به گزارش خبرنگار ایرنا، حجتالاسلام و المسلمین امین اسدپور روز یکشنبه در نشستی با موضوع «از فقه فردی تا فقه امتساز؛ مقدمات و الزامات اجتهاد در اندیشه امام خمینی(ره)» با گرامیداشت سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، تأکید کرد: یکی از دغدغههای جدی امام خمینی(ره) در طول حیات علمی و سیاسی ایشان، بازگرداندن اسلامشناسی به یک منظومه منسجم و جامع و پرهیز از نگاههای جزیرهای به دین بود.
وی گفت: امام بارها تذکر دادهاند که در تاریخ تفکر اسلامی، نوعی «تبعض» و پراکندگی در معرفی اسلام رخ داده است؛ بهگونهای که گاهی فقیه، اسلام را در فقه خلاصه میکند، فیلسوف آن را فلسفه میبیند، عارف همه دین را عرفان میداند و اخلاقی، اسلام را صرفاً اخلاق میخواند؛ در حالی که از نگاه امام(ره)، اسلام یک حقیقت جامع است و «اسلامشناسِ مکلف» باید کلیت اسلام را در یک منظومه هماهنگ، مبنای فهم و استنباط قرار دهد.
از «اسلام جامع» تا «عرفان اجتماعی»
اسدپور با اشاره به مباحث امام خمینی(ره) در آثار مکتوب و نیز بیانات دوران نجف و تهران افزود: در کتاب «چهل حدیث» و بهویژه در برخی مباحث آن، امام(ره) کوشیدهاند نسبت لایههای مختلف دین و نسبت «فقه اکبر» و «فقه اصغر» را بازخوانی کنند. به بیان دیگر، امام ابتدا بر ضرورت هستیشناسی و انسانشناسی توحیدی تأکید میکند و سپس نسبت این مبانی را با حوزههای فقه، اخلاق، حکمت و عرفان توضیح میدهد؛ البته نه با رویکرد حذف دیگر ساحتها، بلکه با رویکرد ایجاد یک دستگاه معرفتی هماهنگ.
وی در ادامه تصریح کرد: در تجربه فکری امام خمینی(ره)، عرفان و حکمت صرفاً یک لایه مجزا و منفک از اسلامشناسی نیست، بلکه یک «پایگاه» و «خاستگاه» برای فهم عمیقتر نسبت دین با انسان و جامعه است. از همینجاست که میتوان از نوعی مرحله جدید در عرفان معاصر سخن گفت؛ عرفانی که غایت آن صرفاً سلوک فردی نیست، بلکه به سمت «استخلاف اجتماعی» و مسئولیتپذیری جامعه مؤمنان حرکت میکند؛ چیزی که میتوان از آن به «عرفان اجتماعی» تعبیر کرد.
تحول در فقاهت؛ از فقه فردی به فقه جامعهپرداز و امتساز
این پژوهشگر حوزه علمیه قم، محور دوم سخنان خود را تحول فقاهتی امام دانست و گفت: یکی از برجستهترین نوآوریهای امام خمینی(ره)، تغییر فاز در رویکرد فقاهت از تمرکز غالب بر مسائل فردی و عبادی به سمت فقه اجتماعی، جامعهپرداز و در نهایت «فقه امتساز» است.
اسدپور با بیان اینکه فقه فردی و عبادی در اندیشه امام نفی یا انکار نمیشود، افزود: مسئله این است که فقاهت اگر در همان سطح متوقف شود، توان اداره جامعه و پاسخ به مسائل پیچیده حیات معاصر را از دست میدهد. در نگاه امام(ره)، «جامعه» یک امر اصیل است و حقوق و تکالیف دارد؛ از همینرو، شکلگیری ساختارهای اجتماعی و در رأس آن ساختار حاکمیت سیاسی، در دل همین نگاه اجتماعی و امتمحور معنا پیدا میکند. بنابراین، فقه سیاسی امام را باید ذیل یک «فقه اجتماعی» گستردهتر فهم کرد.
بازخوانی تاریخ فقاهت شیعه؛ تجربههای جامعهسازی فراموششده
وی با اشاره به نگاه تاریخی امام خمینی(ره) به فقاهت شیعه گفت: امام(ره) در بازخوانی تاریخ حوزه و فقاهت، به این نتیجه میرسند که برخلاف برخی روایتهای رایجِ یکونیم قرن اخیر، فقاهت شیعه در مقاطع مهمی تجربههای جدی جامعهسازی و اداره اجتماعی داشته است.
اسدپور، از «مکتب بغداد» بهعنوان یکی از نمونههای مورد توجه امام یاد کرد و افزود: در دوره زعامت بزرگانی چون شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی و شیخ طوسی، زمینهای برای حضور فعالتر فقه شیعه در عرصه اجتماعی و تعامل با واقعیتهای عینی فراهم شد. همچنین در دورههایی مانند «مکتب حله» و سپس «مکتب اصفهان» در عصر صفوی نیز نمونههایی از پیوند فقاهت با نیازهای اداره جامعه و سیاستگذاری قابل مشاهده است. به گفته وی، این شواهد نشان میدهد که نگاه اجتماعی و سیاسی در فقاهت شیعه یک استثنا و صرفاً محصول عصر جدید نیست، بلکه ریشه در تجربه تاریخی حوزه دارد.
«احیا» در اندیشه امام؛ بازگشت به منابع مغفول، نه توسعه بیضابطه منابع
این مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کلیدواژههای مهم در رویکرد امام را «احیا» دانست و اظهار کرد: امام خمینی(ره) بهدنبال افزودن منبع جدید به منابع دین و خروج از چارچوبهای منضبط اجتهاد نیست؛ بلکه بر احیای ظرفیتهایی تأکید میکند که در عمل کمفروغ یا مهجور ماندهاند.
وی در این زمینه گفت: از نگاه امام، قرآن باید بهعنوان «منبع حاکم» در استنباط جدی گرفته شود. محدود کردن قرآن به آیاتالاحکام و تلقی بخش بزرگی از آیات بهعنوان صرفاً متون تزیینی یا غیرمرتبط با استنباط، با رویکرد امام سازگار نیست. وقتی هدف، جامعهپردازی و امتسازی باشد، بسیاری از آیاتی که در ظاهر جنبه خبری دارند، در واقع حامل دلالتهای راهبردی و اجتماعیاند و میتوانند در دستگاه اجتهادی نقشآفرین باشند.
اسدپور همچنین افزود: امام خمینی(ره) در احیای سنت نیز صرفاً به سنت قولی بسنده نمیکند، بلکه به «سیره عملی معصومان(ع)» بهعنوان یک منبع مهم برای استنباط توجه ویژه دارد. وی بهعنوان نمونه گفت: امام(ره) با استناد به مفاد سیره عاشورا، در بحث تقیه تأکید میکنند هرگاه ارکان اسلام در معرض تهدید باشد، تقیه حرام است؛ و این، نمونهای از نقشآفرینی جدی سیره در اجتهاد اجتماعی است.
به گفته وی، سومین ضلع احیای منابع در اندیشه امام، احیای عقل و بنای عقلا است؛ عنصری که در فقه و اصول به آن اشاره میشود، اما هنوز ظرفیت تدوین یک نظریه منسجم و شستهرفته در تبیین ابعاد و حدود حجیت و کارکرد آن در استنباط فقهی، نیازمند پژوهشهای تکمیلی است.
توسعه روش در چارچوب «فقه جواهری»
اسدپور با اشاره به تأکید امام خمینی(ره) بر «فقه جواهری» در سالهای پایانی عمر شریف ایشان گفت: امام(ره) با وجود توصیه جدی به تحولخواهی و پاسخگویی فقه به مسائل عینی جامعه، نسبت به برداشتهای نادرست از تحول و نوگرایی نیز حساس بودند؛ از اینرو بر حفظ چارچوب اجتهاد متقن و سنتی تأکید کردند.
وی افزود: نقطه کانونی دیدگاه امام این است که «منابع» توسعه پیدا نمیکند، اما باید ظرفیتهای منابع احیا شود؛ در مقابل، در «روش» میتوان و باید از شیوههای جدید بهره گرفت، بهویژه در مواجهه با مسائل پیچیده و چندضلعی حیات معاصر.
اسدپور با اشاره به توصیههای امام درباره توجه به دانشهای جدید، تصریح کرد: بهرهگیری از دستاوردهای علوم انسانی و اجتماعی، دستکم در «موضوعشناسی» و فهم واقعیتهای انضمامی، میتواند در کارآمدسازی اجرای حکم الهی نقشآفرین باشد.
زمان و مکان، مصلحت و شناخت مناسبات اجتماعی
وی در بخش دیگری از سخنان خود، «عنصر مصلحت» و نیز «نقش زمان و مکان» را از مؤلفههای مهم در اندیشه فقهی امام دانست و گفت: امام خمینی(ره) از ابتدا به مصلحت اسلام و مسلمین و نیز اقتضائات واقعی جامعه توجه داشتهاند. همچنین زمان و مکان، صرفاً در مرحله اجرای حکم مطرح نیست، بلکه میتواند در فرآیند فعلیتیافتن احکام و نسبت حکم با واقعیت اجتماعی نقش تعیینکننده پیدا کند.
اسدپور افزود: امام(ره) بارها بر ضرورت شناخت مناسبات حاکم بر جامعه و جهان معاصر تأکید کردهاند و تصریح میکنند فقیهی که میخواهد در حوزه اجتماع و سیاست ورود کند، باید شناخت دقیق از روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی زمانه داشته باشد؛ چرا که بدون این شناخت، فقه به یک قرائت منجمد و ناکارآمد تبدیل میشود.
این مدرس حوزه علمیه قم گفت: با وجود ظرفیتهای بزرگ اندیشه امام خمینی(ره) برای پویایی فقه و توان تمدنی انقلاب اسلامی، هنوز «خوانش جامع، دقیق و متقن» از منظومه فقهی و اجتهادی امام به اندازه لازم سامان نیافته و لازم است پژوهشگران حوزه و دانشگاه، این میراث را با دقت علمی بیشتری بازخوانی و تکمیل کنند.
وی همچنین با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره جایگاه امام خمینی(ره) گفت: تعبیر «امام خمینی روح جمهوری اسلامی است» که در بیانات سالهای اخیر رهبر انقلاب مطرح شد، نشاندهنده ضرورت پاسداشت و صیانت از مکتب امام و جلوگیری از تحریف یا تقلیل آن است.















