سرویس جهان مشرق - در روزهای اخیر، منطقه خاورمیانه بار دیگر شاهد اوجگیری تنشها میان ایران و ایالات متحده آمریکا بوده است. در مرکز این تقابل، قدرت موشکی ایران به عنوان یک عامل تعیینکننده و بازدارنده کلیدی عمل میکند که محاسبات نظامی و دیپلماتیک طرف مقابل را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
وحشت حملات موشکی ایران به منافع آمریکا در منطقه، منجر به آن شده است که ارتش این کشور اقدام به جمعآوری سامانههای پدافندی خود از نقاط مختلف جهان و متمرکز کردن آنها در منطقه غرب آسیا شده است.
در حالی که گروههای ضربت ناوگان آمریکایی از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در آبهای منطقه حضور دارند و تهدیدهای لفظی از سوی مقامات آمریکایی و اسرائیلی ادامه دارد، تحلیلگران تاکید میکنند که زرادخانه گسترده موشکی ایران یک عامل بازدارنده قوی محسوب میشود. ایران بارها اعلام کرده که برنامه موشکی بالستیک آن، به عنوان یکی از گستردهترین برنامهها در منطقه غرب آسیا و جهان، یک خط قرمز غیرقابل مذاکره است. ایران این توانمندی را نه تنها ابزاری دفاعی، بلکه بخشی ضروری از دکترین بازدارندگی خود در برابر تهدیدهای آمریکا و متحدان منطقهای آن میداند.

به گفته رسانههای کشورهای منطقه و همچنین رسانههای رژیم صهیونیستی، انتقال اخیر سامانههای پاتریوت از ژاپن به غرب آسیا، در کنار استقرار سامانههای تاد و ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن»، تغییر چشمگیری در استقرار آمریکا به منظور مواجه با حمله احتمالی به ایران ایجاد میکند. این اقدام پیامدهای و معانی عمدهای برای کشورهایی که از ایالات متحده حمایت میکنند، دارد:
۱. قرار گرفتن در معرض انتقام ایران
کشورهایی که میزبان پایگاههای ایالات متحده هستند (مانند بحرین، اردن، کویت و قطر) در صورت بروز درگیری، به اهداف بالقوهای برای پاسخ ایران تبدیل میشوند. جمهوری اسلامی ایران پیش از این تهدید کرده بود که هر کشوری که قلمرو یا حریم هوایی خود را به روی حمله آمریکا باز کند، هدف قرار خواهد گرفت.
این تهدید کاملاً جدی است، چرا که ایران دارای هزاران موشک کوتاهبرد و میانبرد با دقت فزاینده است که میتواند به راحتی زیرساختهای حیاتی، پایگاههای نظامی و مراکز اقتصادی این کشورها را مورد هدف قرار دهد. برای مثال، تأسیسات نفتی عربستان و امارات بارها توسط پهپادها و موشکهای موسوم به یمنی که فناوری آن مرتبط با ایران دانسته میشود، هدف قرار گرفتهاند.
۲. معضل سیاسی و امنیتی
اردن: تلاش برای حفظ بیطرفی و اعلام کرده است که اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای حملات را نخواهد داد. با این حال، استقرار سامانههای پاتریوت و حضور هواپیماهای اف-۱۵ در خاک آن، آن را مجبور به مانور سیاسی نمایشی بین متحد خود، ایالات متحده و ترس از تشدید تنشهای منطقهای به منظور جلوگیری از مورد حمله قرار گرفتن از سوی ایران میکند.

کشورهای خلیج فارس: تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از یک جنگ تمام عیار. این کشورها در یک دوراهی استراتژیک گرفتار شدهاند. از یک سو، آنها از تهدید ایران هراس دارند و به حمایت امنیتی آمریکا وابسته هستند. از سوی دیگر، آنها به شدت از وقوع یک جنگ تمامعیار که اقتصاد و ثباتشان را نابود کند، میترسند. برخی، مانند امارات متحده عربی، در سالهای اخیر سیاست تنشزدایی با تهران را در پیش گرفتهاند. بنابراین، آنها از یک سو به واشنگتن فشار دیپلماتیک میآورند تا از جنگ اجتناب کند و روشن میکنند که علاقهای به تبدیل شدن به سکوی پرتابی برای حمله به ایران ندارند و از سوی دیگر به تهران پیام میدهند که در صورت حمله آمریکا، آنها بی طرف هستند.
۳. آسیب به اقتصاد و ثبات
حضور یک "ناوگان" بزرگ نظامی آمریکا در منطقه و ایجاد فضای جنگی از سوی مقامات آمریکایی، بلافاصله بر اقتصاد اثر میگذارد. قیمت بیمه دریایی برای کشتیهای عبوری از تنگه هرمز و خلیج فارس به دلیل ریسک بالا، افزایش چشمگیری مییابد. تهدید مسیرهای تجاری حیاتی، جریان نفت و گاز را با مخاطره مواجه میسازد که مستقیماً بر درآمد کشورهای صادرکننده نفت منطقه تأثیر میگذارد. حتی تهدید به بستن تنگه هرمز توسط ایران در صورت جنگ، میتواند شوکی عظیم به اقتصاد جهانی وارد آورد.
۴. فدا کردن دفاع در مناطق دیگر جهان
انتقال سیستمهای پدافندی مانند پاتریوت از ژاپن و سایر کشورها، یک ریسک امنیتی حسابشده برای واشنگتن است. این اقدام، متحدان کلیدی آمریکا در شرق آسیا را در مقابل تهدیدهای فزاینده رقبای خود، یعنی سوی کره شمالی (با زرادخانه موشکی رو به رشد) و قدرت روزافزون چین، آسیبپذیرتر میکند. این تصمیم، به وضوح نشان میدهد که پنتاگون منابع دفاعی محدود خود را مجبور است بین دو تئاتر عملیاتی اصلی (غرب آسیا و شرق آسیا) اولویتبندی کند و در حال حاضر، اولویت با مهار تهدید فوری ایران است. این موضوع میتواند به ایجاد شکاف امنیتی در مناطق دیگر و افزایش نگرانی متحدان آسیایی آمریکا منجر شود.

اظهارات مقامات آمریکایی نشاندهنده نگرانی عمیق آنها از تلافیجویی گسترده ایران در صورت حمله است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به صراحت اعلام کرده که ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز آمریکایی در ۸ یا ۹ پایگاه در منطقه، در تیررس هزاران پهپاد و موشک بالستیک کوتاهبرد ایران قرار دارند. از نگاه واشنگتن، حمله به ایران میتواند به سرعت به یک جنگ منطقهای گسترده و پرهزینه تبدیل شود که امنیت انرژی جهانی و ثبات خاورمیانه را به مخاطره بیندازد. این هراس تا حدی است که گزارشها حاکی از آن است که پس از لغو اولیه مذاکرات مسقط، دست کم ۹ کشور منطقهای از آمریکا خواستند تا گفتگوها را ادامه دهد.
از سوی رژیم صهیونیستی نیز، با وجود حمایت از فشار حداکثری بر ایران، ترس از موج موشکهایی که سیستم پدافندی این رژیم را تحت فشار بیسابقهای قرار خواهد داد، به وضوح احساس میشود. تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که منجر به هلاکت دهها صهیونیست، زخمی شدن هزاران شهرک نشین و تخریب ساختمانها شد، این نگرانی را تشدید کرده است.
امروز توان موشکی ایران یک واقعیت تغییرناپذیر و تعیینکننده در معادلات امنیتی منطقه شده است. واکنش نظامی آمریکا، از جمله تمرکز بیسابقه سامانههای دفاع موشکی، نه تنها نشاندهنده جدی بودن تهدید از دید واشنگتن است، بلکه گواهی است بر این که دکترین بازدارندگی ایران در افزایش هزینه هرگونه درگیری تا حد موثر بودن عمل کرده است.













