به گزارش خبرآنلاین روزنامه شرق نوشت: نمونههای بارز آن، برخورد او با کانادا، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی است؛ کشورهایی که سالها متحدان استراتژیک آمریکا بودهاند، اما در نگاه ترامپ چیزی جز «شرکای بدهکار» نیستند.
در سیاست خارجی ترامپ، هیچ جایگاهی برای همکاری بلندمدت، توسعه پایدار یا ثبات سیاسی به نفع ملتها وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد، تملک منابع انرژی، دسترسی به معادن پایه، کنترل مسیرهای راهبردی و تضمین برتری شرکتهای آمریکایی است. از این منظر، فشار بر ایران، ونزوئلا یا حتی کشورهای آفریقایی، نه با هدف «آزادی ملتها»، بلکه برای بازتوزیع منابع و قدرت به نفع سرمایه آمریکایی انجام میشود. نکته مهم دیگر آن است که ترامپ همواره منتقد مداخلات پیشین دولتهای آمریکا بوده است؛ اما نه از موضع اخلاقی یا ضدجنگ، بلکه از منظر هزینه-فایده. او معتقد است آمریکا نباید برای «دیگران» هزینه کند، مگر آنکه سودی مستقیم، سریع و ملموس دریافت کند. این نگاه، هرگونه تصور از ترامپ به عنوان «همکار استراتژیک و حتی تاکتیکی» یا «ناجی خارجی» را بیپایه میکند.
دلبستن به چنین شخصیتی، خطایی راهبردی است. از شیوه عمل و مداخله او در ونزوئلا واضح است که ترامپ نه به اصلاح دموکراتیک علاقهمند است و نه به توسعه یک کشور و نه به بهبود معیشت مردم. در بهترین حالت، یک ابزار چانهزنی و یک کارت فشار در بازی بزرگتر او با چین، روسیه و نظم جهانی است و در بدترین حالت، صرفا منبع تهدید، فشار و معامله خواهد بود. ترامپ نه دیوانهای بیمنطق است که جهان را تصادفی به آشوب کشیده و نه قهرمان بالقوهای که برای نجات ملتها ظهور کرده؛ او محصول تطور تاریخ سرمایهداری، ساختار و منافع نظام قدرت در آمریکاست، نظامی که در دوره افول هژمونی، خشنتر، عریانتر و سودمحورتر از گذشته عمل میکند.
17302













