به گزارش ایرنا، ممنوعیت فروش سیگار بهصورت نخی در روزهای اخیر به یکی از موضوعات مورد بحث میان فروشندگان و مصرفکنندگان دخانیات تبدیل شده است و سیاستگذاران حوزه سلامت معتقدند که حذف فروش نخی میتواند دسترسی آسان به سیگار را کاهش داده و بهویژه مانعی در برابر مصرف دخانیات توسط نوجوانان و افراد کمسن باشد.
با این حال، بررسیهای میدانی از تعدادی واحد خواروبارفروشی و سوپرمارکت در سطح شهر قزوین نشان میدهد که بخشی از فعالان صنفی نسبت به اثربخشی این تصمیم تردید دارند و معتقدند برخی پیامدهای ناخواسته آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
چالش ترک سیگار؛ وقتی خرید یک نخ به خرید یک پاکت تبدیل میشود
یکی از پرتکرارترین نکاتی که فروشندگان مطرح میکنند، ارتباط این موضوع با فرآیند ترک سیگار است؛ به گفته برخی مغازهداران، تعدادی از مصرفکنندگان که در مسیر کاهش مصرف یا ترک دخانیات قرار دارند، ترجیح میدهند به جای خرید یک پاکت کامل، تنها چند نخ سیگار تهیه کنند.
از نگاه این افراد، زمانی که مصرفکننده مجبور به خرید یک بسته کامل میشود، دسترسی او به تعداد بیشتری سیگار افزایش یافته و احتمال مصرف بیشتر نیز بالا میرود؛ به بیان دیگر، ابزاری که میتوانست در مدیریت مصرف نقش داشته باشد، اکنون از دسترس خارج شده است.
البته این ادعا نیازمند مطالعات علمی دقیق است، اما طرح چنین دیدگاهی از سوی فروشندگان نشان میدهد که سیاستهای کنترل دخانیات باید علاوه بر جنبههای بازدارندگی، رفتار واقعی مصرفکنندگان را نیز مورد توجه قرار دهند.
اقتصاد دخانیات و تغییر الگوی خرید
موضوع دیگری که در گفتوگوهای میدانی مطرح شد، مساله توان اقتصادی مصرفکنندگان است، یعنی در حال حاضر قیمت پاکتهای سیگار بسته به برند، از حدود ۶۵ هزار تومان تا ۵۰۰ هزار تومان متغیر بوده و این در حالی است که پیش از ممنوعیت، برخی افراد تنها با پرداخت مبلغی اندک قادر به خرید یک یا چند نخ سیگار بودند.
برخی فروشندگان میگویند ممنوعیت فروش نخی اگرچه ممکن است در ظاهر هزینه دسترسی به سیگار را افزایش دهد، اما در عمل رفتارهای جدیدی را نیز ایجاد کرده اس؛. به گفته آنان، مواردی مشاهده شده که ۲ نفر به صورت مشترک یک پاکت سیگار خریداری کرده و پس از خروج از مغازه، سیگارها را میان خود تقسیم میکنند.
این رفتار نشان میدهد که در بسیاری از موارد، تقاضا از بین نرفته بلکه تنها شکل آن تغییر کرده است؛ موضوعی که در مطالعات جامعهشناختی از آن با عنوان «تغییر الگوی مصرف» یاد میشود.
بهداشت عمومی؛ یک استدلال موافقان ممنوعیت
در مقابل، یکی از مهمترین استدلالهای حامیان ممنوعیت فروش نخی، مساله بهداشت عمومی است و معتقدند سیگارهای نخی معمولا بهصورت تکی از پاکت خارج شده و در فرآیند خرید، بارها توسط فروشنده دست به دست میشوند.
کارشناسان بهداشت معتقدند هرگونه تماس مستقیم و مکرر با کالاهای مصرفی میتواند احتمال انتقال برخی آلودگیها را افزایش دهد و از این منظر، عرضه سیگار در بستهبندی کارخانهای و پلمب شده، از نظر بهداشتی وضعیت مطلوبتری نسبت به فروش تکی دارد.
با این حال، باید توجه داشت که اصل مساله سلامت عمومی در حوزه دخانیات، نه نحوه فروش بلکه خود مصرف سیگار است! چون کالایی که سالانه خسارات گستردهای بر سلامت فردی و اجتماعی وارد میکند، با ممنوعیت عرضه نخی توجیه منطقی ندارد.
نوجوانان؛ حلقه گمشده اجرای قانون
یکی دیگر از استدلالهای موافقان طرح، جلوگیری از دسترسی دانشآموزان و نوجوانان به سیگار است؛ اما برخی مغازهداران قزوینی معتقدند قانون پیش از این نیز فروش محصولات دخانی به افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرده بود و مشکل اصلی نه کمبود قانون، بلکه ضعف در اجرای آن است.
به اعتقاد آنان، فروشندهای که به مسوولیت اجتماعی خود پایبند باشد، پیش از این نیز نباید به نوجوانان سیگار میفروخت، چه به صورت نخی و چه پاکتی؛ بنابراین سوال اصلی این است که آیا ممنوعیت فروش نخی میتواند جای خالی نظارت موثر را پر کند یا خیر؟
کارشناسان نیز معتقدند که مقابله با مصرف دخانیات در میان نوجوانان، بیش از آنکه نیازمند ممنوعیتهای مقطعی باشد، به آموزش، فرهنگسازی، تقویت مهارتهای زندگی و افزایش آگاهی خانوادهها بستگی دارد.
قانونی که به زیر پیشخوان رفت
شاید مهمترین انتقاد مطرحشده از سوی برخی فروشندگان، نحوه اجرای این قانون باشد؛ تعدادی از مغازهداران میگویند در بسیاری از موارد، فروش سیگار نخی متوقف نشده بلکه فقط از روی پیشخوانها جمعآوری شده است.
به گفته آنان، برخی واحدهای صنفی سیگارهای تکی را در داخل دخل یا بخشهای پنهان فروشگاه نگهداری میکنند و در صورت شناخت یا اعتماد به مشتری، همچنان آن را عرضه میکنند.
اگر این ادعاها صحت داشته باشد، ممنوعیت مذکور با پدیدهای روبهرو شده که به عنوان پنهان شدن رفتار یاد میشود؛ یعنی رفتاری که به جای حذف شدن، تنها از فضای رسمی به فضای غیررسمی منتقل میشود.
سخن آخر آن که تجربههای جهانی نشان داده که موفقیت سیاستهای کنترل دخانیات نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ شامل افزایش آگاهی عمومی، محدودیتهای قانونی، نظارت موثر، حمایت از ترک سیگار و اصلاح الگوهای فرهنگی است.
ممنوعیت فروش سیگار نخی نیز اگرچه میتواند در کاهش دسترسی آسان به دخانیات نقش داشته باشد، اما مشاهدات میدانی از قزوین نشان میدهد که اجرای این سیاست بدون توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و رفتاری مصرفکنندگان ممکن است بخشی از اهداف مورد نظر را با چالش مواجه کند.
شاید پرسش اصلی این باشد که آیا حذف سیگار نخی توانسته مصرف دخانیات را کاهش دهد یا تنها شکل خرید و فروش آن را تغییر داده است؟ پاسخ دقیق به این سوال نیازمند آمارهای رسمی، پژوهشهای میدانی و ارزیابیهای کارشناسی است.













