غافلگیری و بازپاسخگویی در چارچوب مقاومت سیاسی

الف یکشنبه 26 بهمن 1404 - 12:38

در تحلیل رویدادهای اخیر، به ویژه در دوران جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دی ماه، مفهوم "غافلگیری" به عنوان یک پدیده روانی و استراتژیک، در سطح بالایی از تحلیل قرار می‌گیرد. این پدیده نه تنها نشان‌دهنده ضعف یا ناتوانی یک ساختار سیاسی، بلکه می‌تواند به عنوان یک شاخص از عمق و پایداری سیستمی مورد تفسیر قرار گیرد. در این متن، مفهوم غافلگیری در برابر تحولات اجتماعی و سیاسی، از منظر یک تحلیل گسترده و مبتنی بر تجربیات تاریخی، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

غافلگیری؛ یک پدیده دوگانه در سیاست

غافلگیری در سیاست، گاهی به عنوان یک وضعیت ناگهانی و غیرمنتظره توصیف می‌شود، اما در واقع، می‌تواند نتیجه یک فرآیند پیچیده از تحلیل، تمرین و تطبیق با شرایط متغیر باشد. در این مورد، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دی ماه، از سوی برخی تحلیلگران به عنوان «غافلگیر شده» شناخته شد. این ادعا، با وجود صحت چندانی در مورد لحظه‌ای از شوک سیاسی، از نظر تحلیلی می‌تواند بیش از حد ساده‌گرایانه باشد.

باید در نظر گرفت که غافلگیری، در واقع، نشان‌دهنده یک شکاف در درک و پاسخگویی است. اما در مورد جمهوری اسلامی، این شکاف، نه به معنای ناتوانی، بلکه به عنوان یک لحظهٔ تکان‌دهنده در فرآیند شناخت خود، می‌تواند تعبیر شود. زیرا هر سیستمی که بتواند در مواجهه با یک چالش ناگهانی، به سرعت و با یک پاسخ سازگار و متمرکز پاسخ دهد، نشان‌دهنده یک ساختار داخلی قوی و پایدار است. بنابراین، غافلگیری در اینجا، نه یک شکست، بلکه یک فرصت برای بازتعریف قدرت و تقویت ساختارهای داخلی محسوب می‌شود.

از غافلگیری به غافلگیری؛ یک دایره چرخشی قدرت

یکی از نکات کلیدی در این تحلیل، این است که غافلگیری، یک فرآیند دوطرفه است. اگرچه در ابتدا، سیستم ممکن است تحت فشار ناگهانی قرار گیرد، اما بازپاسخگویی آن می‌تواند به طور معناداری موجب تغییر تعادل قدرت شود. در واقع، این مکانیسم، در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی به وضوح دیده شده است. در جنگ ۱۲ روزه، اگرچه شرایط از نظر اقتصادی و اجتماعی دچار تنش بود، اما سیستم توانست با استفاده از منابع داخلی و توانایی‌های انسانی، در برابر تهدیدات ایجاد شده، یک پاسخ سازگار و متمرکز ارائه دهد.

این پاسخ، نه تنها موجب تثبیت قدرت داخلی شد، بلکه به طور محسوسی از نظر رسانه‌ای و روانی، دشمنان را مبهم و مات کرد. در واقع، در این مقطع، جمهوری اسلامی نه تنها غافلگیر نشد، بلکه خود را به عنوان یک قدرت مصمم و پایدار در برابر فشارهای خارجی و داخلی معرفی کرد. این تغییر در نقش، نشان‌دهنده یک توانایی تحلیلی و عملیاتی بالا است، که در مواجهه با شوک‌های ناگهانی، می‌تواند به عنوان یک توانایی استراتژیک تلقی شود.

استحکام در برابر شوک

تکیه بر استحکام داخلی و توانایی پاسخگویی در شرایط بحرانی، نشان‌دهنده یک سیستم که نه تنها در حالت آرامش، بلکه در شرایط تنش، قادر به عملکرد است. در این مورد، جمهوری اسلامی با استفاده از سازوکارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی، توانست در مواجهه با اغتشاشات دی ماه، از جمله فشارهای اقتصادی و سیاسی، پاسخی منسجم و متمرکز ارائه دهد. این پاسخ، نه تنها به تثبیت قدرت داخلی کمک کرد، بلکه از نظر رسانه‌ای، موجب شد تا دشمنانش در مورد قدرت و پایداری این سیستم سوال کنند.

بنابراین، غافلگیری در این مورد، نه یک شکست، بلکه یک لحظهٔ آزمایشی است که سیستم در آن، عمق و استحکام خود را به نمایش می‌گذارد. در واقع، این فرآیند، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، نه تنها قادر به تحمل شوک‌های ناگهانی است، بلکه می‌تواند در مواجهه با آنها، خود را به عنوان یک قدرت مصمم و پایدار معرفی کند.

سخن نهایی؛ غافلگیری به عنوان یک شاخص قدرت

در نهایت، مفهوم غافلگیری در سیاست، نباید به صورت ساده‌گرایانه تفسیر شود. در مورد جمهوری اسلامی، این پدیده نه تنها نشان‌دهنده یک شوک اولیه است، بلکه می‌تواند به عنوان یک شاخص از عمق و استحکام سیستمی مورد تحلیل قرار گیرد. زیرا هر سیستمی که بتواند در مواجهه با یک چالش ناگهانی، به سرعت و با یک پاسخ سازگار پاسخ دهد، نشان‌دهنده یک ساختار داخلی قوی است.

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.