خبرگزاری مهر، گروه استانها- ندا سپاهی: گاوخونی فقط یک پهنه خشکشده نیست، قصهای است از هزاران سال همزیستی انسان با آب و خاک، جایی که طبیعت و فرهنگ در آغوش یکدیگر نفس میکشیدند.
آنجا که تاریخ و تمدن از دل خاک سر برمیآورد. دامداران دستکندهای گود در دل زمین میساختند تا در زمستانهای سرد پناه بگیرند و در تابستانهای سوزان خنکای رس را بر تن احساس کنند. گویی زمین خود مادری بود که فرزندانش را در آغوش میگرفت.

مردمان ورزنه و ساکنان مجاور تالاب، با دانشی که از نسل به نسل منتقل میشد، از دل خاک نان در میآوردند، رزقی که طعم آب زایندهرود را در خود داشت و زندگی را شیرینتر میکرد. این تالاب با وسعت ۴۷ هزار هکتار در اوج شکوه، نه فقط پناهگاه پرندگان مهاجری بود که آسمان را با بالهای سفید و صورتیشان رنگ میزدند، که آینهای از باورهای کهن مردم فلات مرکزی ایران به شمار میرفت، در سایه کوه سیاه آن میراث زمینشناسی از دوران تتیس که با آرامش فوران بازالت شکل گرفته انسانها یاد میگرفتند که با طبیعت بجنگند نه علیهاش.
گاوخونی اینجا فقط آب نبود؛ روح یک تمدن بود، جایی که دانش بومی از ساخت آبانبارهای رهگذر تا استفاده از رطوبت زیرسطحی برای بقا با ریتم طبیعت همنوا میشد.
امروز اما آن پهنه عظیم ۴۷ هزار هکتاری به سکوت مرگباری فرو رفته است. ترکهای عمیق زمین لایههای سفید نمک و بادهایی که گردوغبار سمی را به ریههای شرق اصفهان میرسانند، تنها بازماندههای آن قصه باشکوهاند. آنچه زمانی لبخند گاوخونی را در سالهای ترسالی به تصویر میکشید، حالا به زخمی باز تبدیل شده؛ زخمی که نه فقط از تشنگی اقلیمی که از دستهای انسانی، بیتوجهی به حقآبه و فشار معادن عمیقتر میشود.
شعار امسال روز جهانی تالابها «تالابها و دانش بومی، تجلیل از میراث فرهنگی» گویی همین درد گاوخونی را فریاد میزند و اگر این میراث تمدن ساز فلات ایران را امروز پاس نداریم، فردا تنها خاطرهای از بالهای مهاجر و صدای آب خواهد ماند.گاوخونی اگر چه در سکوت و احتضار است اما در روز جهانی تالابها یاد و نامش را زنده نگهداشتهاند و دوستدارانش که دل در گرو میراث زایندهرود تمدنساز دارند، دردهایش را فریاد میزنند.
قلب خاموش مثلث گردشگری فلات ایرانرضا خلیلی، فعال در حاشیه گردهمایی روز جهانی تالابها به مهر میگوید: تالاب گاوخونی در قلب مثلث گردشگری ایران، ظرفیت تبدیل شدن به یک ژئوپارک جهانی را دارد اما هیچکدام از این ظرفیتها تاکنون به نتیجه نرسیده است. جنوب تالاب شاهد برداشت نمک و گسترش حوضچههای ترسیب نمک است. این حوضچهها بدون نظارت کافی محیطزیست گسترش یافتهاند؛ مثلاً قرار بوده یک کیلومتر مربع حوضچه زده شود اما چند کیلومتر مربع بدون مجوز و نظارت ایجاد شده است.
گاوخونی را از چنگ معادن و خشکی نجات دهید
وی میافزاید: وقتی سنگنمک را میشکنیم و تبخیر را ادامه میدهیم، از تبخیر آب جلوگیری نمیشود و سطح آب زیرزمینی پایینتر میآید. نتیجهاش خشک شدن چاههای ورزنه است نه تنها چاههای کشاورزی که حتی چاههای شرب هم در خطر هستند.
این فعال محیطزیست تصریح میکند: یکی از موارد مهم دیگر، معدن بازالت کوه سیاه است. این کوه با شکل نعلاسبیاش یک میراث زمینشناسی ارزشمند است و با ۳۰۰ متر ارتفاع، منظرهای بینظیر از چاله گاوخونی ارائه میدهد.
مجوز برداشت از این کوه چندین سال است که وجود دارد اما هیچ برداشتی انجام نشده و پروانه بهرهبرداری باید باطل شود، در حالت عادی اگر سه سال برداشتی از یک معدن نشود، پروانه آن باطل میشود اما اینجا ۱۷ سال است که مجوز باطل نشده است.
همچنین فرشته عالمشاه دیگر فعال محیطزیست نیز دراین باره به مهر میگوید: بهرهبرداران معادن به طور عمده خود مردم محلی هستند. در روستای خارا کنار تپههای ماسهای مشغول برداشت ماسه یا نمک هستند.حتی برداشت ماسه در ضلع جنوبی تالاب و تپههای ماسهای از طریق تعاونیهای دهیاریها انجام میشود بنابراین از مسئولان میخواهم که فرماندار، شهردار و دهیاریهای منطقه جرقویه را در این مسائل جدیتر دخیل کنند.

گسترش پرورشگاههای ماهی در حوضه تالاب گاوخونی از مشکلات جدی است
عالمشاه با اشاره به اینکه یکی از مشکلات جدی دیگر، گسترش پرورشگاههای ماهی در حوضه تالاب است، میافزاید: بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ مورد پرورش ماهی داریم. همه این پرورشگاهها میخواهند از ماهیهای خود حفاظت کنند و پرندههای ماهیخوار مثل حواصیل را که به سمتشان میروند، به عنوان آفت میبینند. این پرندگان را شکار میکنند که این موضوع هم نیاز به پیگیری دارد.
به گفته این فعال محیطزیست برای مجوز پرورشگاهها اداره محیطزیست اغلب حضور ندارد،شیلات تصمیم میگیرد و این یک باگ قانونی است که باید از طریق مجلس و فراکسیون محیطزیست پیگیری و برطرف شود.
عالمشاه خاطرنشان میکند: همچنین معادن پتاس در فاصله ۲–۳ کیلومتری بالاتر از تالاب، مسیر آب را میبندند و میگویند چون در حوزه فعالیت محیطزیست نیست، نیازی به مجوز ندارد؛ در حالی که این آب باید به تالاب برسد.این باگ قانونی دوازده سال است که وجود دارد و باید با نامهنگاری به تهران دنبال شود.چرا مجوز معدن بازالت بعد از ۱۷ سال باطل نمیشود؟

شهاب ثابتراسخ فرماندار ورزنه نیز در این زمینه به مهر میگوید: ما دولتیها بیشترین لطمه را به زایندهرود و حقآبه زیستمحیطی تالاب بینالمللی گاوخونی زدهایم،اقدامات جهاد کشاورزی و آب منطقهای باعث شد آب از کانالهای سیمانی عبور کند و در رودخانه جاری نشود؛ این کار خاک و آب را شورتر کرده و سختی آب گاهی به ۱۴ تا ۲۸ هزار سیسیام میرسد.
فرماندار ورزنه میافزاید: در مورد معدن بازالت کوه سیاه که حدود سال ۸۶–۸۷ مجوز برداشت گرفته شده بود. آن زمان من شهردار ورزنه بودم و با همکاری محیطزیست نگذاشتیم برداشت شود اما سال گذشته که به فرمانداری آمدم، در ستاد تسهیل و رفع موانع تولید استان دیدم همان پیمانکار دوباره دنبال مجوز است. چون سوابق را داشتم، مقاومت کردیم و تا الان نگذاشتیم اتفاق بیفتد؛ چون برداشت از کوه سیاه آسیب جدی به منطقه و هویت طبیعی آن میزند.
طرح جامع احیای تالاب بینالمللی گاوخونی و رودخانه زایندهرود تهیه شده اما هنوز در هیئت دولت مصوب نشده
ثابت راسخ تاکید میکند: طرح جامع احیای تالاب بینالمللی گاوخونی و رودخانه زایندهرود که تهیه شده اما هنوز در هیئت دولت مصوب نشده، لازم است هرچه زودتر تصویب شودآخرین تلاشها برای گاوخونیاما
داریوش گل علیزاده مدیرکل حفاظت محیطزیست استان اصفهان با اشاره به اینکه نگرانی اصلی فعالان محیطزیست روی فعالیتهای معدنی متمرکز است، به خبرنگار مهر میگوید: بهویژه معدن پتاس، برداشت سنگ بازالت و استخراج نمک. این نگرانیها تقریباً ۲ دهه است که وجود دارد و اداره کل حفاظت محیطزیست استان نیز بهطور جدی به آنها توجه کرده است.
سه فعالیت معدنی مرتبط با تالاب گاوخونی در جریان است
به گفته وی، در حال حاضر سه فعالیت معدنی مرتبط با تالاب گاوخونی در جریان است که یکی مستقیم داخل محدوده تالاب و دو مورد دیگر در پیرامون آن است؛ اولین مورد، برداشت نمک معدن وحدت جرقویه است که مجوز آن مربوط به قبل از ثبت حفاظتی تالاب بوده و یک حق قانونی قدیمی محسوب میشود.
مدیرکل حفاظت محیطزیست میگوید: ما دوهفته این فعالیت را پلمب کردیم و سپس مطالعات لازم را انجام دادیم. بعد از آن با مالک مذاکره کردیم و دو پیشنهاد ارائه دادیم یکی تغییر نوع فعالیت معدنی و یا تغییر روش برداشت از روش تبخیری فعلی به روشی است که حداقل رطوبت زیرسطحی را حفظ کند. چون روش تبخیری فعلی باعث از دست رفتن رطوبت زیرسطحی میشود که برای بقای تالاب حیاتی است. امیدواریم به نتیجه مناسبی برسیم.
گلعلیزاده میافزاید: معدن پتاس بدون صدور پروانه بهرهبرداری، آماده بهرهبرداری شده بود. تنها مجوز اکتشاف داشته و گزارشهای اولیه محیطزیستی را هم ارائه نکرده. علاوه بر این بر اساس ماده ۲۴ قانون معادن، حتی در خارج از مناطق چهارگانه حفاظتی، صدور مجوز برای فعالیتهایی که بر محیطزیست تأثیر میگذارند باید با نظر محیطزیست باشد. ما پیگیر توقف کامل این فعالیت هستیم.

وی خاطرنشان میکند: برای برداشت از کوه سیاه و سنگ بازالت مطالبات مردمی زیادی وجود دارد. این فعالیت هم اکنون متوقف شده و هماهنگیهای لازم با دستگاههای مرتبط انجام گرفته است. تلاش ما این است که مجوزدیگر تمدید نشود.
حداقل آنچه برای زندهمانی تالاب و جلوگیری از رسیدن به نقطه بیبازگشت لازم است، تأمین حقآبه اولیه است
مدیرکل حفاظت محیطزیست اصفهان میافزاید: در حال حاضر، حداقل آنچه برای زندهمانی تالاب و جلوگیری از رسیدن به نقطه بیبازگشت لازم است، تأمین حقآبه اولیه است. این کار باید انجام شود تا تبعات خشکی تالاب، گروگانگیر سلامت مردم استان و بهویژه شهرستانهای شرقی نشود.
به گزارش مهر، گاوخونی دیگر فقط یک تالاب نیست؛ مادری است که فرزندانش را از دست داده، سینهاش خشکیده و نفسهایش به شماره افتاده. هر لایه نمک روی ترکهای زمین، هر گردوغباری که باد به چهره مردم شرق اصفهان میکوبد، یادآوری تلخی است از آنچه انسان با دستان خود از طبیعت ربوده اما هنوز دیر نشده.
در عمق این سکوت مرگبار هنوز صدای بالهای مهاجری که روزی به اینجا بازمیگشتند، هنوز امید به بازگشت آب وجود دارد. اگر امروز دست در دست هم بگذاریم شاید بتوانیم به فرزندانمان بگوییم که میراثی را که به آتش کشیدیم، با عشق و اراده دوباره زنده کردیم. گاوخونی منتظر است نه برای معجزه، برای یک تصمیم انسانی!













