«انتقال آب» یا «انتقال بحران»؟ کالبدشکافی یک مجوز کاغذی برای شادگانِ تشنه

خبرآنلاین جمعه 24 بهمن 1404 - 20:29
در هیاهوی صدور مجوز انتقال آب کارون به جراحی، تحلیل‌های فنی از یک «مانور بوروکراتیک» به جای راهکار پایدار خبر می‌دهند. پرسش اینجاست: آیا این طرح نخلستان‌های شادگان را سیراب می‌کند یا صرفاً مُسکنی سیاسی برای تسکین موقت عطش منطقه است؟

هفته گذشته، انتشار متنی(در پایان مطلب آمده است) با کلیدواژه‌های طلایی نظیر «احیای اراضی»، «رونق اقتصادی» و «دستاورد ارزشمند»، موجی از امید را در دل کشاورزان خسته شادگان ایجاد کرد. ادبیات متن، کلاسیک و قابل پیش‌بینی بود: گره زدن تمام فرآیندهای فنی و کارشناسی به اراده یک فرد سیاسی و اعلام پایانِ کار در نقطه‌ای که در واقع، «نقطه صفر» اجراست. اما اگر از لایه سطحی این تبریکات عبور کنیم و با عینک واقع‌بینانه مهندسی آب و توسعه به ماجرا بنگریم، با سناریویی پیچیده و پرمخاطره مواجه می‌شویم که در آن، جای «آب» و «سراب» به راحتی عوض می‌شود.

نخستین خطای استراتژیک در مواجهه با این خبر، خلط مبحث میان «مجوز» و «اجرا» است. در ساختار پیچیده و فرسایشی مدیریت منابع آب ایران، صدور مجوز – که احتمالاً مجوز ماده ۲۳ یا تخصیص اولیه وزارت نیرو است – تنها به معنای عبور از گیت نگهبانی یک پروژه عظیم است، نه رسیدن به خط پایان. تاریخ خوزستان پر از مجوزهایی است که صادر شدند، روی کاغذ ماندند و هرگز به بیل مکانیکی و لوله‌گذاری نرسیدند. تبدیل یک مجوز کاغذی به جریان آب در کانال، نیازمند ردیف بودجه پایدار، مطالعات زیست‌محیطی، تملک اراضی و از همه مهم‌تر، «وجود فیزیکی آب» است. جشن گرفتن برای یک مجوز اداری، آن هم با ادبیاتی که گویی آب هم‌اکنون در نهرها جاری شده، نوعی «فروشی امید نسیه» به مردمی است که نقدترین دارایی‌شان – نخل‌ها – در حال خشکیدن است.

اما چالش اصلی فراتر از کاغذبازی‌های اداری است؛ چالش اصلی در «مبدا» و «مقصد» این انتقال نهفته است. طرح انتقال آب از کارون به جراحی، در ذات خود یک پارادوکس بزرگ هیدرولوژیک دارد. کارون، این رودخانه خسته و رنجور، خود در مقطع پایانی (مناطقی که قرار است برداشت آب برای شادگان صورت گیرد) با بحران کمیت و کیفیت دست‌ و پنجه نرم می‌کند. دبی آب کارون در سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته و پیشروی شوری دریا (Wedge Salinity) به همراه پساب‌های کشاورزی و شهری اهواز و کوت‌عبدالله، کیفیت آب را در این مقطع به شدت تنزل داده است.

پرسش فنی اینجاست: آبی که قرار است منتقل شود، چه کیفیتی دارد؟ انتقال آب شور یا لب‌شور کارون به اراضی کشاورزی شادگان که خودِ خاک آنجا نیز مستعد شوری است، شاید در کوتاه‌مدت (یک یا دو فصل زراعی) توهم سرسبزی ایجاد کند، اما در میان‌مدت حکم «تیر خلاص» به خاک منطقه را دارد. پمپاژ آب با EC بالا به زمین‌هایی که زهکشی مناسبی ندارند، نتیجه‌ای جز انباشت نمک در پروفیل خاک و نابودی ابدی قابلیت کشت اراضی نخواهد داشت. آیا در مطالعات این طرح – اگر مطالعه‌ای وجود داشته باشد – به پدیده شورشدگی ثانویه خاک‌های شادگان توجه شده است؟ یا صرفاً حجم آب ملاک بوده و کیفیت آن قربانی نمایش‌های آماری شده است؟

از سوی دیگر، این طرح نماد بارز «مدیریت بخشی» و «تنش‌زایی بین‌حوضه‌ای» است. رودخانه جراحی چرا خشک شد؟ پاسخ این سوال در انتقال آب از کارون نیست، بلکه در مدیریت سدهای بالادست (مارون) و برداشت‌های بی‌رویه در مسیر امیدیه و رامشیر است. وقتی نظام مدیریت آب نمی‌تواند (یا نمی‌خواهد) حق‌آبه شادگان را از مسیر طبیعی خودش یعنی رودخانه جراحی تأمین کند، دست به دامانِ جراحیِ پلاستیک می‌شود: وصله کردن انتهای کارون به انتهای جراحی. این رویکرد، پاک کردن صورت مسئله سوءمدیریت در بالادست جراحی و تحمیل بار اضافی به کارونی است که خود توان سیراب کردن نخلستان‌های آبادان و خرمشهر را ندارد. این یعنی انتقال بحران از یک نقطه به نقطه دیگر، نه حل بحران.

نکته نگران‌کننده دیگر، تقابل پنهان میان «کشاورزی» و «تالاب» است. در متن خبر، کلیدواژه‌ها حول محور «توسعه کشاورزی» می‌چرخند و نامی از «حق‌آبه زیست‌محیطی تالاب شادگان» به چشم نمی‌خورد. تجربه تلخ دهه‌های گذشته در حوضه آبریز ارومیه و زاینده‌رود نشان داده است که وقتی آبِ انتقالی با برچسب «توسعه کشاورزی» وارد منطقه می‌شود، ولعِ توسعه سطح زیر کشت افزایش می‌یابد. کشاورزان با اتکا به این آب جدید، اراضی دیم را به آبی تبدیل می‌کنند و الگوی کشت را به سمت محصولات آب‌بر می‌برند. نتیجه؟ آبِ انتقالی بلعیده می‌شود، پساب و زهابِ شورِ آن راهی تالاب می‌شود و تالاب شادگان که ریه تنفسی خوزستان است، قربانی رونقِ موقت و ناپایدار کشاورزی خواهد شد. توسعه کشاورزی در منطقه‌ای که بیلان آبی منفی دارد، بدون اصلاح الگوی کشت و صرفاً با تزریق آبِ قرضی، مصداق بارز توسعه ناپایدار است.

در لایه سیاسی و اجتماعی ماجرا نیز با پدیده‌ای به نام «پوپولیسم هیدرولیک» مواجهیم. در این رویکرد، آب نه یک منبع طبیعی محدود، بلکه یک کالای سیاسی برای خرید محبوبیت است. نمایندگان مجلس برای تثبیت پایگاه رای خود، نیاز به پروژه‌هایی با نام‌های بزرگ و دهان‌پرکن دارند. «انتقال آب» واژه‌ای جذاب است که حس قدرت و سازندگی را منتقل می‌کند. اما واقعیت این است که کشاورز شادگانی که امروز این خبر را می‌خواند، فردا انتظار آب دارد. ایجاد این سطح از توقع در جامعه‌ای که آستانه تحملش به دلیل مشکلات معیشتی پایین آمده، بازی با آتش است. اگر این مجوز در پیچ‌وخم تخصیص بودجه گیر کند – که سرنوشت محتوم ۹۰ درصد پروژه‌های آبی کشور است – سرخوردگی اجتماعی ناشی از آن به مراتب ویرانگرتر از خودِ بی‌آبی خواهد بود.

علاوه بر این، سکوت معنادار متن درباره «منابع مالی» این ابرپروژه، خود گویای بسیاری از حقایق پنهان است. احداث کانال، ایستگاه‌های پمپاژ و تاسیسات انتقال آب، نیازمند هزاران میلیارد تومان اعتبار است. در شرایطی که دولت با کسری بودجه مزمن مواجه است و پروژه‌های نیمه‌تمام آبی در خوزستان (مانند طرح ۵۵۰ هزار هکتاری) خاک می‌خورند، صحبت از آغاز یک پروژه جدید بدون شفاف‌سازی محل تأمین اعتبار، بیشتر به یک «چک بی‌محل» شباهت دارد تا یک برنامه توسعه‌ای مدون.

در نهایت، آنچه در پسِ این تبریکات و شادمانی‌ها پنهان مانده، فقدان یک نگاه جامع‌نگر به اکوسیستم خوزستان است. ما در حال تبدیل کردن رودخانه‌ها به کانال‌های آبرسانی هستیم و اکولوژی را فدای هیدرولوژی کرده‌ایم. شادگان برای زنده ماندن نیاز به احیای حق‌آبه طبیعی خود از مارون و جراحی دارد، نه وصل شدن به سرمِ قندی‌-نمکیِ کارون. این مجوز، شاید برای رزومه سیاسی آقای نماینده در بهارستان برگ زرینی باشد، اما برای نخلستان‌های تشنه شادگان، تا زمانی که آبِ باکیفیت و پایدار به پایِ درخت نرسد، تنها یک کاغذ اداری با سربرگ دولتی باقی خواهد ماند. خطر آنجاست که ما با چنین مُسکن‌هایی، درد را پنهان کنیم و زمانی بیدار شویم که شوری خاک و مرگ تالاب، دیگر با هیچ مجوزی قابل برگشت نباشد. سیاست‌گذاران باید بدانند که طبیعت با «لابی» و «مجوز» و «مصوبه» کار نمی‌کند؛ طبیعت با قوانین سخت‌گیرانه فیزیک و شیمی اداره می‌شود و انتقال آب بی‌کیفیت به دشت‌های حساس، تاوانی سنگین‌تر از خشکسالی خواهد داشت.

متن منتشر شده در فضای مجازی : 

تبریک صدور مجوز انتقال آب کشاورزی از کارون به جراحی

خبر مسرت‌بخش صدور مجوز احداث کانال و انتقال آب کشاورزی از رودخانه کارون به جراحی نویدبخش فصلی نو در توسعه کشاورزی و رونق اقتصادی شهرستان شادگان است.

این دستاورد ارزشمند که با پیگیری‌های مستمر و تلاش‌های مجدانه جناب آقای دکتر هاشم خنفری نماینده محترم مردم شریف شادگان در مجلس شورای اسلامی محقق شد،گامی مؤثر در جهت تأمین آب پایدار کشاورزی، احیای اراضی، افزایش تولید و بهبود معیشت کشاورزان زحمتکش منطقه به شمار می‌رود.

بی‌تردید تحقق این مطالبه مهم مردمی نشان از عزم راسخ در مسیر توسعه،آبادانی و پاسداری از حقوق کشاورزان عزیز دارد. امروز شادگان در مسیر پیشرفت و شکوفایی قرار گرفته و این اقدام، نقطه عطفی در تقویت زیرساخت‌های حیاتی شهرستان خواهد بود.

اینجانب ضمن تبریک این موفقیت بزرگ به مردم شریف شادگان به‌ویژه کشاورزان پرتلاش، از زحمات و پیگیری‌های مؤثر نماینده محترم تقدیر و تشکر نموده و امیدوارم با تداوم این مسیر، شاهد تحقق طرح‌های بزرگ‌تر و آینده‌ای روشن‌تر برای منطقه باشیم.

48

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.