خسارت بزرگ در سرعت گیر عجیب شهرداری شیراز+فیلم

تابناک دوشنبه 04 اسفند 1404 - 11:56
کلیپ خبرساز از سرعت گیر تازه در شیراز که خودروها را به پرواز در می آورد، چیزهای دیگری را نیز در خود نهفته دارد.

در کلیپ منتشره از یک اتوبان در شیراز که ماشین ها در عبور از روی سرعت گیرِ تازه، به پرواز در می آیند و  تا پای وازگونی پیش می روند،آنچه بیش از سرعت گیر، روح را می لرزاند، ژرفای ناگواری دیگری است که در آن نهفته؛ روایتی تأسف بار از بیرنگ شدن همان چیزهایی که آدمی را به فرداها امیدوار می کند.

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک،  کلیپ خبرساز از سرعت گیر تازه و غیراستاندارد در شیراز از چندین جهت قابل بررسی است. اینجا فعلا از عملکرد متولیان امر، سخن به میان نمی آید، هرچند که بی گمان، دانه این ماجرا از دست آنها روییده است و باید با چشمانی بازتر به تماشای دردهای شهر بنشینند و هزینه اشتباهاتی اینگونه را باید بپردازند.

 اما آنچه تماشای این کلیپ را به تلخندی فرو می برد، نه فقط پرواز خودروها از روی سرعت گیر، که قهقهه های بیوقفه پشت دوربین است. قهقهه هایی که از بی خیالی چند نفر بیرون میزند، بی آنکه مسئولیتی در قبال این خودروهای در حال پرواز احساس کنند. آنها قانوناً در برابر این صحنه پاسخگو نیستند و مسئولیتی هم ندارند. اما "ریزعلی خواجوی" هم مسئولیتی نداشت. قرار هم نبود مسئولیت واژگونی قطار را بپذیرد. او هم می توانست بالای کوه بنشیند و تماشاگر فاجعه ای باشد که می آمد و حتی شاید به سوزِ دلش، پوزخندی هم می زد.

تعداد بازدید : 0
کد ویدیو

حماسه انسانیت!
اما حماسه درست آنجا زاده شد که وجدان بیدار یک انسان، بر کرختی روحش غلبه کرد. ریزعلی پیراهنش را آتش زد و به سوی قطار دوید.

آن چند نفر پشت دوربین، که بی تردید از خطر سرعت گیر خبر داشتند، می توانستند یک لحظه، خود را جای راننده آن خودروی سرگردان بگذارند.  آنگاه شاید احساس مسئولیت زاده می شد. چه بسا پس از پایان فیلم، کاری کرده باشند. اما آنچه در قابِ این ویدیو برای همیشه ثبت شده، نه یک لحظه غفلت، که روایتی تلخ از بی خبریِ ما از حال همدیگر است و بی خیالی نسبت به حال دیگری.

این خنده چند نفره به پرواز خودروها و احتمال واژگونی آنها، هر اندازه هم که ناخواسته باشد، درون خود یک هشدار دارد؛ نکند ما هم کم کم در این بیخیالیِ جمعی حل شویم و به آدمهایی تبدیل شویم که خودمان هم نشناسیمشان. نکند این قهقهه ها، نوحه ای باشد بر مرگ تدریجی انسانیتی که روزی درون ما زنده بود. ریزعلی خواجوی آن روز، فقط پیراهن و کبریت نداشت، که وجدانی داشت از جنس آتش. اگر این آتش را در وجودمان خاموش کنیم، جز پیکرهای سرد از خود، چیزی برای جهان به یادگار نمیگذاریم. به راستی نمی شد، کاری برای اطلاع رانندگان از سرعت گیر انجام داد؟ علامتی، نشانه ای و یا هر چیزی دیگری....

خسارت بزرگ در سرعت گیر عجیب شهرداری شیراز

قهقهه جمعی، فریادِ تنهایی
و چه تلخ است این قهقهه ها که در فضای خالی کلیپ می پیچد؛ گویی آینه ای است در برابر روزگار ما. ما که هنوز نمیدانیم تماشاگریم یا بازیگر. سرعت گیرها و دست اندازهای زندگی، خودروهایمان را به هوا پرتاب می کنند و ما، غرق در سرگرمیِ لحظه، از کنار هم می گذریم بی آنکه بپرسیم راننده آن خودروی سرگردان، برادر ما نبود؟ شاید روزی نوبت ما باشد که در هوا پرواز کنیم و کسی، پشت دوربینی ایستاده باشد و به پروازِ بی بال و پرمان بخندد. اینجاست که معنای حقیقی "همنوع" گم میشود؛ جایی که خنده بر درد دیگری، دیگر گناه نیست، که عادت می شود.

شاید باورکردنی نباشد، اما گاهی یک قهقهه جمعی، فریادِ تنهایی یک ملت را بلندتر می کند. ما در برابر دوربین تاریخ ایستاده ایم و نمی بینیم که هر بار به افتادن دیگری می خندیم، تکه کوچکی از  خودمان را در همان دست انداز جا می گذاریم. 

تعداد بازدید : 0
کد ویدیو

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.