انسجام داخلی،قدرت موشکی وتنگه هرمز اهرمهای قدرت ایران

صدا و سیما جمعه 18 اردیبهشت 1405 - 06:16
استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران گفت: باید اهرم‌های قدرت خودمان را بشناسیم و موضوعی که ما را در این جنگ پیروز کرده و مانع از این شده که دشمن به هدف خود برسد، انسجام داخلی، قدرت موشکی و تنگه هرمز است.

انسجام داخلی، قدرت موشکی و تنگه هرمز، اهرام های قدرت ایران

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای محمد جمشیدی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، جنگ روانی و اظهارات متناقض و تهدید آمیز مقامات و رئیس جمهور آمریکا را تحلیل کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: 

 
مجری: بیش از دو ماه که از شروع جنگ تحمیلی سوم می گذرد. الان در زمان سکوت عملیات نظامی شاهد رخدادهای سیاسی، امنیتی و همچنین اقتصادی هستیم. اتفاقاتی در حال رخ دادن است که در دوره های قبل تصور آن هم شاید دشوار بود. روز گذشته رئیس جمهور آمریکا کمتر از چهل و هشت ساعت بعد از شروع طرح آزادی برای کشتی ها در تنگه هرمز پایان آن را اعلام کرد و برخورد قدرتمندانه ارتش و سپاه پاسداران علت این موضوع اعلام شده است.
همزمان با این اتفاق رسانه های اصلی آمریکا دو محور خبری را در دستور کار قرار دادند. یکی افشای حجم سنگین و بی نظیر تخریب پایگاه های آمریکا در منطقه که عملا این پایگاه ها را نابود کرده و دیگری افشای دروغین بندهای توافق در حال مذاکره در رسانه هایی مثل اکسیوس و رویترز بود. این اخبار در رسانه های ایرانی و البته مقامات مسئول مثل آقای دکتر قالیباف تکذیب شد. 
سوال: موضوع مهمی که الان در آن فضا قرار داریم، جنگ روانی است که خیلی شدت گرفته و اظهارات متناقض و تهدید آمیزی که مقامات آمریکایی ابراز می کنند. شما اهداف پشت پرده این جنگ روانی را چه می دانید؟
جمشیدی: واقعیت این است که چند تحول مهم در حال اتفاق است. اولا اینکه جنگ های جدید و جنگ های مدرن دیگر تک ساحتی نیستند و فقط در عرصه نظامی تعریف نمی شوند، بلکه عرصه های شناختی، رسانه ای و جنگ روانی، همچنین عرصه اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی عرصه های جنگ هستند و یکی از ویژگی های خوب جنگ ایران در پاسخ ایران به جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه خودش این بود که اجازه نداد جنگ فقط در یک ساحت فقط رقم بخورد و آن را در عرصه های مختلف گسترش داد.
ما توانستیم برنامه جنگ را از عرصه صرفا زد و خورد نظامی به سمت عرصه خلیج فارس، حوزه انرژی و اقتصاد بین الملل تغییر جهت دهیم، اما یک عرصه مهم، عرصه شناختی است که از آن به جنگ روایت ها تلقی می شود.
تئوری سین های جنگ ها رو که از گذشته نگاه کنید هیچ وقت قائل به این نیستند که جنگ در عرصه نظامی تعریف می شود بلکه می گویند: جنگ با پیامدهایش تعریف می شود. یکی از عرصه های مهم پیامدها روایتی است که از جنگ ساخته می شود که چه کسی پیروز است و چه کسی شکست خورده.
جمهوری اسلامی ایران در عرصه نبرد میدانی توانست پیروز شود. دشمن نمی خواهد اجازه دهد به روایت غالب در جهان تبدیل شود. به همین علت وقتی عملیات آزادسازی که بعد از اسکورت کشتی ها تلقی می شد و بعد خود ترامپ توییت زد و به دروغ گفت: این عملیات صرفا بشردوستانه است و اقدام نظامی نداریم در حالی که واقعیتش اسکورت نظامی بود و تلاش کردند ناوچه جنگی شان را وارد منطقه و با درگیری در منطقه نیروها و برخی کشتی هایشان را آزاد کنند و از آن طرف می آید و روایت سنگینی را ارائه می دهد. یعنی آنجا یک شکست متحمل شد و به سرعت متوقفش کرد و در رسانه ها مطرح شد و شروع کردند به روایت سازی که چه کسی پیروز است و چه کسی شکست خورده.
واقعیت دوم این است که الان به لحاظ تقویم سیاسی داخل آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی داریم وارد فضای انتخاباتی می شویم و کمپین بین دموکرات ها روی بحث جنگ ایران بسته شده و ترامپ نمی خواهد اجازه دهد این روایت پیروزی که همه دارند الان در داخل آمریکا درباره آن می گویند که به لحاظ استراتژی ایران پیروز شده و توانسته نظم جدیدی ایجاد کند، جلوی آمریکا مقاومت کرده، با دروغ هایی که آنها گفته اند برملا می شود. از جمله واشنگتن پست می گفت: دویست و بیست و هشت ضربه نقطه ای دقیق به زیرساخت های نظامی و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه زده شده و یا امروز واشنگتن پست گفته: بر اساس ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا ایران در برابر محاصره، بیش از آن چیزی که آنها می گویند می تواند مقاومت کند و یا باز هم می گفتند توان ذخیره سازی نفت ایران بیش از آن چیزی است که آمریکایی ها مطرح می کنند.
این ها چیزهایی است که در داخل آمریکا دارد گفته می شود. یعنی از طرف جمهوری اسلامی گفته نمی شود. خود آمریکایی ها دارند می گویند. حتی جریان هایی که لزوما هم همسو با خودشان نیستند در جریان هم اتفاقاتی افتاده. لذا حرف ترامپ که خودش یک بازیگر اصلی در این عرصه است که آن روایت پیروزی خودش را بتواند غالب باشد یک بخشی دروغ است و بخشی دستکار و یک بخش برای مدیریت بازار انرژی است. لذا مسئله این است که شما در این جنگ جدید و در جنگ های جدید که دنیا دنیای جنگ های جدید است نمی توانید صرفا به بعد نظامی اتکا کنید. بعد نظامی بسیار مهم، ستون فقرات است اما باید بتوانید توان ارائه روایت های موثر و گسترده خودتان را داشته باشید به طوری که اگر این عرصه را ببازید ...
الان جنگ روانی که آمریکا می کند برای این است که در داخل کشور مردم ناامید و متاثر شوند و انسجام داخلی به هم بریزد. محور صحبت هایی که آمریکایی ها می کنند چیست؟ یکی این است که ایران به هم ریخته است مسئولان با هم اختلاف دارند. دوم این که همه اینها دنبال توافق هستند. اینها راهی به جز توافق ندارند. اینها دروغ است چه کسی گفته راه نجات کشور جمهوری اسلامی این است که حتما با آمریکا توافق کند؟ توافقی که مثلا در آن رفع تحریم نباشد به درد کشور نمی خورد، اما می آید این را تصویرسازی می کند. یک تصویر هم به کشورهای دیگر نشان می دهد که مثلا آقای ترامپ می خواهد برود با رئیس جمهور چین دیدار کند. باید خودش را پیروز نشان دهد. در مقابل هم رفتار دیگری می کند. دستور کاری دارد. مثلا دستور کار ایران را می خواهد آنجا پیش ببرد. اگر با شکست همراه باشد و روایت سازی هایی که خلاف منافعشان است غلبه کند، طبیعتا استراتژی اش به هم می خورد.
 
سوال: الان شرایط واقعی آمریکا چیست. الان برخی رسانه ها نه رسانه های داخلی، رسانه های خارجی در تحلیل هایشان صحبت از سردرگمی و نداشتن راه پیش و پس، قفل شدن می کنند. اینکه نمی دانند چه استراتژی را باید در قبال ایران در پیش بگیرند؟ 
جمشیدی: یکی از مشکلات اصلی که آمریکا در رابطه با ایران داشت بر اساس نگاه جاه طلبانه به اضافه عدم وجود استراتژی کاملا مشهود بود. اخیرا هم صدراعظم آلمان گفت: آمریکا با توهم و بدون برنامه وارد معرکه ایران شده است. این مشکلات را داشت که ترامپ هم او را تنبیه اقتصادی کرد. از آن روز وزیر خارجه شان دارد صحبت می کند که درست صحبت ما را نفهمیدند. مسئله این است که آمریکا با نگاه حداکثری و جاه طلبانه با تشویق رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو وارد معرکه شد . هدفش تغییر رژیم بود.
این جنگ جنگ تغییر رژیم است. مذاکرات هم هدفش فریب بود. هدفش این بود که پوشش دیپلماتیک ایجاد کند برای اینکه ایران، عملیات نظامی را متوجه نشود و آمادگی و توانمندی ایران، به صورت موثر استفاده نشود. این برنامه اصلی آمریکا بود. در مسیری که آمد دید آن هدف گذاری اشتباه بوده و از آن طرف با پاسخ قاطع جمهوری اسلامی مواجه شد. علیرغم شهادت رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی و فرماندهان و حمله گسترده دو ابرقدرت نظامی، در حالی که آنها یکی از چیزهایی که همیشه تبلیغ می کردند که ایران در ضعیف ترین وضعیتش هست نتوانستند موفق شوند. حالا دنبال چه چیزی گشتند؟ به قول خودشان دنبال راه گریز و راه فرار. در اینجا مشخص می شود که اینها انتظارشان این بود که در روزهای اولیه به هدفی برسند و تغییر رژیم و به آشوب داخلی و به مداخله عناصر تجزیه طلب و گروهک های ضد انقلاب خارج از کشور، این ها هیچ کدام محقق نشد. یعنی جمهوری اسلامی و ملت ایران آن قدر ریشه دار بود که در مقابل همه این تکانه ها توانست ایستادگی کند. در مقابل همه ی این طوفان ها توانست خودش را نگه دارد و الان ترامپ هم می گوید که ایرانی ها تحمل دردشان زیاد است. یعنی نمی تواند جور دیگری بگوید.
حالا مسئله این است که این ها در میدان شکست خوردند. شکست از این جهت که به هدفشان نرسیدند. دوم اینکه ارزیابی راهبردیشان غلط بوده. این افت بزرگتری است برای آنها ارزیابیشان کلا غلط بوده و در داخلشان اختلاف پیش آمده. برای مدیریت این صحنه وارد فازهای جدید دارند می شوند. آتش بس را پذیرفتند که بتوانند تنفسی داشته باشند، اما نکته مهم این است هدف آن ها تغییر نکرده. یعنی این ها وارد فاز مذاکره، دیپلماسی، گفتگو و این مباحث شده اند اما اشتباه بزرگ این است که ما تصور کنیم هدفشان تغییر کرده. هدف آمریکا همچنان براندازی است. هدف آمریکا همچنان تسلیم جمهوری اسلامی اسلامی است. تغییری نکرده ولی این رفت و آمدهای دیپلماتیک نباید ما را به خطا بیندازد که شاید آمریکا مثلا تنبیه شده.
یعنی در گفتگوهای دیپلماتیک، در رفت و آمدها و کاغذهایی که با هم رد و بدل می کنند، باید بسیار مراقب باشیم فریب نخوریم. یعنی یک دوره هایی آمد به اسم دیپلماسی، کاوری برای فریب مهیا و جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرد. نه یک بار بلکه دو دور.
وظیفه دیپلماسی چیست؟ وظیفه دیپلماسی این است که اول از همه همین این سوال را جواب دهد که برنامه شما چیست؟ با دیپلماسی ماهیت و هدف دشمن تغییر نمی کند. اگر خاطرتان باشد پیت هگست وزیر جنگ آمریکا گفت: ما با بمب و بمباران مذاکره می کنیم. یعنی مذاکره هم بخشی از آن جنگ است. ابزار تغییر کرده است کما اینکه از قدیم الایام هم می گفتند جنگ ادامه سیاست است ولی با ابزار دیگر این سیاست هم همان ادامه جنگ است، با روش دیگر. لذا در عین اینکه آمریکا در رسیدن به اهدافش اشتباه کرده اما هنوز دست برنداشته است.
موقعیتی که الان در آن هستیم را باید درست متوجه شویم. الان ما در وضعیت جنگی هستیم. اشتباه هست فکر کنیم جنگ تمام شده، آتش بس است. سکوت آتش و عدم تبادل آتش بین دو طرف است اما آمریکا می بینید در روزی که مذاکرات اسلام آباد بود توئیت زد و گفت: مذاکرات موفقیت آمیز بوده. جمله بعدش در همان توئیت گفت: محاصره دریایی را اعمال می کنم. محاصره، اقدام جنگی است. یعنی به لحاظ حقوق بین الملل، اقدام جنگی تلقی می شود. اساسا می توانیم آن را نقض آتش بس تعریفش کنیم. در همین زمان این کار رو انجام داد در حالی که آمریکایی ها ادعا می کنند داریم پیام و کاغذ رد و بدل و مذاکره می کنیم و می بینید که عملیات ورود به تنگه را می خواهد انجام دهد. همزمان دارد نیروهایش را تقویت می کند. همزمان خیلی صریح دارد می گوید که نه تنها باید به عناصر ضد انقلاب خارج از کشور سلاح داد و کمک کرد، باید به داخل کشور ایران هم به مردم سلاح دهیم. یعنی آن چیزی که او به عنوان مردم تعریف می کند. آن خائنینی که مد نظر او است به آنها هم سلاح داده شود که در داخل کشور کشت و کشتار شود. همه این ها نشان می دهد که برنامه دشمن تغییر نکرده.
 
سوال و اتفاقا می گفت یکی از دلایل زمانی که انتخاب شد برای عملیات آزاد که آن ها اسمش را گذاشتند برای اسکورت نفتکش ها این بود که چون در زمان رد و بدل پیام ها دارد اتفاق می افتد فکر نمی کردند که ایران در این زمان هم جواب دهد؟ 
جمشیدی: نکته مهم این است که در برابر هر نقضی، باید واکنش نشان دهیم. رفتاری که در دوره آتش بس داریم باید امتداد رفتاری باشد که در دوره جنگ داشتیم. چون اساسا جنگ تغییر نکرده. جنگ متوقف نشده. ما قرارداد صلحی نبستیم که آمریکا دست از خصومت برداشته باشد. همچنان دارد تسلیحاتش را می آورد، اما ما در جنگ موفق شدیم، برآورد آمریکا را تغییر دهیم هم در رابطه با بقای نظام و ملت ایران و هم در مورد توان نظامی ایران. 
آنها می گفتند ایران ضعیف است، پس بهش حمله می کنیم. امام شهیدمان اواخر سال هزار و چهارصد و سه فرمودند: این ها برآورد ضعف دارند از ملت ایران ولی قبلی هایشان هم با تصور ضعف به ایران حمله کردند. منظور صدام بود.
یعنی اول انقلاب به ایران حمله کردند و دیدید که چه سیلی خوردند و آنها هم با این وضعیت مواجه می شوند. یعنی از همان موقع مقام معظم رهبری il برآورد نیات دشمن را داشت و هم برآورد قوت و قدرت و انسجام داخلی را.  حالا اگر آنجا رهبری فرمودند که توافق با آمریکا خسارت محض است آن هم براساس برآورد یعنی گفتگو با آمریکا و مذاکراتی که مذاکرات تیپ آمریکایی دنبال می کنند.
 
سوال: با توجه به اینکه به فضای دیپلماسی پایان جنگ ظاهرا نزدیک می شویم با شرایطی که جمهوری اسلامی ایران دارد چه الزاماتی در این دیپلماسی باید رعایت شود؟
جمشیدی: نکته مهم این است که ما این تصور رو نداشته باشیم که دیپلماسی و توافق به معنی دست برداشتن آمریکا از نیات خصمانه خودش است. برآوردم از رفتار آمریکا طی دو دهه گذشته این است که اساسا دنبال توافق با ایران نیست، اگر توافقی هم انجام دهدT دنبال رفع تحریم و کاهش فشار بر ملت ایران نیست. اوج رفع تحریم را در دوره اوباما مشاهده کردید. اوج توافقی که گسترده و خیلی جزئی بود، در آن دوره بود ولی ملت ما کاملا این را حس کردند و دیدند که رفع تحریم واقعی انجام نمی شود. آمریکایی ها با بهانه های مختلف زیر آن حرف های اولیه زدند.
 
سوال: یعنی منظورتان این است که رفع تحریم اتفاق نخواهد افتاد؟
مشیدی: می گویم بر اساس استراتژی آمریکا، آمریکا به دنبال رفع تحریم ایران نیست حتی اگر با ایران توافق کند ممکن است، گشایش های موردی باشد به قولی اسقاطیه بدهد. این یعنی اهرم را در اختیارش نگه داشتن. استراتژی آمریکا را باید منطقه ای تحلیل کرد. نمی توان آمریکا را بر اساس روابط دوجانبه تحلیل کرد/ آمریکا برای خودش منافع و تهدیدهای منطقه ای و جهانی قائل است و با مدیریت هر کدام از این ابزارها به دنبال هدف نهایی خودش در هر منطقه ای از  جهان است. آمریکا در منطقه ما دنبال قدرت گرفتن ایران است؟ کدام از دولت های آمریکایی در 50 سال گذشته دنبال تقویت ایران بودند؟ هیچ کدام. خود ترامپ از همه واضح تر می گوید. توافق را می گوید تسلیم. نه برای بار اول، برای بار دهم، بار بیستم.
 
سوال: این دفعه فرقی کرده است تنگه هرمز ابزار قدرتمندی در دست ماست. با این می شود رفع تحریم شود؟
جمشیدی: اگر درست استفاده شود و اگر باز نشود می تواند ابزار مهم و موثری باشد. این ها محاصره را برای چه گذاشتند؟ محاصره را در عوض بحث تنگه، اما اساسا محاصره که از ابتدا در دستور کار نبود، ولی وسط مذاکره آوردند و یک روز گفتند در برابر تنگه ما محاصره را برمی داریم ولی بعدا در مواضع آمریکایی ها می شنویم که در مقابل تنگه هم نیست، در مقابل توافق نهایی است. در توافق نهایی صحبت کنیم. در مقابل مذاکرات جدیدست. اگر آمریکایی ها به ابزاری برسند و آن ابزار شکست نخورد، قطعا آن را حفظ می کنند و آن را تکان نمی دهند.
 
سوال: این ظرفیت را دارد؟
جمشیدی: این قدرت را داریم که او را شکست دهیم، ولی باید در دوره آتش بس در مقابل هر نقض آتش بسی، مقاومت کنیم و پاسخ دهیم. کما این که این عملیات توجیه آزادی را شروع کنند، ایران زد. تعارف ندارد که می خواهد یک فاز دیگر را شروع کنیم. همان محاصره را ببینید. محاصره اول گفتند ما کنار ایستاده و ملاحظه می کنیم و بعد گفتند کشتی را برمی گردانیم بعد گفتند کشتی ها را متوقف می کنیم. بعد گفتند کشتی ها را با خودمان می بریم. پله پله جلو می آید اگر مقابلش نایستید. بعد منطقه پرواز ممنوع را اعلام می کند.
 
سوال: این صحبت بعد از این که قرار بود اسلام آباد دو برگزار شود، آمریکایی ها دنبال این هستند که از کارت محاصره در مقابل تنگه هرمز در مذاکره استفاده کنند، ولی جمهوری اسلامی با نرفتن به اسلام آباد برای مذاکره عملا این بازی را بهم زد و عملا گفت: در مقابل تنگه نخواهم مذاکره نمی کنم و نمی گذارم این با آن زده شود و این بازی بهم خورد. 
جمشیدی: می گویم آن کاری که ما در آتش بس می کنیم باید امتداد کاری باشد که در جنگ است. اگر در زمان جنگ دست کشور بازست، او اقدام کند، شما می زنید. در آتش بس او کاری می کند ولی ما ملاحظه آتش بس می کنیم. این اشتباه است.
 
سوال: اگر الزامات را دسته بندی کنیم، یکی این است که تنگه هرمز را در بحث مذاکراتی پیش نبریم.
جمشیدی: قرن هاست که این تنگه مال ایران است. اسمش هرمزست. همه می شناسند. جمهوری اسلامی در 50 سال اخیر هیچ وقت اقدامی در برابر تنگه نکرده است. چرا الان این کار را انجام داده؟ منطق راهبردی و امنیتی دارد.
تنگه هرمز تبدیل شد به منشاء تهدید جمهوری اسلام. یعنی از مسیر تنگه به دنبال تجهیز نظامی و عملیاتی علیه ایران به کار گرفته شد و تنگه در آب های سرزمینی ایران است و ربطی به آب های آزاد ندارد. طبیعتا برای حفظ امنیت خودش با همان منطق امنیت ورود کرد، نه زیاده خواهانه یا توسعه طلبانه. برای این که امنیت خودش را حفظ کند، همچنان باید بر تنگه مسلط باشد. عبور و مرور از آن جا، به ضرر جمهوری اسلامی شده، به ضرر حاکمیت ارضی ایران شده. دشمن از آن جا می خواهد عملیات و تجهیز کند و همه پایگاه هاش را آن جا ساخته. آن کسی که میلگرد، یا سیمان یا سلاح می آورد، بیشتر حجم که می آورند با کشتی است. هواپیما که آن قدر ظرفیت ندارد بیاد آن جا. تنگه منشاء تهدید بوده است برای ما، به خصوص کشورهایی که متخاصم بودند. اما به این معنی است که حتی بعد از جنگ نباید تنگه را رها کنیم. ممکن است به عنوان تقویت و بازسازی استفاده شود. این که تنگه را در دستور کار مذاکره بگذاریم، بی معنی است یا اگر بخواهیم مذاکره کنیم به روال سابق و آن وضعیت قبل از جنگ دیگر برنمی گردیم. 
 
سوال: راجع به الزامات دیپلماسی پایان جنگ اساسا تنگه هرمز در بحث مذاکراتی قرار نگیرد و راجع به آن صحبت نخواهیم کرد؟ 
جمشیدی: این که می خواهند بپذیرند، خوب بپذیرند نظم جدید را ولی ما این که ما امتیاز دهیم به صلاح کشور نیست. این اهرم موثری است. یک نکته اول گفتم این که مذاکره به معنی آمادگی دشمن برای توافق نیست. 
 
سوال: آن چه که در جنگ به دست نیاورده می خواهد در مذاکره به دست بیاورد؟
جمشیدی: یک چیزهایی به دست بیاورد که در جنگ به دست نیاورده بعد از آن می خواهد ارزیابی کند ایران را. می خواهد ببیند خیلی خوب من یک دور جنگیدم، وضعیت ایران، حساسیت ها، برآورد ایران و پیشنهادهای ایران که روی میز می گذارد چیست؟ اگر ببیند بعد از یک هفته جنگ پیشنهاد ایران تغییر کند، تنزل کند، کوتاه بیاید، می بیند مسیر را درست رفته. اگر ببیند محکم ایستادیم سر هدفی، می بیند که برآوردش غلط است.
پس اول این که ورود به مذاکره و دیپلماسی بخشی از جنگ است و می خواهد برآورد را ببیند. عملیات اطلاعاتی و گشت اطلاعاتی است و ببیند در چه وضعی هستیم؟ این که خوشحال شویم که هر دفعه رفتیم و گفتیم جنگی که اتفاق افتاد دیدیم که فضای رسانه ای و عمومی این بود که فضا مثبت است، آمدیم بعد جنگ شد، این چه ابزاری است؟ ابزار اشتباه است. دشمن آمده که ببیند وضعیت چیست؟ وضعیتی ایجاد و شما را امیدوار کرده و باعث عملیات ناگهانی شود؟ این مهم است که متوجه باشیم دیپلماسی ابزار جنگی است. دیپلماسی، تغییر فضا نیست. ما هم فضای جنگی مان تمام نشده و دشمن دنبال اهداف خودش است و آن را دنبال می کند.
 
سوال: چه نکات دیگری در دیپلماسی باید مطرح باشد؟ 
جمشیدی: ما در فرآیند مذاکره و دیپلماسی باید اهرم های قدرت خودمان را واگذار نکنیم و این مهم است. آمریکا در جنگ نتوانسته تنگه هرمز را باز کند. در جنگ نتوانسته اورانیوم ایران را بگیرد. در جنگ نتوانسته ایران را وادار به تسلیم کند. چیزی که مرتب می گوید. بعد در مذاکره با رفت و آمد چهار تا کاغذ طبیعتا نباید این اتفاق بیفتد.
اول از همه باید اهرم های قدرت خودمان را بشناسیم. موضوعی که ما را در این جنگ پیروز کرده و مانع از این شده که دشمن به هدفش نرسد، انسجام داخلی، قدرت موشکی و تنگه است و دشمن دارد دانه دانه این ها را به عنوان اهداف می گوید. 
 
سوال: راجع به این هسته ای و غرامتی که مطرح می شود و بحث جبهه مقاومت، این نظام جدید تنگه هرمزی که از آن صحبت می کنیم، معنی اش چیست؟ صرفا دستورالعملی است که در ایمیل معروف گفته شد که به کشتی ها داده شد که مطابق آن رفتار کنند؟ 
جمشیدی: نخیر. هدف اصلی در رابطه با تنگه هرمز ممانعت از تجدید تهدیدست. تنگه هرمز و عبور و مرور از آن جا تبدیل شد به منشاء تهدید علیه جمهوری اسلامی و حتی آمریکا دنبال این بود که آن جا عملیات کند، زمین بگیرد. ساحل بگیرد. میادین نفتی را. خارک را. همه به عنوان اهداف اعلام شده بود. جمهوری اسلامی برای جلوگیری از این عملیات و جلوگیری از ورود دشمن و هم به لحاظ کلانتر، جلوگیری از تبدیل تنگه به عنوان منشاء تهدید برای آینده بلندمدت ورود کرد. وقتی می گوییم نظام به معنی این است که دیگر ورود کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی که وارد عملیات نظامی علیه ایران شدند، در دوره جنگ که قطعا ممنوع است، در دوره بعد از جنگ هم ممنوع است.
 
سوال: حتی اگر عوارض دهند؟
جمشیدی: به این معنی نیست، دشمن ما نمی تواند تردد نظامی داشته باشد و با توجه به خسارت هایی که به کشور زدند و غرامتی که باید پرداخت شود، یکی از راهکارهایی است که آن را دنبال کنیم. نکته دوم، برای این که کشورها و بقیه کسانی که تجارت متعارف و مشروع دارند، بتوانند تجارت کنند و ما مطمئن شویم که آن ها تهدیدی علیه ما نیستند، باید سامانه ای وجود داشته باشد که ما از چه مبداء، به چه مقصدی می روند و بارشان چیست؟ و اطلاعات مربوطه را بدهند و ایران هم بتواند آن ها را مدیریت کند.
 
سوال: مطمئن باشیم که این بی ضررست؟
جمشیدی: اگر نفت بردارد و برای رژیم صهیونیستی ببرد، دارد دشمن را تقویت می کند و اجازه نمی دهیم و باید جلوی آن گرفته شود. این نیازمند چیست؟ برای این که کشتی بداند که جمهوری اسلامی اولا مخالفت می کند با این کار، دوما اگر ورود کرد مانع می شود. اگر هم دوبار عبور کرد، ثبت می شود و دفعه بعد هم از این منطقه عبور کند، آن موقع با آن برخورد می کنیم.
 
سوال: یکی از موضوعات بحث دریافت خسارت و غرامت جنگی است که حالا برخی مطرح می کنند که این غرامت گرفتن صرفا بحث خسارت گرفتن و جبران خسارت نیست. غرامت یک معنای دیگری هم دارد این چقدر به عنوان یک الزام در این دیپلماسی می تواند مد نظر باشد و بحث حمایت از جبهه مقاومت، چقدر به عنوان الزام در این دیپلماسی می تواند مد نظر باشد و بحث حمایت از جبهه مقاومت حزب الله لبنان که با این جنگ همراه شده، همگام با ما شهدایی را تقدیم کرد و الان هم ایران معتقد است که همراه با ایران هر اتفاقی می خواهد بیفتد همزمان باید باشد.
جمشیدی: اجازه دهید من هم خداقوت بگویم به ملت مبعوث شده ایران به تعبیر رهبر شهیدمان که این حدوداً شصت تا هفتاد روز در همه ساعات نیمه شب و تا بعضی جاها تا سحر مردم حضور دارند و اصل طرح دشمن را به شکست کشانده اند. اولا در رابطه با این عبارتی که شما به کار می برید دیپلماسی پایان جنگ. دیپلماسی پایان جنگ، دقیقی نیست. چون جنگ و دیپلماسی نباید با هم فاصله داشته باشند و اساسا دیپلماسی لزوما برای پایان جنگ نیست، یک مرحله از مراحل جنگ است. دشمن با دیپلماسی دنبال برآورد گرفتن از وضعیت جنگی و برآورد گرفتن از وضعیت داخلی و برآورد گرفتن از اینکه مسئولین و سیاستمداران ما چقدر اراده دارند، چقدر مستحکم هستند، چقدر عقب نشینی می کنند، چقدر مقاومت می کنند؟ لذا دیپلماسی که دشمن طراحی می کند بخش واقعی از جنگ است. مثل برنامه گشت اطلاعاتی است که جبهه را دارد بررسی می کند برای عملیات بعدی و ما هم داریم می بینیم جنگی تمام نشده و لزوما آمریکا دنبال پایان جنگ نیست. آمریکا با اینکه دو بار دیپلماسی را آزمایش کردیم جنگ راه انداخت. چطور الان می توانیم بگوییم دیپلماسی برای پایان جنگ است؟ و بزرگترین خطای سیاستمدار این است که دیپلماسی را تعبیر کند به معنای آمادگی دشمن برای توافق و توقف جنگ. اساسا ترامپ و نتانیاهو برنامه شان براندازی جمهوری اسلامی است. این را بارها گفته اند. تمدن را مطرح کرده اند. از بین بردن تمدن ملت ایران. از بین بردن امپراتوری ایران. حتی در توییتش ترامپ گفته این را و ما جنگ را چند ساحتی ببینیم.
برآوردی که ما از آمریکا داریم این است که آمریکا یک چرخه دارد در رابطه با ایران. چرخه آشوب، جنگ، مذاکره. دوباره آشوب، جنگ، مذاکره. یعنی می آید جنگ می کند، وارد مذاکره می شود، مذاکره اش را طوری پیش می برد که فشار اقتصادی به مردم بیاید، آشوب ایجاد کند و از آن طرف دوباره یک آشوبی در کشور ایجاد کند و بعد از آن دوباره وارد جنگ شود. این چرخه ای است که باید با یک نگاه بلند مدت بهش نگاه کنیم. شما فکر کنید اینها چند دور بخواهند این بازی را با ما انجام دهند. طبیعتا می گوید اگر من این را ادامه دهم بالاخره در یک نقطه ایران مجبور است تسلیم من شود و این نکته کلیدی است. اینجا مسئولیت مسئولین داخلی هم مشخص می شود.
یعنی آن کسی که دارد راهبرد را بررسی می کند و آن کسی که دارد اجرائیات کشور را انجام می دهد همه مسئول هستند در این جنگ. شما که رسانه ای هستید باید به مردم توضیح دهید که داستان چیست و این خوش بینی که برخی ممکن است در داخل کشور ایجاد کند که متاسفانه بعضی ها هستند که تا مذاکره می شود قیمت دلار و طلا را بالا و پایین می کنند. این تصور در برخی ایجاد می شود که اگر این مسیر را برویم اوضاع بهتر می شود. برنامه اش این نیست. آمریکا را متاسفانه نشناخته اند بعضی ها. آمریکا به دنبال این نیست که ایران قدرتمند شود. اگر می خواست قدرتمند شود می آمد دو بار با ایران بجنگد و علیه اش اقدام کند؟
اساسا آمریکا به دنبال این است که اسرائیل هژمون منطقه شود. اصلا برنامه توافق آبراهام این بود که کشورهای عربی که منبع ثروت و نفت هستند که ثروتش می آید در چرخه دلار آمریکا که داخل آمریکا را شارژ می کند و نفت ارزانش هم می شود برای هژمونی های جدید که آمریکا نیاز دارد. بنابراین نفت ارزان شان هم می شود برای تکنولوژی های جدید. برای همین آمدند همه دیتاسنتر هایشان را در این منطقه زدند که ایران هم همه را منهدم کرد. این استراتژی رو به هم زده. حالا این دشمنی که این کار را می کند می خواهد اسرائیل را بر منطقه مسلط کند، می خواهد به ایران امتیاز دهد؟ ادعاهایی که مطرح می کنند که بیاید ایران رو بازسازی کنید. چنین چیزی وجود ندارد.
آمریکا قطعا دشمن ایران است و در هیچ کدام از برنامه هایش هم، حواسش پرت نمی شود که به ایران امتیازی دهد. وقتی می گوییم توافق متاسفانه این اشتباه تلقی می شود. آمریکا دنبال توافق نیست. توافق یعنی توازن. یکی بده، یکی بستان. یک چیزی بدهی، یک چیزی بگیری.
آمریکا به ایران هیچ چیزی نمی دهد. روش ترامپ هم همین است. ترامپ در نزدیک دو سالی که در کاخ سفید بوده و چهار سالی که قبلا بود، یک مورد بگویید که این در مذاکره با کشوری یک قطره آب از دستش چکیده باشد. یک امتیاز داده باشد به یک کسی. به هیچ کس امتیاز نداده، فقط دارد می گیرد. آمریکا خودش را در وضعیت خاص بحران اقتصادی و نقطه عطف تاریخی می بیند که دنبال این است که سرمایه ها را از جهان جمع کند و در داخل آمریکا ببرد.
جریان ماگا و دموکرات ها هم اساسا این طور هستند. اوباما از سال دو هزار و دوازده چرخش به آسیا را که مطرح کرد. آمریکا به دنبال امتیاز دادن یا قوت دادن به ایران نیست. لذا وقتی می گوییم بحث دیپلماسی از این جهت می گویم دیپلماسی برای پایان جنگ نیست. اگر ما با این تصور می رویم، اما دشمن با این تصور وارد اتاق مذاکره نمی شود. کاغذی هم که به ما می دهد برای پایان جنگ نیست. .این ها می خواهند چرخه آشوب، جنگ، مذاکره مرتب تکرار شود و باید مراقب این مسئله باشیم. 
 
سوال: و الان دارد تاکید می شود بر عدم مذاکره بر سر موضوع هسته ای. علت این پافشاری ما برای وارد نشدن به مسئله هسته ای چیست؟
جمشیدی: زمانی می گفتند اگر هسته ای را بدهیم و دست برداریم دشمن کوتاه می آید. اما ما حداقل در دور اول مذاکرات در بهار و زمستان سال هزار و چهار صد و چهار دو دور رفتیم. یعنی آقایانی که رفتند مذاکره کردند. رفتند برای اینکه در حوزه هستند مذاکره کردند و امتیازات مد نظر آمریکایی ها هم مطرح بود. حتی در دوره برجام هم همین بود. در دوره برجام هم محدودیت های بسیار سختگیرانه ای برای ایران اعمال شد. شما می دانید حتی آژانس انرژی اتمی اکثر نظارتش و اکثر بودجه ای که دارد برای ایران است. یعنی ایران حدود دو تا سه درصد زیرساخت های هسته ای جهان را دارد اما حدود سی درصد نظارت ها بر ایران است. اینها را انجام دادیم و آمریکا با ما جنگ کرده. یعنی ما درباره هسته ای مذاکره کردیم، آمریکا دوباره جنگ کرده و جنگش هم جنگ براندازانه بوده و هنوز هم دنبال براندازی است با روش های مختلف. لذا اینکه من دوباره بروم در رابطه با هسته ای ای صحبت کنم اساسا کار عاقلانه ای نیست و منطقی هم نیست. چون طرف به اسم مذاکره هسته ای آمده تو را براندازی کند، پس من باید دوباره برگردم با طرف مذاکره هسته ای کنم؟ نخیر چنین چیزی نیست.
باید سطح این موضوعات کنار گذاشته شود درباره اصل سیاستش صحبت شود. تو می خواهی با جمهوری اسلامی بجنگی. یا باید از این سیاست دست برداری یا جنگ کنی؟ ما در جنگ موفق بودیم و توانستیم به دشمن ضربه اساسی بزنیم. 
نکته مهمی که الان وجود دارد همه استراتژیست های آمریکایی و غربی می گویند که ایران تنگه را بست و فشار آورد به بازارهای انرژی غربی و بازار بورس و همه این ها را آمریکا آمد محاصره را در مقابلش گذاشت اما خود آن ها می گویند آمریکا به جایی نمی رسد. چرا؟ چون زرنگی ایران این بود که زودتر شروع کرد. ایران حدودا بعد از پنجاه روز که تنگه را بسته بود آمریکا به فکر محاصره افتاد و مسئله مسئله زمان است. شما هم می توانید فشار بیاورید. حالا من که مقاومت می کنم اما بازارهای جهانی و اقتصاد غربی زودتر زمین می خوره و برآوردهایی که وجود دارد این است که مثلا در عرض دو سه هفته آینده جهش بسیار بالایی در تورم انرژی، در بحث های مختلف در کشورهای غربی اتفاق می افته و معضلی می شود برای آن ها.
لذا وقتی که در رابطه با این ها صحبت می کنیم مهم است که برنامه دشمن رو بشناسیم. تجربه نشان داده و این را هم باز تاکید می کنم آمریکا به دنبال رفع تحریم ایران نیست. آمریکا از مذاکرات موردی دنبال توافق با ایران نیست. دنبال ضربه زدن به ایران است. وزیر خارجه عمان با فاکس نیوز مصاحبه کرد و گفت: ایران حاضر است امتیاز دهد اما آمریکا می خواهد جنگ کند. این را یکی دو شب قبل از جنگ رمضان مطرح کرد. این نشان می دهد که مذاکره بی فایده و اشتباه است. 
 
سوال: در تحلیل ها صحبت از این است که واگذاری هر امتیازی در موضوع هسته ای دشمن را تشویق خواهد کرد به آغاز مجدد جنگ. به علت این که وقتی در مذاکره، نتیجه ای که در جنگ نگرفته در مذاکره بگیرد، در این چرخه ای که شما تعریف کردید می تواند امتیازات بیشتری بگیرد؟
جمشیدی: دو محور اساسی وجود دارد که اگر در رابطه با آن ها غفلت شود جنگ بعدی شدیدتر خواهد بود.
دنیا، دنیای جنگ شده. همه کشورها در حال تقویت توان دفاعی خودشان هستند. حتی کشورهایی که ارتش های شان را منحل کرده بودند، یا ارتش های شان را تنزل داده بودند به سطح انتظامی. حتی ژاپن، همه دارند سیاست دفاعی جدید، بودجه های زیاد، ائتلاف ها و همکاری های جدید و همه به سمت مستقل شدن بیشتر حرکت می کنند. یعنی می بییند که با آمریکا نمی توانند به جایی برسند. آلمان، انگلیس و همه کشورها همین کار را می کنند.
این واقعیت را بپذیریم که دنیا وارد فاز جدیدی شده است. حتی روسای جمهور قبلی آمریکا می گفتند این ده سال آینده، ده سالی است که صد سال بعدی را مشخص می کند و دنیای جنگ ها خواهد بود. به لحاظ راهبردی این را دقت داشته باشیم و نخبگان ما به خصوص این مسئله را مطرح کنند و توضیح دهند که در این فضای جدید، انتظاری که فکر کنید با یک گفتگو و توافق بتوانید خصومت دشمن در نقطه استراتژیکی مثل خاورمیانه و خلیج فارس را بردارید، اشتباه است. همیشه باید در حال تقویت خودتان باشید و این استراتژی بود که امام شهیدمان مطرح کرد ایران قوی. گفت: باید قدرت بیشتر داشته باشیم.  
نکته دوم این است که دو اهرم اصلی در مقابل آمریکا داریم. جدا از پشتوانه و ریشه ها که ملت ایران هستند. انسجام داخلی و قدرت نظامی دو اهرم اصلی است. یکی تنگه هرمز و دوم مواد و صنعت هسته ای که داریم.
آمریکایی ها علی رغم همه دروغ هایی که گفت الان به این نتیجه رسیدند و سازمان های اطلاعاتی شان هم گفتند که اگرچه مواد هسته ای ایران را بمباران کردید نابود نشده، ایران هم می تواند برنامه هسته ای اش را احیا کند، اگر بخواهد. تنگه باعث شده معضلات بزرگ و عظیمی برای آمریکا و غرب ایجاد شود. آن کسی که چند هزار کیلومتر آن طرف ترست، اصلا درکی از ایران ندارد، چیزی که فشار روی شان می گذارد، قیمت انرژی و بازار بورس شان است. فشاری که تنگه هرمز به اقتصاد غرب آورده در تاریخ بی سابقه بوده است. از شوک اول نفتی 1973 و بعدی اش 1972 این ها هیچ کدام به این اندازه نبوده. الان بیشترین ضربه را هم به لحاظ عرضه انرژی و هم به لحاظ قیمتی و هم به لحاظ طول دوره ایجاد می کند. اگر این اهرم را بدهید و آمریکا در قالب دیپلماسی مذاکره از ما بگیرد حتما دوباره حمله می کند. این ها سلاح بازدارنده ماست. با اروپایی ها و غربی ها که صحبت می کردیم، به یک کلمه می رسیدیم ساکت می شدند. وقتی از حوزه دفاعی صحبت می کردیم می گفتیم این بخشی از بازدارندگی ماست. می گفتیم هر کشوری باید بازدارندگی خودش را داشته باشد. در دنیا یک ترم جا افتاده است.
بازدارندگی یعنی ممانعت از توان دشمن برای حمله دشمن. وقتی دشمن می خواهد به تو حمله کند ببیند ابزاری دارید و از ترس آن به شما حمله نکند. این واقعیت است. اگر این را بدهید دیگر چه علتی وجود دارد که دشمن به شما حمله نکند؟ دنیای سیاست به این وضوح و شفافیت عریان است. یعنی اگر قدرت داشته باشید در مقابل شما می ایستد و گرنه به شما حمله می کند.
دنیای جدید دنیای جنگ است، دنیای صلح نیست. خود آمریکا جنگ طلب ترین کشورست. اسرائیل دنبال توسعه است، دشمن اصلی شان را ایران تعریف می کنند. اگر این دو تا را از دست دهیم و اگر مواد دهیم قطعا جنگ می شود. جنگ شدیدتر می شود. آن ها کمی می ترسند و می گویند اگر ما فشار بیاوریم ممکن است ایران برود و چیزی بسازد. این ها در محاسبات شان است. چرا این را به طرف مقابل تحویل دهیم؟ آن چه که در جنگ به دست نیاورده، در صلح و در مذاکره به دست می آورد. تنگه که ابزار اساسی ماست. دنیا را شگفت زده کرده و همه را متوقف کرده و ما این ظرفیت را داریم که از این ابزار تنگه به عنوان ترمیم حوزه سیاست خارجی مان با کشورها استفاده کنیم. یک موضوعه بسیار مهم است.
نکته دوم راهبردی است. اگر با آمریکا به گونه ای توافق کنیم، آن که به دنبال توافق متوازن با ما نیست، هم شخصیتش این اجازه را نمی دهد و هم فضای شان این اجازه را نمی دهد، اگر آمریکا به امتیازاتی که می خواهد بدهید، در رابطه با مواد و در رابطه با تنگه به او بدهید، فارغ از این که به شما چیزی بدهد یا ندهد، که اساسا آن ها چیزی به ما نخواهد داد. آن ها سیاست شان رفع تحریم واقعی نیست.
اوباما این کار را نکرد، چه برسد به ترامپ. اگر شما این امتیاز را به ترامپ و نتانیاهو بدهید، او را پیروز می کنید در سیاست داخلی شان یا شکست خورده، کسی که پیروز شده، شما پیروزی به طرف مقابل می دهید، در فصل انتخابات. اگر شما کاری کنید که به طرف مقابل تان پیروزی دهید، مطمئن باشید که همه کاندیداهایی که می خواهند قدرت بگیرند، با دستور کار فشار بر ایران و تداوم مسیر ترامپ و نتانیاهو به قدرت می رسند، اما اگر شما این ها را متوقف کنید و آن امتیازاتی که می خواهند به آن ها ندهید و مقاومت کنید و ناکام شوند آن موقع همه از کاندیداهای آمریکا و رژیم صهیونیستی فاصله می گیرند و آن سیاست تندروانه جمهوری خواهی را دنبال کرد. اما من یک جمهوری خواه متعادل هستم به من رای دهید چون او شکست خورد، کنار آمدن با آمریکا در قالب توافق و مسیری که دنبال می کنند، سند حمله مجدد و سند شکست برای جمهوری اسلامی در داخل آمریکا رقم می خورد و نباید اتفاق بیفتد
می دانم که طراحان سیاست خارجی ما وافق هستند. این را باید بدانیم که در این نقطه حساس نباید به دشمن پیروزی دهیم. دشمن باید شکست بخورد وارد فاز سیاست داخلی شده باشد و آن جا وقتی می خواهد توافق متوازن و متعادل شاید با ما امضا کند. ضمن این که آمریکا سیاستش این نیست که ایران تقویت شود. باید برویم دنبال راه های دیگر و با کشورهای دیگر و قدرت های دیگر و با چند جانبه گرایی و با نهادهای دیگر. با شرقی ها کار کنیم.
آمریکا حتی در برهه ای که از نظر خودشان میانه روها در قدرت بودند، امتیازی ندادند و خودشان که این ها میانه رو و تندرو نداریم و همه شان تندرو هستند. با این تصور و این توهم که فکر کنیم که آمریکا می خواهد به ما امتیازی دهد و حالی بدهد و قدرت دهد، چنین چیزی وجود ندارد و اگر کسی به ملت بگوید با صداقت با مردم صحبت نمی کند.
 
سوال: ایستادگی روی همین اصول ما را از این چرخه خارج می کند؟
جمشیدی: این مسیری است که موفق و اثرگذار بوده و باید این مسیر را برویم و غیر از این برویم امتیاز دادن به دشمن است و هیچ وقت کار عقلانی نیست.
 
سوال: جمع بندی یا نکته پایانی بفرمایید.
جمشیدی: تاکیدی که دارم این است که دشمن دنبال آشوب مجددست. این را فکر نکنید که رها شده و یک نکته ای که ترامپ احساس می کنم که دوستانی که کارهای امنیتی و اطلاعاتی می کنند در نظر داشته باشند در توییتی که ترامپ در 4 می، سه روز پیش برای عملیات طرح آزادی مطرح کرد، وسط این توییت، کد عملیاتی بود. در حالی که داشت درباره عبور و مرور کشتی ها صحبت می کرد، آن جا گفت: کاملا آگاهم از گفتگوهایی که دارد با نمایندگان من می شود. داشت سیگنال می داد به عده ای. باید مراقب باشیم که برنامه بعدی دشمن چه در داخل و چه در جنگ مجدد مورد غفلت وارد نشود و این طراحی دشمن را جدی بگیریم. 

منبع خبر "صدا و سیما" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.