند. اما به این معنی است که حتی بعد از جنگ نباید تنگه را رها کنیم. ممکن است به عنوان تقویت و بازسازی استفاده شود. این که تنگه را در دستور کار مذاکره بگذاریم، بی معنی است یا اگر بخواهیم مذاکره کنیم به روال سابق و آن وضعیت قبل از جنگ دیگر برنمی گردیم.
سوال: راجع به الزامات دیپلماسی پایان جنگ اساسا تنگه هرمز در بحث مذاکراتی قرار نگیرد و راجع به آن صحبت نخواهیم کرد؟
جمشیدی: این که می خواهند بپذیرند، خوب بپذیرند نظم جدید را ولی ما این که ما امتیاز دهیم به صلاح کشور نیست. این اهرم موثری است. یک نکته اول گفتم این که مذاکره به معنی آمادگی دشمن برای توافق نیست.
سوال: آن چه که در جنگ به دست نیاورده می خواهد در مذاکره به دست بیاورد؟
جمشیدی: یک چیزهایی به دست بیاورد که در جنگ به دست نیاورده بعد از آن می خواهد ارزیابی کند ایران را. می خواهد ببیند خیلی خوب من یک دور جنگیدم، وضعیت ایران، حساسیت ها، برآورد ایران و پیشنهادهای ایران که روی میز می گذارد چیست؟ اگر ببیند بعد از یک هفته جنگ پیشنهاد ایران تغییر کند، تنزل کند، کوتاه بیاید، می بیند مسیر را درست رفته. اگر ببیند محکم ایستادیم سر هدفی، می بیند که برآوردش غلط است.
پس اول این که ورود به مذاکره و دیپلماسی بخشی از جنگ است و می خواهد برآورد را ببیند. عملیات اطلاعاتی و گشت اطلاعاتی است و ببیند در چه وضعی هستیم؟ این که خوشحال شویم که هر دفعه رفتیم و گفتیم جنگی که اتفاق افتاد دیدیم که فضای رسانه ای و عمومی این بود که فضا مثبت است، آمدیم بعد جنگ شد، این چه ابزاری است؟ ابزار اشتباه است. دشمن آمده که ببیند وضعیت چیست؟ وضعیتی ایجاد و شما را امیدوار کرده و باعث عملیات ناگهانی شود؟ این مهم است که متوجه باشیم دیپلماسی ابزار جنگی است. دیپلماسی، تغییر فضا نیست. ما هم فضای جنگی مان تمام نشده و دشمن دنبال اهداف خودش است و آن را دنبال می کند.
سوال: چه نکات دیگری در دیپلماسی باید مطرح باشد؟
جمشیدی: ما در فرآیند مذاکره و دیپلماسی باید اهرم های قدرت خودمان را واگذار نکنیم و این مهم است. آمریکا در جنگ نتوانسته تنگه هرمز را باز کند. در جنگ نتوانسته اورانیوم ایران را بگیرد. در جنگ نتوانسته ایران را وادار به تسلیم کند. چیزی که مرتب می گوید. بعد در مذاکره با رفت و آمد چهار تا کاغذ طبیعتا نباید این اتفاق بیفتد.
اول از همه باید اهرم های قدرت خودمان را بشناسیم. موضوعی که ما را در این جنگ پیروز کرده و مانع از این شده که دشمن به هدفش نرسد، انسجام داخلی، قدرت موشکی و تنگه است و دشمن دارد دانه دانه این ها را به عنوان اهداف می گوید.
سوال: راجع به این هسته ای و غرامتی که مطرح می شود و بحث جبهه مقاومت، این نظام جدید تنگه هرمزی که از آن صحبت می کنیم، معنی اش چیست؟ صرفا دستورالعملی است که در ایمیل معروف گفته شد که به کشتی ها داده شد که مطابق آن رفتار کنند؟
جمشیدی: نخیر. هدف اصلی در رابطه با تنگه هرمز ممانعت از تجدید تهدیدست. تنگه هرمز و عبور و مرور از آن جا تبدیل شد به منشاء تهدید علیه جمهوری اسلامی و حتی آمریکا دنبال این بود که آن جا عملیات کند، زمین بگیرد. ساحل بگیرد. میادین نفتی را. خارک را. همه به عنوان اهداف اعلام شده بود. جمهوری اسلامی برای جلوگیری از این عملیات و جلوگیری از ورود دشمن و هم به لحاظ کلانتر، جلوگیری از تبدیل تنگه به عنوان منشاء تهدید برای آینده بلندمدت ورود کرد. وقتی می گوییم نظام به معنی این است که دیگر ورود کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی که وارد عملیات نظامی علیه ایران شدند، در دوره جنگ که قطعا ممنوع است، در دوره بعد از جنگ هم ممنوع است.
سوال: حتی اگر عوارض دهند؟
جمشیدی: به این معنی نیست، دشمن ما نمی تواند تردد نظامی داشته باشد و با توجه به خسارت هایی که به کشور زدند و غرامتی که باید پرداخت شود، یکی از راهکارهایی است که آن را دنبال کنیم. نکته دوم، برای این که کشورها و بقیه کسانی که تجارت متعارف و مشروع دارند، بتوانند تجارت کنند و ما مطمئن شویم که آن ها تهدیدی علیه ما نیستند، باید سامانه ای وجود داشته باشد که ما از چه مبداء، به چه مقصدی می روند و بارشان چیست؟ و اطلاعات مربوطه را بدهند و ایران هم بتواند آن ها را مدیریت کند.
سوال: مطمئن باشیم که این بی ضررست؟
جمشیدی: اگر نفت بردارد و برای رژیم صهیونیستی ببرد، دارد دشمن را تقویت می کند و اجازه نمی دهیم و باید جلوی آن گرفته شود. این نیازمند چیست؟ برای این که کشتی بداند که جمهوری اسلامی اولا مخالفت می کند با این کار، دوما اگر ورود کرد مانع می شود. اگر هم دوبار عبور کرد، ثبت می شود و دفعه بعد هم از این منطقه عبور کند، آن موقع با آن برخورد می کنیم.