به گزارش الف، محسن مهدیان نوشت: این دو خبر اگر جدا دیده شوند، یکی دروغ آشکار و یکی بی اهمیت است؛ اما کنار هم، یک روایت کامل جنگ شناختی را میسازند.
برای فهم ماجرا، کافی است سابقه این الگو را مرور کنیم. خبر «فرار» همان نسخه آشنایی است که در حوادث ۱۴۰۱ هم دیده شد؛ درست زمانی که موج اعتراض در حال فروکش بود، ناگهان خبر «فرار مسئولان جمهوری اسلامی به ونزوئلا» منتشر شد. هر بار که خیابان خالی میشود، روایت فرار فعال میشود.
دومی هم چهرهای اتفاقی نیست. پیشتر بارها اخبار هتک و دروغ منتشر کرده و همین چند روز پیش، خبر جعلی کشتهشدن یک دختر ۲۲ ساله را نوشت و پس از تکذیب رسمی خانواده و دادستانی، ناچار به حذف آن شد. مسئله اما شخص نیست؛ مسئله، الگوست.
سادگی است اگر اینها را «اشتباه خبری» بدانیم. تکرار، زمانبندی و شباهت روایی نشان میدهد با یک مأموریت رسانهای مواجهایم. این خبرها نه برای تأیید ساخته شدهاند و نه برای تکذیب؛ اصولاً تکذیبپذیر نیستند و دقیقاً به همین دلیل اثرگذارند.
اما این دو خبر کنار هم چه میکنند؟
اول نشان میدهند دشمن نقش رهبر انقلاب را درست فهمیده است. چهار ستون این حرم پابرجاست، چون رهبر انقلاب همزمان فرمانده میدان، محور وحدت ملی، معمار حرکت و پیشرفت ملت و رهبر جبههای فراتر از مرزهاست.
دوم اینکه وقتی نتوانستند مردم را به خیابان بیاورند، سراغ تغییر مدل تصمیمگیری با تاکید بر رهبری انقلاب رفتند: ناامیدسازی از واقعیت بیرونی و قطع رابطه عاطفی درونی. خبر «فرار» ستون عینی اقتدار را میزند و خبر «رهبر من نیست» ستون عاطفی را. پیام نهایی ساده است: او که میرود و تو هم نسبتی نداری، پس ماندن چه معنایی دارد؟
این همان «تسلیم روانی قبل از درگیری» است؛ گزاره «کار تمومه» برای کسانی که نه معترضاند و نه مدافع، بلکه در وضعیت تماشا ایستادهاند. این دستور پنهان برای تعطیلکردن ذهن است.
و درست به همین دلیل، این روایتها نشانه قدرت دشمن نیست؛ نشانه ضعف و کلافگی اوست. جنگ شناختی با ناامیدی شروع میشود، و فقط با بازسازی اراده جمعی شکست میخورد.
در پایان، اما چه باید کرد؟
اول؛ هر محتوایی که با هرنیت ناخواسته به روایت «کار تمومه» ضریب بدهد، خطاست و باید متوقف شود.
دوم؛ نقطه مقابل این عملیات، برجستهسازی واقعیت ناکامی و بنبست دشمن در میدان واقعی است، نه جدل با شایعه.
سوم؛ بازسازی امید عقلانی به حرکت، اصلاح و تغییر ممکن، مهمترین سلاح در برابر تسلیم روانی است.
و چهارم؛ باید مظلومیت مردم و کشور را صریح و بیوقفه گفت؛ مردمی که زیر فشار ایستادهاند، نه جامعهای که فروپاشیده باشد.