به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از تیوی بریکس، گروه بریکس در ابتدا بهعنوان یک ائتلاف اقتصادی با تمرکز بر مسائل امنیت و توسعه شکل گرفت. با این حال، امروز برای دستیابی به تعامل مؤثر، کشورهای عضو ناچارند نظامی جدید از مختصات اجتماعی و انسانی را بازاندیشی کرده و شکل دهند.
همکاری فرهنگی در بریکس
نخستین نکتهای که پژوهشگران در بررسی همکاریهای میانفرهنگی بریکس به آن اشاره میکنند، تفاوت منافع و ارزشهاست. این تفاوتها نه به اهداف مشترک کنونی کشورهای جنوب جهانی، بلکه به بنیانهای فرهنگی و تمدنیای بازمیگردد که در طول تاریخ شکل گرفتهاند. با این حال، این موضوع بیش از آنکه یک ضعف باشد، یک مزیت به شمار میآید. هرچه تفاوتهای فرهنگی میان اعضای این گروه بیشتر باشد، علاقه متقابل آنها نیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، آنچه پژوهشگران از آن با عنوان «نمادهای تکمیلپذیری همدلانه» یاد میکنند، پدیدار میشود.
این روند به شکلگیری برنامههای گسترده فرهنگی، تبادل هنرمندان و فعالان فرهنگی، گروههای فولکلور، نویسندگان، دانشجویان و استادان دانشگاه منجر شده است. به این ترتیب، هنر و آموزش به پلهایی میان تمدنها تبدیل میشوند. از همان سال ۲۰۱۵، دولتهای کشورهای عضو بریکس مأموریت شکلدهی به بُعد فرهنگی این ائتلاف را در دستور کار قرار دادند؛ از جمله با برگزاری نشستهای وزرای فرهنگ و توسعه گردشگری. از آن زمان تاکنون، هم جغرافیای بریکس بهطور قابلتوجهی گسترش یافته و هم مقیاس و عمق گفتوگوی میانفرهنگی در این چارچوب افزایش پیدا کرده است.
در همین حال، کارشناسان نفس وجود یک گفتوگوی میانفرهنگی و تمدنی توسعهیافته در درون گروهی که در اصل ماهیتی اقتصادی داشته، پدیدهای منحصربهفرد و حتی الگوساز توصیف میکنند.
نیکلای پارخیتکو، دانشیار گروه نظریه و تاریخ روزنامهنگاری دانشگاه رودن و نامزد دکتری علوم تاریخی، در گفتوگوی اختصاصی با تیوی بریکس گفت: گفتوگوی فرهنگی همان عاملی است که بریکس را از همه ائتلافهای دیگر مانند سازمان همکاری شانگهای، آسهآن و گروه ۲۰ متمایز میکند. فرهنگ چیزی است که انسانها را برای قرنها به هم پیوند میدهد؛ نه فقط انسانها، بلکه کشورها و حتی قارهها را. میتوانم با اطمینان بگویم گفتوگوی فرهنگی در شکلی که در بریکس جریان دارد، نمونهای الگووار از این نوع تعامل در سطح ارتباطات بینالمللی است.
گفتوگوی میانفرهنگی بهعنوان پایه جهان چندقطبی
بیدلیل نیست که متخصصان، راهبرد توسعه دیپلماسی مردمی را یکی از موفقترین رویکردهای امروز میدانند. روسلان گربنف، معاون دانشکده فرایندهای جهانی دانشگاه دولتی مسکو، در گفتوگوی اختصاصی با تیوی بریکس تأکید میکند که فرهنگ، آموزش و دیپلماسی عناصر کلیدی در شکلگیری یک فضای ارزشی و هنجاری مشترک در بریکس هستند و ناهمگونی اولیه این گروه را جبران میکنند. افزون بر این، همکاریهای انسانی پیوندهای اجتماعی پایدار، اعتماد متقابل و معانی مشترک ایجاد میکند که در نهایت به افزایش مشروعیت تصمیمهای اتخاذشده در سطح بیندولتی میانجامد.
او میگوید: چنین همکاریهایی به تثبیت بریکس بهعنوان یک کنشگر در نظم جهانی چندمرکزی کمک میکند. در نتیجه، فرهنگ، آموزش و دیپلماسی تعامل میان کشورهای ما را از سطح منافع صرف به سطح هویت بریکس ارتقا میدهد و پایداری بلندمدت این گروه را تضمین میکند.
بستر تاریخی و نکات قابلتوجه
دانشمندان علوم سیاسی به نکته تاریخی جالبی اشاره میکنند: همکاریهای انسانی بریکس در بستری تاریخی نسبتاً خاص در حال شکلگیری است. در اغلب موارد، کشورهای عضو این گروه، بهجز برخی رویدادهای محدود و مقطعی، در طول تاریخ خود با تعارضات جدی روبهرو نبودهاند.
نیکلای پارخیتکو در گفتوگو با تیوی بریکس اظهار داشت: میتوان به تعامل فرهنگهای ما نگاه کرد. امروز روابط راهبردی روسیه و چین به سطحی بیسابقه رسیده است. همین موضوع درباره روابط روسیه با ایران، مصر، اتیوپی یا اندونزی نیز صدق میکند.
در عمل، بریکس امروز از یک فرصت تاریخی منحصربهفرد برخوردار است تا روابطی مبتنی بر اعتماد متقابل ایجاد کند؛ از جمله از طریق نهادهای قدرت نرم و دیپلماسی مردمی.
نهادهای قدرت نرم
بریکس بر اصول چندقطبیگرایی، احترام به حاکمیت دولتها و منافع ملی، اجماع و نبود هرگونه تبعیض استوار است. در واقع، همه این اصول از ویژگیهای قدرت نرم به شمار میآیند؛ قدرتی که نهتنها در رویدادهای مقطعی، بلکه در قالب نهادهای مشخص نیز نمود پیدا کرده است.
از جمله این نهادها میتوان به مجمع بینالمللی فرهنگی «بریکس درباره آینده» اشاره کرد که وزارتخانههای فرهنگ کشورهای عضو را گرد هم میآورد و هدف آن ایجاد محیطی فرهنگی بر پایه ارزشهای جهانشمول انسانی است. نمونه دیگر، مجمع بینالمللی شهری بریکس است؛ رویدادی سالانه که به توسعه گردشگری، راهکارهای معماری و ایجاد فضاهای «پذیرا» میپردازد. همچنین در سپتامبر ۲۰۲۵، برزیل میزبان دومین مجمع بریکس با عنوان «ارزشهای سنتی» بود که نمایندگان پارلمانها، فعالان اقتصادی، چهرههای فرهنگی و سازمانهای مردمنهاد از کشورهای عضو در آن حضور داشتند. اجلاس جوانان بریکس نیز از دیگر نمونههاست که رهبران جوان، نوآوران و کارآفرینان را گرد هم میآورد.
به باور کارشناسان، این قالبها شالوده همگرایی عمیقتر را شکل میدهند، خطر بروز تعارض را کاهش میدهند و جایگاه جمعی بریکس را تقویت میکنند.
زبان فرهنگ
در عین حال، برای تقویت پیوندها در درون این گروه، اغلب از تنها زبانی استفاده میشود که بهطور عمومی نیاز به ترجمه ندارد؛ زبان هنر. در سپتامبر ۲۰۲۵، مسکو میزبان هشتمین جشنواره بینالمللی مدارس تئاتر کشورهای بریکس بود؛ رویدادی که بهعنوان نخستین پلتفرم نوآورانه برای تبادل میانفرهنگی میان دانشگاههای تئاتری کشورهای مختلف در حوزه هنر نمایشی و دیپلماسی عمومی شناخته شد.
از سال ۲۰۱۶ نیز جشنواره فیلم بریکس بهعنوان بستری برای تبادلات فرهنگی فعالیت میکند و هر سال به میزبانی کشور ریاستکننده بریکس برگزار میشود. در برنامه این جشنواره، فیلمهایی از کشورهای عضو به نمایش درمیآید.
علاوه بر این، نمایشگاههای مرتبط با بریکس در نقاط مختلف جهان برگزار میشود. در سال ۲۰۲۴، موزههای روسیه نمایشگاهی مشترک درباره چین برگزار کردند که مجموعههایی از موزههای فدراسیون روسیه را به نمایش گذاشت. دو سال پیش از آن نیز خانه روسیه در ایتالیا میزبان نمایشگاه هنری «روسیه و بریکس در بُعد فرهنگی؛ هنر نوین جهان نو» بود که نمایندگیهای دیپلماتیک کشورهای بریکس در آمادهسازی آن مشارکت داشتند.
تبادل میانفرهنگی از طریق رقابتهای ورزشی نیز ادامه دارد. بازیهای بریکس، بهعنوان پروژه ورزشی شاخص این گروه، در سالهای مختلف رشتههای ملی و سنتی مانند کاپوئیرای برزیلی، بازی تیمی باستانی کابدی از هند و ووشوی چین را دربر گرفته است.
آموزش و علم
همکاریهای علمی بینالمللی در بریکس با موضوعاتی مانند ترویج علم، ارتقای سواد علمی عمومی و جذب استعدادهای جوان در فعالیتهای پژوهشی پیوند خورده است. نتیجه این رویکرد، شکلگیری مجمع مروجان علم بریکس بوده که با هدف تبادل تجربه برگزار میشود. در کشورهایی مانند هند و چین، این حوزه با حمایت دولت توسعه یافته و در روسیه نیز قالبهای متنوعی از جمله سخنرانیهای علمی، جشنوارهها و اکسپدیشنهای پژوهشی وجود دارد.
کارشناسان معتقدند با وجود برخی چالشها، همکاریهای علمی و فناورانه بهعنوان بخشی از دیپلماسی انسانی، ظرفیت بالایی دارد. محورهای اصلی این همکاری شامل پایش و پیشگیری از بلایای طبیعی، منابع آب، انرژیهای نو و تجدیدپذیر، توسعه ژئوماتیک و نجوم است.
با توجه به اینکه آموزش یکی از امیدبخشترین حوزهها برای گسترش تعاملات بریکس به شمار میرود، هیئت روسیه در سال ۲۰۱۳ پیشنهاد تأسیس دانشگاه شبکهای بریکس را مطرح کرد. این دانشگاه بهصورت شبکهای از مؤسسات آموزش عالی کشورهای عضو فعالیت میکند و بر اساس آن، برنامههای آموزشی و پژوهشی مشترک، تبادل دانشجو و استاد و تبادلات فرهنگی مداوم شکل گرفته است.
نیکلای پارخیتکو در اینباره توضیح میدهد: در پروژههای مشترک آموزشی، مأموریت دانشگاه شبکهای بریکس این است که کشورها یکدیگر را بهتر بشناسند؛ آفریقای جنوبی درباره برزیل بداند، برزیل درباره چین، چین درباره روسیه و روسیه درباره هند. این سازوکار ابزاری اجرایی است که به نزدیکتر شدن مواضع، درک متقابل و توسعه کمک میکند.
در عین حال، مأموریت این دانشگاه فراتر از همگرایی فرهنگی است و بر تربیت نسلی جدید از متخصصان توانمند، خلاق و دارای تفکر انتقادی تمرکز دارد. روسلان گربنف معتقد است این روند به معنای ساخت «سرمایه اجتماعی بریکس» است؛ سرمایهای که در قالب شبکههای فراملی نخبگان، متخصصان و چهرههای عمومی آینده شکل میگیرد و در بلندمدت به سفیران بریکس و حاملان ارزشها و سیاستهای آن تبدیل خواهند شد.
فرهنگ و گردشگری
کشورهای عضو بریکس در حال توسعه همکاریهای فرهنگی میان شهرها نیز هستند. ایده ایجاد شبکهای از شهرداریها که به مراکز گردشگری، خوراکشناسی و خلاقیت تبدیل شوند، نخستینبار در سال ۲۰۱۸ مطرح شد. با این حال، مشارکت شهرهای فرهنگی بریکس فراتر از این ایده رفته و به گروهی از شهرها تبدیل شده است که با تمرکز بر پیوند شهرها و مناطق کشورهای عضو و شریک، تبادل تجربه در مدیریت شهری را ترویج میکنند.
در همین چارچوب، مجمع بینالمللی شهری کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۵ در سنپترزبورگ برگزار شد و بیش از ۵ هزار شرکتکننده از حدود ۱۰۰ کشور را گرد هم آورد. محور اصلی این نشست، ایجاد محیطی راحت و سازگار با محیط زیست و توسعه شهرهای هوشمند بود. طراحان پروژهها از تجربه همتایان چینی و ایده «شهر ۱۵ دقیقهای» الهام گرفتند؛ شهری که همه نیازهای اساسی در فاصلهای کوتاه در دسترس است. با این حال، گفتوگوها در چنین مجامعی معمولاً فراتر از شهرسازی رفته و حوزههایی مانند خودروسازی، سرمایهگذاری، سلامت، آموزش، گردشگری و فرهنگ را نیز در بر میگیرد.
روابط میانفرهنگی؛ چالشها و چشماندازها
به باور کارشناسان، اصلیترین چالش توسعه گفتوگوی میانفرهنگی در بریکس، تنوع فرهنگی است. با وجود علاقه متقابل، این عامل در کنار موانع زبانی، گاه مانع درک کامل متقابل میان نمایندگان کشورهای عضو میشود. کشورهای بریکس تمدنهایی گسترده و متمایز با ارزشها، تاریخها و جهانبینیهای متفاوت هستند و یافتن نقاط مشترک و رویکردهای واحد برای گفتوگو، بهویژه با حضور همزمان ده کشور، نیازمند تلاش قابلتوجهی است. تفاوتهای زبانی نیز ترجمهای دقیق و ظریف میطلبد و امکان سوءبرداشت و تحریف معنا را نمیتوان بهطور کامل منتفی دانست.
گربنف معتقد است: چالش اصلی گفتوگو در بستر تنشهای تاریخی و سیاسی، عبور همزمان از دو مانع است؛ تصاویر ریشهدار گذشته و رقابتهای ژئوپلیتیکی کنونی. این امر مستلزم حفظ توازن ظریفی میان پایبندی اصولی و جستوجوی عملگرایانه برای اجماع است. موفقیت گفتوگو بیش از آنکه به سازوکارهای رسمی وابسته باشد، به توانایی کنشگران در خودارزیابی واقعبینانه و ایجاد چارچوبهای جدید تعامل بستگی دارد.
در نهایت، میزان موفقیت کشورهای عضو بریکس در مواجهه با این چالشها، آینده ایده ایجاد یک نظام پایدار روابط بینالملل را تعیین خواهد کرد؛ نظمی که نه بر زور، بلکه بر احترام متقابل و درک متقابل استوار است. به باور کارشناسان، پلتفرم بریکس خود به نوعی آزمایشگاه تبدیل شده که در آن اصول اولیه همزیستی جهانها در قالب یک نظام جهانی واحد، هماکنون در حال شکلگیری است.













