گوشه‌ای از تاثیرگذاری یهودیان در دربار عباسیان و جنگ با ائمه

تابناک پنج شنبه 25 دی 1404 - 11:02
شاید همین‌رفتارهای هارون‌الرشید بوده که باعت شده حبیب لوی به‌عنوان یک‌تاریخ‌نگار یهودی از او به تعریف و تمجید بپردازد و زمان حکومت او را با دوران حضرت سلیمان (ع) به عنوان پادشاه یهود مقایسه کند. او در تاریخ‌نگاری‌اش آزادی مسیحیان برای زیارت قبر مسیح (ع) را به‌خاطر یک‌یهودی دانسته که وابسته امپراتوری روم و هارون الرشید شد.

گوشه‌ای از تاثیرگذاری یهودیان در دربار عباسیان و جنگ با ائمه

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، کسانی که اهل هیئت و روضه باشند، در روضه‌های حضرت موسی بن جعفر (ع) اسم سِندی بن شاهک را به‌عنوان شکنجه‌گر یهودی آن‌حضرت شنیده‌اند اما ماجراها و سختی‌های مربوط به عصر ائمه‌ای که در دوران بنی‌ عباس زندگی کردند و به شهادت رسیدند، فقط به چهره‌های انفرادی یهودیان مثل سندی خلاصه نمی‌شود و نقش یهودیان در تحمیل سختی‌ها و شهادت امامان شیعه به‌عنوان علمدار جبهه اسلام بیشتر از این‌حرف‌هاست؛ مانند دوران پس از شهادت پیامبر (ص) و کودتای علیه امام علی (ع) شد و در ادامه به شهادت امام حسن (ع)، سیدالشهدا (ع) و امامان پس از آن‌ها تا امام صادق (ع) منجر شد.  

بررسی اوضاع داخلی یهودیان از منابع یهود، در دوران امام صادق (ع)، امام موسی کاظم (ع) و امام رضا (ع) همچون دیگر امامان دارای اهمیت است؛ به ویژه که این‌دوران مصادف با تاسیس و تثبیت سلسله بنی‌العباس است. این‌میان مطالعه تاثیراتی که یهودیان در تاریخ معاصر امامان شیعه داشتند، می‌تواند علت بسیاری از مناسبات و اتفاقات را مشخص کند. 

حبیب لوی یهودی سرشناس در کتاب تاریخ یهود ایران می‌گوید عصر خلافت بنی عباس که زمان نهضت ضد تلمودی و ابتدایی جنبش قرائیم است. پیشوایان مذهبی یهود نسبت به نهضتی که علیه تلمود ابتدا در سوریه و سپس در اصفهان ایجاد شده بود، عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دادند و ممکن بود این‌افکار جدید منتهی به تزلزل بیشتری نسبت به معتقدات تلمودی شود. اشتباهات و استبداد پیشوایان اجتماعی یهود هم این رویه را تقویت می‌کرد. آن‌ها برای ایرادات بی‌جا و ضعیف، روسای لایق دانشگاه‌ها را از کار برکنار کرده و به جای آن‌ها اشخاص نالایق را منصوب می‌کردند. در این‌عصر شلمویا سلیمان نوه بوستنای، رییس جامعه یهودیان ایران بود؛ همزمان با خلافت ابوالعباس خلیفه بی رحم خاندان بی عباس که به جز دفع غائله ابوعیسی و کشتنش، عملی که ضد یهود باشد، عملی از طرف خلیفه انجام نشد.

سلیمان رئیس یهودیان وقت در سال ۷۶۱ هجری قمری درگذشت که در آن‌مقطع ابوجعفر منصور برادر ابوالعباس خلیفه عباسی شده بود. سلیمان فرزندی نداشت که جانشینش شود. به‌طور طبیعی جایگاه او باید به عنان بن داود برادرزاده‌اش می‌رسید اما او موافق قسمت بزرگی از مقررات تلمودی نبود. ۲ نفر روسای دانشگاه‌های سورا و پومبدیتا از نظرات او بی خبر بودند و رای آن‌ها در انتخاب رئیس جامعه یهود تاثیر داشت. یکی از آن‌ها معروف به یهودای کور است که از سال ۷۵۹ تا ۷۶۲ رئیس دانشگاه سورا بود و دیگری (دودائی) از ۷۶۱ تا ۷۶۴ رئیس دانشگاه پومبدیتا بود. این دو به اتفاق شورای دانشگاه‌ها با انتخاب عنان مخالت بودند و طرف برادر کوچکش حنینا را گرفتند. هواداران عنان موفق نشدند نظر منصور خلیفه عباسی را جلب کنند.

حبیب لوی می گوید در ادامه شرایطی پیش آمد که بنا شد عنان اعدام شود. ولی یکی از مسلمانان به خلیفه گفت چون عنان از فرقه‌ای جز سایر فرقه‌های یهودیان است، مورد شماتت و دشمنی آن‌ها قرار گرفته است. به همین‌دلیل آن‌مسلمان، خلیفه را راضی کرد عنان به فلسطین تبعید شود. 

لوی با شیطنتی خاص از ذکر نام آن‌مسلمان که باعث نجات عنان شد، خودداری کرده است. اما منابع تاریخی و پژوهش در آن‌ها نام آن‌فرد را مشخص می‌کند: ابوحنیفه! منابع تاریخی می‌گویند ابوحنیفه، عنان را راهنمایی کرد که مقابل خلیفه از تشابه عقاید خود با اسلام سخن بگوید و بخشیده شود. 

حبیب لوی پس از نقل این‌ماجرا گفته عنان که نمی‌توانست از پیشوایان دانشگاه‌های یهود که باعث خفت و خواری‌اش شدند انتقام بگیرد، خشم خود را متوجه تلمود کرد. قرن‌ها بود که بین یهودیان کسی راجع به آیین یهود، انتقاد نکرده بود و حیات مذهبی آرامی بین‌شان حکمفرما بود. حملاتی که پیش‌تر از طرف پیشوایان مسیحی به آیین یهودی شده بودند، برای تزلزل در قوانین تورات و بی‌توجهی به استدلال و منطق و توجه به ایمان کورکورانه بودند؛ که نتیجه‌شان سماجت بیشتر تلمود شد؛ طوری‌که جای تورات را گرفت. سرن و ابوعیسی اصفهانی پیش‌تر حملاتی را نسبت به تلمود کرده بودند اما به علت همزمانی حملاتشان با حملات مسیحیان، انتقاداتشان به تلمود موثر واقع نشد. اما نهضت ضد تلمودی این‌دوران توسط یکی از علمای بزرگ انجام شد که اهمیت دارد. 

در تاریخ یهود ایران آمده که عنان مایل بود حیات مذهبی را تنها به انجام مقررات تورات محدود کند و تلمودیست‌ها را متهم می‌کرد با اضافه‌کردم مقررات جدید باعث لطمه‌خوردن تورات شده‌اند. 

یکی دیگر از شیطنت‌های حبیب لوی در نگارش تاریخ یهود ایران این است که از رابطه بین اعتقادات گروهی از مسلمانان با اعتقادات عنان سخن گفته و می‌نویسد «در آن عصر بین مسلمانان دو فرقه وجود داشت؛ یکی مخالف روایات و سنن قدیمی بود و فقط بر قرآن تکیه داشت و دیگری که هم قرآن را قبول داشت هم به روایات و سنن عمل می‌کرد. ممکن است عنان هم رویه‌اش را از مسلمانان گرفته باشد. او طرف‌دارانش را تشویق به تحصیل و مطالعه تورات (میقرا)‌ می‌کرد و از این‌رو، آن‌فرقه را قرائیم یا متکلمین نامگذاری کردند.»

لوی در تاریخ‌نگاری خود مشخص نکرده فرقه‌ای که فقط قرآن را قبول داشت چه‌کسانی بودند و چرا عنان یهودی باید روش و رویه خود را از آن‌ها گرفته باشد. یک سوال مهم هم این است که چرا یک پیشوای یهودی باید رویه خود را از گروهی از مسلمانان بگیرد؟ 

حبیب لوی در تاریخ خود، اوضاع یهودیان در عصر خلفایی چون سفاح، منصور، مهدی و هادی عباسی را آرام توصیف کرده و به گوشه‌ای از روابط صمیمانه و عجیب منصور با یهودیان، نفوذشان در دربار او و مشورت برای تعیین جانشین‌اش اشاره کرده و نوشته است: «در این‌عصر که ۴ دوره از خلفای عباسی گذشته، اوضاع و احوال یهودیان ایران و سایر متصرفات خلفا آرام بود. آن‌ها به کسب و کار و بازرگانی خود مشغول و در قسمت کردستان و حوالی دماوند و اطراف کوه‌های الی نیشابور به زراعت و گله‌داری مشغول بودند. جمعیت و ثروت آن‌ها در تزاید و ابدای این‌خلفا پیرو مقررات محدودیت‌های عمر بن عبدالعزیز نسبت به یهودیان نبودند.»

زمانی که منصور درصدد بیعت‌گرفتن برای پسرش مهدی برآمد، با پزشک یهودی‌اش فرات بن شحاتا مشورت کرد. پزشک یهودی هم آزادانه نظرات خود را بیان کرد. همین‌نقل تاریخی، بیانگر میزان نفوذ یهودیان در دربار عباسی و نقش‌آفرینی آن‌ها در اتفاقات جامعه اسلامی است. به قولی، عباسیان هم مثل امویان، بازیچه یا عروسک خیمه‌شب‌بازی یهودیان بودند و انتخاب خلفایشان به یهود وابسته بود. 

مثال گفته شده فقط مربوط به منصور نیست. نمونه دیگر، هارون الرشید خلیفه‌ای است که حضرت موسی بن جعفر (ع) را به شهادت رساند. این‌خلیفه عباسی در سفری که به مکه داشت، طبیب یهودی‌اش را همراه خود برد و به این‌ هم اکتفا نکرد و آن‌یهودی را وارد حرم مقدس کرد که با انتقاد بزرگان دینی روبرو شد و در پاسخ به اعتراضات آن‌ها گفت: «قوام امپراتوری اسلام به خلیفه است و قوام خلیفه به این‌مرد!»

شاید همین‌رفتارهای هارون‌الرشید بوده که باعت شده حبیب لوی به‌عنوان یک‌تاریخ‌نگار یهودی از او به تعریف و تمجید بپردازد و زمان حکومت او را با دوران حضرت سلیمان (ع) به عنوان پادشاه یهود مقایسه کند. او در تاریخ‌نگاری‌اش آزادی مسیحیان برای زیارت قبر مسیح (ع) را به‌خاطر یک‌یهودی دانسته که وابسته امپراتوری روم و هارون الرشید شد.

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.