به گزارش ایرنا، استان هرمزگان، با موقعیت راهبردی در کرانههای خلیج فارس و دریای عمان، در سالهای نهضت اسلامی تنها یک پهنه جغرافیایی نبود؛ بلکه به صحنهای از مقاومت، آگاهی و پیوند عمیق مردم با آرمانهای امام خمینی(ره) تبدیل شد.
اسناد تاریخی نشان میدهد که مردم مذهبی این استان، از بندرعباس تا میناب و بندرلنگه، در فضای اختناق رژیم پهلوی با وجود فشارهای امنیتی، محدودیتهای مذهبی و کنترل شدید ساواک، در کنار نهضت ۱۵ خرداد ایستادند و نقش مؤثری در گسترش پیام انقلاب اسلامی داشتند.
۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در حافظه تاریخی ایرانیان تنها یک روز اعتراضی نیست؛ نقطه آغاز فصلی تازه از بیداری دینی و سیاسی است که پژواک آن در سراسر کشور، از جمله در هرمزگان، شنیده شد.
این استان به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه، همواره دروازه ارتباط ایران با جهان بوده و همین ویژگی، آن را در طول تاریخ به یکی از حساسترین نقاط کشور در برابر نفوذ بیگانگان و نیز یکی از مهمترین سنگرهای پاسداری از هویت ملی و اسلامی تبدیل کرده است.
مردم هرمزگان، که قرنها طعم حضور استعمارگران را در سواحل جنوبی چشیده بودند، در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی نیز در برابر سیاستهای مذهبزدایانه و استبدادی رژیم پهلوی سکوت نکردند.
در دوره پهلوی، بهویژه در زمان محمدرضا شاه، تلاش برای غربیسازی جامعه، مقابله با باورهای دینی و کنترل شدید مجالس مذهبی، چهرهای آشکار از استبداد را در هرمزگان به نمایش گذاشت.
اسناد ساواک نشان میدهد که روحانیون، وعاظ، بازاریان و فرهنگیان این استان زیر ذرهبین دائمی دستگاه امنیتی بودند و هر سخن یا منبری که بوی اعتراض به رژیم میداد، با تذکر، تهدید، احضار و حتی بازداشت روبهرو میشد، با این حال، همین فشارها بهجای خاموش کردن صداها، زمینهساز گسترش آگاهی سیاسی و دینی در میان مردم شد.
در هرمزگان، مسجد تنها محل عبادت نبود؛ به پایگاه مقاومت و سازماندهی اجتماعی تبدیل شد، در شهرهایی مانند بندرعباس و میناب، مراسم مذهبی، بهویژه محرم و رمضان، فرصتهایی برای انتقال پیام نهضت امام خمینی(ره) بود.
گزارشهای ساواک بهروشنی نشان میدهد که رژیم از منابر، روضهها، مجالس ختم و حتی دعا برای سلامتی امام خمینی(ره) هراس داشت و برای کنترل این فضا، طرحهای امنیتی گستردهای را اجرا میکرد، با وجود این محدودیتها، روحانیونی چون شیخ قنبر درویشی، سیدجواد رکنی، شیخ عباس عباسی و علی مظفری در گسترش روحیه انقلابی مردم نقش برجستهای ایفا کردند.
هرمزگان؛ از اعتراض مذهبی تا پیوند با نهضت ۱۵ خرداد
پس از قیام ۱۵ خرداد، جریان اعتراض در هرمزگان نیز وارد مرحلهای تازه شد، مخالفت با انقلاب سفید، اعتراض به مراسم نمایشی رژیم، تحریم جشنهای حکومتی، پخش اعلامیههای امام، و برگزاری مجالس ترحیم برای شهدای شهرهای مختلف کشور، از مهمترین جلوههای این همراهی بود، در واقع، ۱۵ خرداد برای مردم هرمزگان تنها یک واقعه ملی نبود؛ آغاز مسیری بود که آنان را آرامآرام به صفوف فعالان انقلاب اسلامی پیوند زد.
در سالهای بعد، بهویژه از اواسط دهه ۵۰، دامنه این فعالیتها گستردهتر شد، شبکهای از روحانیون، طلاب، بازاریان و دانشآموزان در بندرعباس، میناب، بندرلنگه و قشم شکل گرفت که وظیفه توزیع اعلامیه، تکثیر نوارهای سخنرانی، برگزاری جلسات مذهبی و پیوند با مراکز دینی قم، یزد، کرمان و شیراز را بر عهده داشتند.
ساواک در گزارشهای خود بارها از «عناصر افراطی مذهبی» یاد میکند؛ تعبیری که در واقع نشاندهنده ترس دستگاه پهلوی از همان مردمی بود که با ایمان و آگاهی، پایههای سلطنت را به چالش میکشیدند.
یکی از مهمترین عرصههای تقابل مردم هرمزگان با رژیم پهلوی، مجالس عزاداری و ترحیم بود، این مجالس، که در ظاهر رنگ و بوی دینی داشتند، به بستری برای بیان اعتراضات سیاسی تبدیل شدند.
در گزارشهای متعدد ساواک، از مراسم چهلم شهدای تبریز، یزد، تهران و قم در بندرعباس و میناب یاد شده که در آنها سخنرانان با صراحت به نقد رژیم، دفاع از امام خمینی(ره) و دعوت مردم به تعطیلی بازار و اعتصاب پرداختهاند.
در همین فضا، بازار نیز بهعنوان بازوی اجتماعی انقلاب وارد میدان شد، بازاریان هرمزگان بارها در اعتراض به اقدامات رژیم یا در همبستگی با شهدای کشور، مغازههای خود را تعطیل کردند.
در برخی گزارشها حتی آمده است که مردم و بازاریان میناب و بندرعباس برای ۱۵ خرداد ۱۳۵۷ نیز آمادگی تعطیلی عمومی داشتهاند؛ نشانهای روشن از زنده بودن حافظه ۱۵ خرداد در جنوب کشور.
اتحاد شیعه و سنی؛ جلوهای از همبستگی ملی
یکی از نقاط برجسته مبارزات انقلابی در هرمزگان، همراهی شیعه و سنی بود، در بندرلنگه و دیگر مناطق استان، روحانیون شیعه و اهل سنت در مراسم مشترک حضور مییافتند و بر وحدت مسلمانان تأکید میکردند.
این همگرایی، که رژیم پهلوی تلاش داشت آن را از بین ببرد، در عمل به یکی از عوامل تقویت نهضت اسلامی تبدیل شد زیرا مردم هرمزگان با عبور از اختلافات مذهبی، نشان دادند که در برابر ظلم و وابستگی، وحدت دینی و ملی را بر هر مرزبندی دیگری ترجیح میدهند.
با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب، هرمزگان نیز شاهد اعتصابات گسترده فرهنگیان، کارگران، دانشآموزان و کارمندان بود، از نیروگاه بندرعباس تا آموزش و پرورش بندرلنگه و از مدارس میناب تا بازارهای شهر، موج اعتراض آرامآرام ساختار اداری و امنیتی رژیم را مختل کرد.
تظاهرات مردمی در بندرعباس، میناب و بندرلنگه در پاییز ۱۳۵۷ به اوج رسید و شعارهایی مانند «خمینی رهبر ماست» و «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» در خیابانهای استان طنینانداز شد.
هرمزگان در تاریخ معاصر ایران تنها یک استان مرزی و ساحلی نیست؛ این منطقه یکی از کانونهای مهم مقاومت دینی و سیاسی در برابر رژیم پهلوی به شمار میرود، مردم این استان، با تکیه بر ایمان، روحانیت، وحدت و آگاهی، از ۱۵ خرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی، سهمی ماندگار در نهضت امام خمینی(ره) ثبت کردند.
امروز که سالروز ۱۵ خرداد یادآور آغاز خیزش بزرگ ملت ایران است، مرور نقش هرمزگان نشان میدهد که این استان در کنار موقعیت راهبردیاش، جایگاهی عمیق در حافظه انقلابی کشور دارد؛ جایگاهی که از مسجد و بازار تا مدرسه و خیابان، با خون، ایمان و مقاومت معنا شده است.













