«بالن آزمایشی» تکنیکی شناختهشده در عملیات جنگ شناختی است؛ در این روش، یک خبر یا شایعهٔ حساس، عمداً و بهصورت کنترلشده، از مسیر رسانهها و معمولاً با منبعی مبهم یا لیک هدفمند منتشر میشود، بیآنکه بازیگر اصلی تعهد رسمی بدهد. هدف، نه اطلاعرسانی، بلکه آزمون ذهنهاست؛ سنجش ترس، خشم، امید یا میزان مقاومت افکار عمومی، بازارها، متحدان و طرف مذاکره.
در جنگهای امروز، توپ و تانک دیگر پیشقراول نیستند؛
خبر جلوتر حرکت میکند.
یک تیتر، کارِ یک لشکر را میکند و یک شایعه، میتواند موازنه را جابهجا کند
شایعهٔ لغو مذاکرات عمان دقیقاً همین کارکرد را داشت. با انتشار اولیه از رسانهای نزدیک به منابع آمریکایی و اسرائیلی، روایت بهسرعت به «بنبست کامل» ترجمه شد و اثر شناختی خود را گذاشت؛ فشار روانی بر ایران، نوسان در بازار انرژی، جانگرفتن مخالفان توافق و همزمان، آزمون میزان انعطاف تهران.
اما این بالن، پیش از اوجگیری ترکید. پاسخ سریع و هماهنگ از سوی عراقچی و کاخ سفید، روایت را اصلاح کرد؛ مذاکره ادامه دارد. نتیجه، نه شکست، بلکه جابهجایی زمین بازی بود.
ایران امتیاز تاکتیکی گرفت؛ تغییر محل، تغییر فرمت و تثبیت گفتوگوی دوجانبه، و آمریکا نیز عقبنشینی کرد بیآنکه ناچار به نمایش ضعف شود.
برآیند نهایی، یک پیروزی شناختی دوطرفه بود: روایت «میز مذاکره پابرجاست» تقویت شد، افکار عمومی مدیریت گردید و گزینهٔ نظامی، دستکم در این مقطع، به حاشیه رانده شد.
این همان منطق جنگ شناختی است؛ جنگی که بدون شلیک حتی یک گلوله، مستقیماً ادراک، رفتار و تصمیم مخاطبان را هدف میگیرد. رسانه در این میدان، سلاح است؛ شایعه، مهمات؛ و روایت، خط مقدم.
بنابراین شایعهٔ لغو مذاکرات عمان یک «بالن آزمایشی» بود؛ ابزاری برای فشار روانی و سنجش واکنشها. با اصلاح سریع روایت، ایران امتیاز تاکتیکی گرفت و هزینهٔ نظامی صفر ماند، اما اثرگذاری ذهنی به حداکثر رسید.