چرا «پویش ۲۵ درجه» باید به یک قرار ملی تبدیل شود

ایرنا دوشنبه 04 خرداد 1405 - 00:14
تهران- ایرنا- با شروع فصل گرما، بار دیگر ضرورت تغییر نگرش عمومی به برق از یک «خدمت روزمره» به «ستون امنیت و تولید کشور» بیش از پیش احساس می‌شود؛ تغییری که مستلزم مدیریت جدی مصرف است.

گروه اقتصادی - مساله برق در ایران دیگر فقط مساله قبض ماهانه یا روشن ماندن یک لامپ و کار کردن یک کولر نیست؛ برق، پشت صحنه همه‌چیز ایستاده است؛ از پمپاژ آب و فعالیت بیمارستان‌ها گرفته تا ارتباطات، امنیت، صنایع بزرگ، سوخت‌رسانی و زندگی و اشتغال روزمره میلیون‌ها خانواده. به همین دلیل، هر بار که درباره مدیریت مصرف صحبت می‌شود، در واقع درباره حفظ پایداری یکی از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های کشور حرف می‌زنیم.

در چنین شرایطی، پویش ۲۵ درجه فقط یک توصیه فصلی یا یک شعار تبلیغاتی نیست؛ این پویش در اصل دعوتی است به فهم یک واقعیت ساده اما تعیین‌کننده: «اگر الگوی مصرف اصلاح نشود، هیچ میزان توسعه تولید هم به تنهایی برای جبران اسراف کافی نخواهد بود.»

صنعت برق کشور در ماه‌های گذشته و در بحبوحه جنگ، روزهای ساده‌ای را پشت سر نگذاشته است. شبکه‌ای با بیش از یک میلیون کیلومتر خطوط انتقال، فوق توزیع و توزیع، صدها هزار کیلومتر کابل سرویس، ده‌ها هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی و میلیون‌ها تجهیز روشنایی، در مقطعی زیر فشار شدید قرار گرفت و هزاران نیروی عملیاتی، فنی و مدیریتی شبانه‌روزی پای کار آمدند تا چراغ خانه‌ها، مراکز حیاتی و واحدهای تولیدی خاموش نماند.

در این میان، آنچه کمتر دیده شد، تلاش خاموش اما فرساینده متخصصانی بود که در گرما، در خطر، در شرایط دشوار بمباران و موشک باران جنگ و حتی در مناسبت‌های معنوی و شبانه، برای ترمیم خطوط و بازگرداندن پایداری به شبکه جنگیدند. اینجا درست همان نقطه‌ای است که باید از خودمان بپرسیم: وقتی یک شبکه عظیم با این سطح از ایثار و هزینه حفظ می‌شود، آیا رواست که در سوی دیگر، مصرف بی‌حساب و بی‌توجهی به الگوی درست، این تلاش را خنثی کند؟

مساله فقط کمبود یا محدودیت نیست؛ مساله نوع نگاه ما به انرژی است. ما سال‌ها برق را چنان مصرف کرده‌ایم که گویی منبعی بی‌انتها، ارزان و بی‌هزینه است. در حالی که هر کیلووات برق، پشت سرش زنجیره‌ای از سرمایه‌گذاری، تعمیرات، سوخت، نیروی انسانی، فشار بر تجهیزات و گاه حتی فداکاری و جان‌فشانی قرار دارد.

آماری که باید ما را تکان بدهد

شاید هیچ چیز به اندازه مقایسه مصرف برق ایران با برخی کشورهای منطقه، عمق مساله را روشن نکند. گفته می‌شود مجموع مصرف برق ۶ کشور همسایه با جمعیتی در حدود ۳۵۰ میلیون نفر، از مصرف برق ایران با حدود ۸۵ میلیون نفر کمتر است. این فقط یک عدد عجیب نیست؛ این نشانه یک الگوی مصرف نادرست و مزمن است.

به زبان ساده‌تر، ما نه فقط زیاد مصرف می‌کنیم، بلکه در بخش‌هایی بد مصرف می‌کنیم. بخشی از این بدمصرفی در تابستان خود را به‌وضوح نشان می‌دهد؛ جایی که بار سیستم‌های سرمایشی، سهمی بسیار بزرگ از مصرف برق کشور را به خود اختصاص می‌دهد. کولرهایی که روی دماهای غیرضروری تنظیم می‌شوند، فضاهایی که بی‌دلیل بیش از اندازه خنک می‌شوند، وسایلی که همزمان روشن می‌مانند و خانه‌هایی که بدون توجه به حداقل اصول بهره‌وری، انرژی می‌بلعند؛ همه این‌ها در مقیاس ملی، فشار عظیمی بر شبکه وارد می‌کند.

اینجاست که پویش ۲۵ درجه معنا پیدا می‌کند. این پویش نمی‌خواهد رفاه مردم را بگیرد؛ می‌خواهد مرز بین رفاه و اسراف را یادآوری کند. دمای ۲۵ درجه، دمای آسایش است؛ نه گرمای طاقت‌فرسا و نه سرمای غیرمنطقی. مساله این است که در سال‌های اخیر، در برخی خانه‌ها و ساختمان‌ها، تابستان را به زمستان مصنوعی تبدیل کرده‌ایم و بعد از شبکه انتظار داریم بدون تنش، بدون هزینه و بدون محدودیت پاسخگوی این زیاده‌خواهی مصرفی باشد.

یکی از مهم‌ترین خطاها در نگاه عمومی این است که بعضی‌ها تصور می‌کنند مصرف بیشتر، یک مساله شخصی است؛ یعنی هر کسی که پول قبضش را می‌دهد، پس اختیار دارد هر طور خواست مصرف کند. اما برق، برخلاف بسیاری از کالاهای دیگر، یک کالای فردی نیست. مصرف بی‌رویه یک بخش، اثرش را روی همه می‌گذارد؛ روی شبکه، روی پایداری سراسری، روی امکان تامین برق برای بخش‌های مولد، روی هزینه‌های عمومی و حتی روی کیفیت خدمات برای دیگران.

وقتی یک گروه کوچک از مشترکان، چند برابر الگو مصرف می‌کنند، در واقع فقط قبض بزرگ‌تری برای خودشان نمی‌سازند؛ آن‌ها بخشی از ظرفیت عمومی شبکه را اشغال می‌کنند؛ ظرفیتی که می‌تواند به تولید، خدمات، کشاورزی، بیمارستان‌ها یا حتی تامین پایدار برق سایر خانوارها برسد. به همین دلیل، مدیریت مصرف فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه مساله‌ای مرتبط با عدالت انرژی است.

بر اساس آمارهای ارائه‌شده شرکت توانیر، درصد کمی از مشترکان، سهم نامتعارفی در مصرف دارند؛ به‌طوری که حدود ۲ درصد مشترکان پرمصرف، نزدیک به ۱۰ درصد مصرف کل را به خود اختصاص می‌دهند. این یعنی یک اقلیت کوچک، فشاری نامتناسب بر شبکه وارد می‌کند. اگر قرار باشد کشور از تابستان با کمترین تنش عبور کند، اصلاح رفتار همین بخش، نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

وقتی برق فقط برق نیست؛ چرا ۲۵ درجه باید به یک قرار ملی تبدیل شود؟

یک انتخاب کوچک با اثر ملی

قدرت پویش ۲۵ درجه در همین سادگی آن است. قرار نیست مردم کار پیچیده‌ای انجام دهند. قرار نیست همه سبک زندگی خود را زیر و رو کنند. پیام روشن است: کافی است از افراط فاصله بگیریم. کافی است کولرها روی دمای آسایش تنظیم شوند، درها و پنجره‌ها بی‌دلیل باز نماند، وسایل سرمایشی در فضاهای بلااستفاده روشن نمانند، لامپ‌ها و تجهیزات اضافی خاموش شوند و خانواده‌ها بپذیرند که مصرف منطقی، نه محرومیت است و نه عقب‌گرد.

در مقیاس فردی، شاید این تغییرها ناچیز به نظر برسد. اما در مقیاس ملی، همین اقدام‌های کوچک می‌تواند به هزاران مگاوات کاهش مصرف منجر شود. این همان جایی است که باید فهمید مدیریت مصرف فقط یک رفتار شخصی نیست؛ یک کنش ملی است. همان‌طور که هر رأی در یک انتخابات مهم است، هر درجه دمای بالاتر روی کولر هم در پایداری شبکه مهم است.

این موضوع زمانی مهم‌تر می‌شود که بدانیم در تابستان، سهم بزرگی از بار شبکه به مصرف سرمایشی اختصاص دارد. یعنی درست همان بخشی که بیشتر از هر چیز به رفتار مصرف‌کننده وابسته است. در نتیجه، پویش ۲۵ درجه نقطه اتصال مسئولیت فردی و منفعت جمعی است؛ جایی که شهروند می‌تواند مستقیم و بی‌واسطه در حفظ پایداری کشور نقش بازی کند.

به طبع هیچ‌کس منکر وظیفه دستگاه‌ها برای توسعه ظرفیت تولید، تعمیر شبکه، افزایش بهره‌وری، مقابله با تلفات و برخورد با مصارف غیرمجاز نیست. برعکس بخش مهمی از اقدامات در همین حوزه در حال انجام است؛ از توسعه نیروگاه‌ها و رشد ظرفیت تجدیدپذیرها گرفته تا هوشمندسازی، نصب کنترل‌گرها، مدیریت مشترکان پرمصرف و برخورد با استخراج غیرمجاز رمزارز.

اما مساله اینجاست که حتی اگر همه این اقدامات انجام شود، باز هم بدون همراهی مردم، شکاف میان تولید و مصرف از بین نمی‌رود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که توسعه تولید، اگر با اصلاح الگوی مصرف همراه نباشد، خیلی زود توسط رشد تقاضای بی‌رویه بلعیده می‌شود. به بیان دیگر، کشوری که فقط نیروگاه می‌سازد اما فرهنگ مصرفش را اصلاح نمی‌کند، مثل کسی است که مدام آب بیشتری وارد مخزن می‌کند، بی‌آنکه نشتی‌ها را ببندد.

از همین رو، پویش ۲۵ درجه را نباید جایگزین سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت دانست؛ بلکه باید آن را ضلع سوم مثلث پایداری دانست: تولید، مدیریت شبکه و اصلاح رفتار مصرف. بدون این ضلع سوم، دو ضلع دیگر هم به نتیجه کامل نمی‌رسند.

وقتی برق فقط برق نیست؛ چرا ۲۵ درجه باید به یک قرار ملی تبدیل شود؟

یک ضرورت فرهنگی، نه فقط یک برنامه اداری

شاید مهم‌ترین ویژگی پویش ۲۵ درجه این باشد که مساله برق را از سطح بخشنامه و هشدارهای تکراری بیرون می‌آورد و به یک موضوع فرهنگی تبدیل می‌کند. این تغییر بسیار مهم است. چون تا وقتی مصرف بهینه فقط در حد یک پیام اداری یا چند توصیه کلیشه‌ای باقی بماند، نمی‌تواند به رفتار روزمره مردم تبدیل شود.

برای همین است که در کنار برنامه‌های فنی، بر آموزش خانواده‌ها، نقش بانوان، دانش‌آموزان و حتی طراحی شخصیت‌ها و پویش‌های فرهنگی تاکید شده است. این نگاه، اگر درست ادامه پیدا کند، می‌تواند مدیریت مصرف را از یک واکنش مقطعی تابستانه، به یک عادت پایدار اجتماعی تبدیل کند. کشوری که در آن کودکان از ابتدا با مفهوم درست مصرف کردن آشنا شوند، در آینده هزینه بسیار کمتری برای جبران بدمصرفی خواهد داد.

در واقع، اگر امروز درباره ۲۵ درجه صحبت می‌شود، پشت این عدد یک پیام بزرگ‌تر نهفته است: زمان آن رسیده که رابطه خودمان با انرژی را از نو تعریف کنیم.

سخن از مدیریت مصرف، زمانی برای افکار عمومی پذیرفتنی و اقناع‌کننده خواهد بود که مردم ببینند این مسئولیت به شکل عادلانه توزیع شده است. یعنی همان‌طور که از خانوارها خواسته می‌شود مصرف خود را مدیریت کنند، ادارات، دستگاه‌ها، بخش‌های پرمصرف، مشترکان بدمصرف، بهره‌برداران غیرمجاز و صنایع نیز سهم خود را بپردازند. مردم باید مطمئن شوند که دعوت به صرفه‌جویی فقط متوجه مصرف‌کننده عادی نیست و هم‌زمان با آن، سیاست‌گذار نیز با بی‌انضباطی، اتلاف، مصارف غیرضروری و انحراف‌ها برخورد می‌کند.

وقتی برخورد با مصارف غیرمجاز، هوشمندسازی مشترکان پرمصرف، الزام صنایع به خودتامینی و محدودسازی مصارف خارج از الگو در دستور کار قرار می‌گیرد، آن‌وقت دعوت از مردم برای پیوستن به پویش ۲۵ درجه معنا و اعتبار بیشتری پیدا می‌کند. چون جامعه احساس می‌کند با یک تقسیم عادلانه مسئولیت روبه‌روست، نه با انتقال یک‌طرفه بار بحران به دوش خانواده‌ها.

این تابستان، آزمون فقط برای شبکه نیست

تابستان پیش رو فقط آزمون صنعت برق نیست؛ آزمون جامعه هم هست. آزمون اینکه آیا می‌توانیم از مصرف‌زدگی فاصله بگیریم و به درکی بالغ‌تر از منافع جمعی برسیم یا نه. آزمون اینکه آیا حاضر هستیم برای پایداری یک زیرساخت ملی، چند درجه از افراط دمایی خود کم کنیم یا نه. آزمون اینکه آیا هنوز می‌توانیم در مسائل عمومی، همدلی را به یک رفتار عملی تبدیل کنیم یا فقط درباره آن شعار می‌دهیم؟

پویش ۲۵ درجه در ظاهر یک خواسته ساده است، اما در باطن نشانه یک انتخاب بزرگ‌تر است: انتخاب میان ادامه یک عادت پرهزینه و حرکت به سمت عقلانیت مصرف. اگر این انتخاب در سطح خانواده‌ها جدی گرفته شود، نتیجه آن فقط عبور کم‌تنش‌تر از پیک تابستان نخواهد بود؛ بلکه قدمی مهم در جهت بازسازی فرهنگ مصرف در کشور خواهد بود.

امروز دیگر نمی‌توان مدیریت مصرف برق را یک توصیه حاشیه‌ای یا موضوعی مخصوص روزهای اوج گرما دانست. برق، ستون نامرئی زندگی مدرن است و حفاظت از پایداری آن، مسئولیتی مشترک میان دولت، صنعت و مردم است. در این میان، پویش ۲۵ درجه یک نماد روشن از این مسئولیت مشترک است؛ نماد این واقعیت که گاهی یک تصمیم بسیار ساده در خانه، می‌تواند اثری بسیار بزرگ در مقیاس ملی داشته باشد.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای نگاه کردن به کولر به‌عنوان یک وسیله شخصی، آن را بخشی از معادله‌ای ملی ببینیم. معادله‌ای که یک سمت آن رفاه معقول مردم قرار دارد و سمت دیگرش پایداری شبکه، عدالت انرژی، استمرار تولید و آرامش عمومی.

اگر این واقعیت را بپذیریم، آن‌وقت «۲۵ درجه» دیگر فقط یک عدد نیست؛ یک فهم تازه است. فهم اینکه در روزگار فشار بر منابع، رفاه واقعی نه در مصرف بی‌مرز، بلکه در استفاده عاقلانه از سرمایه‌های مشترک معنا پیدا می‌کند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.