خبرگزاری مهر، گروه استان ها: روزگاری که بسیاری از جوامع با بحرانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبهرو هستند، توانایی تشخیص حق از باطل، صداقت از فریب، و منافع ملی از منافع بیگانه بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. در چنین شرایطی، تاریخ نه تنها مجموعهای از رویدادهای گذشته است، بلکه چراغی است برای روشنکردن مسیر امروز. مطالعه منابع تاریخی و آثار مکتوبی که نسلهای پیشین بر جای گذاشتهاند، میتوانند به ما بیاموزند چگونه در میان هیاهوی تبلیغات، آشوبهای رسانهای و القائات خارجی، ذهنی آرام، استحکام روانی و تحلیلی مستقل داشته باشیم.
شناخت گذشته، مردم را در تشخیص چهرههای واقعی از چهرههای ساختگی یاری میکند و مانع از آن میشود که جریانهای بیگانه با تحریف حقایق، افکار عمومی را منحرف سازند. وقتی جامعهای با درسهای تاریخ آشنا باشد، فریب شعارها را نمیخورد و از مسیر تجربه گذشتگان برای تصمیمگیری درست بهره میگیرد.
یکی از حیاتیترین کارکردهای مطالعه تاریخ در دوران آشوب، تقویت تابآوری اجتماعی در میان شهروندان است. بحرانها، بهویژه هنگامی که با پوشش هیجانی و جهتدار رسانههای خارجی همراه میشوند، میتوانند احساس ضعف، ناامیدی و اضطراب شدید را به جامعه تزریق کنند. در این وضعیت، مردم اغلب گمان میکنند شرایط فعلی، منحصربهفرد، غیرقابل تحمل و بیسابقه است.
تاریخ یک خودآگاهی است
نوید موسوی، پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مطالعه تاریخی نه یک انتخاب شخصی بلکه یک ضرورت است، تاریخ را چیزی جز گذشته ثبت و بررسی شده نمیداند و میگوید: وقتی این گذشته تامل شده، مورد مطالعه قرار میگیرد، بیانگر تمام آن آرمانها، افکار و اندیشههای یک ملت هست.
پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه بیان کرد: وقتی تاریخ میخوانیم میفهمیم در هر کجا از جهان چه مسائل سیاسی و اعتقادی وجود دارد، از این حیث تاریخ هر کشوری آیینهای از مسائل آن کشور است، تاریخ یک خودآگاهی است و به تعبیری ما چیزی جز محصول گذشته نیستیم.
وی افزود: بیشک تمام آن آرمانها، عقاید، اندیشهها و افکاری که در تاریخمان بوده به ما به ارث رسیده است.
موسوی با اشاره به انقلابمشروطه تصریح کرد: ما در تاریخ معاصرمان به کرات با مفاهیمی نظیر قانونخواهی، آزادیخواهی، مجلسخواهی و عدالتخواهی مواجه بودهایم و این مفاهیم بارها مورد بحث قرار گرفتهاند، در تاریخ معاصرمان تحولات زیادی داشتهایم، از انقلاب مشروطه تا خلع قاجاریه از سلطنت، نهضت ملیشدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی و حتی تحولات بعد از انقلاب اسلامی نظیر اصلاحطلبی و .. .
پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه بیان کرد: این آرمانها در تمام ۱۲۰ سال گذشته تکرار شدهاند و وقتی تکرار میشوند یعنی اهمیت دارند، اگر این موارد را به دقت بررسی کنیم متوجه خواهیم شد در دوران باستان هم مسائلی از این دست را داشتهایم، لذا نگاهِ تاریخی، مسیری که تا اینجا آمدهایم را روشن کرده و از سویی هدایتگر آینده خواهد بود.
وی جمله معروف « تاریخ تکرار میشود» را جملهای استعاری دانست و گفت: تاریخ تکرار نمیشود، ما در هر برههای از زمان ویژگیهای مخصوص به خود همان زمان را داشتهایم. اما بزنگاههای تاریخی به یکدیگر شباهت دارند، چیزی که در تاریخ ما تکرار میشود همین موقعیتها و بزنگاهها هستند.
«استبداد داخلی» و «استعمار خارجی»
موسوی با اشاره به دو مفهوم «استبداد داخلی» و «استعمار خارجی» گفت: از انقلاب مشروطه به بعد ما در دولتها با دو مسئله استبداد داخلی و استعمار خارجی مواجه بودهایم، استبداد داخلی در کشور ما مفهومی بسیار قدیمی و متاخرتر از «استعمار خارجی» دارد، استبداد داخلی شامل مسائل فرهنگی کشور ما است، که به روحیات مردم ایران بر میگردد. استبداد داخلی چیزی نیست که از آن طفره برویم، ما باید از آن عبور کنیم و جامعهمدنی را تقویت کنیم.
پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه اظهار کرد: اما در شرایطی که با دخالت خارجی مواجه هستیم، عبور از استبداد داخلی سخت میشود. استعمار خارجی مفهومی نسبتا جدید است و حدود ۲۰۰ سال است به کشور ما وارد شده و به یک بازی بزرگ در قرن ۱۹ باز میگردد، این حق کشور و مردم ما است که مسائل کشورشان را خودشان حل کنند اما عوامل خارجی نمیگذارند.
وی با بیان اینکه ما در برهه کنونی با هردو این مفاهیم به طور همزمان مواجه هستیم گفت: شرایط کنونی ما شبیه ایام انقلاب ۵۷ است، فرهنگ استبداد داخلی شرایط را برای گفت و گو مساعد نگذاشته است، در کنار این دخالتهای بیجای آمریکا و متعهدانش هم به شرایط دامن میزند.
موسوی بیان کرد: ما در مسیر تاریخی ایران چه در دوران میانه و چه جدید با این شرایط بارها مواجه بودهایم، و این بدان معناست که که فرهنگ ما، گفت و گو را تمرین نکرده، ما به سمت جمهوریخواهی و قانونخواهی رفتهایم اما نیاز به تمرین بیشتری داریم، وقتی میخواهیم خواستهای را مطرح کنیم به سمت درگیری میرویم.
آگاهی تاریخی مسیر تاریخی را به ما نشان میدهد
پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه آگاهی تاریخی مسیر تاریخی را به ما نشان میدهد اظهار کرد: افزایش و تعدد محافل کتابخوانی در زمانِ تضعیف جامعه مدنی اتفاق خوبی است که در چندسال اخیر افتاده است، جلسات هماندیشی، کرسیهای آزاد، کافه کتابها، محافل کتابخوانی و ... به جامعه ما کمک میکند که در ایامی که احزاب سیاسی فعال نیستند، انجمنهای جدیدی برای گفت و گو شکل بگیرد.
آموزش تساهل و مدارا در محافل کتابخوانی
وی با اشاره به اینکه در محافل کتاب کسی به مذهبی یا مدرن بودن افراد کاری ندارد، اظهار کرد: این محافل تنها فضایی برای گفت و گو و بحث هستند، در این محافل کسی با سلاح وارد نمی شود و این «تماس فرهنگی» باعث «تبادل فرهنگی» میشود و این مبادله فرهنگی زمینهساز تساهل و مدارا میشود.
موسوی بیان کرد: همه میدانیم که نزاعها و جنگها جایی اتفاق میافتند که تماسها، ارتباطات، مذاکرات و دیپلماسی تمام میشود، در خصوص مسائل داخل کشور هم همین نکته وجود دارد، تا زمانی که سندیکاها، انجمنها، اتحادیهها و... برقرار هستند تساهل و مدارا را داریم اما اگر نباشند یعنی قطع تماس و این به معنی قهر است، از این جهت جلسات کتاب بسیار مهم هستند چون فرصتی فوق العاده برای آموزشِ گفت و گو و مدارا هستند، و نظام در سالهای گذشته در خصوص تقویت جلسات فرهنگی، سیاست بسیار خوبی را اتخاذ کرده است.
پژوهشگر تاریخ و مدرس دانشگاه که تجربه برگزاری چندین جلسه کتابخوانی را در کارنامه کاری خود دارد تصریح کرد: محافل کتابخوانی که همه در آن حضور داشته باشند، بسیار مهم هستند. جلسات کتاب سرمایهای هستند که نباید آنها را از دست بدهیم.
تاثیر آگاهی سرزمینی در عبور از بزنگاههای سخت اجتماعی
پس از آن به ابوالفضل حسنآبادی، پژوهشگر تاریخ محلی و شفاهی رفتیم، وی در این باره با اشاره به آگاهی سرزمینی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: شالوده اصلی آگاهی سرزمینی، آگاهی و شناخت جایی هست که در آن زندگی میکنیم، اینکه بدانیم محل زندگی و سرزمین ما چه ارزش و اهمیتی دارد، تاثیری بسزا در عبور از بزنگاههای سخت اجتماعی دارد و این مهم موضوعی است که کمتر به آن پرداختهایم.
پژوهشگر تاریخ محلی و شفاهی این مسئله را مربوط به جنبه کاربردی تاریخ و «تاریخِ محلی» دانست و افزود: تاریخمحلی عبارتست از شناخت دقیق شاخصههای سرزمینیِ محلی که در آن زندگی میکنیم و تعامل این شاخصهها با جامعهای که در آن محل در حال زیست هستیم.
وی با بیان اینکه ما دو مولفه اصلی هویت داریم، ابراز کرد: هویت فردی و اجتماعی دو مولفه اصلی هستند، اهمیت فهمِ شناختِ دقیقِ این دو مولفه آن است که زمانی که ما محل زندگیمان را درست بشناسیم و هویت اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی و میزان تاثیر آنها بر جامعهای که در آن محل زندگی میکنیم را هم بشناسیم، در زمانِ نیاز و موقعیتهای خاص، میشود از تاثیر این مولفهها به درستی استفاده کرد و از ظرفیت آنها برای آگاهی اجتماعی و هدایت جامعه کمک گرفت.
حسنآبادی ادامه داد: اما ما به اهمیت آنها پینبردهایم، ما با توجه به این شاخصههای هویتی، هنوز کتابی درباره تاریخ مشهد ننوشتهایم و شناخت و آگاهی ما از تاریخ خیلی کلی است.
پژوهشگر تاریخ محلی و شفاهی با اشاره به اهمیتِ دیگر دانستن مولفههای اصلی هویت بیان میکند: مسئولانِ ما در هر ردهای هستند از سیاسی تا فرهنگی و نظامی باید با مطالعه تاریخ، از این شاخصهها به درستی آگاه باشند، هرگونه تصمیم و حرفی باید بر اساس شناخت صحیحِ این مولفهها صورت بگیرد، اگر اینگونه نباشد ما با انباشت هویت پنهان لایهها مواجه خواهیم بود.
وی با بیان اینکه هیچ دولتی نمیتواند هویت جامعهاش را از بین ببرد، تصریح کرد: زمانی که این هویتها توسط دولتها یا مسئولان فرهنگی و سیاسی کمرنگ و یا پنهان میشوند، هرگونه تصمیمگیری و تصمیمسازی را برای دستاندرکاران شهری و سرزمینی دشوار میکنند، ما در مشهد شاهد همین معضل هستیم، یعنی تاکید بیش از حد بر برخی لایههای هویتی، ندیدن برخی لایههای هویتی و سرکوب برخی دیگر از لایههای هویتی هستیم. هر زمانی در مشهد که شکافی اجتماعی نظیر اتفاقات اخیر رخ میدهد، این مسئله نظیر یک گسل حرکت میکند و مشکلساز میشود.
حسین آبادی اظهار کرد: یعنی لایههای زیرین که سرکوب یا پنهان شدهاند با فشاری مضاعف این گسل اجتماعی را به وجود میآورند. هیچ مسئولی نمیتواند لایهها را نبیند، مشکل این است که مسئولان فرهنگی و سیاسی ما هم به این لایهها آگاه هستند، هم نمیخواهند این لایهها را ببینند.
پژوهشگر تاریخ محلی و شفاهی با تاکید بر تاثیرِ بسیار شناخت سرزمینی توسط مطالعه تاریخی، تصریح کرد: افرادی که شناخت دقیق شهری و تاریخی بر پایه مطالعات تاریخی دارند باید پژوهشها و مطالعاتشان را در اختیار مسئولان قرار دهند و مسئولان هم باید به یک جمعبندی برسند که در هیچ سرزمینی هیچ دولتی نتوانسته لایههای هویتی را از بین ببرد.
وی گفت: مطالعه تاریخی به افراد جامعه احساس تعلق و آگاهی میدهد، تا تعلق و آگاهی نداشته باشیم دلسوز و همراه نیستیم، شرط اول این است که در یک مسئلهای مشارکت اجتماعی و آگاهانه داشته باشیم، حسِ تعلق خاطر است.
حسنآبادی ادامه داد: اگر مشکل ما در مشهد این است که به دلیل ضعف شناخت تاریخی و عدم پژوهشهای دقیق بهویژه در تاریخ معاصر، شناخت سرزمینی ما زیاد نیست و شهروندان حستعلقمکانی کمی دارند ما در شهروندان مشهد کمتر شاهدِ علاقهمندی به شهر هستیم و این عدم حس تعلق مکانی، در جاهایی خود را پررنگ نشان میدهد نظیر تعامل مردم با شهرداری و در برخی موارد نظیر مسائلی که اخیرا در کشور اتفاق افتاد، بسیار شدید خود را نشان میدهد.
پژوهشگر تاریخ محلی و شفاهی اظهار کرد: مسئولان شهری و کشوری ما باید تاریخ را باید بخوانند، هم بخوانند و هم حمایت کنند که پژوهشهای مختلفی روی تاریخ صورت بگیرد، چراکه این مطالعه و پژوهشها در بزنگاههای سیاسی به درد مسئولان ما میخورد، تمام تصمیمات و کارها در کشور باید یک پیوست تاریخی داشته باشند.
ضرورت داشتن سواد رسانهای برای عبور از بحرانها
پس از آن به سراغ جوادلگزیان، روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی میرویم، وی با در ابتدا عدم داشتن سواد رسانهای در جامعه را مشکل بزرگی دانست و در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با این شرایط یک رسانه میتواند به سادگی روی مردم کشور ما تاثیر بگذارد و آنها را هدایت کرده و افکارِ مشخصی را به مردم القا کند. غافل از اینکه افراد از خود بپرسند رسانهای که آن را میبینند، میخوانند و از آن ایده میگیرند رسانه کیست و رسانه چیست؟
روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی افزود: وقتی به شبکههای اجتماعی و رسانههای خارجی نگاه میکنیم متوجه یکسری پیامهای کدگذاری شده و حرفهای میشویم که مخاطب را هدف قرار دادهاند و مخاطب متوجه نمیشود که این اطلاعات بنابر چه اهرمهایی به کار گرفته میشوند، در نتیجه هدف قرار میگیرند.
وی گفت: برای همین میبینیم در جریان یک اعتراض اجتماعی، به اتفاقات بسیار ناگواری میرسیم که ناامیدکننده است و راه به جایی هم نمیبرد. متاسفانه عدهای جان خود را از دست میدهند بدون اینکه روندی قطع شود، تغییری ایجاد شود، یا فردی پاسخگو باشد، به همین علت ما دارای سواد رسانهای لازم نیستیم.
لگزیان با بیان اینکه رسانههای غربی بر اساس منافع ایران عمل نمیکنند، اظهار کرد: رسانههای غربی براساس منافع خودشان حرکت میکنند، هر گروه سیاسی باید این موضوع را مدنظر قرار دهد، نباید به شطرنج رسانهای غرب امیدوار بود.
روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی با اشاره به اینکه رسانههای جامعه ما هم غیرحرفهای عمل میکنند، تصریح کرد: در بزنگاههای اجتماعی رسانههای ما حرفهای کلیشهای را دائما تکرار میکنند و متوجه نیستند که مخاطبشان کیست، ذائقهاش چیست و چه سوالاتی دارد؟
وی افزود: فکر میکنند مخاطبانشان کارمندان دولت هستند، اما مردم ذائقهشان تغییر کرده، سوالاتِ بسیاری دارند، رسانهها هیچوقت نتوانستند به سوالات پاسخ دهند، رسانههای ما خود را به روز نکردهاند، رابطهای با جامعه موجود ما ندارند، تمام این موارد در کنار هم باعث میشود جامعه متعادلی نداشته باشیم، جامعه ما دچار توهمات بسیاری شده است.
لگزیان بیان کرد: ما باید امید اجتماعی داشته باشیم تا زیست خودمان را ادامه دهیم، اما این امید اجتماعی باید در ارتباط با واقعیت اجتماعی ما باشد، یعنی باید بدانیم که از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نباید سطح توقعمان مانند شهروند انگلیس و آمریکا باشد، ما باید بدانیم درآمد کشورمان قدر است، چقدر میتوانیم ریسک و پیشرفت کنیم و این مهم باید در سالهای گذشته بررسی میشد.
روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی با اشاره به فاصله زیاد زندگیهای تجملاتی در سینما با مردم ادامه داد: در سریالهای تلوزیون خودمان، همه ماشینها و خانههای مجلل دارند، به راستی چند درصدِ جامعه ما در این شرایط زیست و زندگی میکنند؟ وقتی این شرایط به مردم نشان داده می شود، نباید از مردم توقع داشته باشیم قانع باشند به همین دلیل جامعه دارای توقعاتی است که با اوضاع کشور متناسب نیست، به همین دلیل هم با سرخوردگی اجتماعی مواجه هستیم علتش هم تصویر غلطی است که رسانه ها از رفاه اجتماعی تولید کردهاند.
وی اظهار کرد: اگر بخواهیم امید اجتماعی داشته باشیم، باید تصویر درست از اجتماع ارائه بدهیم، باید زبان جدید داشته باشیم.
لگزیان با اشاره به نقش مطالعه تاریخی در امید اجتماعی تاکید کرد: متاسفانه امروز با افکار تکی مواجه هستیم، چرا افکار سطحی به ما میگوید ما با وجود ۱ نفر میتوانیم تمام مشکلات را یک شبه حل کنیم، ما باید دیدگاه روشنی در این شرایط حساس تاریخی داشته باشیم. متاسفانه رسانههای معاند افراد جامعه را دارای تفکر سطحی کردهاند، مردم دنبال یک منجی یک شبه هستند که مشکلاتشان را حل کند، ما باید بدانیم این یک توهم است.
روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی با اشاره به اینکه فهم این مسئله با مطالعه در فضایمجازی به دست نمیآید، عنوان کرد: درک این موضوع با مطالعه تاریخ حاصل میشود، تصویری که در حال حاضر افراد جامعه از پهلویها دارند تصویری است که از رسانههای خارجی دارند، اما وقتی ما مطالعه عمیق داشته باشیم متوجه میشویم پهلویها گسلهای فرهنگی بسیاری را فعال کردند، نتوانستند آنها را حل کند و در نتیجه انبوه مشکلات را فراهم کردند، بالاخص در مواردی که اواخر رژیم شاه شکل گرفت.
وی گفت: الان نام فردی به اسم رضا پهلوی مطرح شده، این فرد یک شغل و یک رزومه مشخص ندارد او نمیتواند جامعه ای ۹۰ میلیونی را مدیریت کند. اگر ما مطالعه عمیقِ تاریخی داشته باشیم و اگر نوجوانان ما سمت مطالعه بروند میتوانند هم دولتِ با فکر و هم اپوزوسیون هوشمند داشته باشند اما وقتی مطالعه به فضای مجازی ختم میشود نتیجه شرایط کنونی میشود.
لگزیان با بیان اینکه اپوزوسیون تخیلی ما را به درگیری میرساند، تاکید کرد: دولت باید برای افکار و برنامه هایش پاسخگو باشد، اپوزوسیون هم باید خیلی خود را مسئول بداند و بداند از جانِ افرادی که از او حمایت میکنند، وفادار باشد نه اینکه با رویا جان آنها را به خطر بیندازد، اپوزوسیون امروز مسئول نیست، آنچه در شرایط موجود به دولت ما کمک میکند شناخت شرایط است و مطالعه عمیق تاریخ کمک کننده است.
روزنامهنگار، پژوهشگر و منتقد ادبی افزود: مسئولان ما باید در ابتدا تاریخ و گذشته ایران و مشخصا سلسله پهلوی را به صورت دقیق مطالعه کنند و اشکالاتش را بیابند و بعد به درک واقعیتهای موجود اقتصاد بدون رویاپردازی همت گمارند.
احساس تحملناپذیری هیجانی
اما تاریخ، با گشودن پنجرهای به گذشته، این «احساس تحملناپذیری هیجانی» را تعدیل میکند. مطالعه مستندات و کتب تاریخی نشان میدهد که بحرانها و ناآرامیها، هرچند دردناک، اما پدیدههایی تکرار شونده در زندگی ملتها هستند. این آگاهی که نسلهای پیشین نیز از چنین پیچهای تاریخی سختتر یا مشابهی عبور کرده و راه حلی یافتهاند، به فرد امروز کمک میکند تا امید و استقامتاش را حفظ کند.













