از تبریز که راه میافتی، جاده قدیم تبریز-بستانآباد و سپس مسیر پیچدرپیچ قرهچمن، خود بخشی از گزارش است؛ جادهای که در روزهای اخیر به لطف بارشهای مناسب، میان دشتهای سبز و دامنههای برفی سهند، چشماندازی تماشایی پیدا کرده و با رفتوآمد خودروهای نیسان حامل گاو و گوسفند، نشانی بازار را از دور فریاد میزند.
در ورودی بازار، میدان کوچکی با چرتکهای بزرگ در وسط آن قرار دارد؛ جایی که اهالی به آن «چرتکه میدانی» میگویند. از همینجا که بپرسی، راه بازار را نشان میدهند: امتداد خیابان امام، جایی که دستفروشان، فروشندگان دام، عرضهکنندگان پرنده و بساطداران محلی، هر کدام گوشهای از میدان و خیابان را در اختیار گرفتهاند.
صدای جیکجیک جوجهها، قدقد مرغها و خروسها و هیاهوی مشتریان، فضای بازار پرندگان را پر کرده است. کمی بالاتر، بازار گاو و گوساله و گوسفند برپاست؛ جایی که دامها با گونیهای سفید بر سر و صورت، در انتظار مشتری ایستادهاند و خریداران، با دقت و چانهزنی، قیمتها را بالا و پایین میکنند.
بازاری که از قربانی تا معیشت را در خود جا داده است
در این بازار، عدهای برای خرید دام قربانی آمدهاند و عدهای دیگر برای تأمین نیاز روزمره یا دادوستد محلی. قیمتها نیز بسته به نوع دام و وزن آن، از چند ده میلیون تومان تا رقمهای بالاتر تغییر میکند و همین موضوع، چانهزنیها را در گوشهوکنار بازار داغتر کرده است.
یکی از خریداران که برای تهیه گوشت بوقلمون به بازار آمده، از گرانی کالاها گلایه دارد و میگوید: فکر میکردم اینجا ارزانتر از بستانآباد باشد، اما آنجا حتی بعضی چیزها ارزانتر است.
در مقابل، برخی فروشندگان این حرف را نمیپذیرند و میگویند مشتری از نقاط مختلف حتی شهرهای دورتر برای خرید به این بازار میآید.
یکی از فروشندگان دام نیز با اشاره به رونق بازار در آستانه عید قربان میگوید: «خرید و فروش بد نیست، بهخصوص این روزها بهتر از هفتههای قبل شده است.» او قیمت برخی دامها را نیز چنین عنوان میکند: گوسالههای گوشتی، گاوهای شیرده، گوسفندهای قربانی و برهها، هرکدام بسته به وزن و نژاد، با قیمتهای متفاوت معامله میشوند.
گزارش تصویری این مطلب را اینجا ببینید
بازاری که ریشه در همت یک روستایی دارد
در میان شلوغی بازار، حسین سرداری از تاریخچه شکلگیری این دوشنبهبازار میگوید و یاد پدرش، کربلایی احمدعلی سرداری، را زنده میکند؛ مردی که به گفته او، حدود ۸۱ سال پیش این بازار را پایهگذاری کرد.
او روایت میکند که در آغاز، بسیاری باور نداشتند اینجا به بازار تبدیل شود، اما پدرش با اصرار، مهماننوازی و تشویق مردم، بازار را رونق داد و کمکم اینجا به یکی از مراکز مهم دادوستد محلی تبدیل شد؛ بازاری که امروز نهفقط محل خرید و فروش دام، بلکه بخشی از هویت اجتماعی و اقتصادی منطقه به شمار میرود.
از تامین مایحتاج روزمره تا فرش و حبوبات
در بخش دیگر بازار، کالاهای روزمره از میوه و سبزی گرفته تا حبوبات، برنج، روغن و دیگر مایحتاج زندگی عرضه میشود؛ بازاری که مردم محلی آن را فرصتی هفتگی برای خرید، دیدار و رفع نیازهای خانه میدانند.
در این میان، فروشندهای با صدای بلند از عکاس میخواهد از او هم تصویری بگیرد؛ لحظهای کوتاه که فضای صمیمی و بیتکلف بازار را بهخوبی نشان میدهد. در بازار تیکمهداش، هیاهوی دادوستد با شوخی، خوشوبش و لهجه گرم محلی درهم میآمیزد و تصویری زنده از زندگی روزمره مردم منطقه میسازد.
بازاری که در روزهای عادی هم جریان دارد، این روزها با نزدیک شدن عید قربان، رنگ و بوی دیگری گرفته است؛ بازاری که از دام و پرنده تا کالاهای خوراکی، از خاطره پدران بازارساز تا گفتوگوی مشتریان، همه را در خود جمع کرده و به یکی از نقاط پرجنبوجوش آذربایجان شرقی بدل شده است.












