بِشْکَن طلسمِ صورت/ چند نکته درباره رازِ «سنگی بر گوری» و شاید لزوم بازخوانی آن

خبرآنلاین جمعه 12 دی 1404 - 10:06
  صورتِ ظاهر جمال است، اغلب جاذبه می‌آفریند، انگیزه می‌دهد و آغازگر حرکت است، اما توانایی حل مسایل، در ساحت کمال و در قلمرو سیرت شکل می‌گیرد، از طریق اندیشه‌ورزی، تصمیم‌سازی و پایداری برای عبور از بحران‌ها. صورتْ دل را می‌رباید، اما سیرتْ جان و جهان را می‌سازد و به پیش می‌راند.

کتاب «سنگی بر گوری» در زمستان سال ۱۳۴۲ توسط جلال آل‌احمد نوشته شد، ولی سال‌های سال در پشت پرده حجاب معاصرت ماند تا سرانجام در زمستان ۱۳۶۰ به فیض انتشار نایل آمد، با صورت و سیرتی خاص، جذاب و البته پرحاشیه.

داستان «سنگی بر گوری» داستانی یکتا در طول تاریخ ادبیات فارسی است و دست‌کم در دوران معاصر هیچ نویسنده‌ای نتوانسته است اثری مثل آن را خلق کند، اثرِ واقع‌بینانه‌ی برجسته‌ای که از صادقانه‌ترین و بی‌پیرایه‌ترین آثار جلال آل‌احمد است. اعتراف‌نامه‌ای است عریان و تلخ، ولی مسوولانه، دلسوزانه و انسانی درباره مسأله عقیم‌بودن و به تعبیر آل‌احمد، نداشتن «تخم‌وترکه» و دلواپسی‌ها و دلسوزی‌ها و زخم‌زبان‌ها و دوندگی‌های پرزحمت برای رفع‌ورجوع‌کردن آن و دیگر عواقب و عوارض شخصی و اجتماعی‌اش.

 این کتاب برخی از پرده‌ها را کنار زده و وارد حوزه‌های ممنوعه شده، لذا از روزی که آل‌احمد نوشتنش را تمام کرد و بنا به عادت، نسخه دستنوشت آن را در یک جمع دوستانه با حضور همسرش، خواند تا از نظریات مشورتی آنان مطلع شود، تا امروز که بیش از ۶۰ سال از نوشتنش و ۴۰ سال از چاپش می‌گذرد، بحث‌برانگیز بوده و با انواع واکنش‌ها روبرو شده و هم اکنون نیز روبروست. از واکنش‌های مثبت و ستایش‌آمیز، تا واکنش‌های منفی، همراه با اتهامات و فحاشی‌هایی همچون هرزه‌نویسی، بی‌شرمی، بی‌غیرتی، پرده‌دری، عبور از خط قرمز اخلاقیات، تجاوز به حریم خصوصی و خانوادگی و جسارت و تعرض به ساحتِ سیمین دانشور، به قصد توهین و تحقیر و انتقام‌گیری و غیره.

 این نوع واکنش‌ها عمدتاً تحت تأثیر صورتِ ظاهر این داستان شکل گرفته‌اند و پاسخ‌هایی هستند به محرک‌های لایه بیرونی آن، با نوع ادبیات موشکافانه‌اش که از مرز ادبیات رایج عبور کرده و بر روی حساس‌ترین عصب جامعه دست ‌گذاشته و آن را تحریک کرده و طبیعتاً سوءتفاهم‌ها و واکنش‌های هیجانی و خشم‌وخروش‌هایی را به دنبال داشته است. این واکنش‌ها که خود نشانه دقتِ هدف‌گیری و نیروی تأثیرگذاری این کتاب‌ هستند، در صورتی اصلاح خواهند شد که لایه‌های زیرین داستان هم دیده شوند و موقعیت‌مندی اجتماعی - تاریخی‌ آن فهمیده شود.

  لایه زیرین این داستان چیست و چه می‌گوید؟

اعتراض تراژیک به جامعه‌ و سنتی است که در دوران جاهلیت به‌سرمی‌برد، جامعه‌ای که رجولیت را تنها در قدرت بارورسازی و تولیدمِثل می‌داند، به صورت‌ها و ظواهر پایبند است، به بلندیِ ریش، به تعداد عائله و عده غلامان و کنیزان در حرمسراها و تعداد فرزندان، مخصوصاً پسرها! و از آن طرف، کسی که از چنین قدرتی محروم باشد، تیره‌بختی است که باید زیرِ آوار ننگ اختگی و رنج بی‌عقبگی بماند تا بپوسد. و به تعبیر آل‌احمد: تنها دل‌خوشی‌اش هم این باشد که نقطه خِتام سنت است، یا نفس نفی آینده‌ای که اسیر و دربندِ گذشته مانده، آنهم گذشته‌ای که مثل یک زنجیر از ابتدای خلق تا انتهای نشور،‌ بر گُرده خلق آویخته و تنها هنر و فایده‌اش هم این است که هیچی را به هیچی ‌پیوند بزند. چنین موجود مفلوکی در آخرین تحلیل، مثل سنگی است بر گوری که آرامگاه هیچ جسدی نیست!

ارزش اصلی این کتاب در جسارت و صراحت و دقت کم‌نظیر آن است، کالبدشکافی زوایای ذهن مشترک یک زن‌وشوهر و در همان حال، کاویدن ضمیر ناخودآگاه یک جامعه و سنت‌های آن، سنتی که یک زن‌وشوهر را در جایگاه متهم نشانده تا پاسخگوی گناهی باشند که مرتکب نشده‌اند. زن موجود بی‌گناهی است که به‌سرعت به یک «زن زیادی» تبدیل خواهد شد و شوهر هم بی‌گناه دیگری است که تنها به حکم تقدیر، اخته بوده و در نتیجه، در آزمون مردانگی رفوزه شده، ولی جامعه‌ گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست، با چشمان کم‌سو، ولی مشتاق، نشسته و منتظر قربانی‌گرفتن است تا بتواند قربانی‌شدن خودش را هضم کند.

این یک لایه از داستان تمثیلی «سنگی بر گوری». وجه یا لایه دیگر این داستان رئالیستی هم رفوزه‌شدن یک نسل در آزمون باروری از نوعی دیگر است، نسلی که در طول یک قرن، بارها به‌پاخاسته و پیش‌قراولان و روشنفکرانش را برای ساماندهی یک جنبش اجتماعی روبه‌رشد و تعالی‌بخش بسیج کرده و به میدان فرستاده، ولی سرانجام با همه زورورزی‌هایش، نتوانسته «کاری» بکند، چون اخته بوده است!

داستانی که با این درجه از هوشمندی و موشکافی ساماندهی ‌شده و با این درجه از جرأت و جسارت به افشای پشت پرده‌ها ‌پرداخته و چنین جسورانه به یک معضل اجتماعی حمله کرده تا رمز و رازهایش را برملا کند، دیگر یک حدیث نفس ساده و تصفیه‌حساب خصوصی، یا پرده‌دری و جسارت و تعرض به حریم و حرمت اخلاق و نهاد خانواده و غیره نیست، بلکه یک جهش معرفتی است، جهشی برای رساندن یک تجربه‌ شخصی، به سطح یک تراژدی عمومی، و شاید بشری.

نکته آخر درین رابطه آن است که عقلاً و انصافاً وجود روحیه جستجوگری، پویایی فکری و کنجکاوی موشکافانه، به‌ویژه در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی، نه‌تنها عیب و نقص نیست، بلکه از مهم‌ترین سرمایه‌های فکری و مزیت‌های شخصیتی یک روشنفکر، نویسنده، یا تحلیل‌گر اجتماعی‌ست، و به طور خاص، وجود این ویژگی‌ها در فردی مثل جلال آل‌احمد، بخشی از نیروی محرکه اصلی است. همین روحیه جستجوگری‌ است که آل‌احمدِ نوعی را به سراغ پدیده‌هایی ‌بُرده که کمتر کسی جرأت نزدیک‌شدن به آنها را دارد. همین نگاه موشکافانه‌ در بررسی و تجزیه و تحلیل نقاط ضعف جامعه باعث شده است که آل‌احمد بتواند تناقض‌ها، وابستگی‌ها و کج‌راهه‌های سنت و آسیب‌های فرهنگی - اجتماعی عصر خود را ببیند و بی‌پرده نشان بدهد و همین شجاعت و صداقت و صراحت و احساس تعهد و مسوولیت اجتماعی است که آثار او را بحث‌برانگیز و ماندگار کرده است. برای ظاهرکردن این باطن و کشف راز «سنگی بر گوری» باید همان راهی را رفت که مولوی نشان داده است:

بِشْکَن طلسم صورت، بُگشای چشمِ سیرت --- تا شرق و غرب بینی سلطانِ من گرفته

۲۴۲۲۴۳

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.