پرسپولیس در نیمفصل دوم به شکلی نتیجه گرفته که کمتر هواداری تصورش را میکرد؛ باختهای پیاپی و نمایشهایی که بیشتر از هر چیز، عصبانیت و نگرانی را در بین هواداران بهوجود آورده است. بحرانی که حالا دیگر فقط یک افت مقطعی نیست و نشانههای فنی مشخصی دارد.
یکی از بزرگترین مشکلات این تیم، ضعف آشکار در پرس و بازپسگیری توپ است. پرسپولیس نه در زمان از دست دادن توپ واکنش سریع و هماهنگ نشان میدهد و نه در فاز دفاعی میتواند جریان بازی حریف را مختل کند. فاصله خطوط زیاد است، فشار روی صاحب توپ نصفه و نیمه انجام میشود و در نتیجه حریف بهراحتی از فاز اول پرس عبور میکند.
از آن طرف، وقتی خود پرسپولیس تحت فشار قرار میگیرد، آسیبپذیریاش دوچندان میشود. مدافعان و هافبکها در برابر پرس شدید تمرکز کافی ندارند و خیلی راحت توپ لو میدهند. همین توپلودادنهای ساده، بارها زمینهساز موقعیت برای رقبا شده است. تیمهای دونده و منظم که پرس سازمانیافته دارند، در نیمفصل دوم دقیقاً همین نقطه ضعف را هدف گرفتهاند و موفق هم بودهاند.
واقعیت این است که حالا تقریباً همه تیمها فرمول ضربه زدن به پرسپولیس را پیدا کردهاند؛ پرس شدید در یکسوم میانی زمین، بستن مسیرهای پاس کوتاه و وادار کردن مدافعان به تصمیمهای اشتباه و پاس های بلند بی هدف. پرسپولیس در خروج از فشار برنامه مشخص و هماهنگی لازم را ندارد و همین مسئله باعث میشود ساختار بازیاش خیلی زود به هم بریزد.
پرس برای این تیم تبدیل به کابوس شده؛ فشاری که نهتنها جریان بازی را مختل میکند، بلکه اعتمادبهنفس بازیکنان را هم از بین میبرد. اگر کادرفنی راهکاری برای شکستن پرس و بهبود بازپسگیری توپ پیدا نکند، این نقطه ضعف همچنان پاشنه آشیل پرسپولیس باقی خواهد ماند و رقبا با همان نسخه ساده، پرسپولیس را به راحتی فلج خواهند کرد.
بیشتربخوانید: اوسمار مثل ساپینتو؟ جزئیات تصمیم پرسپولیس برای سرمربی برزیلی













