علی ورامینی
سردبیر ماهنامه مدیریت ارتباطات
چندی پیش وزیر ارتباطات در صحبت با اهالی رسانه نکاتی مطرح کرد که چکیدۀ آن را هر لحظه در کانالهای تلگرامی میبینیم. به این آگهی نگاه کنید: «طبق گزارشهای کاربران بعضی از استانها اینترنت ملی شده: مشهد، قزوین، قم و...، اگه نمیخوای برگردی روبیکا همین الان اشتراکتو تهیه کن. جهت خرید کانفینگ متصل حتی در این شرایط نت کلیک کنید».
این چند خط تبلیغ که نمونهای از تبلیغات بیشمار اینچنینی در فضای مجازی، بهخصوص تلگرام است، عصارۀ حکمرانی بر اینترنت در سالهای اخیر است. دروغ، تحقیر ملی و ناحکمرانی در همین چند کلمهای که همۀ ما ایرانیان در کانالهای تلگرامی از صبح تا شب میبینیم، موج میزند.
این تبلیغ اول با ترساندن مخاطب ایرانی از قطعی اینترنت، امری که گویی قبح آن برای حاکمیت ریخته است، بهدروغ میگوید که شهرهایی همین الآن این وضعیت را دارند.
در واقع آگهیاش را با یک خبر جعلی شروع میکند تا بتواند بیشتر بفروشد.
تجربۀ کاربر ایرانی نیز باعث میشود بهراحتی این دروغ را باور کند، چراکه بارها با این تجربه روبهرو شده و اینترنتش یا قطع شده است یا دچار اختلال.
ناحکمرانی هم در این چند خط موج میزند: از یک سو انگار جنگی مدام و بیپایان بین مردم (اینجا یکی از استثناترین جاهایی است که مردم به معنای واقعی به کار برده میشود، چراکه طبق آمارهای رسمی بیش از ۸۰ درصد مردم داخل ایران از ابزار دور زدن فیلترینگ استفاده میکنند) وجود دارد.
عدهای در حاکمیت دائماً در تلاش برای تنگ و تنگتر کردن فضای دسترسی مردم به اینترنت آزادند و در طرف مقابل، همۀ مردم در پی یافتن راههایی برای فرار از این وضعیت. در حقیقت توان و منابع کشور به جای آنکه صرف کاهش فرسنگهای عقبماندگی از وضعیت موجود جهان شود، در این راه مصرف میشود که چطور دسترسی مردم را به اینترنت کم کند.
این آگهی تبلیغاتی از سوی دیگر وضعیت گروتسکِ حکمرانی کشور در حوزۀ اینترنت را نیز به رخ میکشد. کلیت این آگهی چنین مدعایی دارد که «درست است عدهای اینترنت را هر وقت بخواهند قطع میکنند، اما نگران نباشید کار آنها آب در هاون کوبیدن است و بهراحتی همۀ زحماتشان را میتوان دود کرد و با فیلترشکنهای ما به اینترنت جهان متصل شوید.»
بدترین قسمت این آگهیها اما تحقیری است که یک ملت را نشانه گرفته است. چنین وضعیتی برای اینترنت - ابزاری که بهعنوان اکسیژن مدنی در جهان امروز شناخته میشود -ــ سزاوار مردم ایران نیست.
اینکه کاسبان ناخوشی ملت چنین فضایی داشته باشند که با دروغ و جفنگ مردم را بفریبند تا بتوانند بیشتر و بیشتر جیب خود را پر کنند، شایستۀ هیچ مردمی نیست.
کاش تحقیر ملی به همینجا ختم میشد. آنجا که میگوید «اگر نمیخواهی به روبیکا برگردی همین الان از ما خرید کن»، فقط نشاندهندۀ هدررفت سرمایۀ کلان کشور نیست، بلکه حاکی از فروپاشی اعتماد بهعنوان یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی در کشور ماست.
در واقع محصول ایرانی چنان غیرقابل اعتماد و ناکارآمد است که کاسب فیلترینگ برای فروش بیشترِ خودش آن لولو را به آگهی خود احضار میکند تا مردم از ترس مواجهه با آن لولو، به محصول او پناه ببرند.
لبّالباب صحبتهای ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، در جلسه با رسانههای تخصصی حوزۀ فناوری ارتباطات هم که اخیراً برای همفکری و تبادل نظر در رابطه با وضعیت اینترنت، بهخصوص قطعی ۲۰روزه برگزار شده بود، همین مباحث بود.
قطعاً هیچ متخصص و اهل فنی بر این امر باور ندارد که فضای مجازی رها باشد.
فضای مجازی که امروز یکی از گستردهترین و مهمترین بخشهای زندگی واقعی است، با رهاشدن مطلق به سمتی میرود که فضای واقعی در صورت رهاشدگی مطلق میرود.
در وضعیت رهاشدگی هم عامۀ مردم متحمل آسیبهای فراوان میشوند و هم دولت. نکتۀ ستار هاشمی نیز همین است که استمرار این وضعیت هر دخلوتصرفی در فضای مجازی را از دست حاکمیت خارج میکند.
همین الآن در کشورهای آزادی چون استرالیا، اسپانیا، فرانسه، پرتغال، مالزی و... قوانین سفتوسختی برای منع استفادۀ کودکان از شبکههای اجتماعی وجود دارد.
یا در همۀ کشورها قوانین سختی بر فضای مجازی حاکم است تا حضور شهروندان در این فضا با کمترین آسیب همراه باشد. حتی در مواقع بحرانی برای زمان بسیار محدودی قطعی اینترنت پیشبینی شده است.
شهروندان هم متعرض این تنظیمگری در فضای مجازی نمیشوند، چراکه اعتمادی میان آنها و رگولاتور شکل گرفته و پیشفرضشان این است که رگولاتور برای بهبود زیست مجازی آنها چنین سازوکاری را طراحی میکند.
فحوای کلام هاشمی در آن جلسه، بهعنوان فردی دانشگاهی که سالهاست بهصورت تخصصی در حوزۀ هوش مصنوعی فعالیت میکند، این بود که نگاه غیرتخصصی و امنیتی حاکم بر فضای مجازی کار را از دست خارج کرده است.
در واقع سرکنگبین صفرا فزوده است و راهکارهای طراحیشده به ضدِ خودشان تبدیل شدهاند. گرفتن بیخ گلوی اینترنت آزاد توسط عدهای در ایران باعث شده عنان کار بهکلی از دست خارج شود.
به گمانم ایران تنها کشوری باشد که از کودک تا کهنسال از ویپیان استفاده میکنند و به واسطۀ این ویپیان به تمامی پستوهای دارکوب دسترسی دارند.
بچهای که در کشورهای پیشرفته از استفاده از شبکههای اجتماعی هم منع میشود، در کشور ما بهراحتی به همۀ سایتهای مستهجن جهان دسترسی دارد و هیچکس هم نمیتواند این وضعیت و آسیبهایی را که به او وارد میشود، کنترل کند.
کشور ما احتمالاً تنها کشوری است که حتی اگر مورد حملۀ سایبری و واقعی نیروهای خارجی قرار بگیریم و مسئولان ناچار شوند برای کنترل فضا اینترنت را قطع کنند، مردم هرگز باور نمیکنند که این قطعی برای حفاظت از آنها و کشور است؛ مردمی که برایشان سؤال است که قطعی اینترنت که حیات بسیاری از آنها به معنای واقعی کلمه به آن وابسته است، چرا باید بیش از ۲۰ روز طول بکشد؛ مردمی که این جنگ بیپایان برای دسترسی به اینترنت جهانی را متوجه نمیشوند؛ مردمی که برایشان مسجل شده نگاه ساختار سیاسی به اینترنت یک نگاه امنیتی است و چرایی آن را متوجه نشدهاند، دیگر هیچ قاعده و قانونی را در این فضا از سوی حاکمیت نخواهند پذیرفت.
نگاه افرادی چون ستار هاشمی که این روزها او و وزارتخانهاش را بهعنوان کنشگر اینترنت آزاد میبینیم، نه متولی وضعیت اینترنت، میتوانست نجاتدهندۀ این وضعیت باشد؛ نگاهی که هم مردم را به حقوق بیچونوچرایشان، حق ارتباطات و استفاده از اینترنت، برساند، هم این فضای تحقیرآمیز کاربر ایرانی را از بین ببرد و هم امکان هیچ رگولاتوریای در آن از بین نرود. افسوس که هر روز انگار باید از نقطۀ صفر شروع کنیم.