از متن بیانیه پرایراد باشگاه استقلال برای معرفی سهراب بختیاریزاده به عنوان سرمربی جدید، میتوان فهمید اوج بیسلیقگی در فرآیند باشگاهداری ایران تا کجاست.
این لغزشهای ابتدایی نشان میدهد حتی واگذاری باشگاهی در ابعاد استقلال به یک هلدینگ برخوردار از پشتوانه مالی نیز الزاماً به بهبود کیفیت تصمیمسازی و اجرا منجر نمیشود. منابع مالی میتوانند هزینهها را پوشش دهند، اما خلأ استانداردهای حرفهای را نه.
در ویترین یک باشگاه بزرگ، نخستین چیزهایی که در بزنگاهها دیده میشوند، لزوماً جامها و افتخارات نیستند؛ بلکه همین «جزئیات ظاهراً ساده»اند: نحوه معرفیها، دقت در واژهها، و کیفیت بیانیههایی که تصویر عمومی باشگاه را میسازند. بیانیه، صرفاً اطلاعرسانی نیست؛ سندی است از هویت سازمانی.
وقتی در هرم مدیریت، حساسیتی نسبت به این ظرایف وجود نداشته باشد، طبیعی است که محصول نهایی نیز از استانداردهای حرفهای فاصله بگیرد. بیاعتنایی به دستور زبان و آداب نگارش، فقط یک خطای شکلی نیست؛ نشانهای از شکاف میان ادعای حرفهایگری و واقعیت اجراست.
استقلال برای بازسازی اعتماد عمومی، بیش از هر زمان دیگری به دقت در همین جزئیات نیاز دارد؛ جایی که حرفهایگری از «کلمات» آغاز میشود.
بیشتر بخوانید: چرا ریکاردو ساپینتو اخراج شد؟/ روایت پشتپرده یک تصمیم بحثبرانگیز در استقلال!














