به گزارش روز جمعه خبرنگار ایرنا تهران، مجید معارف در سخنانی به مناسبت عید غدیر با اشاره به نقلهایی از پیامبر اسلام و امام صادق گفت: در برخی روایتها روز غدیر در کنار عید فطر، قربان و جمعه از عیدهای مسلمانان معرفی شده است زیرا در این روز دین کامل شد همچنین در این روز سفارش شده است که مؤمنان با یکدیگر دیدار کنند و این روز را گرامی بدارند.
وی در ادامه با اشاره به کتاب "اصول کافی" توضیح داد: در بخشی از این کتاب درباره پایههای دین سخن گفته شده و در آن پنج پایه برای دین بیان شده است اعم از نماز، زکات، حج، روزه و ولایت. چهار مورد نخست از جنس عمل هستند اما ولایت از جنس باور درونی است. در گفتوگوی زراره با امام محمد باقر نیز درباره این پنج پایه پرسش میشود و در پاسخ گفته میشود ولایت جایگاهی بالاتر دارد زیرا راهنمای دیگر بخشها به شمار میآید.
معارف ادامه داد: در نقل دیگری نیز آمده است که آخرین تکلیف در دین مسئله ولایت بود و پس از آن تکلیف تازهای نازل نشد زیرا با تعیین رهبری پس از پیامبر مسیر هدایت جامعه مشخص شد.
پیش از انقلاب؛ رسالت اصلی معرفی دین بود
این استاد علوم قرآن و حدیث با اشاره به وضعیت اجتماعی پیش از انقلاب گفت در آن زمان وظیفه اصلی دینداران معرفی دین بود. نگاه جامعه به دین مثبت بود و دین توانسته بود مردم را گرد هم آورد در سالهای نخست انقلاب نیز آثار دینی با استقبال گسترده روبهرو میشد برای نمونه کتابهای دکتر شریعتی با شمارگان بالا منتشر میشد و در مدت کوتاهی به پایان میرسید اما شرایط امروز تغییر کرده است اکنون دینداران با دو وظیفه روبهرو هستند: معرفی دین و دفاع از دین.
به گفته معارف در ذهن بسیاری از افراد جامعه تصویر دین آسیب دیده و آن شکوه و ارزشی که پیشتر داشت کاهش یافته است. بخشی از این وضعیت نیز به عملکردهایی بازمیگردد که در سالهای گذشته به نام دین در اداره کشور ثبت شده است.
استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران به گسترش برداشتهای ظاهری از دین اشاره کرد و گفت: اسلام شعائری به ظواهر میپردازد، دیوارها مزین به پرچمها و پوسترهاست. درباره اسلام شعائری و خطرات آن، امیرالمومنین در نهج البلاغه سخنی دارد که من وقتی آن را میخوانم به خودم میلرزم و میگویم خدایا امروز آن زمان است؟ الان قرآنها خیلی زیبا چاپ میشوند و خیلی قشنگ تلاوت میشود. چقدر ما حافظ قرآن داریم؟
معارف با اشاره به سخنی از امام علی(ع) گفت: طبق این حدیث، روزگاری میرسد که از قرآن جز خطوط زیبا و از اسلام جز نام چیزی باقی نمی ماند. مساجد زیبا ساخته می شوند، اما از جهت هدایت خرابند و کسانی که در این مساجد فعالیت میکنند، بدترین آدم های روزگارند. آدم واقعا تن و بدلش میلرزد. به جای اینکه از این مساجد هدایت بیاید، فتنه بیرون میآید و اگر کسی خودش را بخواهد از فتنه نگه دارد، به زور سوقش میدهند. گاهی اوقات خود ما ممکن است مصداق این جمله آخر باشیم. در این شرایط خدا میگوید به ذات خودم قسم فتنه ای در این جامعه ایجاد میکنم که آدم متین حیران شود که چه باید کرد؟
به گفته وی این سخن یک هشدار تاریخی است تا جامعه دینی مراقب باشد که دین تنها به ظاهر و نشانهها محدود نشود و محتوای هدایتبخش آن در زندگی مردم باقی بماند.
سیاستزدگی به نام دین
معارف تأکید کرد: اصل پیوند دین و سیاست قابل انکار نیست و خود او نیز از پیش از انقلاب به نگاه اسلام اجتماعی و سیاسی باور داشته است اما مشکل از جایی آغاز میشود که سیاستزدگی به نام دین شکل میگیرد وقتی دین وارد ساختار قدرت میشود و افرادی ناآگاه از دین یا افرادی که پایبندی اخلاقی لازم ندارند به نام دین در جایگاه تصمیمگیری قرار میگیرند عملکرد آنان به حساب دین نوشته میشود در چنین شرایطی خطاهای مدیریتی، ضعفها و بیعدالتیها به جای آنکه صرفا به اشخاص نسبت داده شود به دین نسبت داده میشود و همین مسئله به تصویر دین در ذهن جامعه آسیب میزند.
وی گفت: نتیجه این وضعیت آن است که بخشی از مردم دچار دینگریزی میشوند و بخشی دیگر به سراغ قرائتهای خاص از دین میروند؛ قرائتهایی مانند اسلام منهای فقاهت، اسلام عارفانه یا صوفیانه که در آن دین بیشتر به یک تجربه شخصی و درونی تبدیل میشود و نقش اجتماعی و فقهی آن کمرنگ میشود.
معارف بار دیگر هشدار داد: اگر مراقب نباشیم و میان دین و رفتارهای سیاستزده مرزبندی روشنی ایجاد نکنیم ممکن است فاصله بخشی از جامعه با دین عمیقتر شود و روند دینگریزی در کشور گسترش پیدا کند.
این استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به آموزههای کتاب آسمانی گفت: دین با اجبار گسترش پیدا نمیکند و نمیتوان آن را به صورت دستوری و تحمیلی در جامعه برقرار کرد. در قرآن تصریح شده است که در پذیرش دین اجبار وجود ندارد و ایمان زمانی معنا پیدا میکند که از درون انسان و با آگاهی و اختیار شکل بگیرد بر همین اساس اگر کسی تصور کند میتوان با فشار، دستور یا ابزارهای بیرونی مردم را دیندار کرد در واقع با منطق دین سازگار عمل نکرده است در چنین شرایطی وظیفه کسانی که دغدغه دین دارند این است که به جای اجبار به دنبال دلهای آماده باشند؛ کسانی که هنوز آمادگی شنیدن و فهمیدن پیام دین را دارند، در این مسیر رفتار و عمل دینداران نیز نقش تعیینکننده دارد زیرا اگر گفتار و رفتار با یکدیگر هماهنگ نباشد سخن دینی اثر خود را از دست میدهد.
باید دلهای آماده را یافت
معارف در ادامه با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) گفت: در جلد هشتم کتاب کافی، صفحه ۹۳، روایتی نقل شده است که در آن اسماعیل بن عبدالخالق میگوید نزد امام صادق نشسته بودیم و ابو جعفر احول، معروف به مؤمن الطاق، نیز حضور داشت. امام از او درباره وضعیت مردم بصره پرسید و اینکه آیا آنان به ولایت و معارف دینی توجهی دارند یا نه که او پاسخ داد که مردم بصره کمتر به این مسائل توجه نشان میدهند. این نقل نشان میدهد که حتی در دوره پیشوایان دین نیز همه جامعه یکسان نبودند و در برخی مناطق استقبال از معارف دینی کم بود در چنین شرایطی توصیه میشد به سراغ کسانی رفت که آمادگی بیشتری برای پذیرش دارند. باید سراغ گوشهای مشتاق رفت و با تربیت نسل تازه زمینه بازگشت اعتماد اجتماعی به دین را فراهم کرد تا از گسترش فاصله جامعه با دین جلوگیری شود.
به گفته وی امام صادق (ع) نیز همین مسیر را ادامه داد و با وجود فشارها و محدودیتها به جای تمرکز بر جمعیتهای بیتوجه، به سراغ نیروهای مستعد رفت و آنان را پرورش داد تا هر کدام در شهری به مرجع علمی تبدیل شوند. این شبکه علمی سبب شد معارف دینی در دورهای که اقبال عمومی محدود بود، از میان نرود. در برخی نقلها آمده است که امام صادق در سالهای پایانی عمر از تنهایی خود در مدینه سخن میگفت و آرزو میکرد که ای کاش میتوانست همراه با شاگردان خود به طائف برود؛ جایی که دلهای آمادهتری برای شنیدن معارف دینی وجود داشت.
معارف سپس به تجربه امام محمد باقر اشاره کرد و گفت: آن حضرت در دورهای که فضای اجتماعی چندان آماده نبود، توجه ویژهای به تربیت نسل جوان و شاگردان مستعد داشت در همین مسیر شاگردانی مانند زراره، محمد بن مسلم، ابو بصیر و گروهی دیگر تربیت شدند که بعدها هر کدام در شهرهای مختلف به چهرههای علمی و مرجع نقل معارف دینی تبدیل شدند امام صادق نیز همین مسیر را ادامه داد و با تربیت شاگردان فراوان، شبکهای از شاگردان علمی در شهرهای مختلف شکل گرفت.
این استاد در جمعبندی سخنان خود گفت: امروز نیز اگر با کاهش اقبال عمومی در برخی بخشهای جامعه روبهرو هستیم، راهکار همان است باید به جای اجبار و فشار به سراغ دلهای آماده رفت، نسل جوان را جدی گرفت و با تربیت فکری و اخلاقی آنان، پایههای فهم درست از دین را تقویت کرد که اگر این مسیر دنبال نشود و مرزبندی روشنی میان دین و رفتارهای سیاستزده شکل نگیرد، ممکن است فاصله بخشی از جامعه با دین بیشتر شود. مراقبت از اصالت و محتوای هدایتبخش دین وظیفهای همگانی است تا از گسترش دینگریزی جلوگیری شود.













