قایق کوچک سرگردان!

الف سه شنبه 16 دی 1404 - 09:00

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران همچنان جریان دارند، اما افول و کاهش اثرگذاری آن‌ها آشکار است. این اعتراضات نه به سطحی فراگیر و ملی رسیده‌اند و نه به رخدادی تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند، بلکه وارد وضعیتی شده‌اند که می‌توان آن را تعلیق فرساینده نامید. اعتراض ادامه دارد، اما از توانایی ایجاد فشار سیاسی و تولید تغییر واقعی تهی شده است. صداها و حرکات خیابانی موجودند، اما افق آن‌ها بسته و محدود است و سیاست در سطح پاسخ به نفی گرفتار مانده است.

اعتراضات از بازار تهران آغاز شده‌اند، از مکانی که همواره نقطه تلاقی معیشت، زندگی روزمره و مناسبات قدرت بوده است، اما بازار به‌سرعت نقش محرک خود را از دست می‌دهد. اعتراض از مرکز اقتصادی فاصله می‌گیرد و به مناطق غربی و جنوب‌غربی و عمدتاً جغرافیای لرنشین منتقل می‌شود. در تهران نیز تنها به صورت پراکنده و سطحی در برخی مناطق شرقی حضور محدودی از معترضان مشاهده می‌شود. جمعیت پراکنده و ناپیوسته است و فاقد انسجام لازم برای اعمال فشار مؤثر بر ساختار قدرت است. این پراکندگی، نشانه افول طبیعی توان اعتراض و محدود شدن ظرفیت آن برای ایجاد تغییر است.

سطح خشونت در این اعتراضات نسبتا بالاست و در برخی نقاط بیش از اعتراضات ۱۴۰۱ است، اما فاقد گستردگی، پیوستگی مکانی و انسجام اعتراضات بنزینی است. نقاط آشوب محدودند و فشار هم‌زمان بر مراکز حیاتی و اقتصادی شکل نمی‌گیرد. این شرایط، از منظر نظم سیاسی، تعیین‌کننده است. خشونت بالا بدون فراگیری و انسجام، بیشتر بیانگر تخلیه خشم و عصبانیت جمعی است تا تولید قدرت سیاسی. این همان وضعیتی است که آگامبن آن را زندگی برهنه در غیاب سیاست می‌نامد؛ بدن‌ها در معرض‌اند، اما سیاست به معنای تصمیم‌گیری کلان هنوز در میدان حضور دارد.

حضور زنان تقریباً صفر است و مشارکت طبقه متوسط نیز محدود است. برخلاف اعتراضات ۱۴۰۱ که بدن زنانه به کانون نمادین اعتراض تبدیل می‌شد و طبقه متوسط نقش واسط میان خیابان و زبان سیاسی را ایفا می‌کرد، اکنون این پیوندها قطع شده‌اند. اعتراض بدون این عناصر، از نظر نمادین و گفتمانی ضعیف است و امکان تبدیل شدن به رخداد سیاسی واقعی را از دست می‌دهد. این وضعیت، از نظر ساختاری، به نفع جمهوری اسلامی است، زیرا شانس بهره‌برداری و مصادره اعتراض توسط گفتمان‌های خارجی و مداخله‌گر را کاهش می‌دهد.

تهدید خارجی، هم‌زمان، اهمیت یافته است. تهدیدهای علنی اسرائیل و آمریکا و اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر مداخله در صورت کشته شدن معترضان، زمینه سیاست حاکمیت را تغییر می‌دهد. جمهوری اسلامی در این وضعیت نه صرفاً با اعتراض داخلی، بلکه با تهدید بالقوه مداخله خارجی مواجه است و این پیوند، امکان ظهور اعتراض به رخداد مستقل را محدود می‌کند.

 رخداد تنها زمانی پدید می‌آید که حقیقتی نو، مستقل از قدرت‌های موجود و بیرونی، زاده شود. اعتراضات پراکنده دی‌ماه ۱۴۰۴، در تهران و سایر مناطق، پیشاپیش از امکان رخداد تهی هستند، زیرا سایه تهدید خارجی و محدودیت انسجام داخلی آن‌ها را از استقلال باز می‌دارد.

در نتیجه، اعتراض افول می‌کند، اما پایان نمی‌یابد. سیاست در سطح تعلیق باقی می‌ماند و تصمیم کلان هنوز در اختیار حاکمیت است. خشونت بالا می‌رود، اما معنا و اثرگذاری آن محدود است.

 جمعیت پراکنده، انسجام پایین و محدودیت جغرافیایی اعتراضات، افق آن‌ها را محدود می‌کند و خیابان فعال است، اما آینده سیاسی غایب است. این همان نقطه‌ای است که جمهوری اسلامی، به‌عنوان نظم سیاسی پایدار، نشان می‌دهد قادر است بحران را مهار کند، بدون آنکه زمینه مداخله خارجی فراهم شود یا نظام به فروپاشی نزدیک گردد.

استعاره مبتنی بر استعمار

اعتراضات همچون قایقی کوچک در دریای طوفانی‌اند؛ امواج خشم و خشونت بالا می‌رود، حرکت می‌کنند اما هر بار در میان آب‌های پراکنده فرو می‌روند، باد تهدید خارجی مسیر آن‌ها را منحرف می‌کند و هیچ‌گاه به ساحل واقعی نمی‌رسند.

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.