جهان در خطرناک‌ترین نقطه تاریخی؛ آیا حمله به ونزوئلا آغاز «قانون جنگل» است؟

عصر ایران دوشنبه 15 دی 1404 - 11:00
رهبران خودکامه ما در حماقتِ جنون‌آمیز (مگالومانیاک) خود، قانون وحشیانه جنگل را دوباره به زندگی روزمره ما بازگردانده‌اند-پرفسور آرشین ادیب مقدم 

    عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی-  با حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و احیای سیاست تغییر رژیم، نظم جهانی به شدت متزلزل شده است. تحلیل‌گران هشدار می‌دهند این آنارشی جدید می‌تواند مجوز حملات مشابه توسط قدرت‌های دیگر مثل روسیه را صادر کند و اروپا را از آمریکا دور سازد.

    حملۀ نظامی ناگهانی ایالات متحده به ونزوئلا و انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ربایش رئیس‌جمهور این کشور، زنگ خطر را برای امنیت بین‌المللی به صدا درآورده است. این اقدام بی‌سابقه که یادآور دوران مداخله‌جویی‌های مستقیم و سیاست «تغییر رژیم» است، نه تنها آمریکای لاتین را در آستانه هرج‌ومرج قرار داده، بلکه معادلات شکننده قدرت میان غرب و شرق را نیز به چالش کشیده است.

   به نظر می‌رسد با شکستن قبح تهاجم نظامی توسط واشنگتن، دوران تازه‌ای از بی‌ثباتی و بازگشت به «قانون جنگل» در روابط بین‌الملل آغاز شده باشد.

   پروفسور آرشین ادیب مقدم از جمله محققان و نویسنده مشهور جهانی در حوزه بین‌الملل است. او در حال حاضر استاد اندیشه جهانی و فلسفه های تطبیقی در SOAS، دانشگاه لندن و مدیر مشترک مرکز SOAS برای آینده‌های هوش مصنوعی است.

   این کارشناس برجسته مسائل بین‌الملل نوشته‌هایی در بسیاری از زمینه‌ها از جمله مطالعات خاورمیانه، روابط بین‌الملل، مطالعات پسا استعماری، سیاست تطبیقی و تاریخ نگاری داشته است. ادیب مقدم با عصرایران دربارۀ تنش‌های جهانی و تازه‌ترین آنها در ونزوئلا صحبت کرده است:

*امروز شاهد حمله آمریکا به ونزوئلا بودیم و گزارش‌هایی مبنی بر ربوده شدن رئیس جمهور ونزوئلا توسط نیروهای آمریکایی وجود دارد. به نظر شما این وقایع چه تأثیری بر امنیت منطقه‌ای خواهد داشت؟ آیا فکر می‌کنید مخالفان ونزوئلا در نهایت می‌توانند به قدرت برسند یا شاهد هرج و مرج خواهیم بود؟

-تاریخ نشان داده سیاست‌های تغییر رژیم در درازمدت مؤثر نیستند و به منابع عمده ناامنی برای کشور هدف و منطقه وسیع‌تر تبدیل می‌شوند. سیاست‌های دولت ترامپ مبتنی بر درک ابتدایی و عمدتاً ناآگاهانه از سیاست جهانی است، زیرا عمدتاً مبتنی بر اعمال نیروی بی‌رحمانه است. 
نتیجه این خواهد شد که احتمالاً در کوتاه‌مدت بی‌ثباتی و به دنبال آن واکنش شدید دولت پنهان نظامی در ونزوئلا خواهد بود. این فرآیند نظامی‌سازی و امنیتی‌سازی توسط جنبش‌های اجتماعی مرتبط با میراث "چاوزیستی" که هم نهادینه شده و هم از نظر ایدئولوژیکی فراگیر هستند، کمک و تقویت خواهد شد.

*اگر سناریوی درگیری آمریکا در ونزوئلا محقق شود، روسیه به عنوان متحد مادورو چه واکنشی نشان خواهد داد؟
 
-حملۀ غیرقانونی به ونزوئلا جلوۀ دیگری از آنارشی (هرج و مرج) شدید بین‌المللی است که دولت ترامپ دوباره به سیاست جهانی بازگردانده و پیش‌تر به آن اشاره کردم. اقدامات آمریکا در ونزوئلا با هر استاندارد بین‌المللی غیرقانونی است. همانطور که اشاره شد، این اقدامات توسط سایر کشورهای قدرتمند تکرار خواهد شد و همین حالا هم هرگونه تلاش رهبران اروپایی و دیگران را برای حفظ یک «موضع اخلاقی برتر» در قبال تهاجم روسیه به اوکراین و سیاست‌های چین در قبال تایوان نابود کرده است. 

تهاجم، تهاجم است؛ مرگ، مرگ است؛ و امپریالیسم هر جا که اعمال شود، امپریالیسم است. به همین دلیل است که ما در چنین لحظه خطرناکی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم. رهبران خودکامه ما در حماقتِ جنون‌آمیز (مگالومانیاک) خود، قانون وحشیانه جنگل را دوباره به زندگی روزمره ما بازگردانده‌اند. خودآموزی، ایجاد آگاهی، پرهیز از نسبی‌گرایی اخلاقی، تمرین رواداری و همدلی، بیان حمایت از صلح و سازماندهی سیاسی برای رسیدن به آن در تعاملات روزمره، راه‌هایی اثبات‌شده برای بقا در برابر پیامدهای این سیاستِ جدیدِ «جنگِ روزمره» هستند.
  
*پیشتر برخی تحلیلگران معتقد بودند که دونالد ترامپ ممکن است برای منحرف کردن افکار عمومی از رسوایی‌های داخلی، بحرانی را در حیاط خلوت آمریکا، یعنی ونزوئلا، در سال ۲۰۲۶ آغاز کند. اگر واشنگتن تلاش‌های نظامی و اطلاعاتی خود را بر کاراکاس متمرکز کند، آیا اروپا در برابر روسیه «تنها» خواهد ماند؟
 
  -پاسخ شما باید در چارچوب تغییر روابط دولت-جامعه در اروپا بررسی شود: اروپا در حال تجربه یک دگردیسی بزرگ است، زیرا جوامع مدنی اروپا از این شعار دوران جنگ سرد که «اتحادیه اروپا باید هر دستوری از آمریکا را بپذیرد» فاصله گرفته‌اند. این امر همچنین ناشی از تغییرات جمعیتی است که به راحتی در ترکیب چندفرهنگی هر جامعه اروپایی قابل مشاهده است. به همین دلیل است که جناح راست در حال بازگرداندن نژادپرستی به استراتژی سیاسی خود است.

   نژادپرستی روشی رذیلانه برای دور نگه داشتن اقلیت‌هایی با دیدگاه متفاوت از نخبگان اروپا و طبقه‌بندی جامعه بر اساس رنگ پوست یا پیشینه «قومی/مذهبی» است. اما نژادپرستی هرگز به عنوان یک شکل پایدار از حکمرانی کارساز نبوده، زیرا مبتنی بر ایدئولوژی ضدبشری است.

بنابراین، من شاهد یک فاصله گرفتنِ کُند اما برگشت‌ناپذیر از ایالات متحده هستم، چرا که اروپایی‌ها تفاوت‌های بنیادین میان سیاست‌های ترامپ و ارزش‌های جاری در دموکراسی‌های اروپایی را درک می‌کنند. در رابطه با آمریکا، رهبران اروپایی همچنان همکاری نظامی، به ویژه برای مهار روسیه را در اولویت قرار خواهند داد. با این حال، درک فزاینده‌ای وجود دارد که اگر دموکراسی‌های اروپایی بخواهند مشروعیت هنجاری خود را حفظ کنند، ائتلاف آمریکا-اروپا باید بازبینی شود. ارزش‌های بنیادین اروپا مانند رواداری اجتماعی و دیپلماسی بین‌المللی نمی‌توانند در سایه ترامپیسم دوام بیاورند.

*در دسامبر ۲۰۲۵، ولادیمیر پوتین صریح‌ترین تهدید خود را تا به امروز مبنی بر آمادگی برای رویارویی مستقیم با اروپا مطرح کرد. آیا در سال ۲۰۲۶ فراتر از «جنگ نیابتی» در اوکراین خواهیم رفت و شاهد شلیک اولین گلوله‌های مستقیم میان نیروهای ناتو و روسیه خواهیم بود؟

  -با اینکه معتقد نیستم رویارویی مستقیمی میان روسیه و کشورهای عضو ناتو رخ خواهد داد، اما روسیه با دیدن ناتو به عنوان آنچه واقعاً هست، یعنی «اسب تروای هژمونی ایالات متحده در اروپای شرقی و فراتر از آن»، به حفاظت از منافع ملی خود ادامه خواهد داد. تا زمانی که رهبران اروپایی فرمولی سیاسی و نظامی پیدا نکنند که درک کنند دولت‌های قدرتمندی مانند روسیه را نمی‌توان با زور وادار به تسلیم کرد، تراژدی کنونی ادامه خواهد یافت. 


   بدون وجود یک فرمول فعال برای صلح و امنیت پایدار که دوجانبه باشد، رهبرانی همچون پوتین با پیگیری سیاست‌های خارجی تهاجمی، به بازتاب رفتار «غرب» ادامه خواهند داد. بشریت وارد خطرناک‌ترین و بی‌ثبات‌ترین دوره تاریخ معاصر شده است. اقدامات رهبرانی چون ولادیمیر پوتین باید در بستر این «آنارشی بین‌المللی» تفسیر شود.

*به نظر می‌رسد دکترین هسته‌ای روسیه تغییر کرده و سلاح‌های تاکتیکی در بلاروس مستقر شده‌اند. چقدر جدی می‌دانید که روسیه در سال ۲۰۲۶ دست به یک «آزمایش هسته‌ای نمایشی» یا استفاده محدود از سلاح‌های تاکتیکی بزند تا اروپا را وادار به عقب‌نشینی کند؟
 
-باز هم معتقدم که رهبرانی مثل ولادیمیر پوتین تمایل دارند سیاست‌های غربی را منعکس کنند. در حال حاضر، «ترامپیسم» تمام پادمان‌های بین‌المللی و کانال‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش را به حالت تعلیق درآورده است. 

  آنچه هم‌اکنون در سیاست خارجی آمریکا در قبال ونزوئلا یا ایران شاهد هستیم، مورد توجه روسیه و البته چین قرار گرفته است. این کشورها استانداردهای دوگانه را نخواهند پذیرفت. استدلال رهبران این کشورها این است که اگر آمریکا می‌تواند کشورهای دیگر را بمباران کند و/یا به دنبال «تغییر رژیم» باشد، پس آن‌ها هم می‌توانند. همین امر در مورد استفاده از سلاح‌های هسته‌ای نیز صدق می‌کند. من فکر می‌کنم شخصی مثل ترامپ کاملاً قابلیت استفاده از سلاح هسته‌ای را دارد. اگر او چنین کاری کند، این اقدام توسط شخصی مثل پوتین نیز تکرار خواهد شد.

*آیا اوکراین تا پایان سال ۲۰۲۶ همچنان به شکلی که امروز روی نقشه است وجود خواهد داشت، یا شاهد تجزیه و جدا شدن بخش‌های اشغال‌شده توسط روسیه خواهیم بود؟

-من هیچ شکی ندارم که اوکراین مجبور خواهد بود به نحوی بخشی از خاک خود را به روسیه واگذار کند.
 
*نفوذ استیو بنن و ایدئولوگ‌های جنبش «ماگا» (MAGA) در احزاب راست افراطی اروپا غیرقابل انکار است. آیا دولت آمریکا اکنون به طور سیستماتیک از «تغییر رژیم نرم» در دموکراسی‌های لیبرال اروپایی حمایت می‌کند تا دولت‌هایی شبیه به خود را در پاریس و برلین روی کار بیاورد؟

  -قطعاً. جناح راست جهانی در حال پیشروی است. میدان نبرد از پردیس‌های دانشگاهی تا سطوح عالی دولت را در بر می‌گیرد. همه ما آن را احساس می‌کنیم. همانطور که در کتاب «افسانه هوش مصنوعی خوب» (The myth of Good AI -انتشارات دانشگاه منچستر، ۲۰۲۵) استدلال کرده‌ام، هوش مصنوعی فرصت‌های باورنکردنی را در اختیار دولت‌های اقتدارگرا - که ایالات متحده تحت رهبری ترامپ را نیز یکی از این نهادهای اقتدارگرا می‌دانم - قرار می‌دهد تا بر انتخابات تأثیر بگذارند و قطعاً دستور کارهای سیاسی را تعیین کنند.

 
جناح راست از این فناوری‌های جدید برای گسترش پیام نفرت خود استفاده می‌کند. سوار بر موج انقلاب هوش مصنوعی، همه‌چیز ممکن است و این بر عهده اکثریت خاموش است که از کانال‌های دموکراتیک در جوامع مدنی خود بهترین استفاده را ببرند تا به نام رواداری سازماندهی کرده و مقاومت کنند. این نبرد واقعی برای صلح است که هر فرد در جهان می‌تواند با خودآموزی، اشکال مسالمت‌آمیز مقاومت مدنی، و حتی صرفاً انجام یک کار نیک در کمک به دیگران به صورت روزمره، در آن سهیم باشد.

*به عنوان سوال آخر؛ اگر بخواهید سال ۲۰۲۶ را برای امنیت اروپا در یک جمله توصیف کنید، آیا آن را سال «آشتی دردناک با روسیه» می‌نامید یا سال «آغاز یک جنگ تمام‌عیار قاره‌ای»؟

- 2026، سالِ «بازبینیِ عمل‌گرایانه (پراگماتیک) در روابط اروپا و روسیه در بستر کاهش نفوذ آمریکا بر جوامع اروپایی» خواهد بود.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.