۶۰ درصد ظرفیت‌های جدید پزشکی سهمیه‌ای شد؛ اعتبار نظام پزشکی محل تردید

عصر ایران سه شنبه 16 دی 1404 - 15:10
افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، به‌خودی‌خود اقدامی منفی تلقی نمی‌شود، اما اگر بدون تامین منابع، زیرساخت‌ها و استانداردهای آموزشی لازم انجام شود، می‌تواند در آینده به تضعیف کیفیت خدمات درمانی و خدشه‌دار شدن اعتبار پزشکی ایران منجر شود.

طناز سادات حسینی فر

فرارو

اعتبار پزشکی در ایران در مسیر تغییر قرار گرفته؛ پیش‌تر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت حدود ۹ تا ۱۰ دانشجوی پزشکی آموزش داده می‌شد، اما اکنون قرار است این عدد به ۱۸ نفر افزایش پیدا کند. در حالی که پیش از این کمبود امکانات و زیرساخت‌ها، از جمله ظرفیت خوابگاه‌ها، به‌عنوان چالش اصلی مطرح بود، حالا نگاه‌ها به این نکته جلب شده که جامعه بیشتر به چند دکتر حاذق نیاز دارد نه خیل عظیمی از پزشکان؛ بنابراین نظام پزشکی ایران پیش از اتفاق افتادن این طرح باید زیر ذره بین قرار بگیرد.

به گزارش فرارو، عرضه و تقاضا حالا به نظام آموزش پزشکی رسیده؛ وقتی که بسیاری از دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان رویای پزشک شدن را در مسیری برای دستیابی به جایگاه مطلوب اجتماعی می‌دانند، سیاست‌گذار با افزایش ظرفیت‌ها تلاش می‌کند این خواست عمومی را پاسخ دهد. پاسخی که احتمالا به نفع خود او هم هست.

با این حال، پرسش اصلی به پیامدهای بلندمدت این تصمیم بازمی‌گردد. نظام سلامت به‌عنوان یکی از پایه‌های اساسی هر جامعه، نقشی مستقیم در سلامت جسم و روان مردم و در نتیجه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد؛ از همین رو، تصمیم‌گیری درباره تربیت نیروی انسانی آن نیازمند دقت و بررسی همه‌جانبه است.

افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، به‌خودی‌خود اقدامی منفی تلقی نمی‌شود، اما اگر بدون تامین منابع، زیرساخت‌ها و استانداردهای آموزشی لازم انجام شود، می‌تواند در آینده به تضعیف کیفیت خدمات درمانی و خدشه‌دار شدن اعتبار پزشکی ایران منجر شود. اینجاست که پرسش از چالش‌ها، کمبودها و پیامدهای احتمالی این سیاست پررنگ‌تر می‌شود.

افزایش ظرفیت پزشکی به چه قیمتی؟

صحبت از افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی با توجه به تعدد و تنوع دانشگاه‌ها مساله را پیچیده می‌کند. اگر قرار بر این باشد که ظرفیت برای کلیه دانشگاه‌ها اعم از دولتی، آزاد، خودگردان و پردیس صورت گیرد مساله نیازمند بررسی جدی‌تر است. ظرفیت دانشگاه‌های پزشکی ایران در سال ۱۴۰۴ به این شرح است: ۸۴۲۳ نفر ظرفیت روزانه پزشکی، ۵۹۷ نفر شهریه‌پرداز، ۹۸۹ دانشگاه آزاد، ۳۲۳ خودگردان آزاد و ظرفیت کلی ۱۰۳۳۲ نفر بوده.

البته این ظرفیت‌ها از دفترچه کنکور به دست آمده و شهریورماه، علی باقر طاهری‌نیا، دبیر ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی، گفته بود: «ظرفیت پزشکی سال گذشته حدود ۱۲ هزار و ۸۰۰ نفر بود و امسال به ۱۳ هزار و ۴۰۳ نفر افزایش یافت.» نکته این است که همان روز در مورد افزایش ظرفیت بخش غیردولتی برای تامین و تربیت نیروی انسانی حوزه سلامت هم صحبت شد اما جوانب مختلف آن و چالش‌هایی که ممکن است بر سر نظام سلامت جامعه به وجود آید در نظر گرفته نشد. بنابراین گمانه‌زنی‌ها در این مورد که احتمال افزایش ظرفیت دانشگاه‌های غیردولتی ممکن است آموزش را تحت شعاع قرار دهد به وجود آمد.

از سویی دیگر برخی کارشناسان اشاره دارند که دانشگاه‌های دولتی توان پذیرش دانشجوی بیشتر بر روی زیرساخت‌هایی که در حال ۱۰۰ساله شدن هستن را ندارند بنابراین افزایش ظرفیت می‌تواند فشار بیشتری به این نظام وارد کند. اصلی‌ترین نکته این است که بسیاری از این مراکز با کمبود جدی عضو هیئت علمی، فضای آموزشی، آزمایشگاه، امکانات بالینی و بیمارستان آموزشی مواجه‌اند.

سهراب، دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاهی خودگردان می‌گوید: «در برخی موارد اساتیدی که در دانشکده‌های دولتی تدریس می‌کنند سر کلاس ما حاضر می‌شوند، اما نه با جان و دل. آن‌ها ما را شبیه به موجوداتی اضافه می‌بینند که نیامده‌ایم برای درس خواندن. شبیه به کیسه پولی که قرار است دانشگاه مادر را تغذیه کند.» از سویی دیگر زمان اساتید به قدری شلوغ است که امکان رسیدن به دانشگاه‌های خودگردان، آزاد و پردیس را به آنان نمی‌دهد. در این مورد برخی اساتید علوم پزشکی هشدار می‌دهند که تربیت پزشک فرآیندی صرفا تئوریک نیست و نیازمند آموزش بالینی مستمر، استاد-محور و مبتنی بر تجربه است؛ امری که با کلاس‌های شلوغ، کمبود استاد و ازدحام دانشجویان در بیمارستان‌ها عملا مختل می‌شود.

حتی عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، اشاره کرده بود: «جمع کثیری از دانشجویان علوم پایه رشته پزشکی در سر کلاس‌ها می‌نشستند و واقعا دلهره پیدا کردم که اگر این دانشجویان به بیمارستان‌ها وارد شوند وضعیت چگونه خواهد بود.»

از سوی دیگر، سهمیه‌ای بودن بخش قابل توجهی از ورودی‌های پزشکی نیز به این نگرانی‌ها دامن زده است. در سال جاری، جعفریان، قائم‌مقام وزیر بهداشت اشاره کرده بود: «۶۰ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها با سهمیه پر می‌شود.» به عقیده کارشناسان تنوع بالای سهمیه‌ها و کاهش حدنصاب علمی در برخی مسیرهای پذیرش، می‌تواند به افت سطح علمی دانشجویان و نابرابری در کیفیت فارغ‌التحصیلان منجر شود. سال گذشته نیز رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس پرسشی مطرح کرد که قابل بررسی است: «چرا فردی با رتبه ۹۰ هزار باید به رشته پزشکی راه یابد و چرا در تهران ۱۰۰ نفر نخست رشته پزشکی باید از میان دارندگان سهمیه‌ها باشند؟» این مسئله به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند  که همین دانشجویان، در آینده مسئول جان و سلامت مردم خواهند بود.

پزشک بیشتر، سلامت بهتر؟

اگرچه در نگاه نخست، افزایش تعداد پزشکان می‌تواند به‌عنوان راهکاری برای رفع کمبود خدمات درمانی تلقی شود، اما برخی از کارشناسان اقتصاد سلامت با این رویکرد ساده‌انگارانه موافق نیستند. به باور آنان، مسئله اصلی نظام سلامت ایران نه صرفا کمبود پزشک، بلکه توزیع ناعادلانه، تمرکز در کلان‌شهرها و ضعف نظام ارجاع است. تایید این مساله از گلایه وزیر بهداشت در مورد افزایش ۱۰۰درصدی پذیرش دانشجو پزشکی نیز عیان می‌شود وقتی که می‌گوید: «افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو معادل رفع نیاز به پزشک مناطق محروم نیست.»

از سویی دیگر برخی جامعه‌شناسان تاکید کرده‌اند که افزایش بی‌برنامه پزشکان می‌تواند به تقاضای القایی منجر شود؛ به این معنا که با افزایش عرضه، خدمات غیرضروری پزشکی، آزمایش‌های اضافی و مداخلات درمانی غیرلازم نیز افزایش پیدا می‌کند. این روند نه‌تنها هزینه‌های سلامت را بالا می‌برد، بلکه به شکل‌گیری بازار سیاه، زیرمیزی و رقابت ناسالم میان پزشکان دامن می‌زند.

اقتصاددانان سلامت نیز هشدار داده‌اند که وقتی بازار کار پزشکی اشباع شود، فشار اقتصادی بر پزشکان جوان افزایش یافته و این امر می‌تواند کیفیت خدمات، اخلاق حرفه‌ای و حتی مهاجرت نیروی انسانی را تحت تاثیر قرار دهد. همانطور که محمد رئیس‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی می‌گوید در حال حاضر: «۳۰ هزار پزشک عمومی غیر فعال در امر طبابت در کشور وجود دارد.» این در حالی است که هم‌اکنون حدود ۷۵ هزار دانشجو در رشته‌های مختلف علوم پزشکی در حال تحصیل هستند. از این رو کارشناسان اشاره می‌کنند که افزایش ظرفیت بدون اصلاح ساختار نظام سلامت، بیشتر به نفع آمارسازی کوتاه‌مدت است تا ارتقای واقعی سلامت جامعه.

اعتبار نظام پزشکی ایران در مسیر تغییر

وقتی مهر امسال، محمدامین کلاته در اثر انفجار کپسول در دانشگاه جانش را از دست داد، سارا دانش‌آموخته دانشگاه تهران در دانشکده مواد و متالورژی گفت: «بیشتر دستگاه‌ها به‌شدت فرسوده‌اند. به هیچ دانشجویی نیز آموزش ایمنی قبل از ورود به آزمایشگاه داده نمی‌شود و دانشجو باید هنگام کار موارد ایمنی را یاد بگیرد.» این مساله نشان از آن دارد که تجهیزات دانشگاه‌ها به روزرسانی نشده‌اند و با افزایش تعداد دانشجویان در بخش‌های مختلف، استهلاک دستگاه‌ها افزایش یافته و مستقیما می‌تواند خطرات را افزایش  دهد. این مساله در رشته پزشکی به شکلی حساس‌تر مطرح می‌شود چراکه آنان برای آموزش دیدن باید با بیمار مواجه باشند و بیمارستان.

همانطور که دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید: «باید امکاناتی نظیر تخت بیمارستانی و بیمار برای این تعداد دانشجو وجود داشته باشد. در واقع یک استاد چند نفر از این دانشجویان را باید به بالین بیمار ببرد.» بنابراین اگر افزایش ظرفیت وجود دارد باید زیرساخت‌های آن فراهم باشد تا دانشجو به طور مستقیم با مساله روبه‌رو شده و تجربه کسب کند. در غیر این صورت به حد کافی برای ورود به عرصه نظام سلامت جامعه آماده نیست.

با توجه به این مسائل، منتقدان این سیاست تاکید می‌کنند که اعتبار پزشکی ایران سرمایه‌ای است که طی دهه‌ها شکل گرفته و به‌راحتی قابل جایگزینی نیست. اگر افزایش ظرفیت با شتاب‌زدگی و بدون تامین منابع انجام شود، پیامد آن نه‌تنها افت کیفیت آموزش، بلکه کاهش اعتماد عمومی به نظام سلامت خواهد بود. 

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.