تبیین تأثیر رسانه بر روایت اتحاد بریکس در کانون جنگ شناختی

خبرگزاری مهر جمعه 17 بهمن 1404 - 09:34
موفقیت بلندمدت بریکس مستقیماً به توانایی آن در مدیریت روایت‌های رسانه‌ای بستگی دارد. تأکید بر ابعاد توسعه پایدار، استقلال مالی و احترام به حاکمیت ملی، ستون‌های این تبیین استراتژیک هستند.

یادداشت مهمان- پروین قائمی کارشناس رسانه: در مواجهه با فشارهای ژئوپلیتیکی و جنگ روایت‌ها، تولید محتوای رسانه‌ای دقیق، به‌هنگام و عمیق، برای معرفی ماهیت چندجانبه بلوک اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بریکس ضروری است. مقاله ساختار نوین بریکس را از منظر بانک توسعه جدید (NDB)، همسویی‌های سیاسی در مقابل ساختارهای سنتی و تقویت تعاملات نرم‌افزاری تحلیل می‌کند و نتیجه می‌گیرد که موفقیت بلندمدت بریکس مستقیماً به توانایی آن در مدیریت روایت‌های رسانه‌ای بستگی دارد. تأکید بر ابعاد توسعه پایدار، استقلال مالی و احترام به حاکمیت ملی، ستون‌های این تبیین استراتژیک هستند.

مقدمه: جهاد تبیین رسانه‌ای و بریکس به‌عنوان موضوعی استراتژیک

جهاد تبیین، به‌عنوان تلاشی فعال برای روشنگری و مقابله با اطلاعات نادرست در زمانه بحران و تغییرات ساختاری، امروز در کانون توجه تحلیل‌های استراتژیک قرار دارد. گروه بریکس، به‌عنوان نمادی از نظم نوظهور و به چالش کشیدن هژمونی‌های پیشین، خود به یک هدف اصلی در این جنگ شناختی تبدیل شده است. رسانه‌های متعهد، وظیفه دارند نه تنها رخدادها را پوشش دهند، بلکه با تولید محتوای عمیق، دلایل و اهداف استراتژیک این اتحاد را به شکلی «به‌هنگام» و «مؤثر» برای افکار عمومی داخلی و جهانی تبیین کنند.

هدف این مقاله، تحلیل و ساختاربندی محتوای رسانه‌ای جامعی است که بتواند ماهیت چندوجهی بریکس را در ابعاد توسعه پایدار، تجارت و سیاست، با تمرکز بر ظرفیت‌ها، روابط و همگرایی‌ها، به تصویر بکشد .

بخش اول: تثبیت دکترین بریکس؛ تبیین مبانی ایدئولوژیک و استراتژیک

برای تثبیت جایگاه بریکس در برابر روایت‌های رقیب، باید دکترین بنیادین آن به‌وضوح ترسیم شود. این دکترین بر خلاف گروه‌های ایدئولوژیک، مبتنی بر اصول عملیاتی است.

۱.۱. چندجانبه‌گرایی واقعی در برابر نظم تک‌قطبی

بریکس خود را به‌عنوان سنگر چندجانبه‌گرایی مؤثر معرفی می‌کند. تبیین رسانه‌ای باید نشان دهد که این به معنای صرفاً «تشکیل یک گروه جدید» نیست، بلکه فراخوانی برای اصلاح ساختارهای موجودی است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته‌اند و دیگر پاسخگوی نیازهای جهانی نیستند.

تمرکز تحلیلی: تحلیل باید به مقایسه عینی میان واکنش‌های این کشورها در بحران‌های جهانی (مانند تغییرات اقلیمی یا بحران‌های منطقه‌ای) در مجامعی مانند سازمان ملل و شورای امنیت، در مقابل رویکرد یک‌جانبه‌گرایانه قدرت‌های سنتی بپردازد. این مقایسه باید نشان دهد که چگونه بریکس، به جای ایجاد یک قدرت رقیب، به دنبال افزودن وزن‌های متعادل‌کننده است.

۱.۲. حاکمیت ملی و اصل عدم مداخله؛ جاذبه اصلی برای جنوب جهانی

مهم‌ترین نقطه جذابیت (Selling Point) بریکس برای اعضای جدید و آینده، تعهد ناگسستنی به حاکمیت ملی و عدم مداخله است. این اصل، پاسخ مستقیمی به نگرانی‌های کشورهای در حال توسعه در خصوص «شرط‌گذاری‌های» کمک‌های مالی یا سیاسی است.

گسترش عمق تبیینی: رسانه باید این اصل را به صورت موردی از طریق پروژه‌هایی که در کشورهای آفریقایی یا آمریکای لاتین توسط اعضای بریکس تأمین مالی شده، تبیین کند. نشان داده شود که چگونه پروژه‌های زیرساختی، بدون تحمیل تغییرات داخلی در ساختار دولت یا سیاست‌های کلان کشور میزبان، پیش رفته‌اند. این نوع تبیین، اعتبار دکترین را افزایش می‌دهد و آن را از شعار به واقعیت ملموس تبدیل می‌کند.

بخش دوم: ستون اقتصادی: بانک توسعه جدید (NDB) و استقلال مالی (تعمیق تحلیل مالی)

NDB مرکز ثقل تلاش برای استقلال مالی از سیستم‌های تحت سلطه دلار است. بخش رسانه‌ای باید کارکرد این بانک را به صورت شفاف و فنی تحلیل کند.

آمارهای بخش کلان (اقتصادی و جمعیتی)

سهم از تولید ناخالص داخلی (GDP): در سال ۲۰۲۳، سهم کشورهای بریکس از کل تولید ناخالص داخلی جهان بر اساس شاخص قدرت خرید (PPP) به ۳۲.۱ درصد رسید. این در حالی است که سهم کشورهای گروه هفت (G7) به ۲۹.۹ درصد سقوط کرده است.

جمعیت و جغرافیا: بریکس با اعضای جدید، اکنون بیش از ۴۵ درصد از جمعیت جهان و نزدیک به ۳۰ درصد از مساحت خشکی‌های زمین را در اختیار دارد.

۲.۱. NDB: مکانیسم‌های عملیاتی و ظرفیت‌سازی

باید توضیح داده شود که NDB چگونه فراتر از یک نهاد اعطای وام عمل می‌کند. ظرفیت‌سازی واقعی از طریق پروژه‌های استراتژیک تأمین می‌شود.

تفاوت بنیادین: در حالی که نهادهای سنتی بر «سود کوتاه‌مدت سهامداران» تمرکز دارند، NDB بر «توسعه بلندمدت اعضا» متمرکز است.

مطالعه موردی (افزایش جزئیات): بررسی نحوه تأمین مالی پروژه‌های انرژی پاک در هند یا پروژه‌های حمل و نقل در آفریقای جنوبی. تحلیل باید شامل مقایسه‌ای با شرایط وام‌دهی نهادهای سنتی باشد:

نرخ بهره: مقایسه نرخ بهره NDB با نرخ‌های بازار بین‌المللی و تأثیر آن بر بار بدهی بلندمدت کشورها.

شرایط بازپرداخت: تأکید بر انعطاف‌پذیری در تنظیم برنامه‌های بازپرداخت بر اساس نوسانات اقتصادی محلی کشور وام‌گیرنده که نشان‌دهنده ماهیت مشارکتی است نه تحمیلی.

آمارهای مربوط به بانک توسعه جدید (NDB)

حجم سرمایه‌گذاری: بانک NDB تا پایان سال ۲۰۲۳، بیش از ۹۸ پروژه توسعه‌ای را با ارزشی بالغ بر ۳۳ میلیارد دلار تصویب کرده است.

تمرکز بر زیرساخت: حدود ۲۵ درصد از این پروژه‌ها صرفاً در حوزه «زیرساخت‌های حمل‌ونقل» و ۲۰ درصد در حوزه «انرژی‌های پاک» بوده است.

تسهیلات با ارز محلی: بانک هدف‌گذاری کرده است که تا سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۰ درصد از وام‌های خود را با «ارزهای محلی» (غیر از دلار) پرداخت کند تا ریسک نرخ ارز کاهش یابد.

در حالی که رسانه‌های غربی بریکس را یک ایده انتزاعی می‌دانند، آمار ۳۳ میلیارد دلاری پروژه‌های NDB نشان می‌دهد که این همگرایی وارد فاز عملیاتی و زیرساختی شده است. این حجم از سرمایه‌گذاری، یعنی ساخت هزاران کیلومتر جاده و تولید هزاران مگاوات برق که مستقیماً بر روایت امید در جنوب جهانی اثر می‌گذارد.

۲.۲. آزادسازی تجاری: نقش ارزهای ملی در کاهش ریسک معاملاتی

موضوع تجارت با ارزهای ملی، پیچیده‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین محور تبیینی است. رسانه‌ها نباید این موضوع را صرفاً یک «لجاجت سیاسی» با دلار نشان دهند، بلکه باید آن را یک «ضرورت اقتصادی برای ثبات» معرفی کنند.

استفاده از ارزهای ملی تنها یک استراتژی کلان حکومتی نیست؛ بلکه سپری حفاظتی برای کسب ‌و کارهای کوچک در برابر نوسانات ناگهانی دلار است. تبیین رسانه‌ای باید نشان دهد که چگونه حذف واسطه‌گری ارزهای ثالث، هزینه‌ تمام‌شده کالا را کاهش داده و تاب‌آوری اقتصادی را در سطح خرد افزایش می‌دهد. این یعنی «دموکراتیزه کردن تجارت بین‌الملل».

تجارت چین و روسیه: در سال ۲۰۲۳، بیش از ۹۰ درصد از مبادلات تجاری میان چین و روسیه با ارزهای ملی (یوآن و روبل) انجام شده است.

سهم یوآن: سهم یوآن در پرداخت‌های جهانی از زیر ۱ درصد در سال گذشته به حدود ۴.۶ درصد رسیده است که نشان‌دهنده شتاب گرفتن روند دلارزدایی است.

تحلیل اثر بر SMEها (شرکت‌های کوچک و متوسط): برای یک شرکت صادرکننده میوه در برزیل یا یک شرکت فناوری در چین، وابستگی به نوسانات لحظه‌ای دلار/یورو یک ریسک بزرگ است. برای یک صادرکننده مواد غذایی در ایران یا یک تولیدکننده قطعات در هند، نوسانات ناگهانی نرخ دلار می‌تواند در عرض یک شب تمام سود عملیاتی را نابود کند. تبیین رسانه‌ای باید نشان دهد که تجارت با ارز ملی (روبل-ریال یا یوآن-روپیه) به معنای «حذف ریسک تحمیلی خارجی» است.

هزینه‌های تراکنش: حذف واسطه‌گری بانک‌های واسط و ارزهای ثالث، هزینه‌های معاملاتی را بین ۵ تا ۱۵ درصد کاهش می‌دهد. این رقم در ابعاد تجارت میلیاردی، به معنای تزریق میلیاردها دلار سرمایه به چرخه تولید داخلی کشورهاست.تبیین باید نشان دهد که چگونه توافقات دوجانبه برای تسویه حساب به روبل، رنمینبی یا روپیه، نقدینگی پایدارتری را تضمین می‌کند و هزینه‌های معاملاتی (Transaction Costs) را به‌شدت کاهش می‌دهد. این کاهش هزینه، مستقیماً به سودآوری و ثبات اقتصادی واحدهای تولیدی منجر می‌شود.

تولید علم: کشورهای بریکس اکنون بیش از ۳۵ درصد از مقالات علمی جهان در حوزه هوش مصنوعی و نانو تکنولوژی را تولید می‌کنند.

صادرات فناوری: چین به تنهایی در سال ۲۰۲۳ بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار محصولات با فناوری بالا (High-Tech) صادر کرده است که بخش بزرگی از آن به مقصد کشورهای عضو بریکس بوده است.

بخش سوم: همگرایی نرم‌افزاری: تعاملات فرهنگی، علمی و پژوهشی

برای اینکه یک بلوک قدرت از سطح توافقات کاغذی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شود، نیازمند ایجاد یک «زیست‌جهان مشترک» است. رسانه‌ها در اینجا نقش معمارانِ این فضای ادراکی را ایفا می‌کنند.

۳.۱. دیپلماسی عمومی و نفوذ نرم

بریکس، به دلیل تنوع خیره‌کننده در ادیان، زبان‌ها و سیستم‌های حکومتی، بهترین پلتفرم برای نمایش این است که تنوع می‌تواند منجر به اتحاد شود. بریکس باید تبیین کند که توسعه پایدار نباید به بهای توقف چرخ‌های صنعت در کشورهای در حال توسعه تمام شود. روایت رسانه‌ای باید بر «مسئولیت مشترک اما متمایز» تأکید کند.

بریکس تبلور «وحدت در کثرت» است. رسانه باید تبیین کند که چگونه تمدن‌های کهن (ایران، چین، هند) و قدرت‌های نوظهور، بدون حذف هویت‌های ملی خود، در حال ساخت یک «اتوپیسم واقع‌گرایانه» هستند.

صنعت تصویرسازی: تولید مستندهای مشترک درباره جاده ابریشم نوین یا میراث فرهنگی مشترک، باعث می‌شود شهروندِ برزیلی، ایران را نه از طریق اخبار بحران، بلکه از طریق شکوهِ تمدنی و پتانسیل‌های علمی‌اش بشناسد. اینجاست که جایزه رسانه‌ای بریکس باید آثاری را برجسته کند که «انسانِ بریکس» را به تصویر می‌کشند.

پوشش فرهنگی: رسانه‌ها باید از صرفاً نمایش فیلم‌های پرفروش فراتر رفته و به پوشش عمیق تبادلات آکادمیک، جشنواره‌های هنری مشترک و برنامه‌های تبادل دانشجویی (به‌ویژه میان اعضای جدید و قدیم) بپردازند. این فعالیت‌ها، نسلی جدید از رهبران و متخصصان را پرورش می‌دهد که روابطشان فراتر از توافقات رسمی دولتی است.

۳.۲. همکاری‌های علمی و پژوهشی: ایجاد شبکه دانش مشترک

یکی از زیربنایی‌ترین محورهای تبیین، پروژه‌های مشترک علمی است که نیازمند اعتماد عمیق تکنولوژیک و امنیتی است.در دنیایی که دسترسی به تکنولوژی‌های پیشرفته (High-Tech) به ابزاری برای تحریم تبدیل شده، بریکس به دنبال «دموکراتیزه کردن دانش» است.

مطالعات موردی تکنولوژیک: تبادل داده‌های ماهواره‌ای میان اعضا برای مدیریت بلایای طبیعی یا توسعه کشاورزی هوشمند، نمونه‌هایی عالی برای تبیین است. تمرکز بر همکاری‌های فضایی (مثلاً تبادل داده‌های ماهواره‌ای بین هند و چین در پروژه‌های مشترک یا برنامه‌های مشترک روسیه و چین)، و همچنین همکاری در هوش مصنوعی و امنیت سایبری. این موارد نشان می‌دهند که اعتماد میان این کشورها به‌حدی است که اسرار تکنولوژیک خود را به اشتراک می‌گذارند. رسانه باید این همکاری‌ها را به‌عنوان شواهدی بر «همکاری برای پیشرفت مشترک بشریت» معرفی کند، نه صرفاً رقابت با غرب. این دقیقاً نقطه مقابل «انحصارطلبی علمی» در نظام‌های تمامیت‌خواه بین‌المللی است.

بخش چهارم: مدیریت بحران رسانه‌ای: الگوبرداری از جهاد تبیین در مواجهه با بحران (تعمیق بخش تحلیلی)

در حالی که بریکس در حال پیشروی است، اتاق‌های فکر رقیب در حال تولید «پادروایت» (Counter-narrative) هستند. هدف این پادروایت‌ها، القای حس ناکارآمدی و ایجاد اختلاف میان اعضا است. واکنش بهنگام در نقطه جوش بحران، کلید موفقیت است. این اصل باید در پوشش اخبار منفی مربوط به بریکس نیز اعمال شود.

۴.۱. کالبدشکافی «ترور شخصیتِ سیستمی» بریکس

رسانه‌های جریان اصلی غالباً بر اختلافات مرزی یا تفاوت‌های ساختاری (مثل تفاوت سیستم سیاسی چین و هند) تمرکز می‌کنند تا بریکس را «یک باشگاه بی‌خاصیت» جلوه دهند.

تکنیک جهاد تبیین / واکنش به‌موقع و مستند: رسانه‌های متعهد باید با تکنیک «پیش‌دستی»، این اختلافات را به عنوان «تکثر سازنده» بازتعریف کنند. تبیین باید نشان دهد که اتفاقاً قدرت بریکس در این است که کشورهایی با سیستم‌های متفاوت، بر سر «میز منافع مشترک» نشسته‌اند؛ برخلاف بلوک‌های غربی که همگرایی را در «یکسان‌سازی اجباری» می‌بینند.

در زمان نوسانات اقتصادی یا نشست‌های حساس، رسانه‌ها باید «پیوست رسانه‌ای» داشته باشند.

مثال عملی: وقتی شایعه‌ای درباره شکست یک قرارداد نفتی بین دو عضو منتشر می‌شود، رسانه نباید صرفاً تکذیب کند؛ بلکه باید با انتشار گزارش‌های تصویری از زیرساخت‌های در حال احداث آن پروژه، «واقعیت ملموس» را بر «شایعه انتزاعی» پیروز کند.

الگوی مطلوب: کشورهای عضو باید به‌سرعت (در بازه چند ساعت تا یک روز) با استفاده از کانال‌های رسمی و غیررسمی خود، داده‌های مستند و متناقض را منتشر کنند. این داده‌ها باید به جای تقابل احساسی، بر اصول حاکمیتی و اقتصادی استوار باشند.

۴.۲. تولید محتوای پیشگیرانه (Proactive Content Generation)

بهترین دفاع، حمله پیشگیرانه است. رسانه‌ها باید دائماً تحلیل‌های عمیقی را منتشر کنند که پتانسیل ایجاد ابهامات آینده را کاهش دهند.

مثال عملی: پیش از هر اجلاس مهم، انتشار تحلیل‌های گسترده‌ای که «انتظارات واقع‌بینانه» را تنظیم کند. این کار از شکل‌گیری انتظارات بیش از حد (که می‌تواند در صورت عدم تحقق، به عنوان شکست رسانه‌ای تلقی شود) جلوگیری می‌کند و در عوض، بر پیشرفت‌های تدریجی و ملموس تأکید می‌ورزد.

بخش پنجم: بریکس پلاس؛ ایران و فصل نوین همگرایی استراتژیک

اضافه شدن اعضای جدید، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، هندسه قدرت را در بریکس تغییر داده است.

۵.۱. ایران؛ قلب ترانزیتی و انرژی بریکس

رسانه‌ها باید نقش ایران را در کریدور شمال-جنوب (INSTC) به عنوان «شریان حیات‌بخش بریکس» تبیین کنند.

امنیت پایدار: پیوند خوردن امنیت انرژی چین و هند به ثبات سیاسی و جغرافیایی ایران، یک روایت راهبردی است. ایران نه یک «عضو ساده»، بلکه «پل ارتباطی» میان اعضای قدیمی و غرب آسیاست.

آمارهای حوزه انرژی

ذخایر نفت و گاز: با پیوستن ایران، عربستان و امارات، بریکس اکنون کنترل ۴۲ درصد از تولید نفت خام جهان و حدود ۳۵ درصد از مصرف گاز طبیعی را در اختیار دارد.

امنیت انرژی: این گروه اکنون هم بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی (ایران و عربستان) و هم بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی (چین و هند) را در یک ساختار واحد جمع کرده است.

۵.۲. شکستن بن‌بست تحریم از طریق روایتگری اقتصادی

رسانه باید به جهانیان نشان دهد که چگونه عضویت در بریکس و تعامل با بانک NDB، عملاً ابزار تحریم را به یک «سلاح زنگ‌زده» تبدیل کرده است. نمایش موفقیت‌های شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی در بازارهای بریکس، بهترین تبیین برای «شکست فشار حداکثری» است.

آینده بریکس در گرو قدرت روایت‌پردازی است

گروه بریکس فراتر از یک اتحاد تجاری یا سیاسی زودگذر و یک «ضرورت تاریخی» برای بازگشت عدالت به جغرافیای قدرت است. با این حال، باید پذیرفت که در جهان امروز، «حقیقتی که روایت نشود، با دروغی که تکرار شود جایگزین خواهد شد.» این سازمان، مدلی جایگزین برای همکاری در قرن بیست و یکم ارائه می‌دهد که بر توسعه مستقل، احترام متقابل و تنوع در پارادایم‌های حکمرانی تأکید دارد.

موفقیت بریکس در تثبیت جایگاه خود در نظم نوین جهانی، مستقیماً به توانایی آن در تولید و توزیع روایتی قوی، عمیق و به‌هنگام و پیوند زدن ارقام اقتصادی به «امید اجتماعی» بستگی دارد. این روایت باید از سطوح کلی (سیاسی) به جزئیات ملموس (پروژه‌های NDB، تبادلات فرهنگی) نفوذ کند و نشان دهد که چگونه این اتحاد، سفره و رفاه شهروندان را بهبود می‌بخشد و آنان فاتحان اصلی این نبرد خواهند بود. بریکس، مدلی از حکمرانی است که در آن «رسانه» دیگر ابزار سلطه نیست، بلکه صدایِ «اکثریتِ خاموشِ جهان» است.رسانه‌هایی که بتوانند پیچیدگی‌ها را با سادگی استراتژیک تبیین کنند، در حقیقت، سفیران این همگرایی نوین در خط مقدم جنگ شناختی خواهند بود.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

بیشتر بخوانید