فوتبال ورزشی غیر قابل پیش بینی است. به همین دلیل جذابیتی چنین فراگیر در سرتاسر دنیا دارد. حتی اگر بهترین و بزرگترین تیم جهان مقابل ضعیفترین تیم در رنکینگ فیفا قرار گیرد، هیچ تضمینی وجود ندارد که پیروزی با تیم قویتر یا پرستارهتر باشد.
در کشور ما نیز این قاعده وجود داشته و این فصل میبینیم فاصله نزدیک بین تیمها به حدی است که در یک سوم پایانی فصل، روی کاغذ حداقل شش تیم شانس قهرمانی دارند و شش تیم در انتهای جدول شانس بقا یا سقوط! فاصله تیم اول با دهم، ۱۰ امتیاز و فاصله تیم ۱۱ با ۱۶ نیز ۱۰ امتیاز -۳بازی- است.
این در حالیست که مدعیان سنتی قهرمانی یعنی استقلال و پرسپولیس، تراکتور و سپاهان با بودجه کاملا متفاوت نسبت به سایر تیمها بسته شده و فشار توقعات از سوی هواداران آنها برای قهرمانی بر کسی پوشیده نیست. بزرگی اسم این چهار مدعی و هزینه خرید ستارههای بزرگ، خود انگیزهای میشود برای تیمهای رقیب که بیایند و یقه این بزرگها را بگیرند تا ثابت کنند چیزی کمتر از آنها ندارند. تا چند سال قبل دو بازی پخش مستقیم تلویزیونی -یعنی بازیهای استقلال و پرسپولیس- هم انگیزه مضاعفی برای بازیکنان رقیب این دو تیم بود.
همه اینها را گفتیم تا بگوییم اینکه استقلال به عنوان مدعی صدر جدول مقابل مس به عنوان تیم شانزدهم و قعرنشین به میدان میرفت اگرچه شانس پیروزی آبیها را بیشتر میکرد، اما هیچ دلیل متقنی وجود نداشت که استقلال باید ببرد. به خصوص که در همین فصل بارها دیدهایم استقلال مقابل تیمهای ضعیفتر و کم مهرهتر -چه در ایران و چه در آسیا- با نمایشی به شدت قابل انتقاد شکست خورده است و اساساً به دلیل همین نتایج پر نوسان ساپینتو برکنار شد.
اما بازی مقابل مس یک استقلال متفاوت از همیشه را شاهد بودیم. تیمی که در هر دو نیمه تیم برتر زمین بود. در نیمه اول با یک شلیک استثنایی به گل برتری رسید، سپس گل دوم را هم زد که به دلیل موقعیت آفساید یاسر آسانی در لحظه شروع حمله، مردود اعلام شد و سوای همه آنها محمد حسین اسلامی به تنهایی میتوانست حداقل دو بار سولوگل بزند که یک بار با فاصله میلیمتری از کنار دروازه بیرون رفت و بار دوم خودش توپ گرفت و دفاع را به هم ریخت و ضربهاش با بدشانسی به هر دو دیرک دروازه خورد و بیرون آمد.
قطعاً شوک تغییر سرمربی روی این نمایش تاثیر داشت، همانطور که میل به صدرنشینی وجود داشت. اما از انگیزههای مس و مجتبی جباری هم به سادگی نباید عبور کرد. استقلال در این مسابقه شایسته پیروزی بود و مهمترین دلیل این نمایش، آرامش بازیکنان در ضربه به توپ و روال فنی مسابقه بود.
همین بازیکنان تا بازی قبل به وضوح در چهره استرس داشتند و ساقهایشان میلرزید. جرات پاسهای متوسط را هم نداشتند چه رسد به تعویض منطقه بازی به شکل بلند! از دریبل وینگرها و مهاجم خبری نبود و همین ضربهای که سعید سحرخیزان زد و به گل تبدیل شد، را در کل فصل از او و دیگر مهاجمان استقلال ندیده بودیم.
حالا باید به دنبال این سوال رفت که راز این آرامش استقلالیها در چه بود؟ نظریه پردازان تئوری توطئه جواب مشخصی برای این سوال دارند و مثال مشابهی که همان پرسپولیس یا رقیب دیرینه آبیها باشد!
اینجا را بخوانید: استقلال برد، چون جزئیات تفاوتها را رقم میزنند













