در این میان، مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست شامل پارکهای ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاههای حیات وحش و مناطق حفاظتشده، مهمترین عرصههای رسمی و راهبردی کشور برای حفاظت از تنوع زیستی، ذخایر ژنتیکی و فرایندهای طبیعی به شمار میروند. این مناطق، تنها پهنههایی برای حفاظت اداری نیستند، بلکه کانونهای اصلی پایداری اکولوژیک کشورند، عرصههایی که سلامت آنها با کیفیت آب، خاک، پوشش گیاهی، پایداری اقلیم محلی و بقای گونههای گیاهی و جانوری پیوندی مستقیم دارد.
حفاظت از گونهها، بدون حفاظت از زیستگاهها ممکن نیست، این یک اصل روشن و غیرقابل انکار در دانش حفاظت است، هر گونه جانوری یا گیاهی برای بقا به زیستگاهی سالم، پیوسته و کارآمد نیاز دارد، زیستگاهی که در آن امکان تغذیه، زادآوری، استراحت، پناهگیری و جابهجایی فراهم باشد، هرگاه این بستر طبیعی بر اثر تخریب، تغییر کاربری، بهرهبرداری بیرویه، آلودگی، راهسازی غیراصولی، کمآبی یا آثار تغییر اقلیم تضعیف شود، نخستین پیامد آن کاهش توان بقا و در نهایت افت جمعیت گونهها خواهد بود.
از این منظر، مناطق چهارگانه را باید مهمترین بسترهای حفاظت از زیستگاهها در کشور دانست، اهمیت این مناطق فقط در ثبت قانونی و مرزبندی حفاظتی آنها نیست، بلکه در نقشی است که در حفظ یکپارچگی زیستگاهها، پشتیبانی از جمعیت گونهها، کاهش فشارهای انسانی و استمرار کارکردهای طبیعی ایفا میکنند. به بیان دیگر، اگر زیستگاهها بنیان بقای گونهها هستند، مناطق چهارگانه مهمترین ساز وکار ملی برای صیانت از این بنیان به شمار میآیند.
این اهمیت زمانی دوچندان میشود که کشور با مجموعهای از فشارهای محیط زیستی از جمله تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب، تخریب سرزمین، فرسایش خاک، کاهش کیفیت زیستگاهها و افت تابآوری اکوسیستمها روبهروست. شعار اکنون برای اقلیم در واقع هشداری است برای اینکه زمان اقدام مؤثر فرا رسیده و نمیتوان حفاظت از طبیعت را به آینده موکول کرد. اقلیم در حال تغییر است و زیستگاهها در خط مقدم این تغییر قرار دارند، هرگونه تعلل در حفاظت از آنها، هزینههای سنگینتری برای تنوع زیستی، منابع طبیعی و حتی زندگی انسانی به دنبال خواهد داشت.
از سوی دیگر، پیوند میان حفاظت از محیط زیست و امنیت ملی، امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. امنیت ملی تنها در مرزهای جغرافیایی، تجهیزات و ساختارهای رسمی خلاصه نمیشود؛ بلکه به میزان تابآوری سرزمین، پایداری منابع حیاتی، سلامت اکوسیستمها و ظرفیت کشور در مواجهه با بحرانها نیز وابسته است. تخریب زیستگاهها، تضعیف مناطق طبیعی، کاهش تنوع زیستی و برهم خوردن تعادلهای اکولوژیک، میتواند بهتدریج بر امنیت آبی، امنیت غذایی، سلامت عمومی و ثبات اجتماعی اثر بگذارد. از این رو، حفظ محیط زیست، حفظ امنیت ملی نه یک تعبیر نمادین، بلکه بیان یک حقیقت راهبردی است.
در چنین شرایطی، حفاظت از مناطق چهارگانه و زیستگاههای طبیعی باید فراتر از یک وظیفه اداری یا بخشی دیده شود. این حفاظت، نیازمند نگاه علمی، مدیریت یکپارچه، پایش مستمر، اجرای دقیق قوانین، همکاری بینبخشی و مشارکت مردم و جوامع محلی است، تجربه نشان داده است هر جا زیستگاهها به درستی مدیریت شدهاند، شانس بقای گونهها افزایش یافته و هر جا پیوستگی اکولوژیک سرزمین نادیده گرفته شده، پیامدهای آن بهسرعت در طبیعت و زندگی انسان آشکار شده است.
هفته محیط زیست، فرصت مناسبی است تا این درک مشترک را تقویت کنیم که آینده ایران، در گرو صیانت از سرمایههای طبیعی آن است، مناطق چهارگانه و زیستگاههای ارزشمند کشور، تنها داراییهای محیط زیستی نیستند؛ آنها پشتوانههای زیستی، اقلیمی و امنیتی این سرزمیناند. اگر امروز برای اقلیم اقدام نکنیم و اگر امروز از زیستگاهها و مناطق طبیعی خود پاسداری نکنیم، فردا برای جبران بسیاری از خسارتها دیر خواهد بود.
اکنون برای اقلیم، یعنی اکنون برای حفاظت از زیستگاهها، برای تقویت مناطق چهارگانه، برای صیانت از گونهها و در نهایت، برای حفظ امنیت زیستی و ملی کشور.
* مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست













