از ویرانه‌های میناب تا تریبون‌های سردِ ژنو

صدا و سیما پنج شنبه 31 اردیبهشت 1405 - 13:17
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور در مجمع جهانی بهداشت در ژنو گفت: از جانب کشوری سخن می‌گویم که مورد حمله‌ای بدون دلیل قرار گرفته، نه فقط علیه نیرو‌های نظامی، بلکه علیه غیرنظامیان، کودکان و زیرساخت‌های سلامت.

از ویرانه‌های میناب تا تریبون‌های سردِ ژنو

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ متن سخنرانی دکتر محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمهوری اسلامی ایران در هفتاد و نهمین مجمع جهانی بهداشت در ژنو، به شرح ذیل است:

اینجا، زیر سقف‌های بلند و پرزرق‌وبرقِ ژنو، کلمات در دهانم طعمِ خاک و آهن می‌دهند. من اینجا ایستاده‌ام، پشتِ تریبونی که از صلح می‌گوید، اما در جیب‌هایم، بقایای مدادرنگی‌های سوخته‌ی بچه‌های میناب را آورده‌ام تا روی میز‌های صیقلی‌تان بگذارم. آقای رئیس، عالیجنابان با کت‌وشلوار‌های اتوکشیده.‌ می‌خواهم از عدد بگویم، اما لرزشِ صدایم از بغض نیست، از خشم است.

۱۶۸ این فقط یک شماره نیست. این صدایِ شکستنِ همزمانِ ۱۶۸ رویاست در یک ثانیه. ۱۶۸ کودک و معلم، پشتِ میز‌هایی که قرار بود سکوی پروازشان باشد، به مسلخ رفتند. خونِ آنها رویِ مشق‌هایِ ناتمام‌شان خشک شده است. ۳۷۶ شناسنامه‌ی باطل شده برای فرشته‌های زیر ۱۸ سال... بیش از ۳۳ هزار تنِ زخمی و پاره‌پاره... اینها آمار نیست، اینها تکه‌های قلبِ یک ملت است که زیر چکمه‌های بی‌رحمی له شده.

کدام قانونِ بین‌المللی، ریختنِ سقفِ مدرسه بر سرِ کودکی که تازه نوشتنِ بابا آب داد را یاد گرفته، توجیه می‌کند؟ ۶۳ بیمارستان را به آوار تبدیل کردید و ۲۷ رفیقِ سپیدپوشم را، ۲۷ طبیب که قرار بود نبضِ زندگی را بگیرند، به خاک سپردیم. انستیتو پاستور ما... پیرمردِ صد ساله‌ی نظام سلامت ما که قرن‌ها مرهم می‌ساخت، حالا خودش زیر هجومِ مستقیمِ کینه، نفس‌تنگ شده است. دکتر تدروس راست می‌گفت؛ اینها اشتباهِ محاسباتی نیست، این یک جنایتِ برنامه‌ریزی شده است.

اما بشنوید، خیال کرده‌اید با زدنِ انستیتو پاستور، علم در خانه‌ی ما حبس می‌شود؟ گمان کرده‌اید وقتی بیمارستان‌های ما را به جهنمی از آتش و دود تبدیل می‌کنید، ما میدان را خالی می‌کنیم؟ نشناخته‌اید این سپیدپوشانِ غیور را، ما همان‌هایی هستیم که وقتی سقف بر سرمان آوار شد، با دست‌های خالی خاک را چنگ زدیم تا زندگی را از دهان مرگ بیرون بکشیم. اگر بیمارستان را زدید، تیم ملی سلامت کوچه‌ها را به درمانگاه تبدیل کرد. اگر دستگاه‌هایمان را شکستید، ما با خونِ دل، نبضِ ایران را نگه داشتیم. دستانِ جراحانِ ما زیر نورِ چراغ‌قوه هم نمی‌لرزد و پرستارانِ ما با چشمانی اشک‌بار از سوگِ فرزندانشان، هنوز بر بالینِ مجروحان بیدارند.

بویِ سوختگیِ داروخانه‌ها بلند است، اما بویِ غیرت از آن هم فراتر رفته است. ما فراتر از یک ساختار، یک اراده هستیم. اراده‌ای که به دشمن می‌فهماند: شما می‌توانید خشت‌ها را فرود بیاورید، اما نمی‌توانید شرافتِ پزشکی و عزمِ ملی ما برای زنده ماندن را دفن کنید.

آقایان، دنیا باید بشنود: سلامت، قرار بود پلِ صلح باشد، اما شما روی این پل، حمامِ خون راه انداختید. نظام سلامت ایران، زخمی است، اما زانو نزده است. ما زیر بارانِ بمب، ایستاده‌ایم تا به دنیا ثابت کنیم بنیانِ ما بر صخره‌ی غیرت بنا شده، نه بر دیوار‌های لرزانِ قراداد‌های کاغذی شما.

صدای من را می‌شنوید؟ این صدایِ ضجه‌یِ مادری است که فرزندش را برای آموختن به مدرسه فرستاد... و یک لنگه کفشِ خونی نصیبش شد. اما بدانید، ما هرگز متوقف نخواهیم شد، ما می‌مانیم، مداوا می‌کنیم و این خاک را با ایثارِ پزشکان و پرستارانمان دوباره سبز خواهیم کرد. صلح اگر از نگاه شما مرده است، مقاومتِ سلامت در رگ‌های ایران، زنده‌تر از همیشه می‌تپد. ما در کنار مردممان می‌ایستیم؛ تا آخرین نفس، تا آخرین نبض.

منبع خبر "صدا و سیما" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.