خبرگزاری مهر، گروه استانها: در روزهای اخیر، اظهارات مداخلهجویانه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت. این مواضع، که با ژست حمایت از اعتراضات مردمی و طرح تهدیدهای آشکار همراه بود، بار دیگر ضرورت ارائه پاسخ ملی، علمی و گفتگو محور را نشان داد.
تجربه تاریخی ایران به وضوح ثابت کرده است که هرگونه دخالت خارجی، حتی با ادعای حمایت از مردم، در عمل به فشار اقتصادی و اجتماعی میانجامد و اعتماد عمومی را خدشهدار میکند.
در شرایطی که فضای اجتماعی کشور تحتتأثیر هیجانات، فشارهای اقتصادی و فضاسازیهای بیرونی قرار گرفته است، بازگشت به عقلانیت، تأمل و تجربه تاریخی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
بر همین اساس گفتگویی را با «مهرداد توکلی راد» جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور ترتیب دادهایم تا با تحلیل دقیق و مبتنی بر تجربه اجتماعی، ابعاد مختلف فشارهای خارجی و نقش مداخلههای سیاسی آمریکا را بررسی کنیم.
ضرورت آرامش در تحلیل تحولات اجتماعی
مهرداد توکلی راد اظهار کرد: این توییتها را نمیتوان صرفاً به عنوان یک واکنش به اعتراضات مردمی دید؛ بلکه باید در چارچوب تاریخچه عملکرد ترامپ و سیاستهای آمریکا در منطقه بررسی کرد.
وی افزود: فردی که در جنگ ۱۲ روزه، همراه با نتانیاهو، هزاران تن از مردم مظلوم، از جمله زنان و کودکان، را به شهادت رساند، امروز خود را دلسوز مردم ایران جلوه میدهد و علیه کسانی که به خیابانها میآیند ابراز همدلی میکند. این نوع موضعگیری، در حقیقت یک بارانسازی رسانهای است که بسیاری از مشکلات داخلی کشور را به شکل وارونه جلوه میدهد.

توکلی تأکید کرد: هرچند برخی مشکلات معیشتی و توسعهای کشور قابل توجه است و مردم حق دارند مطالبات خود را مطرح کنند، اما فضا نباید به گونهای دروغین ساخته شود که حق مردم با دخالت خارجی به سمت تضاد و تفرقه سوق داده شود.
به باور این جامعهشناس تفکر ترامپ و سیاستهای او کاملاً مبتنی بر ضربه زدن به استقلال ملی، وحدت داخلی و تمامیت ارضی ایران است و پایبندی به هیچ اصول انسانی و قوانین بینالمللی ندارد. او امروز خود را دلسوز ملت ایران معرفی میکند، در حالی که سابقه اقدامات او نشان میدهد که هر آنچه در پی دارد، برعکس مصالح مردم ایران است.
وقتی تاریخ پاسخ میدهد
توکلی راد در تحلیل خود گفت: شواهد تاریخی به روشنی نشان میدهد که نه تنها رژیم آمریکا، بلکه نظامهای استعماری در طول تاریخ، هیچگاه دلسوز ملت ایران نبودهاند. نگاه کنیم به جنگ ۱۲ روزه و اقدامات آمریکا در این سالها: شدیدترین تحریمها علیه مردم ایران اعمال شد، سرمایههای کشور ما و منابع ملی ما به غارت رفت. کجا دلسوزی دیده شد؟
وی ادامه داد: در طول رژیم پهلوی دوم، محمدرضا شاه مستقیماً دست نشانده آمریکا بود و منابع کشور به شکل سیستماتیک مورد سوءاستفاده قرار گرفت. کودتای ۲۸ مرداد، دخالت آشکار در امور داخلی، و اسناد برملا شده از لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۵۸ همه نشاندهنده دخالت مستقیم آمریکا در سرنوشت ملت ماست. حتی در زمان پهلوی اول و دوران استعمار انگلیس، منافع مردم ایران هیچگاه برای قدرتهای خارجی اهمیت نداشت.
توکلی راد با اشاره به نمونههای معاصر افزود: همین ترامپ در پرونده ونزوئلا و سوریه، صراحتاً اعلام کرد که نفت سوریه و امنیت اسرائیل برای آمریکا اهمیت دارد، نه مردم آن کشور. این شواهد نشان میدهد که ادعای دلسوزی برای ملتها، صرفاً نقابی برای مشروعیتبخشی به منافع خودشان است.» او در جمعبندی تحلیل خود هشدار میدهد: «ما باید در این فضای غبارآلود رسانهای و سیاسی مراقب باشیم. تحلیل روایتها، توییتها و واکنشهای خارجی را با دقت انجام دهیم و نگذاریم فرافکنیها و دروغسازیها اذهان ما را کنترل کنند. باید مشخص باشد که ما سرباز ملت ایرانیم یا سرباز ترامپ و نتانیاهو.
وقتی قاتل توسعه، خود را ناجی معرفی میکند
توکلی راد گفت: امروز ترامپ، کسی که عامل فشارهای اقتصادی بر جامعه ما است، کسی که مسیر توسعه و پیشرفت کشور را سنگانداز شده، تلاش میکند خود را ناجی معرفی کند. نکته تأسفآور آنجاست که دست او به خون سربازان صدیق ایران آلوده است؛ همان شهدایی که بهویژه امروز، در شامگاه سالگرد شهادت سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی، یادشان گرامی داشته میشود. او مدعی دلسوزی شده، در حالی که خود عامل اصلی مشکلات و فشارها است.
وی در تحلیل این فضا تأکید کرد: این واقعیت، نشان میدهد که در چنین شرایطی ما بیش از هر زمان دیگری به سواد تحلیلی نیاز داریم؛ سوادی که بتواند روایتها را از تحریفها تفکیک کند و واقعیت سیاستهای مداخلهجویانه و فشارآور خارجی را به مردم نشان دهد.
سواد تحلیلی؛ سپر در برابر دستکاری افکار عمومی
مهرداد توکلی تأکید کرد: در این فضا، سواد تحلیلی اهمیت فوقالعادهای دارد. آنها تلاش میکنند با تحلیلهای اشتباه، برآوردهای نادرست بسازند و از این طریق اذهان ما را کنترل کنند؛ باورهایمان را تغییر دهند و رفتارهای موردنظرشان را تحمیل کنند. مسائل داخلی ما نیازمند تمرکز بر اهمیت داخلی، انسجام ملی و گفتوگوی سازنده داخلی است، نه آشوب و برهم زدن نظم عمومی.

وی با اشاره به تجربههای تاریخی و وضعیت کشورهایی مانند سوریه، لیبی و سومالی ادامه داد: نگاهی به تجربه تاریخی ملت ایران و سایر ملل نشان میدهد که برهم زدن نظم و ایجاد خشونت، هیچ دستاوردی برای جامعه نداشته است. نمونههای کنونی در منطقه نیز به وضوح نشان میدهد که آشوب و بیثباتی، راهی به پیشرفت و توسعه نمیبرد.
تحریمها و تهدیدات خارجی؛ سنجش واقعیتها برای ملت ایران
پژوهشگر مسائل اجتماعی، درباره شرایط کنونی جامعه ایران گفت: امروز مردم ایران در سایه تحریمها با مشکلات و فشارهای معیشتی مواجه هستند. بخشی از این مشکلات ناشی از سیاستها و عملکرد داخلی است، اما نباید فراموش کنیم که اسرائیل و برخی بازیگران خارجی، که خود مسبب بسیاری از مسائل موجود هستند، با تحریکات سیاسی، اجتماعی و قومیتی و تهدیدهای متعدد، تلاش دارند تمامیت ارضی و موجودیت ما را تحت تأثیر قرار دهند.
وی تأکید کرد: نگاه امروز ما باید دقیق باشد؛ باید با تحلیل واقعبینانه، میان مطالبات داخلی و مداخلات خارجی تفاوت قائل شویم و مسیر توسعه و انسجام ملی را حفظ کنیم.
توکلیراد با تأکید بر ضرورت آرامش در مواجهه با تحولات اجتماعی گفت: جامعه ایران باید فارغ از عصبانیتها و واکنشهای احساسی، تحولات صد سال اخیر خود را دوباره مرور کند؛ از مشروطه و ناکامیهای آن گرفته تا کودتا، جنگهای جهانی، جنگ تحمیلی، تحریمها و تجربه برجام. به گفته او، این تجربه تاریخی نشان میدهد که مداخلات خارجی همواره هزینههای سنگینی برای ملت ایران به همراه داشته است.
سواد تاریخی؛ حلقه مفقوده تحلیلهای امروز
وی با اشاره به افزایش سطح آگاهی عمومی تصریح کرد: امروز صرف داشتن اطلاعات کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، قدرت تحلیل و درک تاریخی است. بدون سواد تاریخی، جامعه در معرض تکرار خطاهای گذشته قرار میگیرد و روایتهای تحریفشده میتوانند واقعیت را وارونه جلوه دهند.
این پژوهشگر مسائل اجتماعی معتقد است در فضای غبارآلود کنونی، قدرت تحلیل روایتها و اخبار اهمیت مضاعف دارد.
به گفته وی، برخی جریانها با تحلیلهای غلط و جهتدار تلاش میکنند ذهن جامعه را کنترل کرده و باورها را تغییر دهند؛ روندی که در نهایت به تغییر رفتارهای اجتماعی و تضعیف انسجام ملی منجر میشود.
مطالبهگری؛ مسیر درست یا خشونت بیثمر؟
توکلیراد با تأکید بر مشروعیت مطالبات مردم افزود: اعتراض به مشکلات معیشتی و اقتصادی حق طبیعی جامعه است، اما تجربه تاریخی ایران و سایر کشورها نشان میدهد که خشونت، آشوب و برهم زدن نظم عمومی نهتنها راهحل نیست، بلکه میتواند مسیر اصلاح را مسدود کند.
وی «سواد اجتماعی» را یکی از مؤلفههای مغفول در فضای کنونی میداند و تصریح کرد: حل مسائل داخلی نیازمند گفتوگو، تحمل متقابل و پذیرش منطق است. جامعهای که گفتوگو را تمرین کند، کمتر در دام هیجان و افراط گرفتار میشود.
این جامعهشناس با اشاره به نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در بیثباتسازی منطقه گفت: تجربه کشورهایی مانند سوریه، لیبی و سومالی بهروشنی نشان میدهد که دخالت خارجی چگونه میتواند یک جامعه را به سمت فروپاشی سوق دهد. به گفته او، پاسخ به تهدیدهای چهرههایی مانند ترامپ، نه واکنش هیجانی بلکه افزایش آگاهی و انسجام داخلی است.
وحدت ملی؛ سرمایهای برای عبور از پیچ تاریخی
توکلیراد در پایان تأکید کرد: ایران امروز در یک برهه حساس تاریخی قرار دارد و عبور موفق از این مقطع، نیازمند وحدت، تعقل و اعتماد به توان داخلی است. تجربههای تلخ و شیرین گذشته نشان داده که ملت ایران هرگاه بر انسجام و آگاهی تکیه کرده، توانسته مسیر آینده را با قدرت بیشتری طی کند.













