همشهری آنلاین - گروه سیاسی: همزمان با تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران و بالا گرفتن گمانهزنیها درباره گزینه نظامی، جیم والش، کارشناس امنیت بینالملل، میگوید فشار اقتصادی بهتنهایی تهران را وادار به عقبنشینی نمیکند و تنها حوزهای که هنوز امکان معامله در آن وجود دارد، پرونده هستهای است؛ آن هم نه بدون دادن امتیاز متقابل. این مصاحبه با فاکسنیوز انجام شده است.
رئیسجمهور فشار بر ایران را افزایش داده و تحریمهای تازهای اعمال کرده است. راستش را بخواهید، تعجب میکنم که اصلا تحریمی باقی مانده بود که هنوز اعمال نشده باشد! به نظر شما این فشارها کافی است تا حاکمان ایران مسیرشان را تغییر دهند؟
نکته جالبی را مطرح کردید. من هم فکر نمیکردم کار زیادی باقی مانده باشد و این نشان میدهد ایالات متحده تا چه حد تحریم اعمال کرده است. آمریکا تحریمهای فراوانی علیه ایران وضع کرده و حالا نکته جدید این است که رئیسجمهور ترامپ به سراغ تعرفهها رفته؛ این یک بعد تازه است. اما در نهایت، فشار اقتصادی بهتنهایی ایران را وادار نمیکند «پرچم سفید» بالا ببرد. ایران مقاومت میکند. تحریمها نتوانستند روسیه را از حمله به اوکراین بازدارند. تحریم ابزار هستند، اما آنقدرها هم که بعضیها تصور میکنند همه قدرت نیستند. آنها فقط بخشی از فشارند. در نهایت، ۲ طرف باید به توافق برسند؛ توافقی که هر ۲ احساس کنند از آن نفعی میبرند. در غیر این صورت، توافقی شکل نخواهد گرفت. من فکر میکنم چنین فضایی وجود دارد، اما میبینیم همان بحثهای قدیمی دوباره تکرار میشود: اینکه درباره چه چیزهایی مذاکره کنیم؛ کم یا زیاد؟ تمام این پیچیدگیها بار دیگر در این مذاکرات در حال بازگشت است.
به نظر میرسد چیزهایی که ایران بیشترین هزینه و منابعش را صرف آنها میکند، دقیقا همان چیزهایی است که آمریکا میخواهد متوقف شوند: تولید موشک، موشکهای بالستیک، دستیابی به سلاح هستهای و همچنین حمایت از نیروهای نیابتی مانند حوثیها، حزبالله و حماس. به نظر من این خواستهها برای ایران از اساس غیرقابل پذیرش است؛ یا اگر هم بپذیرد، احتمالا به آن پایبند نخواهد بود.
من فکر نمیکنم ایران حاضر باشد از موشکهای بالستیکش دست بکشد. این تنها خط دفاعی آن است. هیچ کشوری در دنیا تنها ابزار دفاعی خود را پای میز مذاکره نمیگذارد. ایران نیروی هوایی قدرتمندی ندارد و سامانههای پدافند هواییاش هم چندان کارآمد نیست. در شرایط فعلی، در برابر حملات اسرائیل آسیبپذیر است؛ بنابراین منطقی نیست که از موشکها صرفنظر کند. اما در پرونده هستهای، جا برای مذاکره وجود دارد. ایران غنیسازی را از سر نگرفته است. آنها برخی تاسیسات را بازسازی کردهاند، اما نه حساسترین ساختمانها را. از این رو، فضایی برای توافق وجود دارد؛ مشابه توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش با کره شمالی دنبال کرد؛ نوعی «فریز کردن در برابر فریز کردن». در مورد کره شمالی، ترامپ گفت شما آزمایش موشکهای دوربرد و آزمایشهای هستهای را متوقف کنید، ما هم رزمایشهای نظامی با کره جنوبی را کاهش میدهیم: تعلیق در برابر تعلیق. به نظرم ایرانیها بر حق خود برای غنیسازی اصرار خواهند داشت، اما ممکن است با تعلیق آن برای مدت طولانی موافقت کنند. اینجاست که مذاکرهکنندگان باید راهحلی پیدا کنند که هم آمریکا به خواستهاش برسد و هم ایران احساس نکند هیچ چیز به دست نیاورده است. ایران نمیتواند با «هیچ» از مذاکره خارج شود؛ این اصلا مذاکره نیست و پذیرفته نخواهد شد. بنابراین باید روی مهمترین اولویت آمریکا که احتمالا مسئله هستهای است تمرکز کنیم و ببینیم آیا میتوان در آنجا به نقطه میانی رسید یا نه.
آمریکا هم نگرانیهای جدی دارد: آیا ایران تلافی خواهد کرد و جان نیروهای آمریکایی در منطقه را به خطر میاندازد؟ وادار کردن یک کشور به تسلیم کامل، کار بسیار دشواری است. ما گزینههای نظامی زیادی داریم، اما سوال این است: دقیقا قرار است چه کار کنیم؟ نه میتوانیم رهبران ایران را مثل مورد مادورو «برباییم»، و نه قرار است حمله زمینی گسترده انجام دهیم و نیروها را برای مدت طولانی در آنجا نگه داریم. بنابراین، بله، ما ارتش بزرگتر و قدرتمندتری داریم، اما محدودیتهای جدی هم در مورد آنچه واقعا میتوان با ابزار نظامی به دست آورد، وجود دارد.













