به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، برخی نامها تنها در صفحات تاریخ ثبت نمیشوند؛ آنان خود بخشی از تاریخاند. سپهبد شهید علی شادمانی از جمله فرماندهانی بود که مسیر زندگیاش با مهمترین رخدادهای چهار دهه اخیر جمهوری اسلامی ایران گره خورده است؛ از روزهای پرالتهاب مقابله با ضدانقلاب در غرب کشور و سالهای آتش و خون دفاع مقدس تا مسئولیتهای راهبردی در عالیترین سطوح نیروهای مسلح و سرانجام حضور در یکی از حساسترین جایگاههای فرماندهی و پیوستن به قافله شهدا در نبرد با رژیم صهیونیستی. فرزند دیار هگمتانه، نزدیک به پنج دهه از عمر خود را در میدان جهاد و امنیت سپری کرد. او از نسل فرماندهانی بود که در مکتب دفاع مقدس رشد یافتند؛ نسلی که فرماندهی را نه در کلاسهای آموزشی، بلکه در میدانهای واقعی نبرد، عملیات و تجربههای سخت میدانی آموختند و در همان میدان نیز پلههای مسئولیت را یکی پس از دیگری طی کردند.
سپهبد شهید علی شادمانی طی 47 سال خدمت مستمر، از پایینترین سطوح عملیاتی تا عالیترین سطوح فرماندهی را تجربه کرد و به همین دلیل از او بهعنوان یکی از فرماندهان «آموزشپایه و میداندیده» یاد میشود؛ فرماندهای که هم در طراحی عملیات و هم در تربیت نیرو، نقش مؤثر و ممتد داشت. همین ویژگی سبب شد به یکی از چهرههای اثرگذار و مورد اعتماد در ساختار فرماندهی نیروهای مسلح تبدیل شود و در مقاطع حساس، مسئولیتهای کلان به او سپرده شود. پس از شهادت سپهبد غلامعلی رشید، مسئولیت فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) به او واگذار شد؛ مسئولیتی که اوج اعتماد ساختار فرماندهی به تجربه و اشراف میدانی او بود، اما این مسئولیت با شهادت او در حمله رژیم صهیونیستی، مسیر مجاهدت این فرمانده به پایان رسید.
اکنون همرزمان، شاگردان و خانواده این فرمانده شهید از ابعاد کمتر دیدهشده او سخن میگویند؛ از فرماندهای که در میدان، سختگیر و دقیق بود، اما در مناسبات انسانی به اخلاق، تواضع و ارتباط پدرانه با نیروها شناخته میشد.

فرماندهی که همه پلههای مسئولیت را طی کرد/ معمار حافظه دفاع مقدس در همدان
سردار حمید حسام، نویسنده و از همرزمان سپهبد شهید حاج علی شادمانی، معتقد است مهمترین ویژگی این فرمانده شهید، طی کردن تمامی مراتب فرماندهی از نخستین سالهای انقلاب تا عالیترین سطوح تصمیمگیری نظامی کشور بود؛ او که از سال 1359 و روزهای ابتدایی دفاع مقدس با شهید شادمانی آشنایی داشته، میگوید: بسیاری از مردم تنها روزهای پایانی حیات این فرمانده را دیدهاند؛ زمانی که پس از شهادت سپهبد غلامعلی رشید، با حکم رهبر شهید انقلاب به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) منصوب شد، اما این انتخاب حاصل دههها تجربه عملیاتی، فرماندهی و مجاهدت مستمر بود.
به گفته حسام، شهید شادمانی از مسئولیت در واحد عملیات سپاه همدان آغاز کرد و در ادامه مسئولیتهایی همچون جانشینی فرمانده تیپ 32 انصارالحسین(ع)، فرماندهی سپاه پاوه، فرماندهی لشکر 32 انصارالحسین(ع)، فرماندهی قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه سیدالشهدا، مسئولیتهای عملیاتی در نیروی زمینی سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح و در نهایت معاونت هماهنگکننده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) را بر عهده داشت.
حسام تأکید میکند شهید شادمانی از معدود فرماندهانی بود که همه مراحل رشد و بلوغ فرماندهی را در میدان عمل پشت سر گذاشت و به همین دلیل به یکی از چهرههای راهبردی نیروهای مسلح تبدیل شد. یکی دیگر از ابعاد شخصیتی شهید شادمانی که در سخنان این همرزم قدیمی برجسته میشود، روحیه شهرتگریزی اوست؛ حسام در این باره میگوید برخلاف بسیاری از چهرههای شناختهشده نظامی، شهید شادمانی علاقهای به حضور رسانهای نداشت و ترجیح میداد در متن مأموریتها و مسئولیتها ایفای نقش کند، نه در قاب دوربینها.
به گفته وی، همین ویژگی باعث شده بود بخش قابل توجهی از جامعه تا پیش از انتصاب وی به فرماندهی قرارگاه خاتمالانبیا(ص)، شناخت دقیقی از جایگاه و نقش راهبردی او نداشته باشند. در واقع شهید شادمانی «فرمانده آموزشپایه» بود؛ فرماندهی که نظم، انضباط، رعایت سلسلهمراتب و توجه به آموزش را اساس موفقیت در میدان میدانست.
وی معتقد است همین نگاه سبب شده بود شهید شادمانی در تمامی مسئولیتهای خود بر تربیت نیرو، انتقال تجربه و ارتقای توان رزم تمرکز ویژهای داشته باشد؛ رویکردی که در طول سالهای دفاع مقدس و پس از آن، آثار خود را در ساختار عملیاتی سپاه و نیروهای مسلح برجای گذاشت.
بخش دیگری از سخنان حسام به نقش کمتر روایتشده شهید شادمانی در حوزه فرهنگ و حفظ میراث دفاع مقدس اختصاص دارد. وی میگوید: بسیاری از اقدامات ماندگار استان همدان در حوزه دفاع مقدس، از جمله شکلگیری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، راهاندازی موزه دفاع مقدس استان، تدوین و ثبت تاریخ جنگ در همدان و برگزاری کنگرههای شهدا، با حمایت، پیگیری و هدایت شهید شادمانی انجام شده است.
به گفته این نویسنده ادبیات پایداری، شهید شادمانی در کنار فرماندهی نظامی، دغدغه ثبت و انتقال تجربههای دفاع مقدس به نسلهای آینده را نیز داشت و در این حوزه در کنار شهید همدانی در شکلگیری و ثبت تاریخ دفاع مقدس نقش مؤثری ایفا کرد.
شاید عاطفیترین بخش روایت حمید حسام، توصیف او از سالهای پایانی عمر شهید شادمانی باشد؛ او میگوید: هر بار که این فرمانده شهید را میدید، احساس میکرد با رزمندهای روبهرو است که سالها دلتنگ همرزمان شهید خود مانده و چشمانتظار پیوستن به آنان است. حسام معتقد است سیمای متعبدانه، روحیه معنوی و آرامش خاص شهید شادمانی نشان میداد که او سالها در آرزوی شهادت زندگی کرده و سرانجام نیز به همان آرزوی دیرینه خود رسید.

نظم؛ اصلی که تا آخرین روزهای فرماندهی سپهبد شهید تغییر نکرد
علیاصغر عزیزی، از نیروها و شاگردان قدیمی سپهبد شهید حاج علی شادمانی نیز از آشنایی خود با این فرمانده شهید در نخستین روزهای حضورش در سپاه پاسداران در اردیبهشت سال 1360 سخن میگوید: شهید شادمانی در آن مقطع جانشین معاون عملیات سپاه همدان و از مربیان برجسته آموزشهای تاکتیکی بود؛ فرماندهای که نه تنها آموزش میداد، بلکه تا اطمینان پیدا نمیکرد نیروها مطالب را بهدرستی فهمیدهاند و توان اجرای آن را دارند، از آموزش عبور نمیکرد.
به گفته عزیزی، بسیاری از فرماندهان و رزمندگان نامآشنای سالهای بعد دفاع مقدس، از جمله نیروهایی بودند که در همان دورههای آموزشی از آموزشها و تجربیات شهید سپهبد شادمانی در سالهای آغازین جنگ هشت ساله بهره بردند.
این همرزم و شاگرد قدیمی سپهبد شهید، با اشاره به حضور خود در محور سرپلذهاب، خاطرهای از دقت عملیاتی شهید شادمانی نقل میکند؛ او میگوید: در نخستین مأموریت خود، شهید شادمانی او را به یکی از ارتفاعات حساس منطقه برد و ساعتها درباره آرایش نیروهای خودی و دشمن، موقعیت سنگرها، راههای نفوذ و ویژگیهای جغرافیایی منطقه توضیح داد.
عزیزی معتقد است این رفتار نشان میداد شهید شادمانی اعتقاد داشت هیچ نیرویی نباید بدون شناخت دقیق میدان مأموریت وارد عمل شود و همین نگاه، عامل موفقیت بسیاری از عملیاتها و مأموریتهای رزمی بود.
در روایت علیاصغر عزیزی، نظم و انضباط مهمترین ویژگی مدیریتی شهید شادمانی است؛ خصوصیتی که از سالهای ابتدایی جنگ تا دوران حضور در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) بدون تغییر باقی ماند؛ او میگوید شهید شادمانی چه در جایگاه مربی یک دوره آموزشی و چه در سطح عالیترین مسئولیتهای عملیاتی کشور، همواره با همان حساسیت و دقت مسائل را پیگیری میکرد و اجازه نمیداد کوچکترین موضوعی از نگاه او دور بماند.
به گفته این همرزم، اشراف اطلاعاتی گسترده شهید شادمانی بر مناطق عملیاتی غرب و شمالغرب کشور و شناخت عمیق او از مسائل امنیتی و نظامی، حاصل سالها حضور میدانی و مطالعه مستمر بود که نتایج خود را در عملیاتها نشان میداد.
عزیزی یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شهید شادمانی را صراحت و شجاعت در بیان دیدگاهها میداند؛ او تأکید میکند: شهید شادمانی در جلسات و نشستهای رسمی، بدون ملاحظهکاریهای مرسوم و بدون لکنت زبان، دیدگاههای کارشناسی و نظرات فرماندهان را مطرح میکرد و از بیان حقایق و واقعیتهای میدانی ابایی نداشت. این روحیه صریح و مسئولانه از ویژگیهای مهم فرماندهانی است که منافع سازمان و کشور را بر ملاحظات شخصی ترجیح میدهند.
شاید متفاوتترین بخش روایت عزیزی، توصیف ویژگیهای فردی شهید شادمانی باشد؛ او میگوید: این فرمانده شهید از حافظهای کمنظیر برخوردار بود و حتی پس از گذشت سالها، نام نیروها، محل آشنایی و جزئیات بسیاری از مأموریتها را به خاطر داشت و با وجود مسئولیتهای سنگین و جایگاه بلند فرماندهی، هرگز ارتباط عاطفی خود را با نیروهای قدیمی قطع نکرد و همواره با احترام، محبت و صمیمیت با آنان برخورد میکرد.
به گفته او، بسیاری از نیروهای تحت امر شهید شادمانی، بیش از آنکه او را یک فرمانده نظامی بدانند، وی را پدری دلسوز، معلمی سختگیر و رفیقی قابل اعتماد میشناختند. او هرگز در سالهای بعد از جنگ از این نیروها جدا نشد و همواره پدرانه با آنها برخورد میکرد.

روایت فرزند شهید از فرماندهای که میدان را از سالها قبل میدید/ نبرد اصلی ما با اسرائیل است
یاسر شادمانی، فرزند سپهبد شهید علی شادمانی، نیز در این گفتوگو در روایت خود از پدر، تصویری فراتر از یک فرمانده میدانی ارائه میدهد؛ تصویری از یک طراح راهبردی که تحولات منطقه و تقابل با رژیم صهیونیستی را سالها پیش در منظومه فکری نیروهای مسلح دنبال میکرد.
او با اشاره به فضای کلی نبرد اخیر جبهه مقاومت، تأکید میکند که جمهوری اسلامی ایران در این مواجهه، بر اساس یک «راهبرد فعال و طراحیشده» وارد میدان شده است؛ راهبردی که به گفته او، محصول سالها تجربه فرماندهان ارشد نظامی و عملیاتی کشور است.
به گفته فرزند این شهید، آنچه امروز در عرصه نظامی و دیپلماسی کشور مشاهده میشود، دو مسیر مکمل در یک جبهه واحد است؛ جبههای که هم در میدان و هم در عرصه سیاسی در حال پیگیری منافع ملت ایران است.
شادمانی در بخش دیگری از سخنان خود، به سابقه طولانی درگیری جمهوری اسلامی ایران با بحرانها و فتنههای مختلف اشاره میکند و معتقد است فرماندهان ارشد کشور، از جمله سپهبد شهید علی شادمانی، همواره نگاه راهبردی و بلندمدت به تحولات امنیتی داشتهاند.
او با اشاره به وقایع سالهای اخیر، به ویژه حوادث سال 1401 تأکید میکند که طراحیهای نظامی کشور علیه رژیم صهیونیستی، حاصل تصمیمات مقطعی نبوده، بلکه نتیجه سالها برنامهریزی در سطوح عالی فرماندهی بوده است. در واقع شهید شادمانی جنگ اصلی جمهوری اسلامی ایران را با دشمنان صهیونیستی میدانست.
در روایت یاسر شادمانی، یکی از نکات کلیدی، پیوند میان «میدان عملیات» و «تفکر راهبردی» است؛ پیوندی که به اعتقاد او توسط فرماندهانی چون شهیدان باقری، رشید و شادمانی در سالهای متمادی شکل گرفته است؛ شادمانی تأکید میکند که قدرت امروز جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با رژیم صهیونیستی، نه حاصل واکنشهای مقطعی، بلکه نتیجه یک مسیر طراحیشده و مستمر در ساختار فرماندهی نیروهای مسلح است.
او در پایان، با اشاره به نقش ایمان، باور دینی و نگاه الهی در تصمیمسازیهای کلان نظامی کشور، تأکید میکند که آنچه امروز در صحنه منطقه در حال وقوع است، در نگاه او فراتر از محاسبات صرفاً مادی و نظامی بوده و در چارچوب یک نبرد تمدنی و اعتقادی قابل تحلیل است.

به گزارش تسنیم، روایت سهگانه از سپهبد شهید علی شادمانی، تصویری کامل از فرماندهای ارائه میدهد که در سه سطح «میدان، آموزش و راهبرد» نقشآفرینی کرده است. حمید حسام از سیر رشد و جایگاه راهبردی او سخن میگوید، علیاصغر عزیزی از نقش آموزشی، تربیتی و دقت عملیاتی او در میدان روایت میکند و فرزند شهید، نگاه کلان و راهبردی او به تحولات منطقهای و امنیت ملی را بازگو میکند.
شاید بتوان گفت؛ شهید شادمانی فرماندهای است که همزمان در چند لایه عمل میکرد؛ از آموزش نیروهای جوان در سالهای ابتدایی انقلاب تا فرماندهی در عالیترین سطوح راهبردی کشور. او در سکوت زیست، اما در عمق ساختار دفاعی ایران اثرگذار ماند و نامش در کنار نسل فرماندهان اصلی دفاع مقدس و جبهه مقاومت ثبت شد.

انتهای پیام/