حفظ ظرفیت تولید در صنعت فولاد، آن هم در استانی که تابستانهایش با محدودیت برق و زمستانهایش با چالش گاز همراه است، یک اتفاق ساده نیست؛ نتیجه مدیریت میدانی، برنامهریزی عملیاتی و تصمیمگیریهای بهموقع است. فولاد خوزستان در اوج محدودیتهای انرژی، با مدیریت هوشمند بار مصرف، زمانبندی تولید و استفاده بهینه از ظرفیتها، اجازه نداده چرخ کارخانه از حرکت بایستد. این یعنی مدیریت در شرایط واقعی اقتصاد ایران و نه در فضای تئوریک است.
تولید در فولاد خوزستان فقط یک آمار سالانه نیست؛ زنجیرهای از اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، فعال نگه داشتن صنایع پاییندستی، گردش مالی در استان و تأمین مواد اولیه برای پروژههای عمرانی و صنعتی کشور است. هر تن شمش تولیدی، به معنای حفظ شغل، تأمین درآمد خانوارهای بومی و تقویت امنیت اقتصادی منطقه است.
در شرایطی که بسیاری از صنایع کشور زیر فشار هزینههای ارزی، حملونقل و مواد اولیه قرار گرفتهاند، استمرار تولید و ایفای تعهدات صادراتی از سوی فولاد خوزستان، نشانهای روشن از ثبات مدیریتی و انسجام سازمانی است. ارزآوری این مجموعه، بهویژه در دوران محدودیت منابع ارزی کشور، نقشی تعیینکننده در تقویت تراز تجاری غیرنفتی داشته است.
مدیریت زمانی معنا پیدا میکند که بحران وجود داشته باشد. فولاد خوزستان طی سالهای اخیر با سه چالش همزمان روبهرو بوده است: تحریمهای خارجی، بحران انرژی داخلی و نوسانات شدید بازار جهانی فولاد. عبور از این سهگانه پیچیده، نیازمند ترکیبی از تجربه، جسارت تصمیمگیری و نگاه راهبردی است.
مجموعه مدیریتی شرکت با تمرکز بر بهرهوری، کنترل هزینهها، توسعه بازارهای صادراتی و تقویت زنجیره تأمین، نشان داده که نگاهش صرفاً کوتاهمدت نیست. حفظ تراز تولید، جلوگیری از افت جدی ظرفیت عملیاتی و تداوم پرداخت حقوق و مزایای کارکنان در سختترین شرایط، شاخصهایی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت یا با حاشیهسازی کمرنگ جلوه داد.
فولاد خوزستان تنها یک بنگاه اقتصادی نیست؛ در حوزه مسئولیتهای اجتماعی نیز نقشآفرین بوده است. از حمایت از پروژههای زیرساختی و ورزشی تا مشارکت در طرحهای اجتماعی و کمک به توسعه محلی، این مجموعه بخشی از هویت اقتصادی و اجتماعی استان شده است. چنین نقشی با تخریب رسانهای یا القای ناکارآمدی، به سادگی قابل چشمپوشی نیست.
هیچ مجموعهای مصون از نقد نیست؛ اما نقد زمانی ارزشمند است که مبتنی بر داده، تحلیل و راهکار باشد. طرح اتهامهای کلی، بزرگنمایی مشکلات طبیعی یک صنعت سنگین و نادیده گرفتن دستاوردهای روشن تولیدی، بیش از آنکه به اصلاح کمک کند، فضای بیاعتمادی میسازد.
در شرایطی که رقابت منطقهای در صنعت فولاد شدید است و بازارهای صادراتی بهسختی حفظ میشوند، تضعیف برند و اعتبار یک شرکت بزرگ ملی، خواسته یا ناخواسته، به زیان منافع استان و کشور تمام میشود. دفاع از فولاد خوزستان، دفاع از یک مدیریت فردی نیست؛ دفاع از یک ساختار تولیدی است که هزاران خانواده به آن وابستهاند.
فولاد خوزستان امروز یکی از نمادهای تابآوری صنعتی ایران است؛ مجموعهای که در میدان واقعی اقتصاد، با همه محدودیتها ایستاده و کار کرده است. حمایت از این مجموعه، به معنای بستن چشم بر کاستیها نیست؛ بلکه به معنای بهرسمیت شناختن کارنامهای است که با تولید، ارزآوری، اشتغال بومی و مدیریت بحران تعریف میشود. اگر قرار است درباره آینده صنعت استان سخن بگوییم، باید بر تقویت چنین ظرفیتهایی تمرکز کنیم؛ نه بر حاشیههایی که انرژی تولید را تحلیل میبرد. فولاد خوزستان، پاره تن اقتصاد خوزستان است و صیانت از آن، صیانت از توسعه استان و منافع ملی است.












