به گزارش ایرنا با صدایی مملو از ناراحتی گلایه اش را به آسمان بلند و از قیمت بالای دارو شکایت می کند، همین چند جمله کافیست تا تنش در فضای فشرده و خسته داروخانه، آرامآرام بالا بگیرد.
مسوول داروخانه سعی میکند توضیح بدهد اینکه قیمتها در اختیار او نیست، او هم در این گرانی نقشی ندارد و دعوا با متصدی داروخانه چیزی را تغییر نمیدهد اما مرد سالمند دیگر در نقطه شنیدن نیست.
درماندگیاش کمکم به خشم بدل میشود و خشم، راه خود را به فریاد باز میکند لحنش تندتر میشود، صدایش بالاتر میرود، رگبار پیدرپی گلایه فضای داروخانه را سنگینتر میکند و گلایه جای خود را به دعوا میدهد.
صدا آنقدر بالا میرود که دیگر فقط یک مشاجره میان بیمار و متصدی داروخانه نیست، تمام سالن را دربر میگیرد و کلماتی که مثل ضربه در هوا پخش میشوند؛ کارکنان داروخانه، در انتخاب میان حفظ آرامش و پاسخ ندادن به توهینها، گاه با لحنی کنترل شده میگویند احترام موی سفیدت را داریم، اما تنش فروکش نمیکند.
بیماران و همراهان هر کدام به شکلی به این صحنه واکنش نشان میدهند، برخی به گوشهای پناه میبرند، بعضی ترجیح میدهند از داروخانه بیرون بروند تا از فضای ملتهب دور شوند، چند نفر جلو میآیند تا پادرمیانی کنند؛ نه از آن رو که حق با یک طرف است و طرف دیگر مقصر، بلکه برای اینکه دعوا از این داغتر نشود.
چند نفر دیگر هم سعی میکنند مرد سالمند را با خواهش، لمس شانه و چند جمله آرامکننده به بیرون هدایت کنند شاید آتش این خشم فرو نشیند.
اما آنچه در این چند دقیقه رخ میدهد، فقط درگیری لفظی در یک داروخانه نیست، این صحنه، تصویری کوچک و فشرده از فشاری است که این روزها در حوزه درمان بر زندگی عده ای سنگینی میکند.
مرد سالمند توان خرید دارو و کارمند داروخانه هم توان تغییر قیمت را ندارد، بیماران توان شنیدن این همه تلخی را ندارند و همه، بیآنکه لزوما دلیل واقعیِ مشکل را بشناسند، در نزدیکترین نقطه به هم میرسند و زخم یک وضعیت بزرگتر را بر هم خالی میکنند.
با خروج مرد سالمند و فروکش کردن داد و فریادها، داروخانه دوباره به آرامشی نسبی بازمی گردد اما سنگینی آن جملات در فضا باقی می ماند، کارکنان داروخانه که هنوز از حجم ناسزا و نفرینهای چند دقیقه قبل شوکه هستند زیر لب از "احترام موی سفیدش" می گویند.
مسوول همین داروخانه در پاسخ به قیمت داروها و گرانی ها برخی اقلام دارویی می گوید قیمت داروها تابع نرخهای مصوب و سامانهای است و داروخانه نقشی در تعیین آن ندارد.
اما آنسوی این تنشهای روزمره، سازوکار رسمی قیمتگذاری و نظارت بر داروخانهها چگونه تعریف شده است؟ مسوولان حوزه غذا و دارو چه توضیحی درباره قیمتها و رسیدگی به شکایات دارند؟
ثبت ۴۰ شکایت گرانفروشی دارو در بروجرد
در همین خصوص دکتر محسن نصرالهی معاون غذا و داروی شبکه بهداشت و درمان بروجرد می گوید: بازرسیها در قالب دورههای ادواری ۴۵ روزه توسط تیمهای کارشناسی انجام میشود و هدف آن، صیانت از حقوق بیماران و اطمینان از رعایت ضوابط قیمتگذاری و عرضه دارو است.
وی با اشاره به ثبت ۴۰ شکایت مرتبط با گرانفروشی دارو در سال جاری افزود: تمامی شکایات بهصورت دقیق بررسی و در نهایت ۱۵ مورد اخذ مبلغ اضافی محرز تشخیص داده و مبالغ مازاد محاسبه و به افراد شاکی بازگردانده شده است.
معاون غذا و دارو شبکه بهداشت بروجرد درباره روند رسیدگی به شکایات توضیح داد: بررسی هر پرونده بسته به مستندات موجود بین یک تا دو هفته زمان میبرد و پس از تکمیل مستندات، نتیجه به شاکی اعلام میشود.
نصرالهی تاکید کرد: برای پیگیری دقیق شکایات، ارائه مستنداتی همچون تصویر نسخه پزشک، عکس داروهای تحویلی و فاکتور خرید ضروری است و بدون این مدارک، امکان بررسی کارشناسی و احراز تخلف دشوار خواهد بود.
وی با اشاره به دشواریهای کار نظارتی ادامه داد: اولویت اصلی ما دفاع از حقوق مردم و حفظ سلامت جامعه است.
نصرالهی از شهروندان خواست در صورت مشاهده هرگونه تخلف، موضوع را از طریق مسیرهای قانونی و شماره ۱۹۰ اطلاع دهند و مدارک لازم را برای تسریع در رسیدگی ارائه کنند.
وقتی هزینه درمان برای برخی از حد توان فراتر میرود، بیمه هم همه بار را برنمیدارد، توان اقتصادی کم می شود و البته عده ای با گرانفروشی به فکر سود خود هستند، خشم دیگر فقط یک واکنش فردی نیست بلکه نشانه فشاری جمعی، که هرچند در جایی نادرست اما راهی برای تخلیه پیدا کرده است.
مشاجره در داروخانه؛ "خشم جابهجاشده"
مجتبی ترکارانی، دکترای جامعهشناسی و تحلیلگر اجتماعی در این خصوص می گوید: اینجا داروخانه فقط محل تحویل نسخه نیست بلکه جایی است که بیماری، تنگنای معیشت، فرسودگی روانی و بیپناهی اجتماعی به هم میرسند.
وی می گوید: برخورد فرد سالمند با داروخانهدار را در حالیکه میداند داروخانه در این گرانیها سهمی ندارد، میتوان نوعی خشم جابهجا شده نامید.
وی با اشاره به اینکه مفهوم "خشم جابهجاشده" ریشه در روانشناسی اجتماعی دارد، گفت: جامعهشناسان این مفهوم را در سطح ساختاری بازتعریف کردهاند به این معنا که فرض اصلی این است خشم همیشه به سمت منشا واقعیاش جاری نمیشود، بلکه به سمت هدفی جاری میشود که دسترسی به آن ممکن و هزینه مقابله با آن پایینتر است.
ترکارانی با بیان اینکه سه مانع جدی در این مسیر موثر هستند ادامه داد: در واقع مرد سالمند به عنوان یکی از مردمی که روزانه با این مشکل مواجه هستند، میداند دارو گران شده، اما نمی داند چه کسی از وزارت بهداشت گرفته تا بیمه، دولت، تحریم ها یا واردکنندگان مسوول آن است بنابراین در چنین حالتی که زنجیره مسئولیت پیچیده یا مبهم است، خشم هم جهت مشخصی ندارد.
وی با بیان اینکه عامل دیگر، فاصله فیزیکی و نمادین قدرت است گفت: وقتی منشا فشار یا قانون گذاری، مانند سیاستگذار یا ساختار اقتصادی، دور، انتزاعی و دستنیافتنی است اتفاقی مانند آنچه در داروخانه گذشته، رخ می دهد.
وی افزود: در چنین شرایطی گاه فرد می داند مشکل کجاست ولی مقابله با آن یا ناممکن یا پرهزینه است بنابراین ناخودآگاه به سمت هدفی میرود که ایمنتر باشد.
این جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی بیان کرد: یکی از خطاهای رایج در مواجهه با چنین رفتارهایی، تقلیل ماجرا به بیمنطقی یا بیادبی است اما از منظر جامعهشناختی، این رفتار را می توان عقلانیت محدود نامید یعنی فرد در این وضعیت در چارچوب محدودیتهایش، منطقیترین کاری را میکند که از دستش برمیآید.
ترکارانی گفت: به عبارتی فردی که در چنین شرایطی قرار می گیرد و واکنش عصبانی و خشم آلود نشان می دهد نمیتواند سیستم اقتصادی را تغییر یا قیمت را کاهش دهد اما فریاد می زند که این، آخرین شکل عاملیت اوست.
وی تاکید کرد: در عین حال پیامد این وضعیت میتواند فرسایش انرژی اعتراض نیز باشد، چراکه خشم جابهجاشده، انرژی اعتراض را تحلیل میبرد و به جای اینکه این انرژی و فشار اجتماعی به سمت اصلاح هدایت شود، در تعاملات روزمره مصرف میشود و افراد را از هم دور میکند، علاوه بر آن در این تنشها افراد انرژی خود را بدون اینکه به تغییر مثبتی منجر شود به صورت غیرسازندهای صرف میکنند که شاید تنها نوعی سبک شدن فرد و خالی کردن خشم فردی باشد.
این جامعهشناس گفت: از همین زاویه است که میتوان فهمید چرا یک گفتوگوی کوتاه بر سر قیمت دارو میتواند به سرعت بار عاطفی و اجتماعی سنگینی پیدا کند چراکه مساله فقط این نیست که دارو گران شده یا بیمه بخشی از آن را نپذیرفته است بلکه فرد احساس ناتوانی میکند.
ترکارانی افزود: بدون در نظر گرفتن موارد گرانفروشی، متصدی داروخانه نیز از این ساختار بیرون نیست و درون همان چرخه معیوب، زیر فشار مراجعات مکرر، توقعات بالا، نارضایتی عمومی، محدودیتهای اداری، کمبود دارو، مسوولیت حرفهای و ناتوانی در تغییر شرایط قرار دارد.
وی ادامه داد: بنابراین، آنچه در این مشاجره ها رخ میدهد صرفا تقابل ساده مقصر و قربانی نیست بلکه مواجهه دو سویه میان افرادی است که هر دو در موقعیتهای متفاوت، تحت فشار یک ساختار فرساینده قرار گرفتهاند، یکی از موضع نیاز و اضطرار میآید و دیگری از موضع پاسخگویی بدون اختیار.
ترکارانی داروخانه یا هر فضایی دیگر را که افراد با چنین مشاجره هایی مواجه می شوند مقیاس کوچکتری از جامعه توصیف کرد و گفت: در این چارچوب، داروخانه یا فضاهای مشابه را میتوان یک صحنه اجتماعی فشرده دانست که طی چند دقیقه، چندین خط از واقعیت اجتماعی اعم از اقتصاد، سلامت، بروکراسی، منزلت، اخلاق، خشم، شرمندگی و تلاش برای حفظ نظم عمومی بهم می رسند و پیوند میان کلان و خرد آشکار میشود.













