پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، این انتظار طبیعی در میان مردم شکل گرفته بود که مسئولان با درک شرایط جدید، تغییراتی ملموس و به نفع جامعه ایجاد کنند. در این میان رهبری نیز با طرح مفهوم «برای ایران بخوان»، بر ضرورت تحول در نگاهها و رویکردهای مسئولان تأکید کردند. اما اصرار بر ادامه روشهای پیشین و فقدان تغییرات معنادار، به تدریج بستر نارضایتیها را فراهم و در نهایت به حوادث اخیر منجر شد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در سالهای گذشته، طیف گستردهای از مسائل و چالشها، از موضوعات فرهنگی و اجتماعی همچون فیلترینگ، حجاب و عفاف، و موتوسواری زنان گرفته تا مشکلات معیشتی، تورم و گرانی، ذهن و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داد. اگر هر یک از این مسائل در زمان مناسب و با تدبیری کارآمد و به نفع مردم مدیریت میشد، بیتردید شرایط کنونی کشور متفاوت بود. اما اکنون نه تنها آن دغدغهها کماکان به قوت خود باقی هستند، که دغدغههای جدیدتری نیز به آنها افزوده شده است. در چنین فضایی، جامعه با اندوه از دستدادنهایی در حوادث اخیر نیز مواجه است.
کار درست در زمان درست
تأکید همواره بر این بوده که انجام کار درست، در بهترین شرایط و زمان مناسب، مؤثرترین نتیجه را به همراه دارد. اما اکنون به شرایطی دچار شدهایم که حتی اگر تمامی مسئولان، امروز و یکباره، درباره همه دغدغههای چند سال اخیر به نفع مردم تصمیم بگیرند و آن را اعلام کنند، احتمالاً تأثیر چندانی در بهبود وضعیت و کاهش شکافهای عمیق ایجاد شده نخواهد داشت. این بنبستِ بهوجودآمده، ناشی از تجربه زیسته مردم و کاهش اعتماد آنان به روندهاست. افزون بر این، همچنان نشانهای از تحول بنیادین و حرکت در مسیری جدید دیده نمیشود و چه بسا فضای موجود، معطوف به یافتن مقصرانی غیر از خود، توسط همه جریانات باشد که این خود، بر پیچیدگی و دشواری شرایط میافزاید.
در این میان، یک واقعیت تلخ خودنمایی میکند: ادامه وضع موجود، شکافها را عمیقتر خواهد کرد و انجام اقدامات دیرهنگام و بدون بستر اعتماد نیز، نتیجه چندان مطلوبی به بار نخواهد آورد. بدینسان، گزینههای پیشِ رو انتخاب بین گزینه خنثی و بدتر است. در چنین وضعیت بغرنجی، دستیابی به همان نقطه خنثی نیز میتواند دستاوردی ارزشمند تلقی شود. مگر این که تحولی آنچنان بزرگ در راه باشد که شکاف ها را بتواند پر کند. این اتفاقا همان نیاز اساسی است.

تغییر رفتار، فراتر از ضرورت
به اعتقاد حسن بیادی، دبیرکل جمعیت آبادگران، نقطه حساس و تعیینکننده، دقیقاً پس از پایان جنگ ۱۲ روزه بود. به گفته او، در آن برهه که میشد با تکیه بر سرمایه اجتماعی و محبت مردم، گامهای مؤثری برداشت، متأسفانه اشتباه کردیم و نهایتاً مردم را با بیتوجهی به خواستههایشان، تنبیه کردیم.
تقی آزادارمکی، جامعهشناس و تحلیلگر سیاسی، در تحلیل شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه تأکید کرد که سرمایه اجتماعی کشور به شدت آسیب دیده و شکاف میان حاکمیت و مردم عمیقتر شده است؛ او معتقد است بدون بازسازی اعتماد عمومی از طریق تغییرات واقعی در سیاستهای داخلی و توجه به مطالبات طبقه متوسط، امکان بازگشت به انسجام پیشین بسیار دشوار خواهد بود و ادامه وضع موجود، جامعه را به سمت بیاعتمادی بیشتر سوق میدهد.
آنچه امروز بهوضوح دیده میشود، شکافی است که از یک سو با صبوری و حضور مستمر مردم در برناه هایی همچون راهپیمایی پر میشود، اما از سوی دیگر با اقدامات نادرست یا فقدان اقدامات لازم، از جانب مسئولان عمیقتر میگردد. با این همه، حضور گسترده مردم در راهپیمایی اخیر، پس از آن همه رخداد و نارضایتی، میتواند نشانهای از امید و تلنگری جدی برای مسئولان باشد تا در نگاهها و رویکردهای خود بازنگری اساسی کنند. اما لایه اصلی و پنهان این معادله، همان نگاههای حاکم بر تصمیمگیریهاست؛ نگاههایی که تا زمانی که دچار تحول نشوند، تغییر در سطح نیز رخ نخواهد داد.
حداقل و کم ترین کار، رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی و همه دغدغه های اجتماعی و فرهنگی این سالهاست تا بتوانیم امیدوار به اصلاحات اساسی تر در حوزه های اساسی تر باشیم.