به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: این جملات را «محمدرضاپهلوی» روز ۱۴ دیماه سال ۱۳۴۷، در کنفرانس مطبوعاتی دهلینو بر زبان آورد. اظهارات او برای بسیاری سیاستمداران آن دوران، عجیب به نظر میرسید.
آیا محمدرضاپهلوی حاکمیت هزاران ساله ایران بر بحرین را نادیده میگرفت؟ آیا او میخواست به خاطر تسلط ۱۰۰ساله و اشغالگرانه انگلیس بر این جزایر، منکر حق مسلم حاکمیت ایران در بحرین شود؟ آیا او میخواست مانند ناصرالدینشاه که قدرت اداره و کنترل ماوراءالنهر را نداشت و به همین بهانه، آن را طی عهدنامه «آخال» به روسیه تزاری واگذار کرد، از خیر بحرین بگذرد؟ آیا ارتشی که با بخش قابل ملاحظهای از بودجه کشور تجهیز شده بود، نمیتوانست در یک چشم بر هم زدن، کنترل جزایر بحرین را به دست بگیرد و حاکمیت ایران را تثبیت کند؟ آیا شاه که برخلاف همه دولتمردان دنیا، نام وزارت دفاع خود را به وزارت جنگ تغییر داده و ظاهراً مایل بود دائماً قدرت نظامی خود را به رخ کشورهای ریز و درشت منطقه بکشاند، نسبت به این تهاجم آشکار به حق تاریخی ایران در بحرین، سکوت اختیار میکرد؟
با منطقی که «محمدرضا» در کنفرانس دهلینو بروز داد، هر گروه جداییطلبی، در هر نقطه از جهان، میتوانست مدعی تجزیه یک کشور شود و تمامیت ارضی آن را از بین ببرد. بهانه شاه برای واگذاری بحرین، تسلط اشغالگرانه و ۱۰۰ساله انگلیس بر این جزایر بود. او میخواست توپ این رسوایی را به زمین قاجارها بیندازد که نتوانستهاند حاکمیت ایران در این منطقه را تثبیت کنند! شاه ایران که ظاهراً به نقش آینده خود در خاورمیانه و خلیجفارس دلخوش بود، مذاکره درباره بحرین را پذیرفت و با وساطت انگلیسیها، با جدایی آن از ایران موافقت کرد و مدعی شد در عوض این توافق، حاکمیت ایران بر جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را تثبیت کرده است. حال آنکه حاکمیت ایران بر این جزایر، اصولاً غیرقابل انکار بود. یعنی پهلوی دوم، وارد بازی دوسرباخت شده بود و به آن مینازید. در واقع او با واگذاری بخشی از خاک ایران، بخشی دیگر از خاک ایران را به چنگ آورده بود!
17302













