سرویس سیاست مشرق- عملیات تروریستی هجدهم دیماه با هدایت سرویسهای آمریکا و صهیونیست و اجرای موبهموی گروهک پهلوی چنان فاجعهای به بار آورد که اکنون عناصر سلطنتطلب در فضای مجازی در پی مخدوشکرده چهره داعشی از خود هستند و برای احیای مشروعت خود دست به دامن خرافات زدهاند.
اخیرا در ویدیوی منتشر شده در صفحات هواداران رضا پهلوی یک مورد عجیب از باورمندان نیو ایج و تئوریهای موجودات فرازمینی دیده شده که با ارتباطگیری و مصاحبه با این موجودات ذهنی، درباره رهبری دوران گذار رضا پهلوی مصاحبه میکنند.
پلی آیدینها که به باور این افراد نژادی بسیار پیشرفته و معنوی از موجودات نورانی هستند، در این مصاحبه رضا پهلوی را تنها آلترناتیو ایران توصیف میکنند و نسبت به ثابتقدم ماندن در مسیر سلطنتطلبی نیز تاکید دارند.
این رفتارهای سلطنتطلبان تازگی ندارد؛ پیشتر در مردادماه ۱۴۰۴، زمانی که حملات تروریستی اسرائیل به ایران منجر به سقوط حاکمیت و بازگشت رضا پهلوی نشد، سلطنتطلبان جلسهای برای احیای شبکه فرسوده خود مهیا کردند و در آن یکی از هواداران، رضا پهلوی را کعبه خواند و به سوی او سجده کرد!
سلطنتطلبان پیشتر این سناریو را در تجمعات خود عادیسازی کرده بودند و در گردهماییهای ضدایرانی اروپا، شعار «خدای هر ایرانی، کینگ رضا پهلوی» سردادند. هواداران حتی اگر اعضای خانواده پهلوی را در فرودگاه ملاقات میکردند، آنها را خداوند خطاب میکردند.
این سلسله رخدادها و تصاویر منتشرشده بیش از آنکه صرفاً جلوههای فردی یا رفتارهای حاشیهای شخصی هواداران پهلوی باشد، نشانه یک پدیده ترکیبی از سیاست شکستخورده خیابانی با خرافهگرایی و شگردهای نوظهور رسانهای است. در فتنه سال ۱۴۰۱ دست به اقدامات مشابه زدند و برای تنفس مصنوعی به آشوب، مدعی«احضار ارواح مهسا امینی» یا «ارتباط با ماوراء» شدند که در مقطع مربوط به خود، مجدداً بازار رمالها و مدعیان ماورایی را داغ کرده بود.
اما بازهم این الگو پیش از این هم تکرار شده بود؛ در سالهایی که اقدامات میدانی ضدنظام به نتیجه سیاسی نمیرسید، شخصیتهایی نظیر روح الله زم که پیشتر آشکارا مبارزه مسلحانه یا عملیات رسانهای سازمانیافته را تبلیغ میکردند، در مقاطعی به طرحهای «موکلگیری» یا توسل به قدرتهای ماورایی نیز روی آوردند؛ امری که در درون محافل ضدانقلاب و حتی میان خود مخالفان داخلی موجب تفرقه و تمسخر ش هم میشد.
این روزها ترکیب ضعفهای سیاسی درونگروهی و تاکتیکهای اطلاعاتی رسانهای در جبهه ضدنقلاب به وضوح قابل رویت است؛ وقتی پروژه خیابانی فاقد ساختار ایدئولوژیک و رهبری مشخص یا بدون طبقه و مانیفست باشد، میدان برای پُر کردن خلأ معنا توسط روایتهای جایگزین باز میشود، حالا یکی از این روایتها، حلقههای خرافه، فرقهگرایی، یا ادعای اتصال به قدرتهای ماورایی است.
معمولا جنبشهای بیپیرایه سریعاً به روایتهایی آلترناتیو آلوده میشوند که نه صرفاً سیاسی بلکه متافیزیکیاند؛ این روایتها بالقوه قدرت جذب افراد به شبکههای بسته و فرقهای را دارند.
این رفتارها نه تنها فکاهی و مضحک است، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگتر برای تنفس مصنوعی به جنبشهای مرده است. برای مثال، در سوریه پیش از ورود تکفیریها، افزایش فعالیت گروههای شیطانی و التقاطی مشاهده شد که زمینهساز بیثباتی شد. در ایران نیز، ظهور افرادی مانند حسین کاظمینی بروجردی با ادعای پیامبری، همزمان با نفوذ فرقههای دستساز در فتنه سه سال اخیر، نشاندهنده الگوبرداری از مدلهای اطلاعاتی غربی در پروژه های ایران است.

این تلاشها را باید در سطح جامعهشناختی نیز بررسی کرد، متاسفانه تمایل توسل به رمالی و ادعاهای ماورایی از جمله واکنشهای شناختی و عاطفی روزمره جامعه ما شده است؛ پیشتر این موضوع حساس را در گزارشی با عنوان «بازار سیاه خرافهفروشی و روایات جعلی در شبکههای اجتماعی» بررسی و تحلیل کردیم. از منظر روانشناسی، روی آوردن به خرافات در میان ضدانقلاب نشانهای از ناامیدی شناختی است. وقتی استراتژیهای سیاسی مانند اغتشاشات محلهمحور شکست میخورد، گروهها به مکانیسمهای دفاعی مانند خرافات پناه میبرند تا حس کنترل را بازگردانند.
این پدیده در نظریه ترور مدیریت مشهود است: افراد در مواجهه با شکست و مرگ، به باورهای ماورایی متوسل میشوند تا اضطراب وجودی را کاهش دهند. در سطح اجتماعی، این رفتارها بخشی از "التقاط عقیدتی" است که فرقههایی مانند کیهانی و دراویش گنابادی را به تروریستهای تکفیری و کمونیستهای ارتجاعی پیوند میزند.
پروژه ژینا، با رمز انقلاب جنسی و تمرکز روی زنان، دانشجویان و کارگران، فاقد طبقه سیاسی بود و به همین دلیل پس از فروکش، به سرگردانی تبدیل شد.
این فعالیتها ریشه در اتاقهای فکر غربی دارد. پروژههایی مانند استارگیت و شعله اجاق، که بخش ناقصشان به ضدانقلاب رسیده، نشاندهنده استفاده از انرژیهای ماورایی برای عملیات روانی است. به همین خاطر بود که در فتنه ۱۴۰۱، بیش از ۷۰ فرقه شیطانی فعال شده بودند و در فتنه اخیر دیماه ۱۴۰۴ نیز شواهدی از توسل به طلسمهای یهودی و آیات شیطانی رویت شده بود. اینها نه اتفاقی، بلکه بخشی از یک سوژه مطالعاتی در جامعهشناسی انحرافات است.













