شمال نیوز: رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار سخنان مهمی بیان کردند که در ادامه به جوانب مهم و مستحکم این بیانات اشاراتی خواهد شد.
چهلمین روز شهادت جانگداز شهدای فتنهی اخیر، که با نثار جان و فراخوان خونین مردم به صحنه و دفاع جانانه از نظام و آرمانهای شهدا و امام شهیدان، کمرِ بزرگترین فتنهی پس از انقلاب را شکست و مانع از تحقق آرزوهای شومِ بیگانگان و مزدورانِ وطنفروش شد، بهانهای است تا در این مجال، شبهکودتای آمریکایی_صهیونی براندازی اخیر را مرور کنیم.
محاسبات غلطِ نظام سلطهی جهانی دربارهی مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، نزدیک به پنج دهه است که مانع از اصابت تیرهای خشم و عناد غربیها و صهیونیستها به اهداف مدنظرشان شده است؛ تیرهای شلیکشدهی آنان یکی پس از دیگری به خطا میرود و وعدههایشان توخالی و پوشالی از آب درمیآید.
وعدههای تکراریِ سقوط نظام مقدس جمهوری اسلامی، از کودتاهای نظامیانِ طاغوت در سال ۱۳۵۸ آغاز شد و رفتهرفته به شعار سازمانی منافقین در جریان جنگ مسلحانه، یا همان فاز تروریستی آنان، تبدیل شد. این وعدهها در چرخهی تکرارِ هفتهای، ماهانه، ششماهه، سالانه و دوساله شنیده میشد و حتی در مصاحبهی آغاز جنگ صدام علیه ایران نیز رسانهای شد. اینهمه، پوچیِ چنین باورهای خام را بارها و بارها اثبات کرد.
امروز نیز که باز هم وعدهی سقوط نظام القا میشود، یاد همان حرفهای صدمنیکغازی میافتیم که در سلسله فتنههای ۷۸ تا ۱۴۰۴ پیدرپی تکرار شد، اما پس از گذشت ۴۷ سال و تجلیِ ایرانِ مقتدر و قوی، اثری از آنها دیده نمیشود.
حتی زمانی که شخص ترامپ، با باد پیروزی در ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور و همسرش، ایران را پیدرپی به تکرار سرنوشت ونزوئلا هشدار میداد، باز هم اتفاقی نیفتاد. اقتدار نظام، هم به لحاظ رهبری مقتدر و شجاع و هم به جهت استحکام قوای مسلح و انسجام ملی مردم، که در راهپیماییهای اعجابانگیز ایامالله ۲۲ دی و ۲۲ بهمن تجلی یافت، راهی جز عقبنشینی و خالیکردن پشت فتنهگرانِ آمریکایی برای او باقی نگذاشت.
اگرچه فتنهگران شبه کودتای آمریکایی_صهیونی اخیر، وقاحت را پیشه کردند و عامدانه نخواستند شکست را به روی خود آورند، اما سرانشان ناچار به اعتراف شدند و به کلاهِ گشادی که بر سرشان رفت اذعان کردند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، اگرچه ایران عزیز تاوان سنگینی پرداخت، اما باز هم ـ مثل همیشه ـ کَکِ غربیها و صهیونیستها نگزید! آنها تنها برای تیترها، تحلیلها، تحریکها و تشویشهای رسانهای به دنبال سوژهها، تصاویر و اتفاقات میدانی بودند. ازاینرو مأمورانِ آموزشدیده را پیشقراول کردند و نوجوانان و جوانان خام و بیتجربه را ـ که نه تاریخ خوانده بودند و نه مطالعهای عمیق داشتند ـ به میدان فراخواندند. با پشتوانهی این فراخوانها، فجیعترین جنایتها و گستردهترین خسارتها را رقم زدند و برای تحقق پروژهی کشتهسازی، حرفهایترین قتلها را مرتکب شدند؛ طی آن، هم مأموران انتظامی و هم مدافعان امنیت با تیر و تبر و دشنه و قمه و خنجر، سلاخی شدند.
برای افزایش آمار نیز حتی به همین نسلهای احساساتی رحم نکردند! بنا بر گزارش پزشکی قانونی، اکثریت قابلتوجهی از کشتهها از پشت تیر خورده بودند و گلولههای شلیکشده از همان سلاحهای آمریکایی و اسرائیلی بود که مأموران ایرانی در اختیار نداشتند.
دادن آمارهای کذایی و سوءاستفاده از زودباوریِ عدهای سادهلوح، سبب شد تعداد کشتهها ابتدا ۱۲ هزار نفر اعلام شود و سپس تا ۹۰ هزار نفر هم رسانده شود! اما پس از شفافسازی نهادهای رسمی، بهویژه اعلام آمار ریاستجمهوری ـ که حتی به سه هزار نفر هم نمیرسید و از این تعداد بیش از ۲۴۰۰ نفر مربوط به شهدای نظام در این فتنهی شبه کودتای آمریکایی_صهیونی بودند ـ آنان ناچار به پذیرش آمارهای پایینتر شدند. زندهشدن افرادی که بهعنوان کشته معرفی شده بودند، رسوایی را چنان بالا برد که در شبکههای تلویزیونی رسماً اذعان کردند دروغ گفتهاند و هدفشان صرفاً تشویش اذهان عمومی، تحریک دولتهای غربی برای حمله نظامی به ایران، شوراندن مردم علیه نظام و ایجاد چالشهای ساختگی بوده است.
امروز، چهلمِ شهدای فتنهی آمریکایی_صهیونی اخیر است؛ فتنهای که رهبر معظم انقلاب از آن به «شبهکودتا» تعبیر فرمودند. یعنی تمام مقدمات، ابزارها، رسانهها و حمایتهای خارجی برای براندازی نظام فراهم بود، اما چون خدا نخواست و مردم به صحنه آمدند، نقشههای شومِ بیگانگان و مترسکهای خیمهشببازیشان نقش بر آب شد؛ بهعبارتی، شکست تلخِ طبس تکرار شد. نهتنها کمکهای در راهِ آمریکا و اسرائیل به مقصد نرسید، بلکه آنان امروز ذلیلانهتر از پیش، التماس مذاکره میکنند و حتی ترامپ آمادگی خود را برای دیدار با رهبر معظم انقلاب اعلام کرده است.
معظمله امروز صراحتا فرمودند:«خونهایی بر زمین ریخته شد؛ ما داغداریم.
عدهای از کشتهشدگان، خود همان مفسدین و فتنهگران و کودتاچیها بودند؛ عدهای دیگر، کسانی بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سر و کارشان با خداست»
ایشان در ادامه اذعان داشتند: «من کشتهها و جانباختهها را به سه دسته تقسیم میکنم:
- دستهی اول نیروهای مدافع امنیت و مدافع سلامت نظام بودند که در این راه به شهادت رسیدند.
- دستهی دوم رهگذران بیگناهی بودند که تعدادی از آنان نیز شهید شدند.
- دستهی سوم کسانی بودند که فریب خوردند، سادهدل و بیتجربه بودند، و ناآگاهانه با فتنهگران همراه شدند؛ مسئولین نظام آنان را هم در شمار شهدا محسوب کردند، و کار درستی کردند.»
امام خامنهای مدظلهالعالی در مورد شأن و جایگاه ایران اسلامی فرمودند: «جمهوری اسلامی یعنی یک ملت زنده؛ جمهوری اسلامی، حکومتی جدا از مردم نیست.
جمهوری اسلامی، عبارت است از ملت ایران؛ ملتی پابرجا، مستحکم، حاضر به تلاش، زحمت و کار برای پیشرفت خود و بحمدالله در این چهلوهفت سال پیشرفت کرده است. آن روزی که جمهوری اسلامی تنها یک نهال باریک بود، شما نتوانستید آن را از زمین برکنید و امروز، بحمدالله این نهال، به شجرهای مبارک، بلند و پربار تبدیل شده است.»
فرمانده کل قوا در ادامه فرمایشات پرصلابتشان با تاکید فرمودند:« رئیسجمهور آمریکا مرتب تکرار میکند که «ارتش ما قویترین ارتش دنیاست».
اما قویترین ارتش دنیا نیز ممکن است چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود! خطرناکتر از ناو جنگی، آن سلاحی است که میتواند همان ناو را به قعر دریا فرو ببرد.
رئیسجمهور آمریکا در یکی از سخنرانیهای اخیر خود گفته که «۴۷ سال است آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد». این اعترافی بزرگ و گویاست. من میگویم:
تو هم نخواهی توانست جمهوری اسلامی را از بین ببری.»
حضرت آقا در متن سخنان کوبندهشان به غرق شدن ناو آمریکایی اشاره فرمودند که متضمن چندین نکته شاهکلیدی است.
اول اینکه کشوری که بدون ترس، حرف از غرق کردن چنین ناو غولپیکری میزند، یعنی سلاح قدرتمندِ غرقکننده را نیز داراست.
دوم اینکه نه تنها هیچ ترس و ابایی از بیان چنین جمله مستحکمی ندارد، بلکه هیبت و قدرت و جسارت آن را نیز داراست که بیپیرایه از آن سخن میراند.
بازسازی و تجهیزِ قویترِ توان دفاعی ـ اعم از موشکی و پهپادی ـ و مانورهای نظامی در تنگهی هرمز و سایر آمادگیهایی که دشمن تا حدودی از آن باخبر است، کار را به جایی رسانده که یکییکی شاهد عقبنشینیهای آمریکا از شروط مذاکره و محدود شدن آن فقط به موضوع هستهای بودهایم و علیرغم حفظ سطح بالای آمادگی دفاعی، امنیت ایران تضمین شد.
اما همهی اینها به معنای پایان یافتن توطئهها نیست. کنفرانس مونیخ، دم تکان دادنهای سلطنتطلبها و منافقین و نفرات اجارهای آنان در تجمعات خلوتِ ادعایی، میدانداری سلبریتیهای وطنفروش، درخواست حملهی نظامی به ایران از سوی آمریکا و اسرائیل، اجرای کنسرتهای خیابانی چندنفره و حتی تهاجم و اجبارِ مغازههای ایرانی در کانادا به نصب عکسِ ربعپهلو... همهوهمه جولانِ دمِ مرگِ مگسهایی است که به گیجگاهشان ضربه خورده و نزدیکتر از همیشه رو به فرجام و زوالاند.
اما از هر زاویهای که بخوانیم، تاوانی که ایران عزیز در این فتنه پرداخت، تأسفبار است. برای ما، نهتنها از دست دادن شهدایمان دردناک است، بلکه حتی مرگِ همان نوجوان و جوانِ احساساتی که از پشت تیر خورده و قربانی فتنهگران، برای بالا بردن آمار کشتهها شده، غیرقابلتحمل است. هنرمندان ما وظیفه دارند این فتنه را بر اساس فرهنگ و باورهای ایرانی بازآفرینیِ هنری کنند تا افکار عمومی در آینده فریب روایتهای هالیوودی و توجیهگر غربیها و عواملشان را نخورد و خدای ناکرده بار دیگر شاهد جابهجاییِ «شهید و جلاد» یا «خادم و خائن» نباشیم.
امروز بهراحتی میبینیم که از جنایتهای رژیم ستمگر پهلوی و منافقینِ تروریست، سفیدشویی میشود و آنان را با آن همه فساد، تباهی، خشونت و شکنجهگری، تطهیر کرده و حتی فرشتهی نجات ایران معرفی میکنند. چنین وارونگیِ حقیقت، هشدار جدی برای آینده است.
فلذا، ضمن گرامیداشت چهلمین روز عروج شهدای عزیزِ فتنهی شبه کودتای آمریکایی_صهیونی، امیدواریم جامعه با نگاهی عمیق و رویکردی دقیق، مظلومیت آنان را جبران کرده و قدرشناسِ کسانی باشد که برای تأمین امنیت مردم از جان مایه گذاشتند و بیادعا به مسلخ عشق شتافتند:
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبهصفتانِ زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مگریز
مُردار بود هر آن که او را نکشند
جا دارد جدای از تروریستهای حرفهای و سردستههایی که داعشوار به جان مردم، بهویژه نوجوانان، جوانان، مأموران و مدافعان امنیت افتادند، علاوه بر خانوادههای معظم شهدا، با خانوادههای سایر کشتهشدگان و قربانیان نیز اظهار همدردی کرده و برای آنان آرزوی تسلی خاطر کنیم؛ چراکه به تعبیر مقام معظم رهبری، آنان نیز فرزندان ما هستند.