سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.
***
خسارتی که ایران از بابت تعریف غلط نخبگی دید
آسیبی خطرناکتر از حمله ترامپ

بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس به تازگی طی سخنانی که خبرگزاری ایرنا آنرا منتشر کرد در اشاره به مفهوم "نخبه" گفته است: نخبه به معنی کسی نیست که صرفاً یک مدرک دکتری دارد یا در دانشگاه تدریس میکند. کلمهی نخبه یعنی «برگزیده». حالا چه کسی برگزیده است؟ کسی که آگاهانه انتخاب کرده تخصص و توانش را خرجِ حل مسائل مردم کند.
او با بیان اینکه مدرک و جایگاه دانشگاهی معیار شرافت نیست، یادآور شد: فردی که با پول این مردم تحصیل کرده و به جایگاه علمی رسیده اما هیچ دغدغه و احساس مسئولیتی نسبت به کشورش نمیکند؛ این فرد «ضد نخبه» است، ولو اینکه صدها مقاله ISI داشته باشد.
نگاهداری با تأکید بر اینکه نخبگی فقط محدود به دانشگاه نیست، گفت: ما در سالهای اخیر با محدود کردن تعریف نخبه به هر کسی که مدرک دانشگاهی عالی داشته باشد؛ خسارتهای زیادی دیدهایم.
او ادامه میدهد: برای مثال، در حوزه اقتصاد، نخبه واقعی میتواند آن تاجر یا کاسبی باشد که فهمیده نفع شخصیِ پایدار، از دلِ همراستایی با نفع جمعی بیرون میآید. کسی که سودآوری را در چارچوب ثبات کشور، اعتماد عمومی و سلامت اقتصاد ملی تعریف میکند، نه صرفاً در حداکثرسازی کوتاهمدت سود به هر قیمت.
نگاهداری تصریح میکند: در مقابل، ضد نخبه حوزه اقتصادی میتواند آن تراست یا شبکهای باشد که منابع ملی از جمله پول نفت این مردم را در اختیار میگیرد اما به موقع بازنمیگرداند. کشور را در مضیقه ارزی، فشار معیشتی و بنبست تصمیمگیری قرار میدهد و بعد هم خود را طلبکار نشان میدهد.
وی افزود: بنابراین نخبهی حقیقی، کسی است که وسط میدان میماند؛ زخم را میبیند، اما به جای نمک پاشیدن، مرهم میسازد و در مسیر درمان حرکت میکند؛ چه در دانشگاه، چه در بازار، چه در مدیریت و چه در سیاستگذاری.[۱]
*سالها از هشدارهای برخی محافل تحلیلی درباره تعریف اشتباه از نخبگان و نخبگی در ایران و تبعات خطرناک آن میگذرد. [۲][۳][۴]
لکن سبب خوشوقتی است که اکنون میبینیم نشانههای عقلانیت پدیدار شده و هرچند دیر اما کسانی از مسئولان نظام به صحنه میآیند و بر لزوم فهم دقیق از معنای نخبگان و نخبگی تأکید میکنند.
این رویداد چه از سر مشاهده ضررهای کلان آن تعریف اشتباه باشد و چه از سر بصیرت نافذ و یقظه تحلیلی در میان مسئولان امر؛ لکن در هر دو حالت مبارک است و باید امیدوار بود که این عقلانیت فیالفور فراگیر شود و نزد تمام مسئولان شاهد آن باشیم.
اکنون که مشخص شده یک دانشجوی با معدل بالا لزوما نخبه نیست و بلکه نخبگان که البته معدود نیز هستند دچار خصلتهای ویژهای هستند همچنین باید دانست که رفتار با نخبگان هرگز تابع پیشفرضهایی مثل لزوم ایجاد اشتغال برای آنان و یا اعطای بورسیه تحصیلی و مسکن و... نیست! (همان رفتاری که در قبال دانشجویان با معدل بالا انجام میشود)
تعامل با نخبگان و چگونگی استفاده از محضر آنان حاوی اصول و فرمولهایی است که حکمرانان بایستی بر اساس تعالیم اسلام، تاریخ و عقلانیت در حکمرانی اسلامی به آنها عمل کنند.
میتوان گفت که شاهکلید عبور کشور از تمام مسائل و مشکلات مبتلیبه، در آمدن نخبگان از فضای تلخ "انزوای نخبگان" و زانو زدن مسئولان کشور در پیشگاه نخبگان و عقلانیت و هوشمندی ویژه آنان است.
***
خاطرهای ناگفته از منفور بودن پهلوی در آمریکا

سیدمرتضی نبوی، فعال مبارز علیه رژیم ستمشاهی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری مهر در پاسخ به این پرسش که برخی در تلاشاند چهره رژیم پهلوی را تطهیر کنند. به نظر شما چنین امری امکانپذیر است یا خیر گفته است: بهنظر من، این تلاشها بیشتر به یک طنز شبیه است. نهتنها در سطح افکار عمومی داخل کشور، بلکه حتی در سطح جهانی و در میان برخی مخالفان نظام نیز چنین تصوری جدی گرفته نمیشود.
او تصریح میکند: بهعنوان مثال، به خاطر دارم خود آمریکاییها در مقطع رقابتهای انتخاباتی جیمی کارتر، جمهوریخواهان را بهدلیل حمایت از یک دیکتاتوری (رژیم پهلوی) که مردم خود را سرکوب میکرد، مورد انتقاد قرار میدادند. با این سابقه، بهروشنی میتوان گفت که رژیم پهلوی و آن خاندان اساساً قابل تطهیر نیستند.[۵]
*این خاطره جالب از منفور بودن پهلوی در آمریکا باید مد نظر همه و بهویژه جوانان باشد.
خاطره دکتر نبوی همچنین با اسناد دیگری مثل راه ندادن رسمی شاه مخلوع به آمریکا نیز ممزوج است و نشان میدهد که آمریکا به پهلوی صرفا به چشم نوکری با یک تاریخ انقضای مشخص نگاه میکرده که واجد هیچ احترامی نیست.
***
آتش زدن امامزاده دزفول یک "چالش فرهنگی" بود نه تروریستی!

رضا صالحیامیری، چهره امنیتی سابق، از وزرای دولت روحانی و وزیر میراث فرهنگی دولت فعلی به تازگی طی یادداشتی که خبرگزاری ایلنا آنرا منتشر کرد، در اشاره به سفر اخیر خود به استانهای خوزستان و لرستان، ضمن شرحی از کارنامه این سفر نوشته است:
"زیارت مرقد مطهر سبزقبا(ع) و مواجهه با هتک حرمت اخیر به مقدسات، نمونهای عینی از چالشهای فرهنگی و اجتماعی بود که در ناآرامیهای اخیر بروز یافته است. این اقدامات، تهدید سرمایه اجتماعی و انسجام هویتی جامعه را به همراه دارد. عبور موفق از چنین بحرانهایی مستلزم ارتقای آگاهی عمومی، تقویت نهادهای اجتماعی، مشارکت فعال مردم و انسجام ملی است؛ درسی که تاریخ ایران بارها نشان داده است. تجربه تاریخی ملت ایران تاکید میکند که انسجام جمعی، خرد جمعی و همدلی، سد مستحکمی در برابر تهدیدها و بحرانهاست و خاری و ذلت را بر دشمنان باقی میگذارد."[۶]
*مشخص نیست چرا صالحیامیری به عنوان یک رجل امنیتی با سابقه طولانی در این عرصه اما حیا کرده از اینکه نامی از تروریسم و اغتشاشگری ببرد و یا آنها را محکوم کند!
بلکه او تقلا کرده نام این صفتها و جنایاتی مثل حمله به مکانهای مذهبی –که حتی داعش هم مرتکب آن نمیشد- را چالش فرهنگی و اجتماعی نام بگذارد.
این در حالی است که چالش فرهنگی یا اجتماعی یک امر فراگیر و منبعث از شبهات فردی یا سهو حکومت در آموزش مطلوب است. لکن تروریست بودن، شرارت کردن و آتش زدن قرآن و امکان مذهبی امری ناشی از خباثت و انتخاب فردی، اجنبیپرستی و علاقه به نوکری برای دشمن است.
ضمن اینکه بر خلاف نظر صالحی امیری باید تصریح کرد که انسجام اجتماعی با رؤیت چنین شرارتهایی اتفاقا محکمتر میشود و مردم در دفاع از نظام اسلامی بیشتر متحد خواهند شد تا امنیت خود را در مقابل داعشصفتان حفظ کنند.
انتظار بود صالحیامیری به عنوان یک رجل امنیتی بر لزوم برخورد شدید با این رفتارهای دشمنانه نیز تأکید کند که البته همانطور که مشاهده میشود او از این کار امتناع کرده است!
پیش از صالحیامیری، شیخ حسن روحانی نیز در اظهاراتی پیرامون آشوبِ دی، آنرا یک "دعوای درون خانواده" نامیده بود! [۷]
***
1_ https://irna.ir/xjWyjX
2_ mshrgh.ir/1775425
3_ mshrgh.ir/1769166
4_ mshrgh.ir/1758394
5_ mehrnews.com/x3bfR2
6_ https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1745948
7_ mshrgh.ir/1778411













