دکتر حمید عبدلآبادی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به وضعیت اقلیمی استان خوزستان، اظهار کرد: آنچه در سالهای اخیر در قالب کاهش آورد رودخانهها، افت کیفیت آب، خشکشدن تالابها، تشدید گرد و غبار، افزایش تنشهای اجتماعی و آسیبپذیری اقتصادی مشاهده میشود، صرفاً پیامد تغییرات اقلیمی نیست و میتوان گفت این وضعیت، حاصل برهمکنش پیچیده میان تغییرات اقلیمی، الگوهای توسعه، ساختارهای حکمرانی و نحوه تخصیص منابع آب است.
وی افزود: از منظر اقلیمی، جنوب غرب ایران در حال تجربه روندهایی نگرانکنندهای مانند افزایش دما، تشدید تبخیر - تعریق، تغییر در الگوی زمانی بارش و افزایش فراوانی خشکسالیهاست. پژوهشهای اخیر نشان میدهد حتی در سناریوهای میانی تغییر اقلیم نیز فشار بر منابع آب سطحی و زیرزمینی در دهههای آینده افزایش خواهد یافت و امنیت آبی مناطق وابسته به کشاورزی با چالشهای جدی روبهرو میشود.
رئیس مرکز رشد واحدهای فناور دانشگاه شهید چمران اهواز با بیان اینکه تقلیل بحران آب خوزستان به کاهش بارش یا افزایش دما، یک خطای تحلیلی است، گفت: مطالعات جدید نشان میدهد در بسیاری از حوضههای آبریز ایران، رشد سریع تقاضای آب، توسعه نامتوازن کشاورزی و نادیده گرفتن نیازهای زیستمحیطی در برخی موارد، اثری بزرگتر از خود تغییرات اقلیمی بر کسری آب داشتهاند.
اجرای سیاستهای یکسان برای همه خوزستان، پاسخگوی واقعیتهای اقلیمی نیست
عبدلآبادی ادامه داد: به بیان دیگر، تغییر اقلیم، بحران را تشدید میکند اما ریشههای آسیبپذیری، بیشتر در ساختارهای توسعه و شیوه حکمرانی منابع نهفته است و تنوع اقلیمی در استان خوزستان، نشاندهنده پیچیدگی این مساله است.
وی اضافه کرد: میانگین بارش سالانه شهرهای استان خوزستان حدود ۳۰۲ میلیمتر برآورد میشود اما این مقدار از حدود ۱۳۳ میلیمتر در شادگان تا بیش از ۶۱۶ میلیمتر در ایذه متغیر است. چنین ناهمگونی نشان میدهد که سیاستهای یکسان برای سراسر استان نمیتواند پاسخگوی واقعیتهای اقلیمی آن باشد.
عضو هیات علمی دانشکده مهندسی آب و محیط زیست دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به وضعیت متفاوت اقلیمی در استان خوزستان، توضیح داد: در حالی که نواحی شمالی و کوهستانی خوزستان از بارش بیشتری برخوردارند، مناطق جنوبی و مرکزی استان بهشدت به جریان پایدار رودخانههایی مانند «کارون»، «کرخه» و «دز» وابستهاند.
وی افزود: در چنین شرایطی، تحلیل مسائل آب بدون در نظر گرفتن پیوندهای متقابل میان محیطزیست، اقتصاد و جامعه عملا ناکارآمد خواهد بود؛ اینجاست که رویکرد سیستمی اهمیت پیدا میکند.
لزوم اتخاذ رویکرد سیستمی در سیاستگذاریهای مربوط به مدیریت آب
رئیس مرکز رشد واحدهای فناور دانشگاه شهید چمران اهواز عنوان کرد: رویکرد سیستمی بر این اصل استوار است که آب تنها یک متغیر هیدرولوژیک نیست بلکه بخشی از یک سامانه اجتماعی – اکولوژیکی پیچیده است که اجزای آن بهشدت به یکدیگر وابستهاند.
وی بیان کرد: در خوزستان، کاهش جریان رودخانهها صرفا به معنای کمبود آب نیست؛ بلکه زنجیرهای از پیامدهای متقابل را در پی دارد. به عنوان نمونه، کاهش جریان رودخانهها به کاهش حقآبه تالابها منجر و این کاهش موجب گسترش کانونهای گرد و غبار میشود. افزایش گرد و غبار، سلامت عمومی و بهرهوری اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد و افت بهرهوری اقتصادی میتواند به افزایش فقر، مهاجرت و فشار بر
زیرساختهای شهری منجر شود. در چنین سامانهای، هر تصمیم در حوزه آب، پیامدهایی فراتر از بخش آب خواهد داشت.
تبعات توسعه اقتصادی بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک
عبدلآبادی گفت: در این چارچوب، بحران خوزستان را میتوان نمونهای کلاسیک از یک «مساله بدخیم» دانست؛ مسالهای که راهحل ساده ندارد، ذینفعان متعدد و گاه متعارض دارد، پیامدهای بلندمدت و غیرخطی ایجاد میکند و با عدم قطعیت اقلیمی همراه است. برای مثال، افزایش راندمان آبیاری لزوما به کاهش مصرف آب در مقیاس حوضه منجر نمیشود زیرا در بسیاری از موارد به افزایش سطح زیرکشت و در نهایت افزایش مصرف کل آب میانجامد.
وی افزود: به همین ترتیب، توسعه اقتصادی بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک میتواند خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود.
ضرورت گذار از مدیریت خوب به حکمرانی خوب در بخش آب
عضو هیات علمی دانشکده مهندسی آب و محیط زیست دانشگاه شهید چمران اهواز تاکید کرد: اگر بحران آب در خوزستان را نه یک «مساله فنی»، بلکه یک «مساله بدخیم» بدانیم، مسیر سیاستگذاری نیز باید تغییر کند. مسائل بدخیم راهحل قطعی، ساده یا یکباره ندارند و هر مداخلهای در آنها پیامدهای پیشبینینشده ایجاد میکند و هر راهحل، خود بخشی از مساله جدید میشود. در چنین شرایطی، گذار از «مدیریت خوب» به «حکمرانی خوب» یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی ساختاری است.
وی ادامه داد: نخستین گام، پذیرش این واقعیت است که منابع آب در خوزستان، درون یک سامانه بههمپیوسته عمل میکنند. رودخانههای کارون، کرخه و دز صرفا خطوط آبی روی نقشه نیستند بلکه شبکهای از وابستگیهای اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی را شکل میدهند. مدیریت پروژهمحور و بخشی که هر سد، هر طرح انتقال یا هر توسعه کشاورزی را مستقل از کل سامانه ارزیابی میکند، در مواجهه با چنین پیچیدگیای ناکافی است.
پیامد حذف حقآبههای زیستمحیطی؛ از تشدید گردوغبار تا افزایش هزینههای سلامت
عبدلآبادی توضیح داد: مساله بدخیم، به پاسخ یکپارچه در مقیاس حوضه آبریز نیاز دارد. همچنین، حذف یک متغیر بهظاهر «غیراقتصادی» میتواند به بازگشت بحران در مقیاسی بزرگتر منجر شود که حقآبههای زیستمحیطی نمونه بارز این پدیدهاند. کاهش یا حذف آنها ممکن است در کوتاهمدت منابع بیشتری برای مصرف انسانی آزاد کند اما در بلندمدت با تشدید گرد و غبار، تخریب تالابها و افزایش هزینههای سلامت و مهاجرت، فشار بیشتری بر همان نظام اقتصادی وارد میکند. این همان منطق بازخوردی است که مسائل بدخیم را از مسائل ساده متمایز میکند.
لزوم گنجاندن توسعه کشاورزی در برنامه مدیریت آب
وی افزود: از سوی دیگر، الگوی توسعه کشاورزی در چنین بستری باید نه به عنوان یک برنامه تولید بلکه بهعنوان بخشی از یک سامانه پویا دیده شود. در یک سیستم پیچیده، افزایش راندمان یا توسعه سطح زیرکشت میتواند از طریق سازوکارهای بازخوردی به افزایش مصرف کل آب منجر شود، پدیدهای که در «ادبیات اقتصادی» به اثر بازگشتی شناخته میشود.
رئیس مرکز رشد واحدهای فناور دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: مطالعات سناریومحور نشان میدهد در شرایط تغییر اقلیم، تمرکز بر مدیریت تقاضا و سازگاری ساختاری، اغلب پایدارتر از گسترش عرضه است و در نهایت، مواجهه با این مساله بدون ابزارهای تحلیلی متناسب با پیچیدگی آن ممکن نیست.
گرهخوردن آینده خوزستان به مدیریت حکمرانی آب
عبدلآبادی بیان کرد: چالش اصلی خوزستان در دهههای آینده صرفا کمبود آب نخواهد بود. بلکه ناتوانی در مدیریت روابط پیچیده میان آب، محیطزیست، کشاورزی، انرژی و توسعه اقتصادی است. تغییرات اقلیمی این سامانه را تحت فشار بیشتری قرار میدهد اما آینده استان خوزستان بیش از آنکه به میزان بارش وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی و توانایی ما در اتخاذ رویکردهای سیستمی وابسته است.
وی در پایان گفت: توسعه پایدار خوزستان زمانی محقق میشود که آب نه بهعنوان یک منبع منفرد بلکه بهعنوان ستون فقرات یک سامانه اجتماعی – اکولوژیکی دیده شود؛ سامانهای که پایداری آن در گرو توازن میان نیازهای انسانی و ظرفیتهای محیطزیست است.
انتهای پیام












