به گزارش خبرآنلاین کیومرث اشتریان استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در روزنامه شرق نوشت:
در این «نظریه تغییر»:
1. در سیاست نظامی، قدرت موشکی جایی برای گفتوگو و کوتاهآمدن ندارد.
2. در سیاست خارجی، نظریه تغییر وزن کمتری دارد. آنچه دراینباره باید بر میز مذاکره گذاشته شود برای درون و بیرون نظام سیاسی قابل توجیه است.
3. در سیاست داخلی، از امنیتیسازی نسل جوان بپرهیزد و شائبه هرگونه تبعیض سیاسی-فرهنگی را از خود دور کند. تکثر واقعی جامعه را انکار نکند. چندصدایی را در بالا بهصورت واقعی و نه تصنعی نشان دهد.
4. در سیاست قضائی با ابتنای تحلیلهای امنیتی بر فقه سیاسی، رسیدگیها را به ورطه «محاربه و بغی» نبرد.
5. با عذرخواهی صادقانه از مردمان، فشار انباشته روانی آنان را التیام بخشد، هزینه بازگشت اجتماعی را برای معترضان کاهش دهد و هزینه سیاسی بازگشت خود را افزایش دهد.
6. به خود و به جامعه این خودآگاهی سیاسی را بدهد که با خونسردی میتوان دورههای اعتراضات را بهعنوان یک کارگاه آموزش سیاسی ملی سپری کرد. بدینسان، جامعه با آرامش بیشتری اعتراض میکند، حکومت با صبر بیشتری آن را تحمل میکند، خون کمتری ریخته میشود و در نهایت مرز «اشباع اجتماعی» با فرسایش، سرکوب نرم یا عادیسازی بحران مشخص میشود.
7. اشباع، در قالب حل مسئله راهبردی تعریف شود.
8. همه اینها گفته شد، اما یک نکته اساسی است: کسانی که پدیدآورنده یک مشکل هستند، نمیتوانند عامل حل آن مشکل باشند؛ در نتیجه باید تجدیدنظر در استراتژی نیروی انسانی ملی-مدیریتی (ازجمله رسانه ملی و آموزش و پرورش رسمی) در رأس همه اصلاحات قرار گیرد.
17302













