گفتگو و اقتدارِ سخت و نرمِ ایران!

الف جمعه 17 بهمن 1404 - 13:47

 

باز هم میز مذاکره، استوار شد. در منطقه و منطقی که ما می خواستیم. در جغرافیا و رویکردی که ما تاکید داشتیم. این را باید« امتیاز قبل از شروع مسابقه» دانست. البته خودِ« گفتگو» نماد اقتدار است. نشان به رسمیت شناخته شدن یک توان در افزایش. ترجمه یک روایت روشن از به زمین نشستن نظریه « ما می توانیم». معنای روشنِ دست توانای ایرانی که « نمی شود» را به رسمیت نمی شناسد. این نیز فرزند انقلاب است. فرزند اندیشه امام روح الله که به «مردم» ایمانی بلند داشت.

مردم اند که چون جمع می شوند دست خدا را هم با خویش دارند و این قدرتی پایان ناپذیر است. تا مردم هستند، هستی انقلاب و عظمت و یکپارچگی ایران امضایی درخشان دارد. با این ذخیره ذهنی است که می گوئیم «قدرت ملی» رهاورد« انقلاب اسلامی» برای ایران عزیز است. بومی سازی قدرت و تولید اقتداری کم بدیل بود.

به واقع انقلاب اسلامی را باید نقطه آغاز نوعی بازتعریف قدرت در تاریخ معاصر ایران دانست. پیش از انقلاب، قدرت عمدتاً امری وارداتی، وابسته و مبتنی بر نمایش ظاهری اقتدار بود؛ اما پس از انقلاب، مسیر تازه‌ای گشوده شد: حرکت به سمت تولید درون‌زای قدرت، آن هم هم‌زمان در دو ساحت سخت و نرم. در هر دو نیز « مردم پایه» گی اصلی روشن بود و است هنوز . از منظر مطالعات فرهنگی، قدرت پیش از آنکه در سلاح و اقتصاد متجلی شود، در «روایت مسلط» شکل می‌گیرد. انقلاب اسلامی نخست ،روایت وابستگی را شکست و سپس روایت تازه‌ای ساخت؛ روایت ملتی که می‌تواند روی پای خود بایستد. همین تغییر روایت، بذر تولید قدرت را در ذهن و زیست مردم کاشت.


در حوزه قدرت سخت، جنگ تحمیلی نقطه عطف اول بود. ایرانِ تازه‌انقلاب‌کرده، در شرایط محاصره تسلیحاتی، ناچار شد به سمت خوداتکایی دفاعی حرکت کند. اما معناخوانی این روند نشان می‌دهد که این حرکت صرفاً صنعتی نبود؛ بلکه بیش و حتی پیش از آن فرهنگی بود. فرهنگ «دفاع مقدس» مفاهیمی چون ایثار، جهاد و شهادت را به سرمایه اجتماعی تبدیل کرد و همین سرمایه اجتماعی، پشتوانه جهش‌های فناورانه  نقطه عطف بعدی شد در جنگ 12 روزه؛ از صنایع موشکی و پهپادی تا پدافند هوایی و امنیت سایبری. به بیان ساده، تکنولوژی از دل فرهنگ رویید.


در کنار آن، قدرت نرم انقلاب نیز به‌تدریج شکل گرفت. انقلاب اسلامی الگویی تازه از کنش سیاسی به جهان عرضه کرد: پیوند دین با مردم‌سالاری، و مقاومت با عقلانیت. ایران به یک «ایده» تبدیل شد؛ ایده‌ای که می‌گفت می‌توان مستقل بود، می‌توان سلطه را نپذیرفت، و می‌توان هزینه استقلال را معنا کرد.


معناخوانی رویدادها نشان می‌دهد که هرجا ایران تحت فشار قرار گرفته، تلاش کرده از تهدید، روایت بسازد و فرصت تولید کند. تحریم‌ها به نشانه دشمنی با پیشرفت تعبیر شدند، نه علامت بن‌بست. این توان روایت‌سازی، یکی از اصلی‌ترین منابع قدرت نرم است که به قدرت سخت هم گستره و عمق می بخشد.


ویژگی متمایز تجربه ایران، پیوند قدرت سخت و نرم است.« موشک» بدون« معنا» صرفاً« ابزار جنگ »است، اما وقتی همان موشک در ذهن جامعه نماد دفاع از کرامت ملی شود، به« نشانه اقتدار تمدنی» بدل می‌گردد. از سوی دیگر، تشییع میلیونی شهدا، راهپیمایی‌ها و مشارکت‌های گسترده مردمی، اگرچه ظاهراً نمادهای نرم‌اند، اما در عمل به تقویت بازدارندگی سخت منجر می‌شوند.


در این الگو، مردم فقط مخاطب قدرت نیستند؛ مولد قدرت‌اند. حضور اجتماعی، کنشگری فرهنگی، و حتی امید اجتماعی، همگی در زنجیره تولید قدرت نقش دارند. قدرت در ایران پس از انقلاب، پروژه‌ای صرفاً دولتی نیست؛ فرآیندی اجتماعی است.


شاید بتوان گفت مهم‌ترین دستاورد انقلاب در حوزه قدرت این بوده که جایگاه ایران را از «مصرف‌کننده قدرت جهانی» به «تولیدکننده الگوی قدرت» ارتقا داده است؛ الگویی که در آن سلاح و معنا، صنعت و ایمان، بازدارندگی و روایت، هم‌زمان رشد می‌کنند. و این همان نقطه‌ای است که می‌توان گفت: قدرت ایران پس از انقلاب، پیش از آنکه در زرادخانه‌ها متولد شود، در ذهن‌ها متولد شد. در دست و بازوی مردم به تبلور رسید. با همراهی آنان بالید و رشید شد. حضور در میز گفتگو که آن سویش قدرت های جهانی هستند خود گویای اقتدار ایران است. اقتداری تمدنی و فرهنگی و پایا.....

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.