عصر ایران- سردبیر سیاسی روزنامه «دنیای جدید» در یادداشتی تحلیلی به بررسی تناقض آشکار شعارهای ترامپ با حمله به ونزوئلا میپردازد. اینکه چگونه وعده «پایان پلیسبازی آمریکا» به استقرار نیروی نظامی، غارت نفت و اداره مستقیم کاراکاس ختم شد؟
جیمز بال (James Ball) سردبیر سیاسی روزنامه «دنیای جدید» (The New World) در یادداشتی که در وب سایت The I Paper منتشر کرده به موضوع بازداشت و انتقال نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا به آمریکا پرداخته است.
در این یادداشت آمده است: قرار بود آمریکا کارش با نقش «پلیس جهانی» تمام شده باشد. دونالد ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود و همچنین در طول کارزارهای انتخاباتی ۲۰۲۴ بارها این موضوع را تکرار کرده بود.
جنبش «ماگا» (MAGA - عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم) از دیدن استقرار نیروهای آمریکایی در سراسر جهان، از صرف میلیاردها دلار برای درگیریهایی در هزاران مایل آنطرفتر، و از شنیدن نام مکانهایی که هرگز به گوششان نخورده بود، خسته شده بودند. دونالد ترامپ قرار بود «اول آمریکا» را در دستور کار قرار دهد.
اما امروز، او اعلام کرد که ایالات متحده اداره ونزوئلا را برای آیندهای قابل پیشبینی حداقل تا زمانی که یک انتقال قدرت «امن، مناسب و سنجیده» (که احتمالاً طبق تعریف خود ترامپ باشد) ممکن شود، بر عهده خواهد گرفت.
سابقه بد در تغییر رژیمها
کارنامه آمریکا در اداره کشورهای خارجی که همواره ظاهراً به نفع خود آن کشورها انجام شده به ندرت کارنامهای درخشان بود و این کارنامهای نیست که ترامپ یا هوادارانش از آن دفاع کرده باشند. عراق و افغانستان نمونههایی از این دست هستند که چگونه اداره کردن کشور از نوع آمریکایی نمیتواند مشکلات یک ملت را حل کند. کنار زدن دیکتاتور، طبق سنت، همواره بخش آسان ماجرا بوده است.
ترامپ احتمالاً معتقد است که این بار اوضاع متفاوت خواهد بود، احتمالاً به این دلیل که خود او مسئولیت را بر عهده دارد. اما او جزئیات ناچیزی درباره اینکه چرا این بار متفاوت است یا این روند چگونه کار خواهد کرد، ارائه داد و هیچ توضیحی نداد که آمریکا چگونه ونزوئلا را اداره خواهد کرد، چه رسد به توصیفی از اینکه چرا اقدام نظامی و دیپلماتیک خارقالعاده او تحت قوانین ایالات متحده یا قوانین بینالمللی قانونی است.
تنها چیزی که ترامپ احساس کرد میتواند توضیح دهد این بود که شرکتهای نفتی آمریکایی به ونزوئلا سرازیر خواهند شد تا به گفته او: میلیاردها دلار پرداخت خواهند کرد تا جریان نفت را دوباره برقرار کنند و بابت آن غرامت دریافت خواهند کرد.
ماگا مخالف پلیس بازی آمریکا است
جنبش «ماگا»ی ترامپ به عنوان ردِ کردن صریح پروژه نومحافظهکاران (نئوکانها) به رهبری جرج دابلیو بوش، دیک چنی و حزب جمهوریخواه وارد میدان شد. «ماگا» ظاهراً مخالف جنگهای خارجی، مخالف پلیسبازی در جهان و مخالف پروژههای خارجی بود.
ترامپ با یک ضربه، ۱۸۰ درجه تغییر موضع داده و تمام این اصول را زیر پا گذاشته است. ترامپ اکنون ونزوئلا را اداره خواهد کرد و در صورت نیاز، نیروهای آمریکایی در آنجا مستقر خواهند شد.
او گفت: ما از اعزام نیروی زمینی (Boots on the ground) نمیترسیم… ابایی نداریم که این را بگوییم.
ترامپ افزود: افرادی که درست پشت سر من ایستادهاند یعنی پیت هگزت (وزیر جنگ) و مارکو روبیو (وزیر امور خارجه) – ونزوئلا را اداره خواهند کرد.
پروژه واقعی نومحافظهکاران سالها صرف انکار این موضوع کرد که تهاجم به عراق ربطی به نفت داشته است، و آنقدر نسبت به این اتهام حساس شد که استفاده از درآمدهای نفتی در بازسازی عراق را به حداقل رساند. در مقابل، ترامپ آشکارا برنامههای خود را برای درآمدزایی شرکتهای آمریکایی از نفت ونزوئلا اعلام میکند.
اهمیت و وخامت این لحظه را نمیتوان نادیده گرفت. رئیسجمهور آمریکا ایالات متحده را به کاریکاتوری تبدیل کرده است که دشمنانش تصور میکردند. ترامپ یکشبه تغییر رژیم یکجانبهای را آغاز کرده، بدون هیچ مجوز قانونی یا اطلاعرسانی قبلی، و مطلقاً بدون هیچ برنامهای که برای افکار عمومی تشریح شده باشد که بعد از این چه خواهد شد. به نظر میرسد او معتقد است همه چیز متفاوت خواهد بود فقط به این دلیل که او انجامش میدهد. به نظر میرسد او هیچ درکی از خطرات و واکنشهای شدیدی که ناگزیر به سوی آمریکا سرازیر میشوند، ندارد. او از دههها شکست سیاست خارجی آمریکا هیچ چیز نیاموخته است.
ترامپ به ثبات و پیشبینیپذیری آلرژی دارد!
رهبران جهان مطمئناً با وحشت نظارهگر هستند، زیرا به نظر میرسد جهان اکنون در رحمت یک خودشیفته ۷۹ ساله قرار گرفته است. ترامپ در هفتههای اخیر حملات هوایی علیه نیجریه انجام داده، تهدید به تغییر حکومت ایران کرده و در عین حال ادعا کرده که تصرف گرینلند برای امنیت ملی آمریکا حیاتی است.
هیچ دکترین، هیچ فلسفه و هیچ منطقی در مورد اینکه آمریکا در گام بعد چه خواهد کرد وجود ندارد. سیاست خارجی متکی بر پیشبینیپذیری و ثبات است، و ترامپ به هر دوی اینها آلرژی دارد و هیچکس در اطرافش نیست که بتواند یا بخواهد او را مهار کند.
ترامپ پلتفرمی (سکوی انتخاباتی) که بر اساس آن انتخاب شده بود را پاره کرده است. رأیدهندگان «ماگا» نمیتوانستند از این واضحتر بگویند که خواهان پایان دادن به ماجراجوییهای خارجی هستند و اکنون خود را در میان یک ماجراجویی کاملاً جدید مییابند، بدون متحدان، بدون توضیح و بدون هیچ طرح مشخصی.
او همچنین هرگونه حس نظم بینالمللی مبتنی بر قانون یا پیشبینیپذیر، یا هرگونه حس حقوق بینالملل را از هم دریده است. او نیکلاس مادورو را از تختخوابش بیرون کشیده تا به خاطر نقشش در تروریسم مواد مخدر (نارکو-تروریسم) در دادگاه آمریکا با «عدالت» روبرو شود، درست چند هفته پس از آنکه خوان اورلاندو هرناندز، رئیسجمهور سابق هندوراس را به جرم تروریسم مواد مخدر عفو کرد.
کاخ سفیدِ ترامپ اکنون اصرار دارد که دادگاههای آمریکا مجمع مناسبی برای بازخواست رئیسجمهور ونزوئلا هستند، اما معتقد است که دادگاههای آمریکا نمیتوانند یک رئیسجمهور آمریکا را تحت پیگرد قرار دهند. جهان اکنون تابع هوسهای دونالد است. به نظر میرسد قانون همان چیزی است که او میگوید.
با نگاهی به کنفرانس مطبوعاتی مار-ا-لاگو، روشن است که ترامپ، علیرغم عدم محبوبیت داخلی و رسواییهای جاری، هرگز احساس قدرت بیشتری نکرده است. تاریخ عادت دارد رؤسای جمهور آمریکا را به خاطر این لحظاتِ غرور و تکبر مجازات کند. جهان نظارهگر خواهد بود، چه بخواهد و چه نخواهد.