به گزارش همشهری آنلاین، مرتضی رزاقکریمی شامگاه جمعه ۱۷ بهمن در حاشیه نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی کافه سلطان در جمع خبرنگاران اظهار کرد: چون در سوال برخی دوستان بود که نسل جوان شاید در اینجا، یک نسل پرتوقع دیده شدهاند، من اعتقادم این است که اتفاقا خیلی کم توقع هستند و نماینده نسل جوان شاید در اینجا کسی است که چهل سال در اینجا زندگی کرده، تحمل کرده و تحصیل کرده، مدیریت خوانده و باز به کنار خانواده برگشته است.
وی افزود: به نظرم، این کوچکترین ظرفیتی است که باید از خودمان نشان دهیم برای شنیدن صدای نسل جوان و در مقابل، مادری که با این نسل جوان، پسری که پس از تحمل طولانی سالیان سال به اعتراض لب گشود، بعد از واکنشی که نشان داد بعداً میآید و او را نجات میدهد و علاوه بر این، به او محبت میکند.
تهیهکننده این فیلم ادامه داد: این ظرفیتی است که در جامعه به آن احتیاج داریم. جوانان را باید عین فرزندان خود بدانیم و انتظاراتشان را بشنویم و در نهایت، کمک کنیم که نجات پیدا کنند، اگر در ورطه گمراهی هستند. ولی باید نگاه و محبت پدرانه و مادرانه را حفظ کنیم.
او در پاسخ به این سوال خبرنگار ایرنا که محمدرضا شریفینیا چقدر در روند فیلم از فیلمنامه تا اجراییات دخیل بودند؟ گفت: شریفینیا در کاراکتر خودشان پیشنهادهایی داشتند. بیش از او شاید البته آزیتا حاجیان در شخصیتپردازیشان و دیالوگ هایشان. من که به حاجیان لقب بازیگر مولف را در این فیلم دادم. چون بیشترین نقش و همفکری را با نویسنده و کارگردان و بنده داشتند.
وی همچنین درباره لحظه اصابت موشکهای ایرانی، به این سوال که توصیه یا سفارش بود و یا اینکه خودخواسته انجام دادید؟ اظهار داشت: چون در بستر جنگ ۱۲ روزه بود، ما یک نشانهای داشتیم. فیلم ما که جنگی نبود و مستقیم به جنگ نمیپردازد اما به هر حال، این توان دفاعی و موشکهایی که داریم، واقعیتی بود که سرنوشت جنگ را توانست تغییر دهد. این کمترین میزان باید دیده میشد و نشانهای از جنگ را باید در فیلم میدیدیم. هر چند که در روند قصه ما خیلی تاثیر نداشت، اما خود جنگ به طور عام در قصه ما مطرح بود اما موشک نشانهای از روزهای جنگ بود که باید دیده میشد.
رزاقکریمی در این باره که فیلمنامه از قبل نوشته شده بود و جنگ ۱۲ روزه به آن اضافه شد؟ گفت: فیلمنامه بعد از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت و خانم آرندی بعد از جنگ این طرح را به من ارایه داد. طرح هفت یا هشت صفحهای که برایم جذاب بود.
وی درباره دلیل همکاری با عطیه آرندی هم خاطرنشان کرد: وی سابقه ساخت فیلم داستانی کوتاه پیش از مستندسازی داشتند. حدود ۱۴، ۱۵ سال پیش فیلمهای کوتاه او را دیده بودم و زندهیاد زاون قوکاسیان که استادش بود از اصفهان از دوستان خیلی نزدیک من بود و گفت که جوان خیلی بااستعداد است که فیلمهای کوتاه خوبی ساخته معرفی کرد و مستند ساخت و دیدم جوایز بینالمللی خیلی زیادی برده بود و فقط این طرح نبود که طرحهای داستانی و قصههای دیگر هم نوشته بود و این قصه انتخاب من بود.













