در تحلیلهای استراتژیک مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، زمانی که چشمانداز یک تقابل تمامعیار با ایالات متحده آمریکا مطرح میشود، تمرکز نباید صرفاً بر جنبههای نظامی و هزینههای مادی باقی بماند. این یادداشت بر این فرض استوار است که در شرایط کنونی، یک تقابل بزرگ میتواند به جای بحران، به موتور محرکه تاریخی و توسعهای برای ملت ایران تبدیل شود، مشروط بر اینکه هزینههای تحمیلی در برابر دستاوردهای غایی سنجیده شوند.
اولویتبندی دشمنان استراتژیک
یکی از اساسیترین گامها در این تحلیل، شناسایی منشأ اصلی آسیبهای ساختاری وارد بر کشور است. این دیدگاه معتقد است که تهدید اصلی بقا و پیشرفت ایران، نه تجاوز نظامی مستقیم، بلکه عوامل فشار بلندمدت داخلی و خارجی است؛ عواملی همچون
الف. تحریمهای فرساینده
فشار اقتصادی مداوم، تواناییهای زیرساختی و رفاهی ملت را هدف قرار داده و در بلندمدت، امکان مانور دولت را سلب میکند.
ب. تنشهای داخلی و شکاف اجتماعی
تهدید شورشها و نارضایتیهای داخلی، ظرفیت نظام برای تمرکز بر اهداف کلان ملی را تضعیف میکند.
بر اساس این اولویتبندی، یک درگیری با آمریکا، اگرچه پرهزینه خواهد بود، اما میتواند نقطه عطفی باشد که آسیبهای مزمن ناشی از دو عامل فوق را یکجا مورد هدف قرار داده و فرصتی برای «تصفیه» محیط استراتژیک فراهم آورد.
روایتی تاریخی برای توسعه آینده
مهمترین دستاورد متصور از چنین نبردی، کسب «افتخار ملی و تحول بنیادین در هویت جمعی» است. تحلیل پیشرو، درگیری محتمل را نه یک جنگ بقا، بلکه یک فرصت برای تاریخسازی بیسابقه میبیند.
فراتر از تاریخ
این سطح از مقاومت و پیروزی احتمالی در برابر قدرت مطلق جهانی، حتی در دوران پرشکوه هخامنشیان نیز به این شکل رخ نداده است. این واقعه، میتواند به نمادی جهانی تبدیل شود که در حافظه تاریخی ملتها جاودانه و جهانتاریخی خواهد شد.
پایهگذاری توسعه استوار
تاریخسازی افزون بر دستاوردی روحی؛ به "مبنای توسعه استوار ایران آینده" تبدیل خواهد شد. ملت متحدشده تحت لوای چنین افتخاری، ظرفیت بیشتری برای تحمل سختیها و دستیابی به اهداف بلندپروازانه صنعتی و علمی پیدا خواهد کرد.
بزرگترین نام در تاریخ جنگها
هدف نهایی در این رویکرد، کسب جایگاهی است که نام ایران را در کتابهای تاریخ جهانی به عنوان نمادی از مقاومت بیبدیل ثبت کند.
منطق پذیرش هزینه در مقابل دستاورد
این دیدگاه، بر اساس یک محاسبه استراتژیک، به پذیرش ریسک و هزینه میرسد و میگوید اگر مسیر کنونی با تحریمها و شورشهای داخلی منجر به فرسایش تدریجی شود، بهتر است که ضمن کسب افتخار عظیم و همزمان با "آوردههای بزرگ" (که میتواند شامل تغییر موازنه قدرت منطقهای باشد)، هزینه درگیری نظامی پرداخت شود. این هزینه، در ازای خروج از بنبست مزمن، یک سرمایهگذاری تلقی میشود که بازده آن در بلندمدت، تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقهای مستقل و مقتدر خواهد بود.
فرجام
یک درگیری با آمریکا، در صورت وقوع از موضع قدرت و با هدف مشخص، میتواند به عنوان یک پیچ تاریخی عمل کند که کشور را از آسیبهای درونی مزمن رها ساخته و با کسب بزرگترین افتخار ملی، مسیر توسعهای با ثبات و غرورآمیز را برای نسلهای بعد فراهم آورد. این رویکرد، جنگ را نه به عنوان پایان، بلکه به عنوان بنیانگذار یک دوران جدید میبیند.