عید قربان، تنها موسم ذبح قربانی نیست؛ موسم قربانیکردن خویشتن فرسوده در برابر حقیقت است. عید قربان، آیین آزادگی است؛ لحظهای که انسان از بند نفس رها میشود، از حصار تعلقات عبور میکند و در روشنای ایمان، معنای تازهای از بندگی مییابد. این عید، از دل تاریخ ابراهیمی میآید تا به امروز ما بگوید: آنکه میخواهد به قله برسد، باید از دامنه عبور کند و آنکه میخواهد به قرب برسد، باید از خود بگذرد.
امسال اما این معنا در زمینی داغتر و زخمیتر از همیشه خوانده میشود. هنوز خاطره جنگی که با تجاوز ویرانگر و حملهای مرگبار به این سرزمین آغاز شد، در ذهنها زنده است؛ جنگی که در روایت مردم، به «جنگ رمضان» و «جنگ ۴۰ روزه» نیز شناخته میشود و با خود، اندوهی بزرگ بر جای گذاشت. در آن روزهای سخت، خبر شهادت ۱۶۸ دانشآموز میناب و نیز جانباختن هزاران کودک، زن و غیرنظامی، زخمی عمیق بر وجدان عمومی نشاند؛ زخمی که نه زمان آن را میزداید و نه فراموشی میتواند آن را درمان کند.
در چنین فضایی، یاد رهبر شهید نیز در ذهن و دل مردم حضوری پررنگتر مییابد. حضوری که نه در غیبت، که در امتداد راه، در حافظه جمعی و در آرمان ایستادگی معنا پیدا میکند. عید قربان امسال، بیحضور جسمانی او، اما با یاد و نامی که در جانها مانده، به عیدی تبدیل شده است که بیش از هر زمان دیگر، مفهوم استقامت و وفاداری به راه را یادآوری میکند.
اما عید قربان اگر تنها به خاطره و سوگ محدود شود، پیام اصلی خود را از دست میدهد. این عید، پیش و بیش از هر چیز، عیدِ مواسات است؛ عید رسیدگی به مستمندان، دلجویی از مستضعفان و سبککردن بار آنانی که زیر فشار گرانی و تنگنای معیشت، بیش از دیگران در رنجاند. چه بسیار خانوادههایی که سفرهشان، نه از کمهمتی، که از تنگی روزگار کوچک شده است؛ و چه بسیار دلهایی که در میان هزینههای سرسامآور زندگی، بیش از گوشت و قربانی، محتاج مهربانیاند.
اگر عید قربان را به زبان امروز ترجمه کنیم، باید بگوییم: این عید، فراخوانی است برای انصاف اجتماعی. برای آنکه جامعه در روزهای سخت، دست یکدیگر را بگیرد؛ برای آنکه در کنار آیین قربانی، بخشی از توان، دارایی و توجه خویش را نیز قربانی بیاعتنایی نکنیم. بندگی راستین، در کنار نماز و دعا، در سفرهای معنا مییابد که سهمی برای نیازمند دارد؛ در دستی که به یاری بلند میشود؛ در نگاهی که محروم را نمیبیند و از کنار او بیتفاوت نمیگذرد.
عید قربان، عید بریدن از «من» و رسیدن به «ما»ست. عید عبور از خودخواهی به همدلی، از رفاهطلبی به مسئولیت، از تماشا به اقدام. و چه زیباست اگر در این روز، هرکس به اندازه توان خود، سنگی از دوش دیگری بردارد؛ بهویژه در روزگاری که رنج جنگ و گرانی، همزمان بر شانههای مردم سنگینی میکند.
در نهایت، عید قربان یادآور این حقیقت است که ایمان، تنها در عبادت فردی خلاصه نمیشود؛ ایمان، وقتی کاملتر میشود که به اخلاق، عدالت، گذشت و یاری فرودستان گره بخورد. پس اگر میخواهیم این عید، عید واقعی بندگی باشد، باید آن را از دعا به رفتار، از شعار به عمل و از احساس به مسئولیت اجتماعی برسانیم.
باشد که عید قربان امسال، در میانه سوگ جنگ و سختی معیشت، روزی باشد برای تازهکردن پیمان با خدا، با مردم و با کرامت انسان؛
روزی برای یاد شهیدان، دلجویی از بازماندگان، و دستگرفتن از مستضعفان؛
و روزی برای آنکه بار دیگر باور کنیم:
از دل قربانی، میتواند بهار رهایی بروید.













