زاویه دید اول شخص نباید درباره معصومین استفاده شود/ نوشتن اشعث سخت بود

خبرگزاری مهر سه شنبه 16 دی 1404 - 11:22
«پیشانی‌های پینه‌بسته» رمانی است از کامران پارسی‌نژاد که سه جنگ جمل، صفین و نهروان را با تمرکز بر شخصیت‌ها و نقش خوارج بازآفرینی می‌کند و تاریخ صدر اسلام را زنده می‌کند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، الهام قاسمی: ادبیات دینی و تاریخی، همیشه مجالی برای تأملی عمیق‌تر بر سرگذشت انسان‌هایی بوده که در گرماگرم تاریخ، انتخاب‌های سرنوشت‌ساز کرده‌اند. اما روایت‌گری این تاریخ، اگرچه مملو از نام‌ها و نبردهاست.

کامران پارسی‌نژاد، نویسنده و پژوهشگر تاریخی، در رمان تازه‌اش «پیشانی‌های پینه‌بسته»، با جسارت و دغدغه‌ای مثال‌زدنی، روایتی داستانی از سه بزنگاه تاریخی صدر اسلام جمل، صفین، نهروان ارائه می‌دهد. او کوشیده تا با نگاهی چندصدایی و مبتنی بر شخصیت‌محوری، چهره‌های واقعی‌تری از یاران و مخالفان امام علی (ع) ترسیم کند و فاصله‌ای هوشمندانه میان روایت ادبی و تاریخ‌نگاری مستند حفظ نماید.

در ادامه گفتگوی خبرگزاری مهر با کامران پارسی‌نژاد را از نظر می‌گذرانید:

در جایی گفتید که نمی‌خواستید «زندگی‌نامه داستانی» بنویسید؛ چرا این مرزبندی برایتان مهم بود؟

انتشارات به‌نشر حدود ۴ سال پیش طرحی را مطرح کرد که بتواند ۱۰ رمان در ارتباط با معصومین خلق کند. این طرح نیازمند آن بود که کارشناسی در حوزه ادبیات داستانی داشته باشد. کارشناسی که علاوه بر مدیریت اجرایی کار باید ۱۰ اثر را مورد ارزیابی و نقد قرا می‌داد تا به‌واسطه تأیید این کارشناس آثار منتشر شود. همچنین قرار بود که آثار توسط یک کارشناس علوم دینی هم بررسی شود که در آن مقطع زمانی با من درباره کارشناسی داستانی آثار صحبت کردند و همچنین با دکتر سعید طاووسی‌مسرور که دکترای تشیع دارند صحبت شد تا از جنبه محتوایی و مضمون آثار را ارزیابی و تأیید کنند. چرا که اصل بر این بود که آثاری در ارتباط با معصومین خلق شود و این طرح از حساسیت خاصی برخوردار بود. من وقتی کارشناسی ادبی این طرح را قبول کردم در بدو کار این صحبت شد که خودم هم می‌توانم یکی از آثار را اتنخاب کرده و قلم بزنم. من با توجه به علاقه و ارادتی که به حضرت علی (ع) داشتم ایشان را به‌عنوان محوریت اصلی رمان انتخاب کردم. و با توجه به نوع قرارداد، قرار بود که رمان خلق شود نه زندگی‌نامه داستانی. در زندگی‌نامه داستانی معمولاً نویسنده قصد دارد که مراحل اصلی یا کل زندگی یک فرد را در قالب داستانی به تصویر بکشد. یعنی هدایت کار کاملاً ارتباط مستقیم با زندگی، اندیشه و باورهای شخصیت اصلی زندگی‌نامه دارد. اما در رمان ما بیشتر به عنصر تخیل میدان می‌دهیم. گاه ممکن است شخصیت‌های کتاب تخیلی باشند و این شخصیت‌های تخیلی روایتگر بخشی از زندگی معصومین باشند. یعنی رمان به‌نوعی تلفیقی از تخیل و واقعیت است. من با توجه به نوع قراردادی که مدنظر بود باید اثر را در قالب رمان خلق می‌کردم و خود من هم شخصاً به نگارش رمان علاقه بیشتری داشتم تا نوشتن زندگی‌نامه داستانی چراکه هم تأثیرگذارتر است و هم جذب مخاطب زیادی دارد و هم دست نویسنده در تخیل کردن تا حدودی بازتر خواهد بود.

انتخاب موضوع خوارج و تمرکز بر سه جنگ حساس (جمل، صفین، نهروان) به‌عنوان چارچوب رمان، انتخاب جسورانه‌ای بود. چرا این بخش از تاریخ زندگی امام علی (ع) را برای روایت برگزیدید؟

توجه به نقش‌آفرینی خوارج و دوران زندگی امام علی (ع) انتخاب جسورانه‌ای بود. به قول یکی از دوستان نویسنده پرداختن به این برهه تاریخی و قلم زدن برای آن حکم عبور از میدان مین را داشت و به‌نوعی این انتخاب باعث شد تا من بتوانم سه جنگ اصلی امام علی (ع) راکه از حساست بسیار بالایی برخوردار بود را به تصویر بکشم. امام علی (ع) در زمان حیات پیامبر در جنگ‌های بسیار زیادی شرکت کردند؛ هم جنگ‌هایی که هم پیامبر (ص) حضور داشتند و هم جنگ‌هایی که ایشان نبودند و حضرت مأموریت‌های زیادی را قبول کردند. اما این سه جنگ با جنگ‌های دیگر بسیار متفاوت بود. چراکه امام علی (ع) در این جنگ‌ها با مسلمانان جنگیدند. افرادی که گاه در کنار او بودند و در سمت و سوی او شمشیر می‌زدند. و این جنگ‌ها شرایط خاصی را برای حضرت ایجاد کرد. ایشان از جنبه‌های مختلف در شرایط سختی قرار گرفتند و تحت فشار بودند. در جنگ‌های دیگر شرایط فرق داشت. چراکه که اولاً آن جنگ‌ها، جنگ با کفار بود و پیامبر (ص) حضور داشتند و حمایت ایشان خیلی مهم بود و امام علی (ع) تحت فشار شخصیت‌ها و تفکرها نبودند. اما در این سه جنگ حضرت مستقیماً رهبری جنگ‌ها را برعهده داشتند و از همان ابتدا با مسمان‌ها وارد جنگ شدند مخصوصاً در جنگ جمل وقتی طلحه و زبیر که جزو شخصیت‌های مطرح صدر اسلام بودند، جنگ با امام را شروع کردند و علارغم میلشان مجبور شدند که در این جنگ شرکت کنند، بالطبع شرایط بسیار پیچیده شد؛ اعتراض‌هایی شد و فتنه‌هایی شکل گرفت. و جنگ جمل جنگ مهمی بود چراکه خوارج در این جنگ ابراز وجود کردند و این جنگ عامل اصلی طغیان آنها در جنگ صفین بود.

عامل دیگر اینکه در هیچ رمانی از این منظر به جنگ جمل پرداخته نشده است و برای اولین بار محوریت اصلی رمان برپایه طغیان و سرکشی خوارج و این امر به دلیل حساسیت جنگ جمل بود چراکه خیلی از افراد در همان دوران می‌پرسند که چرا ما باید مسلمانان را بکشیم. و حتی بعد از اتمام جنگ و گرفتن غنایم یکسری از افراد با امام علی (ع) دچار مشکل شدند چراکه نظر امام این بود که تمام اموال مسلمانان کشته شده نباید به صورت غنایم گرفته شود و سلاح‌ها و ادواتی که در میدان جنگ هست، جزو غنایم محسوب می‌شوند. و همین امر باعث ایجاد درگیری‌ای شد که خوارج در جنگ بعدی طغیان کردند.

پس مهم بودن و تأثیرگذار بودن خوارج و طغیان آنها در جنگ جمل و راه‌اندازی جنگی دیگر در در آغاز خلاف امام علی مهم‌ترین عامل نگارش این اثر است. و دیدیم که ظهور و طغیان خوارج چه تبعات بدی داشت و تا اکنون هم ما شاهد تأثیر مخرب این سرکشی‌ها و افرادی از این دست را در طول تاریخ هستیم. به‌طوری که در شرایط کنونی افرادی مثل داعش و طالبان ظهور کردند. افرادی که عملکرشان با خوارج شباهت زیادی دارد

نکته دیگر اینکه بنده در بدو امر خوارج مدنظرم نبود. چراکه برخلاف دیگر معصومین زندگی امام علی (ع) گستره وسیعی را شامل می‌شود و در آن دوران خیلی تنوع حادثه داریم و نیز اطلاعات زیادی از دوران امام علی (ع) داریم. و از آنجایی که من نمی‌خواستم زندگی‌نامه داستانی بنویسم، قصدم آن نبود که همه زندگی حضرت را از ابتدا تا انتها بنویسیم بلکه می‌خواستم به بخشی از زندگی ایشان بپردازیم. برای انتخاب دچار تردید بودم تا اینکه آقای دکتر طاووسی برای اولین بار مسئله خوارج را به من پیشنهاد دادند و در نهایت کار به اینجا رسید که خوارج را موضوع اصلی اثر قرار بدهیم؛ عملکرد، جریانات، توطعه‌ها، باورها، گروه‌ها، قبایل و...

از آنجا که این موضوع از حساسیت بالایی برخوردار بود باید تحقیقات تاریخی قوی‌ای در مورد آن صورت می‌گرفت. و من قریب بر دو سال تحقیق کردم. و هم از منابع معتبر و دست اول اهل تسنن استفاده کردم و هم از منابع معتبر اهل تشیع. من در کلیه مراحل خلق رمان با دکتر سعید طاووسی مشورت داشتم به‌گونه‌ای که شب‌ها تا دیروقت با ایشان تماس داشتم چراکه باید یکسری ابهامات برای خودم رفع می‌شد. به‌طور مثال یکی از ابهامات در مورد حکمیت بود. اینکه وقتی خوارج پیشمان شدند و طالب جنگ با معاویه شدند این سوال برایم ایجاد شد که خوارج در ابتدا بر اثر ناآگاهی و منفعت‌طلبی جنگ را متوقف کردند و بعد وقتی دیدند که نتیجه حکمیت نادرست است و عمروعاص حیله‌گری کرده است، خواستار جنگ مجدد شدند و از حضرت علی (ع) خواستند که دوباره به میدان جنگ برود. و برای من سوال بود که چرا حضرت نپذیرفته می‌توانستند از گناه آنها صرف‌نظر کنند و دوباره به جنگ ادامه می‌دادند. و من با وجود تحقیقات فراوان، مدت‌ها با دکتر طاووسی درباره این مسئله صحبت می‌کردم. در آن زمان در شکل‌گیری حوادث قبایل نقش محوری داشتند و نقش امام هم بسیار خاص بود به‌طوری که در حین حال که دشمن در کنار ایشان بودند و توطئه‌چینی می‌کردند و علنی اعتراض می‌کردند و به حضرت توهین می‌کردند اما حضرت با سعه‌صدر تحمل می‌کردند درصورتی که حضرت می‌تواتستند قبل از شکل‌گیری جنگ نهروان همه آنها را از بین ببرند اما چنین نکردند. حتی در میدان سه جنگ حضرت بارها سفیر فرستادند و خواستند که جنگی صورت نگیرد اما در نهایت امام را مجبور کردند که در هر سه جنگ شرکت کند.

حدود ۴ سال برای خلق این اثر زمان صرف شد و چراکه سعی داشتم به‌نوعی روایتگر مظلومیت حضرت علی (ع) در این مقطع زمانی باشم.

در فرایند تصمیم‌گیری برای روایت، از زاویه دید سوم‌شخص محدود استفاده کرده‌اید چرا از بین راوی اول‌شخص یا دانای کل، این زاویه دید را ترجیح دادید؟

رسم بر این است که داستان‌هایی که در مورد معصومین (ع) است، به هیچ عنوان زاویه اول شخص نباشد. انتشارات به‌نشر هم این امر را جزو مصوبات خودش درنظر گرفت و عملاً از ۱۰ نویسنده خواست که به هیچ عنوان از این زاویه دید استفاده نکنند. چون زاویه دید اول شخص به‌نوعی برداشت شخصی است. حتی اگر شخصیت اصلی یعنی معصومین در داستان دیالوگی ندارند، بازهم راوی یا فرد خاصی که قرار است با زاویه دید اول شخص در مورد معصومین صحبت کند مجبور است برداشت فردی خودش را منتقل کند. و مخاطب هم همین حس را باور دارد یعنی با زاویه دید اول شخص، مخاطب احساس می‌کند یک فرد در مورد معصوم حرف می‌زند، قضاوت می‌کند و یا رویدادی را به معصومین نسبت می‌دهد. و بدتر از آن حتی یک کار بسیار اشتباه هست که ما بخواهیم با زاویه دید اول شخص از زبان امام صحبت کنیم. که این کار به‌نوعی گناه محسوب می‌شود. که متأسفانه در برخی از آثار این اتفاق رخ داده است. به هر صورت در ارتباط با زندگی معصومین نباید زاویه دید اول شخص انتخاب بشود. بلکه باید از زاویه دید سوم شخص یعنی دانای کل محدود یا دانای کل نامحدود استفاده کرد. یعنی راوی لقب خداوندی در بستر داستان دارد و یک تصویر کلی و جامع از رویدادهایی که به وقوع پیوستند می‌دهد. در حقیقت نویسنده انگاری دوربینی در دست گرفته و دارد از حوادث تصویربرداری می‌کند. در حقیقت راوی به‌نوعی تصویرگر حوادث است.

من به همین دلایلی که عرض کردم زاویه دید سوم شخص محدود را انتخاب کردم. و سعی کردم در هر فصل شخصیت اصلی و محوری داستان را یک فرد خاص درنظر بگیرم. رمان هفت فصل داشت و هر فصل به نام یکی از شخصیت‌های حقیقی است که در این مقطع زمانی تأثیرگذار بودند و در شکل‌گیری حوادث نقش داشتند و محوریت اصلی داستان را بر دوش داشتند. من به‌نوعی سعی کردم هم خود فرد را درنظر بگیرم و درشت‌نمایی کنم و به گذشته آن فرد بپردازم و اندیشه و باورهایش را مطرح کنم و هم به همان نقشی را که فرد در مقطع زمانی خاصی که در داستان مدنظر بوده اشاره داشتم.

در این اثر، هر فصل بر یک شخصیت تاریخی تمرکز دارد. این انتخاب ساختاری چه مزایایی برای شما به‌عنوان نویسنده داشت؟

همان‌طور که عرض کردم هر فصل اختصاص به هریک از شخصیت‌های حقیقی دارد و انتخاب این شخصیت‌ها بی‌دلیل نبوده است. هفت نفر انتخاب شد که نمادی از عدد هفت هستند که هم در اساطیر ایران و هم در اساطیر مذهبی ما این عدد مقدس است. اما انتخاب افراد به این دلیل است که قصد من به تصویر کشیدن رویارویی خوارج با امام علی (ع) بود. بازتاب و عمکلرد آنها را در مقابل حضرت، نوع تفکر و بینش آنها و تأثیری که این افراد روی جامعه آن دوران گذاشتند را بیان کنم. داستان به صورت خطی است و این خوارج از یک جایی جایی ظهور کردند که من ابتدای کار را جنگ جمل درنظر گرفتم و در جنگ صفین این افراد به‌طور علنی طغیان می‌کنند و در نهایت در جنگ نهروان با امام علی (ع) به نبرد پرداخته و اکثریتشان کشته می‌شوند.

من قصد داشتم که این روال خطی داستان حفظ بشود. بالطبع وقتی قرار است این حرکت از ابتدای داستان شروع و به انتها که جنگ جمل است ختم شود، شخصیت‌هایی در مقاطع مختلف تاریخی نقش محوری خواهند داشت. به‌عنوان مثال در جنگ جمل، عایشه و ام‌سلمه نقش مهمی در منطقه داشتند به همین خاطر انتخاب اولیه من این هفت نفر بودند که در فصل اول این دو فرد را شخصیت اصلی داستان قرار دادم. در فصل دوم برادر عایشه یعنی محمدبن‌ابی‌بکر نقش مهم و کلیدی‌ای در شروع جنگ صفین داشت. حتی لقب «عابد قریش» را گرفت و حضورش در جنگ صفین تأثیر مثبتی در روحیه یاران امام علی (ع) گذاشت. در فصل سوم، اشعث را انتخاب کردم که نقش خیلی مهم و محوری در جنگ صفین داشت؛ عامل طغیان خوارج بود. عامل به وجود آمدن ماجرای حکمیت بود و بعد از حکمیت علیه امام علی (ع) توطئه می‌کند. بنابراین حضور این فرد باید در رمان درشت‌نمایی می‌شد. چراکه آرزوی او رسیدن مجددش به جایگاه پادشاهی بود. به این دلیل که او پیش از اسلام پادشاه حبشه بود. تمام این مسائل در این مقطع زمانی حساس باید عنوان می‌شد. بعد از جنگ صفین هنگامی که امام قصد دارند به کوفه برگردند ما نقش مهم مالک اشتر مطرح می‌شود.

با توجه به اینکه اکثر شخصیت‌های رمان حقیقی هستند، چه ملاحظاتی برای خلق «جهان درونی» آن‌ها داشتید؟

یکی از منقدین محترمی که اثر را خوانده بود اذعان داشت که رمان به‌نوعی یک رمان روانشناختی هم است. شنیدن این سخن من را خوشحال کرد به این دلیل که واقعاً دغدغه من این بود که بتونم دنیای درون شخصیت‌های اثر را نمایان کنم. این کار هم سبب می‌شود که اثر به رمان شبیه شود و از زندگی‌نامه داستانی دور شود و هم اینکه از تاریخ فاصله بگیرد چراکه در روایت‌های تاریخ به‌وضوح به درون شخصیت‌ها نقبی زده نشده است. این امر در رمان امکان‌پذیر است و نویسنده یا راوی این امکان را دارد که به راحتی به دنیای درون افراد نفوذ کند. اما از طرف دیگر شخصیت‌های کتاب، شخصیت‌های حقیقی هستند. به همین خاطر من در ارتباط با شخص امام علی (ع) جز بیان حقیقت کاری نکردم و فقط سخنان حضرت را بیان کردم. در حقیقت نقل‌قولی داشتم از ایشان که در نهج‌البلاغه آمده است.

در بخش‌هایی از داستان بنابر تأیید منابع، برخی از تصاویر حقیقی هستند. یعنی هرآنچه در مورد امام علی (ع) ذکر شده حقیقت است. به‌طور مثال امام در بازگشت از کوفه در چند مرحله توقف دارند. یکبار در مقابل قبرستانی می‌ایستند و با مردگان صحبت می‌کنند. در جای دیگر با یک پیرمردی صحبت می‌کنند. در جای دیگر صدای ضجه و گریه زنانی را می‌شنوند که مردانشان را در جنگ از دست داده بودند. تمام این موارد در طول اثر جزبه‌جز به تصویر کشیده شده است. بخش‌های دیگر در اثر است که تاریخ در مورد امام صحبتی نکرده و من فقط امام را وارد صحنه کردم و ایشان صحبت می‌کنند و تمام. در مورد دیگر شخصیت‌ها این اجازه را داشتم که به دنیای درون آنها بروم. مسئله مهم برای ورود به دنیای درون افراد، شناخت آنها بود. در حقیقت رصد زندگی و پیشینه آن افراد بود. به‌طور مثال وقتی کامل و دقیق زندگی اشعث را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که پادشاه بوده، خلع شده و بعد اسلام را رد کرده و کافر می‌شود و در جنگی شکست می‌خورد و توبه می‌کند و مسلمان می‌شود و حاکمیت آذربایجان را به او می‌دهند. دزدی می‌کند و امام علی را خلع می‌کند و … برای همین است که من برای به تصویر کشیدن این فرد، سعی می‌کنم خودم را به جای او بگذارم و به راحتی می‌توانم تجسم کنم که وقتی وارد دارالاخلافه می‌شود و عظمت و شکوه بنا را می‌بیند یک لحظه خودش را در نقش پادشاه می‌بیند و تجسم می‌کند که در بالای تختی نشسته و حکمرانی می‌کند.

یا به‌عنوان مثال هرقوس نقش مهمی در داستان دارد چراکه تمام مسلمانان در پی او هستند تا بکشندش به علت روایت پیامبر که گفتند این فرد دشمن مسلمانان است و هر کس که هرقوس را بکشد عملاً به بهشت می‌رود. نشانه او هم یک زائده گوشتی روی بازویش بود. و جالب است که از امام علی (ع) می‌خواهند که دستور بدهند که بازوهای افراد را شناسایی کنند. اما امام به حریت افراد احترام می‌گذاشتند و به کسی اجازه نمی‌دادند به شخصیت فردی بتازند. مگر اینکه سرنوشت هویت آن فرد را آشکار کند. حال برای شناخت چنین فردی باید به دنیای درون او ورود پیدا کرد. وقتی من خودم را جای این آدم گذاشتم، با اولین چیزی که مواجهه شدم، ترس بود. چراکه دیدم حتی عمروعاص هم به دنبال او بوده تا بکشدش چراکه کشتن او یک اعتبار و جایگاه بزرگ در نزد مسلمانان ایجاد می‌کرد.

یا وقتی به دنیای درون مالک اشتر رخنه کردم متوجه شدم که او در کوفه و بعد از جنگ صفین، در یک شرایط خیلی بدی قرار گرفته که عملاً دست و پایش بسته شده بود درصورتی که ماک کسی بود که به راحتی می‌توانست شمشیر بکشد و مبارزه کند. اما در آن دوران آنقدر فتنه زیاد بود که حتی فردی به نام مالک هم نتوانست دست به شمشیر ببرد و مجبور به سکوت و اطاعت محض از فرامین امام علی (ع) شد.

پیشانی‌های پینه‌بسته، رمانی که تاریخ صدر اسلام را زنده می‌کند

زبان اثر نه صرفاً تاریخی، بلکه واجد لحن ادبی و روان‌شناختی است. چطور به این نثر رسیدید؟ چقدر روی لحن و وزن زبان کار کردید؟

من از دیرباز به نثر ادبی خیلی اهمیت می‌دادم. به‌طوری که در داروی جشنواره ادبی اولین عنصری که همیشه در سنجش آثار ادبی مدنظرم است، نثر داستان است. نثر داستان نقش مهم و کلیدی دارد چراکه نویسنده می‌تواند با نثر قوام یافته بر مخاطب تأثیر بگذارد و هنر و توانمندی خودش را در عرصه ادبیات به نمایش بگذارد. نثر ادبی هنری نیست که یک شبه به دست بیاید بلکه در گذر زمان و با طی عناصر متعددی پخته می‌شود. مثل خواندن کتاب، نوشتن، دقت روی آثار ادبی جهان و… و. حتی فضایی که قرار است داستان در آنجا شکل بگیرد روی نثر کتاب تأثیرگذار است. به‌عنوان مثال ما می‌خواهیم در مورد دوران صدر اسلام بنویسیم. در این مقطع زمانی نویسنده باید در استفاده از کلمات دقیق باشد تا به آن دوران نزدیک باشد و از واژگان امروزی استفاده نکند. تا جایی که امکان دارد توصیفاتی را در نظر بگیرد که مطابق با آن دوران باشد. به‌عنوان مثال در دوره‌های مختلف ملاک زیبایی‌های افراد متفاوت بوده است. حتی اعراب زیبایی گردن یک مرد رشید جنگجو را به شمشیر سفید و برنده توصیف می‌کردند.

چگونه از «زبان اشارت» در روایت استفاده کردید تا هم به حریم امام علی (ع) نزدیک شوید و هم حرمت شخصیت معصوم را حفظ کنید؟

اصولاً نزدیک شدن به حریم معصومین کار سخت و حساسی است و باید در این امر خیلی دقت کرد. من فکر می‌کنم در ارتباط با امام علی (ع) نسبت به دوستانی که اطلاعات کامل و جامعی درباره معصومین ندارند کمتر دچار مشکل شدم. دوستی هست که دارد در مورد حضرت خدیجه قلم می‌زند. حضرت خدیجه به‌نوعی ارتباط نزدیکی با پیامبر اکرم (ص) دارند و پرداختن به زندگی ایشان به‌نوعی پرداختن به شخصیت پیامبر اکرم است. این امر به دلیل کمبود مطالب معتبر حساسیت زیادی دارد و خلق چنین اثری سخت است. اما نوشتن در مورد امام علی (ع) به دلیل وجود مطالب و اطلاعات زیاد راحت‌تر است. و در کل ذکر حقایق تاریخی در حد نزدیک شدن به معصوم بلامانع است. همان‌طور که در سوال قبل مثال زدم من امام علی (ع) را تا جایی وارد داستان کردم که وارد میدان جنگ می‌شوند و سخنرانی می‌کنند و می‌روند. و سخنرانی‌هایی را هم انتخاب کردم که از نهج‌البلاغه است و بر اساس همان مقطع زمانی رویداد تاریخی است. حال نه به این معنی که جنگ صفین دقیقاً در همان شب خاص که من دارم داستان را روایت می‌کنم امام حتماً در آن شب خاص آن سخنان را گفتند. در حقیقت موضوع اصلی صحبت مرتبط است با آن رویداد و این انتخاب از نهج‌البلاغه کار بسیار سختی بود. مثلاً در جنگ صفین زمانی که خوارج شروع به اعتراض و بهانه‌تراشی کردند، امام علی (ع) سخنانی در آن مقطع زمانی داشتند. پیدا کردن آن سخنان در نهج‌البلاغه و تطبیق دادن آن با آن مقطع زمانی کار بسیار سخت و زمانبری بود. پس در مورد معصومین هیچگونه تخیلی صورت نگرفته است.

روایت کابوس‌گونه آغاز کتاب که با خواب عایشه شروع می‌شود، بسیار قدرتمند و نمادین است. چه جذابیتی در نگاه زنانه برای آغاز این سفر پرتنش دیدید؟

خواب عایشه بخش ابتدایی داستان است و نقش مهمی در اثر دارد. من به کرات ابتدای داستان را بازنویسی کردم چراکه شروع داستان در جذب مخاطب خیلی تأثیرگذار است. پس باید تک تنش بسیار بزرگ یا رویداد خیلی مهم و تأثیرگذار را برای ایجاد تعلیق در نظر می‌گرفتم. پس این خواب را که تخیل من است، براساس رویدادهای تاریخی خلق کردم. در حقیقت خواب عایشه را با توجه به مسائلی که در طول تاریخ با آن مواجهه شد ساختم. در کتب تاریخی اهل تسنن بارها اشاره شده است که اولاً خیلی از سرداران بعد از جنگ جمل، عایشه را به خاطر ایستادن در مقابل علی (ع) به‌عنوان خلیفه چهارم، مورد نکوهش قرار دادند. دوماً خود عایشه به‌واسطه پیشگویی پیامبر در مورد پارس سگ‌ها، دچار چالش شده بود. خود عایشه در روایات اهل تسنن مستقیماً اشاره می‌کند که من از اینکه جنگ جمل را راه انداختم بسیار پشمیان هستم و شبی نیست که سر بر بالین نگذارم و نگریم. در چنین شرایطی دیدن خواب‌های مشوق طبیعی و حتی حقیقی به نظر می‌رسد.

«پیشانی‌های پینه‌بسته» ترکیبی از ادبیات قدسی، رمان تاریخی و رمان روان‌شناختی است. آیا این چندژانری بودن آگاهانه طراحی شد؟ یا در مسیر نگارش به آن رسیدید؟

بله این رمان، یک رمان تاریخی، مذهبی، روانشناختی و اجتماعی است. چراکه من علاوه به مسائل اجتماعی آن دوران به جنیه‌های سیاسی اتفاقات و رویدادهای سیاسی آن دوران اشاره کردم و از جنبه روانشناختی هم، به دنیای درون افراد ورود کردم. در واقع من از دیرباز این مسئله را مدنظر داشتم که چه خوب است که در حوزه ادبیات دینی نویسندگان به‌صورت تک بعدی داستان ننویسند. یعنی بیایند به صورت داستانی دینی - روانشناسی خلق کنند. یا داستان ترکیبی از جامعه‌شناسی، تاریخ و دین باشد. من به پژوهش مسلط هستم و کتب روانشناسی زیاد می‌خوانم و از آنجا که کارشناسی‌ارشد من جامعه‌شناسی است، من به نقش محوری جامعه‌شناسی در شکل‌گیری آثار تاریخی اشراف دارم. پس همه این موارد تأثیر گذاشت بر اینکه من آگاهانه چنین اثری را خلق کنم. در واقع از زمان طرح رمان همه این موارد را در نظر گرفته بودم. بالطبع در هنگام پژوهش هم تمام مباحث روانشناختی و سیاسی و … را در نظر داشتم.

کتاب شما از ابتدا با نقد «ریا و دینداری ظاهری» شروع می‌شود. به نظر می‌رسد شخصیت‌هایی مثل خوارج، آینه‌ای از افراط دینی‌اند. آیا نیت شما نقد افراط مذهبی بود یا نقد انحراف در ظاهر دینداری؟

هدف از نوشتن این اثر، خلق یک رمان پیرامون شخصیت و زندگی امام علی (ع) بود. و در مورد انتخاب خوارج سعی شده است که یک بخشی از زندگی امام علی (ع) روایت بشود که اختصاص پیدا کرد به مسئله خوارج و سه جنگ مهمی که امام با این افراد داشتند. محوریت اثر حضرت علی (ع) بودند. حال در آن دوران این افراد چه ویژگی‌هایی داشتند، بخشی از تاریخ است نه چیزی که مدنظر من باشد و بخواهم آن را درشت‌نمایی کنم. ما می‌بینیم که این افراد بعضاً قاری قرآن و مفسر قرآن بودند و خودشان را بهشتی می‌دانستند. و واقعاً وقتی در طول شب بیدار بودند و نماز می‌خواند بیهوش می‌شدند. تمام زخم‌هایی که روی پیشانی‌هایشان بسته شده بود حقیقی بود. این افراد علی‌رغم اینکه فکر می‌کردند مسیر درستی را می‌روند می‌بینیم که امام علی (ع) این افراد را به گونه دیگری خطاب می‌کند و آنها را ملقب می‌کند به «بیداران خفته» یا «خفتگان بیدار». حتی لقب «پیشانی‌های پینه‌بسته» لقب خود امام علی (ع) به آنهاست.

نوشتن کدام شخصیت در رمان برایتان از همه دشوارتر و چالش‌برانگیزتر بود؟

نگارش شخصیت اشعث برای من بسیار سخت بود. به این دلیل که اولاً فصل مربوط به اشعث از بقیه فصل‌ها طولانی‌تر است چراکه شخصیت اشعث بسیار پیچیده و عملکردش بسیار گسترده است. توطئه‌هایی که داشته و دسیسه‌هایی که چیده و پرداختن به زندگی این فرد با توجه به اینکه بخش اعظم رویدادهای داستانی در زمان جنگ صفین رقم می‌خورد، باعث می‌شود که من در ساخت شخصیت اشعث و توصیف او در فصل هشت دچار شکل و چالش بشوم. و در این فصل با توجه به شخصیت خود اشعث زمان زیادی را صرف کردم و گاهی اوقات به خاطر رفع مشکلم با شخصیت اشعثو شناخت دقیق شخصیت او، کار در زمان‌های طولانی متوقف می‌شد.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.