رهیافت‌های مدیریتی در نامه ۵۳ نهج البلاغه/ الگوی «حکمرانیِ چهار رکنی»

ایرنا پنج شنبه 21 خرداد 1405 - 13:32
تهران- ایرنا- در مکتب علوی، حکومت مطلوب حکومتی است که «بندگی»، «عدالت»، «امنیت»، «اصلاح» و «آبادانی» را در یک منظومه واحد و هماهنگ گرد آورد.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیْهِ حِینَ وَلَّاهُ مِصْرَ جِبَایَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا « به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. این است فرمانی که بنده‌ی خدا، علی امیرالمؤمنین، برای مالک بن حارث اشتر در عهدنامه‌ای که با او نگاشت، صادر فرمود؛ آنگاه که او را به فرمانداری مصر گماشت، تا خراج آن دیار را گردآورد، با دشمنانش به جهاد پردازد، حال و کار مردمانش را سامان دهد و شهرهایش را آباد سازد»

تحلیل راهبردی

امام علی(ع) در آغاز عهدنامه مالک اشتر، حکمرانی را نه «سلطه‌گری»، بلکه «امانتی الهی» معرفی می‌کند. تقدّم عنوان «عَبْدُاللَّه» بر «أمیرالمؤمنین» نشان می‌دهد که مشروعیت قدرت، پیش از آنکه از جایگاه سیاسی سرچشمه گیرد، از بندگی خداوند نشأت می‌گیرد.

در این نگاه، زمامداری پیش از آنکه حق باشد، مسئولیت است و پیش از آنکه امتیاز باشد، تکلیف است.

سپس امام(ع) چهار مأموریت بنیادین حکومت را ترسیم می‌کند: تأمین عدالت اقتصادی، برقراری امنیت پایدار، اصلاح اجتماعی و آبادانی سرزمین. این چهار رکن، منظومه‌ای به‌ هم‌ پیوسته را تشکیل می‌دهند که بقای جامعه و کارآمدی حکومت به توازن میان آنها وابسته است.

از منظر علوی، حکومت زمانی موفق و مشروع است که بتواند به صورت هم‌زمان معیشت مردم، امنیت جامعه، اصلاح روابط اجتماعی و توسعه و عمران کشور را محقق سازد.

حذف یا تضعیف هر یک از این ارکان، تعادل نظام حکمرانی را بر هم می‌زند؛ چنان‌که اقتصاد بدون عدالت به فساد، امنیت بدون اصلاح به استبداد، اصلاح بدون عمران به فقر و محرومیت، و آبادانی بدون معنویت و اخلاق به فروپاشی سرمایه اجتماعی و اخلاقی منتهی خواهد شد.

رهیافت‌های مدیریتی

قدرت در منطق اسلامی امانت است، نه مالکیت؛ و مدیر در حقیقت نماینده و امانت‌دار خداوند در انجام مسئولیت‌هاست.

مدیر باید مأموریت‌ها و دستورات خود را با صراحت، اقتدار و مسئولیت‌پذیری ابلاغ و پیگیری نماید؛ چنان‌که تعبیر «هذا ما أمر به» بیانگر جایگاه فرماندهی و مسئولیت مدیریتی است.

دولت کارآمد، میان عدالت اقتصادی، امنیت عمومی، اصلاح اجتماعی و توسعه عمرانی توازن برقرار می‌کند و هیچ‌یک را فدای دیگری نمی‌سازد.

حکمرانی موفق، ماهیتی چندبعدی و منظومه‌ای دارد و با نگاه تک‌ساحتی و تک‌بعدی قابل تحقق نیست.مدیر الهی پیش از اصلاح جامعه، باید نسبت خود را با خداوند، ارزش‌ها و مسئولیت‌های خویش اصلاح کند.

توسعه حقیقی تنها به معنای ساختن شهرها و زیرساخت‌ها نیست، بلکه شامل ساختن انسان، سرمایه اجتماعی و نظام فرهنگی و اخلاقی جامعه نیز می‌شود.

به‌کارگیری واژه «استصلاح» به جای «اصلاح» از سوی امام(ع) دارای دلالتی عمیق مدیریتی است. «استصلاح» از باب استفعال، بیانگر طلب و جست‌وجوی مصلحت است؛ یعنی مدیر باید پیوسته در پی کشف و تأمین مصالح واقعی مردم باشد و اصلاح را نه به‌صورت دستوری و تحمیلی، بلکه به‌صورت فرایندی، نظام‌مند، تدریجی و با مشارکت مردم دنبال کند.

نتیجه راهبردی

در مکتب علوی، حکومت مطلوب حکومتی است که «بندگی»، «عدالت»، «امنیت»، «اصلاح» و «آبادانی» را در یک منظومه واحد و هماهنگ گرد آورد، هرگاه قدرت از معنویت جدا شود، به استبداد می‌انجامد؛ و هرگاه از عدالت فاصله بگیرد، زمینه فروپاشی اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی را فراهم می‌سازد. از این‌رو، راز پایداری و موفقیت حکومت در نگاه امام علی(ع)، جمع میان کارآمدی مدیریتی و ارزش‌های الهی و انسانی است.

*پژوهشگر فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه فرهنگیان

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.