به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: امروز که اتاق جنگ دشمن از میدان نظامی به فضای ذهن و باورهای مردم منتقل شده، رسانه ملی باید به مثابه یک سد پولادین در برابر تروریسم رسانهای عمل کند. اگر این سنگر دچار رخوت شود، اگر در بزنگاههایی مانند دیماه ۱۴۰۴، لکنت زبان بگیرد و اگر نتواند روایت حق را پیش از دروغهای شاخدار بیگانه مستقر کند، عملاً خاکریز را به دشمن واگذار کرده است.
دفاع از مقدسات و ارزشهای انقلاب، تنها در میدانهای سخت نیست؛ بلکه امروز صیانت از امنیت روانی جامعه بزرگترین مجاهدت است. کسانی که با ردیف کردن آمار دلار سعی در تطهیر انفعال رسانهای دارند، نمیدانند که شکست در جنگ ادراکی، هزینهای بهمراتب سنگینتر از نوسانات ارزی دارد؛ چراکه دشمن در این میدان، نه جیب مردم، بلکه ایمان و اراده آنان را هدف گرفته است.
امروز دشمن در یک جنگ ادراکی و شناختی تمامعیار، سفره و معیشت مردم را هدف گرفته تا ایمان و امید را در دل امت خدشهدار کند. درست است که پیمان جبلی مسئول قیمت بنزین نیست، اما او و تیم مدیریتیاش مسئول لکنت رسانهای در تبیین حقایق و آرایش دفاعی در برابر پمپاژ ناامیدی هستند. صداوسیما قرار بود دانشگاه عمومی و خط مقدم مقابله با شایعات باشد. اگر امروز نوسانات ارزی به جای تبیین هوشمندانه، به ابزاری برای به لرزه درآوردن دل مردم تبدیل شده، ناشی از ضعف در تولید محتوای تراز انقلاب است که میدان را برای موجسواری بدخواهان باز گذاشته است.
وظیفه رسانه ملی این بود که پیش از وقوع بحران، با زبان هنر و اقناع، افکار عمومی را همراه کند؛ نه آنکه صرفاً به تماشاگر منفعل بحرانهای اجتماعی تبدیل شود. درست است که جبلی مسئول ناترازی بانکها نیست، اما او مسئول ناترازی در تولید محتوای انقلابی و جذب مخاطب است!
یادمان باشد که رسالت صداوسیما در دوران تحول، مرجعیتسازی برای نظام بود. وقتی در اوج التهابات، مرجعیت خبری از ساختمان شیشهای به رسانههای معاند منتقل میشود، اینجا دیگر پای دلار و طلا در میان نیست؛ پای مدیریت پیام در میان است و سخن از شکست در یک عملیات حساس ادراکی است. وظیفه رسانه ملی دیدهبانی دقیق بود؛ اگر هشت وزیر در آستانه استیضاح هستند، صداوسیما باید پیشقراول نقد عملکرد آنها به نفع مردم میبود، نه آنکه چنان در انفعال فرو برود که منتقدان با طنز و کنایه، مسئولیتهای اجرایی را به رخ سازمان بکشند.
مطالبه نیروهای دلسوز انقلاب، بازگشت به دوران ملیجکها نیست بلکه عبور از رکود و بیبرنامگی است. ما به مدیریتی نیاز داریم که نهتنها مسئول بنزین نباشد، بلکه چنان در میدان تبیین مقتدرانه عمل کند که هیچ دولتی جرئت نکند با تصمیمات شبانه، بنزین بر آتش اعصاب مردم بریزد. ما مدیریتی میخواهیم که با قدرت تولید محتوا و اقناعگری، اجازه ندهد تصمیمات غلط اجرایی، به بنبستی برای نظام تبدیل شود.













