به گزارش خبرآنلاین، «ناتالی توچی»، تحلیلگر گاردین به کشورهای اروپایی هشدار میدهد هر چه بیشتر در برابر قلدریها و زورگوییها «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا خود را همچون یک مستعمره و ناتوان و بیمیل به مقاومت در برابر او نشان دهند ترامپ نیز بیش از پیش با آنها همچون مستعمره رفتار خواهد کرد.
به گزارش ایسنا، او بیان میدارد اروپاییها بعد از سکوت در مقابل جنایات صهیونیستها در جنگ غزه و همدستی در جنایت و جنایتی دیگر خود را موافق با حملات تجاوزکارانه آمریکا و این رژیم علیه ایران نشان دادند . اکنون در واکنش به تجاوزگری جدید واشنگتن علیه ونزوئلا از محکومیت این تجاوزگری که با هدف «تغییر رژیم» در ونزوئلا رخ داد خودداری کرده و تردید نشان دادند.
به نوشته این تحلیلگر: «اکثر رهبران اروپایی به استثنای چند مورد قابل توجه نظیر اسپانیا، هلند و نروژ پاسخی مبهم و غیرشفاف به این حملات داشتند. در این میان اسپانیا راهش را از دیگر شرکایش در اتحادیه اروپا جدا کرده و همصدا با گروهی از کشورهای آمریکای لاتین حمله آمریکا را محکوم کرد. به نظر میرسد دولتهای اروپایی نمیتوانند با صدایی واحد بگویند حمله آمریکا برای سرنگونی «نیکولاس مادورو» به ونزوئلا مصداق نقض فاحش حقوق بینالملل است. در این میان «امانوئل ماکرون»، رئیسجمهور فرانسه، «کر استارمر»، نخستوزیر انگلیس و «اورزولا فون در لاین»، رئیس کمیسیون اروپا، حداقل در واکنشهایش اشارهای به قوانین بینالملل کردند، هر چند گفتند برای پایان حکومت مادورو اشکی نمیریزند. برخی از دیگر رهبران اروپایی مانند «فردریش مرتس»، صدراعظم آلمان به شکل عجیبی از بررسی قانونی بودن اقدام نظامی آمریکا سخن گفتند، گویی که درباره ماهیت آن شک و تردید وجود دارد. اما بدتر از همه «جورجیا ملونی»، نخستوزیر طرفدار ترامپ در ایتالیا بود که این مداخله نظامی را "دفاع مشروع" در برابر قاچاق مواد مخدر خواند.»
او در ادامه میپرسد: این رهبران اروپایی در صدر به اصطلاح دموکراسیهای لیبرالی هستند که قوانین بینالمللی و چندجانبهگرایی را به عنوان اصول بنیادین مطرح ساختهاند اما چرا نسبت به یک چنین مورد از نقض فاحش این قوانین آنقدر مبهم حرف زدند و اگر که هنجارهای قانونی جهانی را کنار بگذاریم آیا یک چنین ابهامی به نفع اروپا است؟
او در ادامه توضیح میدهد سه توضیح احتمالی برای این واکنش ملایم اروپا به این تجاوزگری وجود دارد که همگی به امنیت اروپا مربوط میشوند اما با این حال، همگی آنها بعد از بررسی دقیق مردود هستند.
اوکراین
در ادامه این نوشتار آمده است: اولین انگیزه مفروض این رهبران اروپایی برای چنین واکنشی این است که محکوم کردن حمله آمریکا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور را خشمگین ساخته و او را به تلافیجویی علیه اروپا با تدابیری نظیر خارج کردن سربازان آمریکایی از قاره اروپا و یا رها کردن اوکراین وادار خواهد کرد. اما یک چنین سناریویی تا حد زیادی قبل از این محقق شده و غیرمنطقی است که آنها در این مرحله انتظار اصلاح مسیر دولت ترامپ را داشته باشند. ما قبلا شاهد خروج سربازان آمریکایی از رومانی بودهایم در حالی که واشنگتن سیگنالهای روشنی نیز فرستاده مبنی بر اینکه متحدان اروپایی عضو ناتو انتظار یک خروج قابل توجه تا سال آینده میلادی را داشته باشند. در مورد اوکراین نیز ترامپ از زمانی که دوباره به ریاستجمهوری برگشته بارها کییف را تنها گذاشته است. او در ماه فوریه سال گذشته علنا ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین را در کاخ سفید در برابر انظار عمومی تحقیر کرد و سپس موقتا کمکهای نظامی به کییف را به حالت تعلیق در آورد. در تابستان نیز ترامپ در آلاسکا برای «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه فرش قرمز پهن کرد و در ماه نوامبر نیز دولت او طرح صلح پیشنهادی ۲۸ بندی برای پایان جنگ اوکراین که مفاد آن را با همکاری با روسیه تدوین کرده و به منزله تسلیم اوکراین میشد، ارائه کرد.
به گفته این تحلیلگر، در هر یک از این موارد اروپاییها بعد از تلاشهای فراوان موفق به منصرف کردن کامل ترامپ از تصمیمش نشدند فقط او را کمی وادار به تغییر و اصلاح تصمیمش کردند از جمله مورد اخیر مربوط به طرح صلح اوکراین که به یک نسخه ۲۰ بندی از طرح آمریکا-روسیه رسیدند و هر بار نیز به خودشان به خاطر این رخداد تبریک گفتند.تنها دلیل اینکه ترامپ فعلا در افزایش فشار بر اوکراین دست نگه داشته این است که ولادیمیر پوتین نمیخواهد جنگ را متوقف کند و ترامپ هم نمیخواهد او را برای این کار تحت فشار بگذارد. اما اگر رهبران اروپا واقعا معتقدند که وعدههای آمریکا برای ارائه تضمینهای امنیتی به اوکراین جدی است و آنها با انتقاد از ترامپ به خاطر حمله به ونزوئلا این وعدهها را به خطر میاندازند، در توهم کامل به سر میبرند.
گرینلند
به عقیده تحلیلگر گاردین دومین منطق امنیتی که نگذاشته اروپاییها از ترامپ به خاطر حمله به ونزوئلا انتقاد کنند نگرانی آنها درباره گرینلند است. ترامپ مدعی شده بر مبنای استنباطش از به اصطلاح «دکترین مونرو» که نام آن را با اضافه کردن حروفی از اسم خودش به «دکترین دونرو» تغییر داد، عملیات «تغییر رژیم» در ونزوئلا را پیگیری کرده است. ایالات متحده طبق این دکترین در قرن ۱۹ ابتدا با استعمارگری اروپایی در آمریکای جنوبی مقابله کرده و سپس به تدریج این منطقه را وارد حوزه نفوذ خودش ساخته و خود را به هژمون جدید در منطقه تبدیل کرد.
ترامپ طبق استنباطش از دکترین مونرو حالا از تمایل خود برای تسلط بر نیمکره غربی استفاده کرده و در این راستا از بلندپروازی برای تسلط بر حوزههای جغرافیایی که به غرب اروپا مربوط میشوند همچون گرینلند که یک منطقه خودمختار اما متعلق به دانمارک است صحبت کرده است. اروپاییها تصور میکنند با سکوت اختیار کردن در قبال تجاوز به ونزوئلا میتوانند ترامپ را از تصرف گرینلند منصرف کنند. رهبران اروپایی که با صدای بلند از دانمارک حمایت کردند حالا با اتخاذ مواضع مبهم در قبال ونزوئلا سیگنال تسلیم در برابر ترامپ را میفرستند. کشورهای اروپایی هر چه بیشتر همچون مستعمره عمل کنند، دیگر توان و میلی برای ایستادگی در برابر ترامپ نداشته و شاهد خواهند بود که ترامپ نیز با آنها بیشتر از قبل همچون یک مستعره رفتار خواهد کرد.
آسیب به درآمدهای نفتی روسیه
براساس این تحلیل؛ دلیل دیگر سکوت اروپاییها در محکوم کردن تجاوز به ونزوئلا؛ سیاستهای مداخلهجویانه اروپا در قبال ونزوئلا و مخالفتهای پرسابقه خود آنها با دولت های چپگرای «هوگو چاوز» و «نیکولاس مادورو» و همچنین نفرت آنها از اینکه ونزوئلا متحد روسیه و دارای روابط نزدیک با روسیه بوده و در ارتباط با جنگ اوکراین نیز در سازمان ملل طرف روسیه را گرفت؛ است. آنها همچنین این تفکر را دارند که واشنگتن با دست زدن به تغییر حکومت در ونزوئلا باعث جهش در تولید نفت این کشور و در ادامه کاهش قیمت جهانی نفت شده و از این طریق به درآمدهای نفتی روسیه آسیب خواهد رساند و اقتصاد روسیه را تضعیف خواهد کرد. اما آیا چنین دلایلی آنقدر خوب و کافی هستند که نقض قوانین بینالمللی توسط واشنگتن نادیده گرفته شده و محکوم نشود؟ خیر.»
این تحلیل در پایان خاطر نشان کرده است: «اینکه یک کشور خارجی از طریق یک حمله نظامی غیرقانونی حکومت کشوری را سرنگون کرده و دولت دستنشانده شبه مستعمرهای را در آنجا روی کار بیاورد به منزله نقض اساسیترین هنجارهای حاکمیت و استقلالی است که امنیت اروپا به روی آن بنا شده، تردیدی نیست اینکه ترامپ به تشکیل حوزه نفوذ ابرقدرتی برای آمریکا چراغ سبز نشان داده و نه فقط در حرف بلکه در عمل آن را پیاده کرده است یادآور اعمال «قانون جنگل» بوده و اینکه اروپاییها با سکوتشان به آن رضایت دهند نه فقط «غیراخلاقی بلکه نشان دهنده حماقت محض است.»
۳۱۰۳۱۰













